_ایکس باکس و گیمینگ پنل جدید

باز هم داستان تکراری ارتباط بازی‌های ویدئویی با افزایش خشونت! آیا به راستی مقصر همه این اتفاقات بازی‌های ویدئویی است؟

بعد از تیراندازی‌های گسترده‌ی هفته اخیر در ال پاسوی تگزاس و دایتون اوهایو، بازی‌های ویدئویی باری دیگر مورد هجوم منتقدان قرار گرفتند که البته این موضوع بی سابقه نیست و جای تعجب ندارد. چندین سیاست‌مدار آمریکایی از جمله دونالد ترامپ، باز هم رسانه سرگرمی را مقصر اصلی این اتفاقات قلمداد کرده‌اند. اما از دیدگاه دکتر کریس فرگوسن (پروفسور روانشناسی در دانشگاه استتسون) ربط دادن بازی‌های ویدئویی به خشونت مثل ربط دادن موز به خودکشی است. در ادامه با وینفون همراه باشید.

هفته گذشته، 32 نفر به قتل رسیدند و دو تیرانداز در دو ایالت، با انگیزه‌های مختلف تصمیم گرفتند که این حق را دارند تا به زندگی انسان‌های دیگر پایان دهند. اما می‌توانیم خودمان را جای یک شهروند آمریکایی بگذاریم و اتفاقاتی که بعد از این جریانات رخ داده است را به مانند یک فیلمنامه پیش روی خود ببینیم. مسئولین مختلف در تلویزیون در مورد پیشینه این دو نفر و انگیزه آن‌ها برای خشونت صحبت می‌کنند و سیاست‌مردان نصف حرف‌های خود را به تسلیت گفتن و نصف دیگر را به تکرار همان اهداف قدیمی حزب سیاسی خود اختصاص می‌دهند.

از آن جا که هر دوی این تیراندازان سفیدپوست و از شهروندان متولدشده در آمریکا بودند، بنابراین سوپرماشیست‌های سفیدپوست دیگر نمی‌توانند موضوعاتی همچون اصلاحات مهاجرتی و یا تروریسم داخلی را فریاد بزنند و در عوض از گوشه و کنار می‌شنویم که این خشونت‌ها به رژیم رسانه‌ای این دو نفر و نحوه استفاده آن‌ها از فیلم‌های سینمایی، شوهای تلویزیونی و یا بازی‌های ویدئویی و تاثیر منفی این رسانه‌ها به ثبات روانی آن‌ها ربط داده شده است. به جای سرزنش خود این افراد و ایدئولوژی‌هایی که مستقیما و عامدانه، حداقل یکی از این جنایت‌کاران را به سمت انجام چنین جنایت هولناکی سوق داده است، باز هم از فیلم‌ها و بازی‌های ویدئویی خشن و نقش آن‌ها در این اتفاق حرف می‌زنیم.

اما این بحثی نیست که اینجا داشته باشیم و در طول بیش از بیست سال گذشته نیز در این زمینه بحث و گفتگو نکرده‌ایم. اعمال خشونت‌آمیز ارتباطی به بازی‌های ویدئویی ندارند و هر شخصی نیز که تلاش داشته باشد در سال 2019 این موضوع را پیش بکشد، نباید جدی گرفته شود.

وقتی بچه بودیم، من و دوستانم تجربه Mortal Kombat را بسیار دوست داشتیم. یک دستگاه آرکید در مغازه کوچکی پایین خیابان وجود داشت و همه بچه‌های محل، آخر هفته‌ها به آنجا می‌رفتند تا مسابقات کوچکی را شکل دهند. وقتی هم در آن مغازه نبودیم، در مورد شخصیتی که دوست داشتیم جای او باشیم صحبت می‌کردیم و این که آرزو داشتیم بتوانیم عبارت حمله‌ی هر شخصیت را بازخوانی کنیم. این نخستین چیزی بود که ما را به عنوان دوست گرد هم می‌آورد و ما سال‌ها این روند را حفظ کردیم.

کودکانی که در زندگی واقعی خود، با نفرت و خشونت محاصره شده‌اند، بسیار بسیار بیشتر از کودکانی که به تجربه بازی‌های ویدئویی می‌پردازند، احتمال تبدیل شدن به یک جنایت‌کار را دارند.

یک روز جمعه که دوباره در آن مغازه جمع شده بودیم، مادر یکی از بچه‌ها با قیافه‌ای بسیار ناراحت بر روی صورتش، آنجا حضور داشت. او می‌خواست بداند که خانواده‌هایمان از کاری که انجام می‌دهیم خبر دارند و در نظر داشت به تک تک والدینمان توضیح دهد که آن بازی چقدر شیطانی است. او ماه‌ها تلاش کرد تا آن دستگاه آرکید را از مغازه خارج کند و یا حداقل یک برچسب هشدار روی آن نصب کند. تعدادی از والدین مانع فرزندان خود برای تجربه بازی شدند ولی در کل چیزی تغییر نکرد و ما همچنان به لذت بردن از Mortal Kombat ادامه دادیم.

آن زمان بچه‌تر از این حرف‌ها بودم که تشخیص دهم چه چیزی آن زن را به انجام چنین واکنشی تحریک می‌کرد. یک مقاله تحقیقاتی تحت عنوان دیدن جهان از پشت عینک‌هایی با رنگ Mortal Kombat: بازی‌های ویدئویی خشن و رشد کوتاه‌مدت خصیصه‌های خشونت‌آمیز، مورد توجه اخبار محلی قرار گرفته بود و قبل از آن که او آنگونه ما را مورد سرزنش قرار دهد، تمام طول شب را به مطالعه آن مقاله مشغول بود.

برای بسیاری از ما، آن اتفاق به نوعی نقطه شروع یک بحث 21 ساله در خصوص خشونت در بازی‌های ویدئویی و تاثیر آن بر ذهن کودکان بوده است. از سال 1998 تا به الان، تقریبا هر سال تحقیقی جدید در این خصوص منتشر می‌شود و در چند سال گذشته تعداد این تحقیقات به طرز چشمگیری افزایش یافته است. اما همگی توافق دارند که خشونت در بازی‌های ویدئویی، ارتباط مستقیمی با زندگی افرادی که آن بازی‌ها را تجربه می‌کنند، ندارد.

اگر کمی به عقب بازگردیم و به گزارش یک جراح عمومی در سال 2001 مراجعه کنیم، متوجه می‌شویم که خشونت موجود در این مدیوم، چیزی نیست که افراد را به سمت خشونت در زندگی واقعی سوق دهد. مطالعاتی وجود دارند که نشان می‌دهند بعضی از بازی‌ها می‌توانند موجب کاهش حس همدلی به میزانی بسیار کم شوند و یا می‌توانند شانس این که شخص واکنشی پرخاش‌گرانه از خود بروز دهد را افزایش دهند ولی در کنار هر کدام از آن گزارش‌ها، اطلاعات واضحی از سایر فاکتورهای محیطی وجود دارند که به وضوح تاثیر بسیار بیشتری بر میزان خشونت افراد دارند. به بیان ساده‌تر، کودکانی که در زندگی واقعی خود، با نفرت و خشونت محاصره شده‌اند، بسیار بسیار بیشتر از کودکانی که به تجربه بازی‌های ویدئویی می‌پردازند، احتمال تبدیل شدن به یک جنایت‌کار را دارند.

ما حدود بیست سال است که این بحث را داریم و امروزه شواهد بسیار اندکی در خصوص ارتباط بازی‌های ویدئویی با خشونت وجود دارد.

به همان اندازه که جامعه بازی‌بازان علاقمندند تا دیگر در این خصوص حرفی زده نشود، به همان میزان هم هنوز موضوعات بسیاری در درون مفهوم گیمینگ وجود دارد که باید مورد تحقیق قرار گیرد و به آن توجه شود. یک نمونه در این مورد که تازگی هم دارد، بحث افزایش قلدری و رفتارهای پرخاشگرانه در بازی‌های ویدئویی آنلاین است که اغلب گزارش شده است تاثیراتی منفی بر روی بازی‌بازان دارد. این موضوع در حال حاضر در دست تحقیق قرار دارد و به طور مداوم توسط سازندگان عناوین چت پلتفرم، مورد اشاره قرار می‌گیرد و اکثریت آن‌ها ابزارهایی برای مقابله با سوء‌استفاده و آزار و اذیت در عناوین خود ارائه می‌دهند. اما در کل، اکثر بازی‌ها به عنوان یک نیروی مثبت در زندگی بسیاری از افراد مورد قبول واقع شده‌اند و احتمالا به همین دلیل، شخصی که در سال 1998 آن مقاله را نوشته بود، حال به انتشار کتاب‌هایی می‌پردازد در این خصوص که چطور فرزندانمان را در جهانی که تهدید زامبی‌ها واقعی است بزرگ کنیم. بله، درست شنیدید!

قطعا تحقیق در مورد اثرات انواع محتویات تحریک‌کننده بر ذهن کودکان، دارای اهمیت است؛ مخصوصا با توجه به حجم بسیار زیاد محتویاتی که هر روزه به سمت ما پرتاب می‌شود که البته همین موضوع نیز لزوم بازنگری در خصوص نکات مورد بحث را حساس‌تر از قبل می‌کند.

بازی‌های ویدئویی در سراسر جهان توسط بازی‌بازان تجربه می‌شوند ولی ماهیت تیراندازی‌های فراگیر، پدیده‌ای است که تنها مختص ایالات متحده است. بحث‌هایی که این روزها می‌شنویم، منتقدانی که قصد دارند این تیراندازی‌ها را به بازی‌های ویدئویی ربط دهند، فقط در ایالات متحده وجود دارند زیرا این نوع از تیراندازی‌های همه‌گیری که در هفته گذشته اتفاق افتاد، در سایر نقاط جهان بسیار کم اتفاق می‌افتد.

صدها تیراندازی جمعی در یک سال گذشته، در یک مکان به وقوع پیوسته است. امروز، 217امین روز از سال میلادی است و تا به حال 297 مورد تیراندازی جمعی در آمریکا گزارش شده است. امسال هم ایالات متحده آمریکا در این زمینه رکوردار است و فاصله بسیار زیادی با کشور بعد از خود دارد.

این موضوع ربطی به بازی‌های ویدئویی ندارد. این موضوع ربطی به اینترنت ندارد. این موضوع به این دلیل نیست که همجنس‌گرایان ازدواج می‌کنند و ربطی هم به بیماری روانی ندارد.

وقتی شما کودکی را در محیطی خشن و پر از نفرت بزرگ می‌کنید و به آن‌ها یاد می‌دهید که انسان‌های دیگر را به دید یک دشمن نگاه کنند و ابزارهایی را در دسترس آن‌ها قرار می‌دهید که طراحی شده‌اند تا افراد بسیاری را در زمانی کوتاه به قتل برسانند، نتیجه چیزی می‌شود که امروزه در آمریکا شاهد هستیم و قطعا این موضوع بسیار اسف‌بار است.

منبع : وینفون
283 پست
هادی اسماعیل‌زاده
دانشجوی ارشد تبدیل انرژی که علاقه زیادی به بازی‌های رایانه‌ای خصوصا عناوین نقش‌آفرینی داره. اوقات فراغت خودشو با فیلم و کتاب پر میکنه و در حال حاضر در بخش گیمینگ وینفون مشغول به فعالیت است.
مطالب مرتبط
تبلیغات
در مای نوکیا بخوانید
دیدگاه کاربران
zaali0873
پاسخ دهید جمعه 18 مرداد 1398

داداش مقالتون عالی بود خسته نباشید 👌💪👏

برای نوشتن دیدگاه می توانید به حساب کاربری خود وارد شوید ورود ارسال نظر به صورت مهمان
برچسب ها: , , , , , , , ,