بازی جدید Gears 5 را شاید بتوان به عنوان یک حسن ختام خوشایند بر آثار فرست پارتی مایکروسافت به عنوان یک شرکت ناشر در نسل هشتم دانست. این بازی که با استقبال بی سابقه طرفداران و کاربران کنسول‌های خانواده ایکس‌باکس وان مواجه شده است، می‌تواند زمینه ساز موفقیت‌های بیشتر ناشر خود برای ادامه فعالیت آن در نسل بعدی کنسول‌های ویدیویی باشد. در ادامه تاثیر این بازی بر مایکروسافت به عنوان ناشر را بررسی خواهیم کرد. با وینفون همراه باشید.

تفاوت نمراتی که Gears of War 4 در مقایسه با Gears 5 از وبسایت Meta دریافت کرده است، در واقع آنچنان هم چشمگیر نیست (تا لحظه‌ای که بنده در حال تحریر و نوشتن این متن هستم، تفاوت امتیاز این دو بازی تنها ۱ امتیاز در این وبسایتِ جمع کننده‌ی امتیازات بازی‌های مختلف است). اما همانطور که خودتان هم احتمالا با من موافق هستید، نمرات بازی‌ها هیچ گاه نشان دهنده کیفیت و حس و حالی که هر یک از بازی‌بازان از یک عنوان می‌گیرند، نیست. در واقع هر یک از بازی‌بازان ممکن است به شکل متفاوتی از یک بازی استقبال کنند و این بیشتر یک موضوع سلیقه‌ای است طوری که یک بازی‌باز عاشق بازی لوتر شوتر است و همین برایش کفایت می‌کند اما ممکن است دیگران به دنبال چیزهای بیشتری از کشت و کشارِ صرف باشند و المان‌های دیگری را تحت نظر داشته باشند و معیارهای متفاوتی برای خودشان نگه دارند. زمانی که Gears of War 4 به طور ناامید کننده‌ای تنها به عنوان یک نسخه جدیدِ ایمن که ریسک خاصی انجام نداده بود مورد بررسی وبسایت‌های مختلف قرار گرفت و همه از آن به عنوان یک بازی نه چندان بلند پروازانه یاد کردند که حتی تا همان اوایل عرضه خود هم بیات و کهنه شده بود و زوال پیدا کرده بود، و درست در زمانی که اکثر فرنچایزهای کهنه کار که کار خود را تقریبا همزمان با سری Gears of War آغاز کرده بودند، در حال احیا کردن دوباره خود بودند و جان تازه‌ای در کالبد بی جان آن‌ها دمیده شده بود، ناگهان سر و کله‌ی Gears 5 پیدا شد تا همه با آغوش باز از آن استقبال کنند و از آن به عنوان تغییر دقیق و درستی یاد کنند که این فرنچایز به آن نیاز جدی پیدا کرده بود. این عنوان به گونه‌ای است که هم می‌تواند رضایت طرفداران قدیمی این سری را جلب کند و هم مورد توجه کسانی قرار بگیرد که برای اولین بار نسخه‌ای از این سری را با Gears 5 شروع به تجربه کردن می‌کردند. این بازی را می‌توان یک پکیج کامل برای هر دوی این گروه‌ها دانست.

عده‌ای هم وجود دارند که ممکن است شروع به جر و بحث کردن کنند که Gears 5 همان لحظه‌ی God of War یا Breath of The Wild برای مایکروسافت است چرا که ظاهرا این مقایسه به چندین و چند دلیل وسوسه کننده است. درست مانند این بازی‌هایی که نام برده شد، Gears 5 را به راحتی می‌توان احیا کننده‌ی فرنچایز Gears of War دانست که حداقل به این دستاورد رسیده که از نسخه‌های قبلی سری خود محیط جهان بازتری را فراهم می‌کند و اعتبار برند خود را درست مانند بازی‌های نام برده شده، دوباره به دست آورده است. به هر جهت، God of War و Breath of The Wild در کل بازی‌های کاملی بودند که از صفر به صد رسیده بودند و بازاندیشی‌ِ بنیانِ فرنچایزهای خود محسوب می‌شدند که خوشبختانه Gears 5 این چنین نیست.

نینتندو و سونی کار ساده‌تری انجام می‌دهند چون در اوج موفقیت باقی مانده‌اند و فقط از موفقیتی به موفقیت دیگر می‌رسند که توانسته‌اند عناوین محبوب و دوست داشتنی متعددی تولید کنند که هر یک از آن‌ها را می‌توان تعریف کننده‌ی نسل خود دانست (اغلب هر یک سال) و همینطور آن‌ها در عین حالی که روی IP های تازه و جدید خود سرمایه گذاری می‌کنند، مجموعه‌ها و عناوین قدیمی‌تر خود را نیز به خوبی احیا می‌کنند (البته شاید سری Gran Turismo برای سونی را یک مثال نقض محسوب کنیم).

بله، من گفتم خوشبختانه؛ برایش هم دلیل کافی دارم چرا که اگر نگاهی کلی به سری Gears of War و نسخه‌های گذشته این مجموعه داشته باشیم، می‌بینیم که به این شدت از احیای مجدد نیازی نداشت. چیزی که سری Gears of War به آن نیاز داشت، دقیقا همین چیزی است که به دست آورده است، یعنی دقیقا همان لحظه‌ی Monster Hunter World مانندِ خودش. به این معنا که Gears 5 از یک فرنچایز کهنه کار و پرطرفدار بیرون آمده که در عین حالی که آن را پر و بال بخشیده و به خوبی معایب و عیب و ایرادات آن را اصلاح کرده است، تمام آن چیزهایی که مردم به خاطر این سری به آن علاقه مند بودند و به آن‌ها عشق می‌ورزیدند را هم دو چندان کرده و بسیار بهبود بخشیده است. Gears 5 این کار را با اضافه کردن و گسترش بخشیدن ویژگی‌های ممتاز به جا‌هایی که دقیقا به آن نیاز داشت و لازم بود، انجام داده است. عنوانی مانند Gears 5 در این مقطع از زمان برای مایکروسافت، بسیار بسیار اهمیت ویژه‌ای داشت.

تلاش و تقلای مایکروسافت در نسل هشتم کنسول‌های ویدیویی به خوبی برای همه آشکار است. منظور من به عنوان یک کنسول ساز نیست چرا که در این زمینه یک تغییر مسیر شگفت انگیز از خودش نشان داد که در این لحظه من هیچ نقد یا گله و شکایتی از آن ندارم. با توجه به این، منظورم به عنوان یک ناشر محصولات نرم افزاری در زمینه بازی‌های ویدیویی است. نینتندو و سونی کار ساده‌تری انجام می‌دهند چون در اوج موفقیت باقی مانده‌اند و فقط از موفقیتی به موفقیت دیگر می‌رسند که توانسته‌اند عناوین محبوب و دوست داشتنی متعددی تولید کنند که هر یک از آن‌ها را می‌توان تعریف کننده‌ی نسل خود دانست (اغلب هر یک سال) و همینطور آن‌ها در عین حالی که روی IP های تازه و جدید خود سرمایه گذاری می‌کنند، مجموعه‌ها و عناوین قدیمی‌تر خود را نیز به خوبی احیا می‌کنند (البته شاید سری Gran Turismo برای سونی را یک مثال نقض محسوب کنیم و فاکتورش بگیریم). از طرفی دیگر مایکروسافت را داریم که از تعطیلی و توقف فعالیت استودیو‌های خود صدمات جدی زیادی دیده است و از طرفی دیگر هم با کنسل شدن بازی‌های پرهزینه و رده بالای خود مواجه شده است و همینطور عرضه‌های نا امید کننده داشته که در عین حال برخی از آن‌ها باعث کاهش اعتبار و درخشش IP های پرچمدار این شرکت شده‌اند. از این دست می‌توان به فرنچایزهایی مانند Halo یا همین Gears of War اشاره کرد که در نسخه چهارم خود با این دردسر دست و پنجه نرم می‌کرد.

به هر روی Gears 5 نمایشی از اعتماد به نفس و ایمانِ خوب از یک ناشرِ پردردسر و جنگ زده است. مایکروسافت اینجا فرنچایزی را در اختیار داشت که در ابتدا توسط تعداد زیادی از مردم دوست داشته می‌شده و سپس به خاطر کهنه و بیات بودن و بی ربط بودن به رگ و ریشه‌های خود مورد تمسخر قرار گرفته و ترد شده است اما بعد از همه این‌ها یک نسخه جدیدِ خوب و مورد قبول در این سری ارایه کرده که دقیقا همان چیزی است که همه Gears of War را به واسطه آن می‌شناخته‌اند.

اتفاقا این مشکلات به هیچ وجه قابل حل شدن به نظر نمی‌رسند. همین چند ماه پیش بود که آن‌ها Crackdown 3 را به عرضه رساندند که پس از چندین و چند تاخیر پیاپی سرانجام به دست بازی‌بازان رسیده بود که همان هم دچار چنان مشکلات ریز و درشت زیادی بود که واقعا یک ناامیدی بزرگ برای همه بود که در نهایت هم به عنوان یکی از ضعیف‌ترین بازی‌های رده بالای این شرکت در چند وقت اخیر شناخته شد. عرضه این بازیِ ناامید کننده و ضعیف مصادف شده بود با انتشار تعداد دیگر از فاجعه‌بار ترین بازی‌های نسل هشتم مثل Anthem و یا Fallout 76. به هر روی Gears 5 نمایشی از اعتماد به نفس و ایمانِ خوب از یک ناشرِ پردردسر و جنگ زده است. مایکروسافت اینجا فرنچایزی را در اختیار داشت که در ابتدا توسط تعداد زیادی از مردم دوست داشته می‌شده و سپس به خاطر کهنه و بیات بودن و بی ربط بودن به رگ و ریشه‌های خود مورد تمسخر قرار گرفته و ترد شده است اما بعد از همه این‌ها یک نسخه جدیدِ خوب و مورد قبول در این سری ارایه کرده که دقیقا همان چیزی است که همه Gears of War را به واسطه آن می‌شناخته‌اند که به خوبی هم از پس انجام دادن این کار برآمده است. اینجا هیچ احیای مجددی وجود ندارد که مورد توجه و علاقه طرفداران جدید قرار بگیرد. هر کسی که دل باخته‌ی Gears 5 شده باشد (که بله، البته که شامل همین طرفداران جدیدی که گفته شد هم می‌شود)، در واقع دل باخته‌ی همان فرضیه یکسان شده است که دقیقا همان فرمول موفقی بوده که درست تا همین چند سال پیش به خاطر کهنه شدن و نامطلوب بودن مورد انتقاد و نکوهش قرار داده شده بود. بله، این سری اکنون جهان بازتر شده است و یک سری تغییر دیگر هم در آن به وجود آمده که آن را تر و تازه‌تر کرده اما اگر اشتباه نکنیم، این بازی هنوز هم نسخه‌ای از سری Gears of War به حساب می‌آید.

مایکروسافت در این بازی به خوبی به همه ما نشان داد که آن‌ها هنوز هم می‌توانند فرنچایزی که یک زمانی همه ما عاشق آن بودیم را مجددا احیا کند و ما هنوز هم می‌توانیم جان گرفتن دوباره یکی از آن‌ها را ببینیم که تا همین چند وقت پیش در معرض خطر از بین رفتن قرار داشته است و نزدیک به زوال و نابودی بود که حتی به سرعت باعث تغییر پیدا کردن صنعت خود نیز شده است. برای عده زیادی از مردم که روزی عاشق بازی کردن سری بازی‌هایی مانند Halo و Gears of War روی ایکس‌باکس بودند، اما زمانی که هر دوی این فرنچایزها دچار افت شدند، امید خود را از دست دادند، این یک پیام مهم است: Halo و Gears of War هنوز هم مهم هستند و هنوز هم می‌توانند چنین باشند (که حداقل فعلا مشخص شده درمورد Gears of War چنین است) و هنوز هم می‌توانند تر و تازه‌ و دوست داشتنی باشند.

قطعا سرمایه گذاری روی IP ها و فرنچایزهای جدید باید صورت گرفته باشد اما قدرت نوستالژی را هم نباید دست کم گرفت یا از آن چشم پوشی کرد. نوستالژی به این معنی نیست که به سادگی روی همه چیز روکشی از تصوراتِ آشنا بکشیم و یک بازی جدید عرضه کنیم، بلکه باید به درک مناسبی از آن برسیم که مطلوب کاربران است. در غیر این صورت، ممکن بود Halo 5: Guardians محبوب‌ترین و دوست داشتنی‌ترین عنوانِ این سری شناخته شود که تا به حال عرضه شده. انجام دادنِ درست این کار یعنی بازی جدیدی عرضه شود که به علایق بازی‌بازان نسبت به ریشه‌ی آن احترام قائل شده باشد و در عین حال بتواند کاری انجام دهد که باعث جذب طرفداران جدید شود.

بدون شک فقط اتکا کردن به Halo و Gears of War یا حتی سری Forza (چه از سری Horizon باشد چه از Motorsport) کمکی به مایکروسافت برای جبران کردن اشتباهات فاحش و ویرانگر خود و خطاهایی که آن‌ها به عنوان یک بازی ساز در نسل هشتم مرتکب شدند، نمی‌کند. حتی نسخه غیر واقعی و دروغین Fable هم حتی اگر در نهایت به واقعیت تبدیل شده بود، به هیچ وجه کافی نیست. مایکروسافت واقعا نیاز به خلق بازی‌های جدید و هیجان انگیز دارد. یعنی بازی‌هایی از آن دسته که آن‌ها اغلب تولید نمی‌کردند، تا بتواند علاقه و اشتیاق مردم به کنسول‌های ایکس‌باکس (مخصوصا در نسل بعدی) را همچنان حفظ کند و بهبود ببخشد تا از این وضعیت خارج شوند و مهم‌تر از آن، به اندازه‌ای علاقه و اشتیاق آن‌ها به ایکس‌باکس را جلب کند تا متعاقبا مردم هم به اندازه کافی راضی به پول خرج کردن برای این کنسول باشند. مایکروسافت واقعا نیاز به IP ها و چهره‌های جدید دارد تا به اعتبار خودش اضافه کند. این دقیقا همان کاری است که آن‌ها با به خدمت گرفتن استودیوهای بازی سازی جدید که در این چند وقت انجام دادند، شروع به فراهم کردن زیر ساخت‌های لازم برای این کار کردند. با داشتن بازیکنانی مانند inXile, Ninja Theory و یا Double Fine و بقیه در زمین خود، مایکروسافت برای نسل بعدی کنسول‌های خود پتانسیل کافی برای ارایه کردن تعداد زیادی بازی‌ دوست داشتنی،‌ محبوب، عالی که به خوبی هم مورد پذیرش و استقبال مردم و منتقدین قرار بگیرد، در اختیار دارد که اگر نتواند از این فرصتِ بسیار عالی استفاده کند و وضعیت لاین آپ عناوین فرست پارتی خود را بهبود ببخشد، واقعا دیگر باید آن را بازنده بزرگِ رقابت کنسول‌ها بدانیم. مایکروسافت باید از همین الان (که حتی کمی هم دیر شده)، شروع به فکر کردن به آینده بازی‌های خود کند تا مردم برای خرید کنسول‌ ایکس‌باکس اسکارلت و مدل‌های بعدی احتمالی آن ترغیب شوند و انگیزه کافی داشته باشند. این کار دو حالت بیشتر ندارد که یا باعث موفقیت آن‌ها می‌شود و باعث نجاتشان خواهد بود و یا وضعیت را بدتر از این خواهد کرد اما با این حال، چیزی که واضح و روشن است این بود که آن‌ها در حال برداشتن قدم‌هایی در این مسیر هستند که تا به حال برداشته نشده بود. با توجه به این، به سختی می‌توان تلاش‌ها و همت اخیر آن‌ها برای بهبود شرایط را مورد انتقاد قرار داد.

چیزی که به همین اندازه اهمیت دارد این است که بتوانید IP های محبوب خود را همچنان حفظ کنید و تر و تازه باقی نگه دارید. این چیزی است که من همیشه گفتم، یعنی چیزی که باعث شد سونی سرانجام این شرایط را قبول کند که God of War برایشان یک عنوان محبوب بود. این چیزی است که نینتندو همیشه در طول دوران فعالیت خود فهمیده و به درک درست و کاملی از آن دست پیدا کرده است. قطعا سرمایه گذاری روی IP ها و فرنچایزهای جدید باید صورت گرفته باشد اما قدرت نوستالژی را هم نباید دست کم گرفت یا از آن چشم پوشی کرد. نوستالژی به این معنی نیست که به سادگی روی همه چیز روکشی از تصوراتِ آشنا بکشیم و یک بازی جدید عرضه کنیم، بلکه باید به درک مناسبی از آن برسیم که مطلوب کاربران است. در غیر این صورت، ممکن بود Halo 5: Guardians محبوب‌ترین و دوست داشتنی‌ترین عنوانِ این سری شناخته شود که تا به حال عرضه شده. انجام دادنِ درست این کار یعنی بازی جدیدی عرضه شود که به علایق بازی‌بازان نسبت به ریشه‌ی آن احترام قائل شده باشد و در عین حال بتواند کاری انجام دهد که باعث جذب طرفداران جدید شود. نیننتندو به خوبی می‌داند چطور این کار را انجام دهد و به همین دلیل است که آن‌ها تعداد زیادی زراد خانه‌ از فرنچایزهای محبوب در اختیار دارند که واقعا برای بقیه حسادت برانگیز است. سونی هم اکنون یاد گرفته تا این کار را انجام دهد. و اکنون با Gears 5 کاملا مشهود است که مایکروسافت هم این پیام را دریافت کرده است.

ما هنوز به جز چند جزئیات ناچیز، اطلاعات و جزئیات چندانی از Halo Infinite به دست نیاورده‌ایم و چیز زیادی هم از آن ندیده‌ایم اما شایعات و گزارشاتی که این اواخر درمورد آن منتشر شده، نشان می‌دهد که این بازی هم درست مانند Gears 5 همان احیای مجددی است که سری Halo به آن نیاز داشته است و جایگاهی مانند God of War و Breath of The Wild برای ناشر خود به دست خواهد آورد.

سال آینده میلادی کنسول نسل بعدی مایکروسافت به اسم ایکس‌باکس اسکارلت به بازار عرضه خواهد شد و مایکروسافت هم پیش از این تایید کرده است که می‌توانیم انتظار دیدن Halo Infinite را هم در کنار آن داشته باشیم (این عنوان بازی زمان عرضه‌ی کنسول نسل بعدی آن‌ها است). ما هنوز به جز چند جزئیات ناچیز، اطلاعات و جزئیات چندانی از Halo Infinite به دست نیاورده‌ایم و چیز زیادی هم از آن ندیده‌ایم اما شایعات و گزارشاتی که این اواخر درمورد آن منتشر شده، نشان می‌دهد که این بازی هم درست مانند Gears 5 همان احیای مجددی است که سری Halo به آن نیاز داشته است و جایگاهی مانند God of War و Breath of The Wild برای ناشر خود به دست خواهد آورد. در این صورت مایکروسافت می‌تواند به عنوان یک شرکت ناشر بازی‌های رایانه‌ای به مرحله بعدی دست پیدا کند و به دستاوردهای ارزشمند تازه‌ای برسد. علاوه بر این، آن‌ها با این کار این اعتماد به نفس را هم پیدا خواهند کرد تا به طور مداوم و به سرعت شروع به احیای مجدد IP های دوست داشتنی و محبوب خود کنند، بدون این که فرمولی که باعث محبوبیت این سری شده است را از دست بدهند. من در پروژه‌های آینده این شرکت قطعا به دنبال همین هستم تا چیزی را ببینم که باعث جمع شدن طرفداران کهنه کار فرنچایزهای مایکروسافت شده است و بار دیگر آن‌ها را دور هم جمع کرده است اما فعلا Gears 5 دقیقا همان چیزی بود که آن‌ها نیاز داشتند و از آن‌ها انتظار می‌رفت که به خوبی هم به دست بازی‌بازان رسید. این فرکانسِ آغاز فصلی تازه برای مایکروسافت است.

منبع :

GAMINGBOLT

964 پست
عرفان رحیمی صادق
مطالب مرتبط
تبلیغات
در مای نوکیا بخوانید
دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده
برای نوشتن دیدگاه می توانید به حساب کاربری خود وارد شوید ورود ارسال نظر به صورت مهمان
برچسب ها: , , , , , , , ,