فان فون

فان فون: راه‌حل‌های پیشنهادی (قسمت چهارم) قبل از خرید کردن، از ما کمک بگیرید

قطعا برای شما هم پیش اومده که بخواهید خرید کنید و قبلش با کسی مشورت کنید تا بهتون بگه خرید بکنید یا نه؟ چه چیزی بخرید؟ از این به بعد نیاز به کسی ندارید و فقط کافیه مطالبی رو که در این مطلب به شما میگم رو مو به مو به خاطر بسپارید. با تیم تک نفره ارائه پیشنهادات وینفون همراه باشید.

  • شنبه 25 فروردین 1397 ساعت 20:00
  • 8
  • علی سمیعی زفرقندی
ادامه مطلب
فان فون

فان فون: راه‌حل‌های پیشنهادی (قسمت سوم) بازی ایرانی، بازی خارجی

میگن بازی‌های ایرانی بخرید، ولی ما که پی سی نداریم و موبایلمون هم اندروید نیست، بازی ایرانی رو بخریم کجا بازی کنیم؟ اصلا حتی اگر پی سی داشته باشیم رو چ حسابی بجا دانلود یه بازی بریم کلی پول یه بازی ایرانی بدیم که نیم ساعته کلا ؟ ما برای همه این مشکلات هم راه حل‌هایی داریم که در ادامه باهاتون در میون میذاریم.

  • پنجشنبه 19 بهمن 1396 ساعت 23:00
  • 2
  • علی سمیعی زفرقندی
ادامه مطلب
فان فون

فان فون: راه حل‌های پیشنهادی (قسمت دوم) رفع اختلاف طبقاتی گیمرها

میری بازی رو با هزار ذوق و شوق میخری، میای خونه، میخوای نصبش کنی دوساعت طول میکشه دیسکش بیاد بالا، بعد هم هشت ساعت نصب میشه، آخر سر کرکشو میریزی بعد بازهم بالا نمیادش. گناه پی سی بازا چیه؟

  • پنجشنبه 5 بهمن 1396 ساعت 22:00
  • 2
  • علی سمیعی زفرقندی
ادامه مطلب
فان فون

فان فون: راه حل‌های پیشنهادی (قسمت اول) وقتی یک بازی بی‌موقع بیاید

وقتی به زمان انتشار بازی های بزرگ نگاه می کنی تازه می فهمی که وقتی می گن تهاجم فرهنگی یعنی چی؟ دقیقا زمان امتحان های ما بازی های بسیار خوبشون رو منتشر می کنند و این همش برای اینه که نذارن ما درس بخونیم و به جای دکتر یه گیمر بیکار بشیم.

  • پنجشنبه 28 دی 1396 ساعت 22:00
  • 5
  • علی سمیعی زفرقندی
ادامه مطلب
فان فون

فان فون: گیمر ایرانی (قسمت سوم) گیمرهای دیروز

بالاخره کارنامه‌ی داداشم اومد و بابام به مناسبت قبولیش جایزشو براش خریده بود، یه ایکس باکس وان که من 24 ساعته در حال بازی بودم باهاش، بعد از این‌که در حین بازی کلی فکر کردم به این‌که چجوری می‌تونم پول در بیارم تا حداقل برای خودم یه بازی بخرم، به این نتیجه رسیدم که یسری چیزایی که دارم رو بفروشم.

  • پنجشنبه 21 دی 1396 ساعت 22:00
  • 2
  • علی سمیعی زفرقندی
ادامه مطلب
فان فون

فان فون: گیمر ایرانی (قسمت دوم) خرید از فروشگاه های آنلاین

بعد از هیوده جلسه فیزیوتراپی و گرفتن دیه و طول درمان از فروشنده‌ی محترم بی‌اعصاب و بازی کردن گادآو وار رو پلی2 برای هزارمین بار، بالاخره تصمیم گرفتم با این همه پولی که الان دستمو گرفته؛ گجت‌های مورد علاقم که همیشه میخواستم داشته باشمشون رو بخرم.

  • پنجشنبه 14 دی 1396 ساعت 22:00
  • 11
  • علی سمیعی زفرقندی
ادامه مطلب
فان فون

فان فون: گیمر ایرانی (قسمت اول) خرید همگام با تخفیف‌های جهانی

همینطور از صبح به سایت‌های خبری خیره شده بودم و تخفیف‌های مختلف رو یادداشت می‌کردم تا ببینم هرکدوم رو می‌تونم استفاده کنم.

  • پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت 22:00
  • 6
  • علی سمیعی زفرقندی
ادامه مطلب

داستان‌های آینده شرح حال یکی از هم‌وطنان ما در سال ۱۴۱۲ خورشیدی است. در هر قسمت از این داستان طنزآلود با ماجراها و مصائب این هم‌وطن در دنیای فن‌آوری همراه می‌شویم.

  • جمعه 6 مرداد 1396 ساعت 22:00
  • 11
  • مهدی محمدی
ادامه مطلب

داستان‌های آینده شرح حال یکی از هم‌وطنان ما در سال ۱۴۱۲ خورشیدی است. در هر قسمت از این داستان طنزآلود با ماجراها و مصائب این هم‌وطن در دنیای فن‌آوری همراه می‌شویم.

  • پنجشنبه 29 تیر 1396 ساعت 22:00
  • 14
  • مهدی محمدی
ادامه مطلب

داستان‌های آینده شرح حال یکی از هم‌وطنان ما در سال ۱۴۱۲ خورشیدی است. در هر قسمت از این داستان طنزآلود با ماجراها و مصائب این هم‌وطن در دنیای فن‌آوری همراه می‌شویم.

  • پنجشنبه 22 تیر 1396 ساعت 22:00
  • 13
  • مهدی محمدی
ادامه مطلب

داستان‌های آینده شرح حال یکی از هم‌وطنان ما در سال ۱۴۱۲ خورشیدی است. در هر قسمت از این داستان طنزآلود با ماجراها و مصائب این هم‌وطن در دنیای فن‌آوری همراه می‌شویم.

  • پنجشنبه 15 تیر 1396 ساعت 22:00
  • 3
  • مهدی محمدی
ادامه مطلب

داستان‌های آینده شرح حال یکی از هم‌وطنان ما در سال ۱۴۱۲ خورشیدی است. در هر قسمت از این داستان طنزآلود با ماجراها و مصائب این هم‌وطن در دنیای فن‌آوری همراه می‌شویم.

  • پنجشنبه 8 تیر 1396 ساعت 22:00
  • 5
  • مهدی محمدی
ادامه مطلب

داستان‌های آینده شرح حال یکی از هم‌وطنان ما در سال ۱۴۱۲ خورشیدی است. در هر قسمت از این داستان طنزآلود با ماجراها و مصائب این هم‌وطن در دنیای فن‌آوری همراه می‌شویم. بخشی از این دنیا را مایکروسافت و ویندوز رقم خواهند زد.

  • پنجشنبه 1 تیر 1396 ساعت 22:00
  • 10
  • مهدی محمدی
ادامه مطلب

مه سنگینی همه جا را فرا گرفته بود، علاوه بر مه، ظلمت شب نیز دید ما را محدود کرده بود. تنها، صدای نفس نفس بریده سربازان و گهگاهی صدای قدم های ریز آنها شنیده می شد. برگشتم و پشت سر خود را نگاه کردم همه در جای خود ایستادند و به من چشم دوختند. حس اضطراب را در تک تک چشمانشان می توانستم ببینم. من به عنوان فرمانده وظیفه سنگینی را بر روی دوش خود احساس میکردم. عرق سردی بر روی صورتم نشسته بود. میلرزیدم نه از سرما بلکه از ترس!

  • پنجشنبه 22 خرداد 1394 ساعت 18:00
  • 69
  • رضا درویش زاده
ادامه مطلب

ساعت 7 صبح بود که رسیدم دم ترمینال. هنوز اتوبوس حمیدرضا نرسیده بود. بهش زنگ زدم گفت تا ده دقیقه دیگه می رسیم و مثل همیشه یه ان شالله به حرفش اضافه کرد. حمیدرضا واسه جلسه مدیران سایت میومد تهران. ولی قرار گذاشتیم قبلش با هم یه سر بریم چند جا تبلت سرفیس رو قیمت کنیم.

به خیابون جمهوری که رسیدیم وارد اولین پاساژ شدیم. چشمون تو ویترینا دنبال سرفیس می گشت. اما خیلی کم بود. رسیدیم به یه مغازه که تو ویترینش یه تبلت لنوو ویندوزی بود. حمیدرضا گفت به نظرت چنده؟

گفتم نمی دونم بریم بپرسیم.

در مغازه رو که باز …

  • پنجشنبه 18 اردیبهشت 1394 ساعت 19:30
  • 49
  • ميثم تراشيه
ادامه مطلب
صفحه 1 از 212