_ایکس باکس و گیمینگ پنل جدید

صعود رمدی به قله‌ی موفقیت | نقد و بررسی عنوان Control تجربه‌ای کامل و جذاب از داستان و گیم‌پلی

رمدی (Remedy Entertainment) به عنوان یک استودیوی مستقل در صنعت بازی‌های ویدئویی، یک تنه لیست پر وزنی از عناوین چشمگیر دارد اما شاید Control بهترین عنوانی باشد که آن‌ها تا به حال توسعه داده‌اند. برای استودیویی که عناوینی همچون Max Payne و Alan Wake را در کارنامه دارد، طبیعتا ساخت محصولی با کیفیت چندان کار سختی نیست ولی به نظر می‌رسد که Control اوج تمام دستاوردهایی باشد که تا به حال این استودیو کسب کرده است. در ادامه در نقد و بررسی عنوان Control همراه با وینفون باشید.

این بازی نیز با افتخار، همان سبک داستانگویی‌ای را دنبال می‌کند که عناوین رمدی به آن معروف هستند اما از طرفی با گیم‌پلی جذاب خود، قدم رو به جلوی بزرگی برداشته است و در نهایت یک پکیج بسیار کامل و به شدت درگیرکننده را به بازی‌باز ارائه می‌دهد.

Control در مکانی به نام اولدست هاوس (Oldest House) جریان دارد؛ دفتر مرکزی یک تشکیلات دولتی مخفی در ایالات متحده که با نام دفتر فدرال کنترل (Federal Bureau of Control) یا به اختصار FBC شناخته می‌شود. این تشکیلات با موضوعاتی سروکار دارد که فراتر از واقعیت درک شده‌ی ما هستند و مسائلی را بررسی می‌کند که جزو قلمرو ماوراءالطبیعه به شمار می‌روند. درست از همان شروع بازی، بازی‌باز در نقش جسی فیدن (Jesse Faden)، پروتاگونیست بازی که تحت شرایطی عجیب به عنوان مدیرکل دفتر انتخاب می‌شود، وارد دنیایی عمیق و بی‌انتها می‌شود. اما جسی که خود نیز به اندازه‌ی اولدست هاوست و FBC مرموز و پیچیده است، به دلایلی شخص به این مکان آمده است که این دلایل به مرور و با پیشروی در بازی، آشکار می‌شوند.

control
Control نیز با افتخار، همان سبک داستانگویی‌ای را دنبال می‌کند که عناوین رمدی به آن معروف هستند اما از طرفی با گیم‌پلی جذاب خود، قدم رو به جلوی بزرگی برداشته است و در نهایت یک پکیج بسیار کامل و به شدت درگیرکننده را به بازی‌باز ارائه می‌دهد.

داستان Control به زیبایی هر چه تمام‌تر با شروعی طوفانی و سریع آغاز می‌شود. همین موضوع، خود به تنهایی یک دستاورد بزرگ به شمار می‌رود؛ این که بدون تقریبا هیچگونه پیش‌زمینه و توضیحی قبلی، بازی‌باز را به میانه‌ی یک داستان پرت کنیم، حرکتی است که می‌تواند به آسانی نتیجه‌ای معکوس بدهد، مخصوصا وقتی با داستانی پیچیده و پر از موضوعاتی روبرو باشیم که خود ساعت‌ها نیاز به توضیح دارند. اما این دقیقا جایی است که بازی، عجیب بودن و سورئال بودن خود را در جای جای مسیر پیموده شده به نمایش می‌گذارد؛ از همان لحظه اول تا اتمام کار. از طرفی بازی تلاش نمی‌کند تا از این عجیب بودن خود برای توضیح بیش از حد داستان استفاده کند و از این طریق موفق شده است تا داستانی باورپذیر و درگیرکننده را ارائه دهد.

این صحبت‌ها بدین معنی نیست که شما در تمام طول بازی در تاریکی‌ای مطلق رها می‌شوید. Control در پروسه‌ای مداوم و تدریجی، موضوعاتی جدید و تکه‌هایی بیشتر از پازل بزرگتر خود را نمایان می‌کند؛ بنابراین هرگز احساس نمی‌شود که منطقی برای اتفاقات پیش آمده وجود ندارد. زمانی که بازی به پایان می‌رسد، شاید شما جواب تمامی سوالات را پیدا نکرده باشید ولی Control یکی از موارد نادری است که اتفاقا ابهامی که در آن وجود دارد، یک نکته مثبت به شمار می‌رود. در اینجا مسیری که می‌پیمایید اهمیت بیشتری دارد و هرگز احساس نمی‌شود که داستان از حرکت و تاب و تاب خود افتاده است. اولدست هاوس، FBC و تمام موارد غیرعادی‌ای دیگری که دست به دست هم می‌دهند و در کنار هم قرار می‌گیرند، به همان اندازه‌ای که انتظارش را دارید، فوق‌العاده هستند و رمز و رازها و ابهام خود را با قوانین مختص به دنیای دیوانه‌وار بازی آشکار می‌کنند و این پروسه‌ای است که در تمامی موارد با سرعتی ثابت، به جلو پیش می‌رود.

اما این تمام ماجرا نیست؛ جسی شخصیتی مبهم، سرد و منزوی دارد اما هنوز هم به طرز عجیبی انسانیت را در او می‌بینیم. کسب اطلاعات بیشتر در خصوص گذشته او و در خصوص چیزی که او را اینقدر خاص کرده است، به اندازه سایر بخش‌های بازی، جذاب و درگیرکننده است. شخصیت‌هایی که دور و بر جسی هستند نیز از شخصیت‌پردازی خوبی برخوردارند؛ برخی از آن‌ها بیشتر از آن چه که فکرش را بکنید، باور پذیر هستند و بقیه نیز با شخصیت‌پردازی‌های مرموز خود، توجه شما را به خود جلب می‌کنند. خوشبختانه پیاده‌سازی عالی این شخصیت‌ها هم از لحاظ فیس کپچر و هم از لحاظ صداپیشگی، به طرز باورپذیری به آن‌ها زندگی بخشیده است. هم چنان که بیشتر در بازی فرو می‌روید، موضوعات بیشتری به طور مداوم و قدم به قدم مورد توجه قرار می‌گیرند و اگر چه بسیاری از آن‌ها در راستای پیشرفت داستانی خطی اتفاق می‌افتند، با این وجود بخش زیادی از نحوه تجربه بازی نیز بر دوش بازی‌باز قرار دارد. زیرا Control عنوانی است که در آن هر چه بیشتر به کاوش بپردازید و علاقه بیشتری به فهمیدن دنیای بازی در خلال این گشت و گذار داشته باشید، به همان اندازه نیز تجربه داستانی کامل‌تر و بهتری خواهید داشت.

control
Control عنوانی است که در آن هر چه بیشتر به کاوش بپردازید و علاقه بیشتری به فهمیدن دنیای بازی در خلال این گشت و گذار داشته باشید، به همان اندازه، تجربه داستانی کامل‌تر و بهتری نیز خواهید داشت.

Control در زمینه طراحی جهان بازی بسیار استادانه عمل کرده است. متن‌ها، فایل‌های صوتی، فایل‌های ویدئویی و موارد مشابه دیگر، در سراسر اولدست هاوس پخش شده‌اند و این موضوع، جهان بازی را تا سطحی غیرقابل باور، غنی کرده‌ است. اگر چه این روش به خودی خود یک حرکت کاملا جدید و انقلابی به شمار نمی‌رود، ولی اثربخشی و تاثیر آن بر جهان بازی، بسیار شایسته‌ی تحسین است. این اسناد و فایل‌ها بدون وارد شدن به قلمروی توضیحات بیش از حد، به طرز قابل ملاحظه‌ای در رفع ابهامات بازی موثر هستند. بسیار شگفت‌انگیز که ببینیم چگونه این اسناد در راستای جهانِ خارج از ریل و عجیب و غریب Control عمل می‌کنند. این موضوع که اردک‌های پلاستیکی ممکن است به شما قدرت‌های تله‌سینتیکی بدهند، به نظر عادی‌ترین چیز در جهان بازی به شمار می‌رود و این موضوع حاکی از آن است که Control تا چه اندازه جهانی یکپارچه و باورپذیر را خلق کرده است.

یکی دیگر از موضوعات مهم بازی، اتمسفر ترسناک و دلهره‌آور آن است که به آسانی شما را دربر می‌گیرد. این بازی را نمی‌توان یک عنوان “ترسناک”، به معنی متعارف این کلمه دانست. بازی اینگونه نیست که با صحنه‌هایی ترسناک شما را شوکه کند؛ با این وجود در طول تجربه آن، دائما با صحنه‌ها و صداهای عجیب و غریب و ماوراءالطبیعی خود، موهای تنتان را سیخ می‌کند؛ حال چه این کار را با طراحی صوتی بی عیب و نقص خود انجام دهد و چه از طریق موجودات شبح‌واری که در طول بازدید خود از اولدست هواس با آن‌ها روبرو می‌شوید.

همانطور که می‌دانیم، داستان و اتمسفر دو محتوایی هستند که همیشه کیفیت بالای‌ آن‌ها را از عناوین رمدی انتظار داریم؛ اما این گیم‌پلی Control است که ما را غافلگیر می‌کند. البته این بدین معنی نیست که عناوین قبلی رمدی، گیم‌پلی خسته‌کننده و ناکارآمدی داشته‌اند؛ گفتن این حرف قطعا احمقانه است. اما اگر چه در عناوین قبلی رمدی، شاهد عملکردی خطی و مسیری مستقیم برای پیشروی در بازی بودیم، با این وجود در Control با عنوانی گسترده‌تر و همراه با وابستگی بیشتر به خواست بازی‌باز طرف هستیم. اولدست هاوس مکانی جذاب است ولی نه فقط به خاطر روایت داستانی‌ای که در بطن آن قرار دارد؛ اولدست هاوس از نظر مکانی برای تجربه‌ی یک بازی نیز فوق‌العاده است.

Control  از فلسفه طراحی مترویدوانیا که در آن طراحی لول در درجه اهمیت قرار دارد، اقتباس گرفته است. هر بخشی از اولدست هاوس، هزارتویی بزرگ از راهرو‌ها و سالن‌هایی است که به داخل و اطراف یکدیگر پیچ و تاب می‌خورند و حاوی نشانه‌هایی بارز از ارتباط داخلی و نحوه پیشروی در بازی از طریق قابلیت‌ها و توانایی‌های خود در عناوین مترویدوانیا است. گشت و گذار در هر منطقه‌ای از بازی، بسیار لذت‌بخش است و سطوح طراحی‌شده‌ی جابه‌جایی در Control، به همان اندازه‌ی داستان بازی، حسی پویا و روان را به شما منتقل می‌کند. شما هرگز به مدتی طولانی در یک منطقه نمی‌مانید و بازی دائما محتویاتی جدید را به شما ارائه می‌دهد؛ از دشمنان و مکانیزم‌های جدید گرفته تا مکان‌هایی با جلوه‌های بصری خیره‌کننده و غیره.

control
گشت و گذار در هر منطقه‌ای از بازی، بسیار لذت‌بخش است و سطوح طراحی‌شده‌ی جابه‌جایی در Control، به همان اندازه‌ی داستان بازی، حسی پویا و روان را به شما منتقل می‌کند. شما هرگز به مدتی طولانی در یک منطقه نمی‌مانید و بازی دائما محتویاتی جدید را به شما ارائه می‌دهد؛ از دشمنان و مکانیزم‌های جدید گرفته تا مکان‌هایی با جلوه‌های بصری خیره‌کننده و غیره.

اگر چه بازی از لحاظ طراحی مراحل موفق عمل کرده است ولی وقتی صحبت از انگیزه‌ای برای گشت و گذار در جهان بازی می‌شود، باز هم شاهد عملکرد مثبت Control هستیم. متن‌ها و فایل‌های صوتی و ویدئویی که قبلا به آن‌ها اشاره کردیم، محرک خوبی برای خارج شدن از مسیر و گشت و گذار در اطراف جهان بازی به منظور کسب اطلاعات بیشتر از آن است؛ از طرفی اشتیاق برای دیدن مواردی جدید که اولدست هاوس مدام به شما ارائه می‌دهد نیز شما را هر چه بیشتر به کاوش در جهان بازی ترغیب می‌کند. اما خوشبختانه، پیشرفت‌هایی که مربوط به گیم‌پلی بازی می‌شود، جزو این انگیزه‌ها و محرک‌ها نیست. طبیعتا با جستجو در گوشه کنارهای بازی، آیتم‌ها و محتویاتی را دریافت خواهید کرد که در ارتقاها و مبارزات بازی به شما کمک خواهند کرد اما هرگز این احساس را نخواهید داشت که این ارتقاها به شدت ضروری هستند و به ندرت متوجه آن‌ها خواهید شد (البته به جز چند نمونه‌ی قابل توجه). بنابراین اگر تصمیم داشته باشید که جستجوی اختیاری در بازی را نادیده بگیرید، چیز فوق‌العاده مهمی را از دست نخواهید داد. این حقیقت که شما احتملا تنها به خاطر کسب اطلاعات بیشتر از جهان بازی و داستان آن، به گشت و گذار و کاوش می‌پردازید، حاکی از آن است که Control در این زمینه عالی عمل کرده است.

اما جایی که گیم‌پلی Control واقعا می‌درخشد، بخش مبارزات آن است. Service Weapon تنها سلاحی است که جسی در اختیار دارد، اما این سلاح یک سلاح عادی نیست. به مانند اولدست هاوس، Service Weapon نیز می‌تواند شکل خود را تغییر دهد و فرم‌های مختلفی به خود بگیرد (که با پیشروی در بازی آزاد می‌شوند) و در واقع این سلاح همه‌ کاره، نقش کلت، شات‌گان، مسلسل، اسنایپر و غیره برای شما ایفا می‌کند که همگی در یک پکیج عجیب و غریب قرار گرفته‌اند. خبری از خشاب‌های کلاسیک نیست تا با آن‌ها دست و پنجه نرم کنید؛ هر یک از فرم‌های مختلف اسلحه به شما اجازه‌ی شلیک مقدار معینی تیر می‌دهد. بعد از تمام شدن تیرها، باید چند ثانیه‌ای برای ریلود اتوماتیک آن‌ها صبر کنید. هر یک از این ویژگی‌های جدید، معایب و مزایای خود را در مبارزات بازی به دنبال دارد.

Pierc نام اسلحه دوربرد شما است و اگر چه هر خشاب آن تنها دو تیر دارد و شارژ دوباره‌ی آن‌ها چند ثانیه‌ای طول می‌کشد، با این وجود این اسلحه بسیار قدرتمند است و اغلب می‌تواند دشمنان شما را با تنها یک تیر، از پای درآورد. Grip کلت معمولی و همه کاره‌ی شماست که برد مناسبی دارد و در هر خشاب آن تعداد زیادی تیر قرار گرفته است؛ با این حال این سلاح آسیب چندان زیادی وارد نمی‌کند. Shatter که معادل شات‌گان در عناوین عادی است، پتانسیل این را دارد که آسیبی کشنده به دشمنان وارد کند؛ با این وجود دقت کمی دارد و ممکن است به راحتی تیرتان خطا برود.

سپس سلاح Charge را داریم؛ یک سلاح به فرم موشک انداز که با آن می‌توانید یک موشک را به تنهایی شلیک کنید و یا با شارژ اسلحه، هر سه موشک را به صورت همزمان شلیک کنید که هر کدام از این موشک‌ها، ضرباتی ویران‌کننده به دشمنان وارد می‌کنند. کار کردن با هر کدام از این سلاح‌ها، احساسی فوق‌العاده به شما می‌دهد و به خوبی متوجه تفاوت میان آن‌ها می‌شوید. تصمیم‌گیری برای انتخاب بهترین سلاح از میان آن‌ها و یا این که کدام یک از آن‌ها، بسته به نوع دشمنی که با آن مبارزه می‌کنید، بهتر عمل می‌کند، موضوعی است که مدام ذهن شما را درگیر خود خواهد کرد.

control
جایی که گیم‌پلی Control واقعا می‌درخشد، بخش مبارزات آن است. Service Weapon تنها سلاحی است که جسی در اختیار دارد، اما این سلاح یک سلاح عادی نیست. به مانند اولدست هاوس، Service Weapon نیز می‌تواند شکل خود را تغییر دهد و فرم‌های مختلفی به خود بگیرد (که با پیشروی در بازی آزاد می‌شوند) و در واقع این سلاح همه‌ کاره، نقش کلت، شات‌گان، مسلسل، اسنایپر و غیره برای شما ایفا می‌کند که همگی در یک پکیج عجیب و غریب قرار گرفته‌اند.

با وجود تمامی نکاتی که ذکر کردیم، Service Weapon تنها یکی از دو ستونی است که بخش مبارزات بازی را سرپا نگه داشته است. ستون دیگر قابلیت‌هایی است که جسی در طول پیشروی در اولدست هاوس کسب می‌کند و این جایی است که Control تمایز خود را به معنی واقعی کلمه نشان می‌دهد. از حرکات ساده گرفته (مانند سرخوردن‌هایی که به شما اجازه جاخالی دادن می‌دهد یا قابلیت Force Push که در ضربات دستی کاربرد دارد) تا قابلیت‌های جالب‌تر (مانند شناور شدن در هوا و یا بلند کردن هر چیزی در محیط بازی با استفاده از توانایی‌های تله‌سنبیک و پرت کردن آن به سمت دشمنان)؛ مجموعه‌ای از توانایی‌های مافوق طبیعی که آن‌ها را به آرامی کسب می‌کنید و بدون شک، ستاره‌ی بی چون و چرای نمایش Controlهستند.

به مانند Service Weapon، این قابلیت‌ها نیز یک معیار و اندازه‌ی مشخص دارند که بعد از چند ثانیه دوباره شارژ می‌شود. این بدین معناست که استفاده ترکیبی از قابلیت‌ها و Service Weapon، یک نکته کلیدی در هر گونه سناریویی از مبارزات است. تنوع دشمنان نیز بسیار بالاست و هر کدام از آن‌ها نقاط قوت و ضعف مخصوص به خود را دارند. برخی از آن‌ها با سلاح‌های کوتاه برد به سمت شما یورش می‌برند و برخی فاصله خود را حفظ کرده و با سلاح‌های دوربرد و موشک‌های انفجاری به شما شلیک می‌کنند؛ از طرفی دشمنانی در بازی وجود دارند که می‌توانند در هوا شناور شوند و قابلیت‌های تله‌سینتیک شما بر آن‌ها اثری ندارد. مدیریت مهمات و زمان‌بندی شارژ قابلیت‌ها و پیدا کردن راه مناسب برای سرو کله زدن با انواع مختلف دشمنانی که با آن‌ها روبرو می‌شوید، موضوعی است که همیشه شما را هوشیار و در حال حرکت نگه می‌دارد و باعث می‌شود که مبارزات Control پرانرژی، دیوانه‌وار و پر تنش باشند.

نکته‌ای که ممکن است کمی ناامیدکننده باشد این است که گاها نرخ فریم بازی نمی‌تواند جوابگوی نیاز بخش مبارزات باشد. در بسیاری از سناریوهای مبارزات، مخصوصا مبارزاتی که شلوغ‌تر هستند (که تعدادشان نیز زیاد است) بازی به طرزی قابل توجه و به مدتی طولانی، دچار لگ می‌شود تا حدی که این موضوع، از لذت تجربه بازی می‌کاهد. افت نرخ فریم بازی مخصوصا با توجه به مبارزات شلوغ آن، نسبتا قابل درک است اما لگ زدن‌هایی که در بازی شاهد هستیم، گاهی اوقات می‌تواند بسیار اعصاب خوردکن باشد. مشکلات دیگری نیز در زمینه جلوه‌های بصری بازی وجود دارد؛ به عنوان مثال برخی از بافت‌های محیط خیلی دیر بارگذاری می‌شوند ولی حداقل این مشکلات بر روی تجربه گیم‌پلی بازی اثرگذار نیستند.

اما به هر حال به جز مواردی که در بالا به آن‌ها اشاره کردیم، گرافیک Control پایدار و به طرز چشمگیری زیباست. اگر چه بخش فنی گرافیک بازی (به خصوص نورپردازی آن) شایسته تحسین است، اما چیزی که باعث تمایز Control می‌شود، طراحی هنری آن است که مدام شما را به یاد جاه‌طلبی و بلندپروازی سازندگان بازی می‌اندازد. هر اتاق و راهرویی که در اولدست هاوس می‌بینید، به بهترین شکل ممکن طراحی شده است و برخی از آن‌ها، چشم‌اندازهایی فوق‌العاده خیره‌کننده را نمایش می‌دهند که نفس شما را بند می‌آورند. در زمینه مکان‌هایی که ملاقات می‌کنید نیز تنوع بسیار بالایی وجود دارد و چشم‌انداز هنری فوق‌العاده بازی، به شیوه‌ای دیدنی و جذاب به هر کدام از این مناطق زندگی بخشیده است.

control
هر اتاق و راهرویی که در اولدست هاوس می‌بینید، به بهترین شکل ممکن طراحی شده است و برخی از آن‌ها، چشم‌اندازهایی فوق‌العاده خیره‌کننده را نمایش می‌دهند که نفس شما را بند می‌آورند. در زمینه مکان‌هایی که ملاقات می‌کنید نیز تنوع بسیار بالایی وجود دارد و چشم‌انداز هنری فوق‌العاده بازی، به شیوه‌ای دیدنی و جذاب به هر کدام از این مناطق زندگی بخشیده است.

رمدی اینترتیمنت، استودیویی با سابقه‌ای درخشان است؛ بنابراین گفتن این جمله که آن‌ها بهترین عملکرد خود را در این بازی ارائه کرده‌اند، حرف کمی نیست و همچنین دستاوردی نیست که بتوان به آسانی آن را کسب کرد. این نشان می‌دهد که Control تا چه اندازه فوق‌العاده است. چه به دنبال داستانی جذاب باشید و چه به دنبال گیم‌پلی‌ای درگیرکننده با مکانیزم‌های عمیق، Control عنوانی است که شما را ناامید نخواهد کرد و از لحظه اول بازی تا سکانس پایانی آن، از تجربه این عنوان جذاب لذت خواهید برد. سازندگان بازی با طرز فکری جسورانه و جاه‌طلبانه به توسعه آن پرداخته‌اند و عناوین کمی وجود دارند که بتوانند با این طرز فکر، به موفقیتی که در ذهن سازندگان است دست پیدا کنند. با این وجود Control تقریبا از تمامی آزمون‌هایی که می‌توانید برای آن متصور شوید، موفق بیرون می‌آید. این بازی، تجربه‌ای به شدت به یادماندنی است و برگ زرینی دیگری به کارنامه درخشان رمدی اضافه کرده است.

این نقد و بررسی با توجه به نسخه پلی‌استیشن 4 بازی صورت گرفته است.

نکات مثبت:

  • فضا و داستانی سورئال
  • ریتم عالی و مناسب داستان‌گویی
  • شخصیت‌پردازی قوی
  • اتمسفر و ساختار جهانی فوق‌العاده باورپذیر
  • طراحی هنری خیره‌کننده
  • مبارزات پرتنش و دیوانه‌وار
  • ترکیب بسیار سرگرم‌کننده Service Weapon و قابلیت‌های جسی
  • تنوع بسیار بالای دشمنان که منجر به غیرقابل پیش‌بینی بودن بازی شده است
  • طراحی فوق‌العاده مراحل

نکات منفی:

  • افت فریم‌های شدید و بسیار زیاد بازی

منبع : وینفون
283 پست
هادی اسماعیل‌زاده
دانشجوی ارشد تبدیل انرژی که علاقه زیادی به بازی‌های رایانه‌ای خصوصا عناوین نقش‌آفرینی داره. اوقات فراغت خودشو با فیلم و کتاب پر میکنه و در حال حاضر در بخش گیمینگ وینفون مشغول به فعالیت است.
مطالب مرتبط
تبلیغات
دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده
برای نوشتن دیدگاه می توانید به حساب کاربری خود وارد شوید ورود ارسال نظر به صورت مهمان
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , ,