_ایکس باکس و گیمینگ پنل جدید

بهترین بازی‌های 2018 براساس نمرات متاکریتیک

سال 2018 از لحاظ عرضه بازی‌های عالی یکی از بهترین سال‌های صنعت بازی بود. در سالی که گذشت، تعداد عناوین فوق العاده زیبا و بی نقص به قدری زیاد بود که ما تصمیم گرفتیم در این مقاله نگاهی به 15 بازی برتر 2018 از نگاه منتقدان بیاندازیم. بدون شک امروزه نمرات منتقدان یا همان متاکریتیک به یکی از ارکان‌های اصلی خرید یک بازی توسط بسیاری از بازیکن‌ها تبدیل شده است. از این رو اگر از این دسته افراد هستید، با بهترین بازی‌های 2018 براساس نمره متا همراه ما باشید.

متاکریتیک در مجموع مرجع قابل اعتمادی برای تعیین کیفیت یک بازی ویدیویی به‌شمار می‌رود؛ چرا که امتیاز نهایی ثبت‌ شده در این سایت نظر یک شخص خاص نیست و از مجموع نظرات منتقدین سراسر دنیا حاصل می‌شود. حال که سال ۲۰۱۸ چند ماه است که به پایان رسیده، نگاهی به متاکریتیک داشتیم تا بازی‌هایی را که توانسته‌اند در این سال بیش‌ترین امتیاز را در این سایت کسب کنند، جمع‌ آوری کنیم و نگاهی به هرکدام از آن‌ها داشته باشیم.

پیش از اینکه به‌ سراغ لیست برویم، باید به این نکته اشاره کنم که در جمع‌ آوری این لیست صرفا بازی‌هایی را در نظر گرفته‌ایم که برای اولین بار در سال ۲۰۱۸ منتشر شده‌اند. برای مثال بازی‌های زیادی در رتبه‌های بالای متاکریتیک می‌توان پیدا کرد که در یک یا دو سال گذشته منتشر شده‌اند و امسال یا در همان سال شاهد پورت شدن آن‌ها برای نینتندو سوییچ بودیم و توانسته‌اند نمره بالایی هم کسب کنند اما برای اینکه صرفا تمرکز‌مان روی بازی‌های اوریجینال سال ۲۰۱۸ باشد، دیگر اشاره‌ای به این بازی‌ها نکرده‌ایم. البته ریمستر یا بازسازی آثار قدیمی‌تر که امسال با شکل و شمایل کاملا متفاوتی برای پلتفرم‌های مدرن منتشر شدند، شامل این قانون نمی‌شوند و این بازی‌ها را در لیست در نظر گرفته‌ایم. در بازی‌های مولتی پلتفرم نمره پلتفرمی به عنوان امتیاز متای یک بازی در نظر گرفته شده که از تعداد بیش‌تری نقد حاصل شده باشد و در مواردی هم که نمره دو یا چند بازی یکسان باشد، اثری در رتبه بالاتر قرار می‌گیرد که این نمره را از تعداد بیش‌تری نقد به‌دست آورده باشد. پس بدون مقدمه بیش‌تر، این شما و این هم بهترین بازی‌های سال ۲۰۱۸ بر اساس نمره متاکریتیک.

15. Ikaruga

Ikaruga یک بازی بسیار قدیمی است که نسخه اصلی آن، در سال ۲۰۰۱ روی دستگاه‌های آرکید منتشر شد ولی سال 2018 شاهد انتشار بازی برای پلی‌استیشن و سوییچ با کیفیتی بهتر بودیم که از قضا توانست نمره متای بسیار عالی ۸۸ را هم به‌ دست بیاورد. Ikaruga شاید اثر خیلی شناخته‌ شده‌ای برای ما‌ها نباشد اما می‌توان آن را تجربه‌ای شبیه به بازی Sky Force دانست که اثر شناخته شده‌تری است. در این بازی کنترل جنگنده‌ای را برعهده می‌گیرید و باید با آن به نبرد با دشمنانی بروید که از رو‌ به‌ رو به سمت شما می‌آیند. آنچه که Ikaruga را به بازی جذابی تبدیل می‌کند، نه داستان خاص و نه گرافیک زیبا است بلکه این بازی صرفا اثری است که تمرکز اصلی‌اش را روی ارایه یک گیم‌پلی جذاب و سرگرم‌ کننده گذاشته است.

شاید در ظاهر گیم‌پلی همان کنترل یک جنگنده برای از بین بردن دشمنان باشد، اما مثلا یکی از مکانیزم‌های بازی، امکان تغییر بین رنگ‌های سفید و سیاه برای جنگنده در جریان بازی است که هر کدام از این رنگ‌ها یک سری ویژگی خاص برای جنگنده شما به ارمغان می‌آورند. یا در حالی که در این بازی خبری از آیتم‌هایی در محیط نیست که بتوان با برداشتن آن‌ها مثلا تیر‌های قوی‌تری شلیک کرد، اما مثلا بازی این امکان را فراهم کرده تا با از بین بردن تعداد خاصی جنگنده دشمن یا از بین بردن آن‌ها به اشکال خاص، تیر‌هایتان را قدرتمند‌تر کنید. به این‌ها باید نبرد با باس‌ها را هم اضافه کنیم که همه این‌ها در نهایت از Ikaruga یک تجربه شوت‌ ام آپ بی‌نقص ساخته‌اند.

  • سازنده: استودیوی Treasure
  • پلتفرم‌های مقصد: رایانه‌های شخصی، پلی استیشن 4 و نینتندو سوییچ
  • سبک: اکشن-Shoot-‘Em-Up
  • امتیاز متا: 88 از 25 نقد ثبت شده روی نینتندو سوییچ

14. Pillars of Eternity II: Deadfire

  • سازنده: استودیوی Obsidian
  • پلتفرم‌: رایانه‌های شخصی
  • سبک: نقش آفرینی
  • امتیاز متا: 88 از 70 نقد ثبت شده

این روز‌ها دیگر کم‌تر شاهد بازی‌های نقش آفرینی ایزومتریک کلاسیک هستیم و اکثر بازی‌های نقش آفرینی به شکل سه‌بُعدی ساخته می‌شوند. با این حال استودیو آبسیدین که چند ماه پیش هم توسط مایکروسافت خریداری شد، هنوز به این سبک وفادار است و در سال‌های گذشته بازی‌هایی چون Pillars of Eternity یا Tyranny را در این سبک روانه بازار کرده است و در سال ۲۰۱۸ هم شاهد بازی Pillars of Eternity II: Deadfire از آن‌ها بودیم. نسخه دوم Pillars of Eternity هم مثل نسخه اول، با حمایت کاربران و تامین بودجه جمعی ساخته و در نهایت هم به اثر بسیار با‌کیفیتی تبدیل شد. این بازی هرآنچه را که از یک اثر نقش آفرینی کلاسیک می‌خواهید در خود دارد؛ از داستان درگیر‌کننده و ارزشمند گرفته تا گیم‌پلی عمیق با انواع و اقسام قابلیت‌ها که می‌توان از طریق آن‌ها شخصیت را ارتقا داد. همچنین مثل بازی‌های بزرگ این سبک، Pillars of Eternity II: Deadfire هم یک تجربه نسبتا طولانی است و می‌توان روز‌های زیادی را با تجربه این بازی سرگرم شد.

داستان بازی Pillars of Eternity II: Deadfire به عنوان بزرگ‌ترین نقطه قوت این نسخه نیز محسوب می شود. همچون نسخه قبلی با توجه به سبک گرافیکی بازی و انیمیشن و تقریبا اکثر بخش‌های دیگر بازی که تمرکز کمتری بر روی آن‌ها شده بود، داستان بازی همان طور هم که باید باشد، بزرگ‌ترین نقطه قوت بازی است. داستان بازی به صورت کلی در خصوص بازگرداندن شما از مرگ پس از اتفاقاتی عجیب بر روی زمین است و حالا خدایان از شما می‌خواهند که به بررسی قضیه بپردازید و در اولین نقطه‌ای که روی زمین می خواهید قدم بگذارید، یک کشتی است و به زودی نیز پس از نبردی کوتاه با دزدان دریایی و رسیدن یک طوفان، کشتی شما نیز از بین می‌رود و حالا باید به دنبال راهی جایگزین برای آن باشید. در اولین جزیره‌ای که وارد می‌شوید متوجه می‌شوید که این جزیره نیز با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کند و در نتیجه هم با کمک‌های شما آن ها نیز تا حد ممکن به شما کمک خواهند کرد و این شروع بازی است. از جمله نقاط قوت این بازی وجود داستان‌های جانبی فراوان در کنار داستان اصلی است که باعث می‌شود حتی پس از پایان بازی بتوانید باز هم ساعت‌ها سرگرم بمانید.

Pillars of Eternity II: Deadfire در سال ۲۰۱۸ فقط برای پلتفرم رایانه‌های شخصی منتشر شد اما سازندگانش همین چند ماه پیش اعلام کردند که در سال ۲۰۱۹، نسخه کنسولی این بازی هم در دسترس قرار خواهد گرفت.

13. Return of the Obra Dinn

  • سازنده: استودیوی Lucas Pope
  • پلتفرم: رایانه‌های شخصی
  • سبک: ماجراجویی
  • امتیاز متا: 89 از 34 نقد ثبت شده

در حالی که عادت کرده‌ایم برخی بازی‌سازان را با صفاتی چون بزرگ، خلاق یا تاثیرگذار معرفی کنیم، دسته دیگری از بازی‌ساز‌ها هستند که شاید عجیب و غریب و خاص بهترین صفت برای توصیف‌شان باشد؛ بازی‌سازانی که گاهی فاصله بین بازی‌هایشان چند سال طول می‌کشد اما در نهایت اثر نهایی، تبدیل به چیزی می‌شود که پیش‌تر نمونه مشابه آن را ندیده‌ایم. لوکاس پوپ که کلا با احتساب آخرین ساخته‌اش یعنی Return of the Obra Dinn سه بازی در کارنامه دارد، پیش از این یک بار با Papers Please ثابت کرده تا چه حد ذهنیت متفاوتی در بازی‌سازی دارد و از همه‌چیز مهم‌تر تا چه اندازه برای شعور مخاطبش ارزش قائل می‌شود و در لا به‌ لای بازی‌هایی که در سرراست‌ترین شکل ممکن بازیکنان را به سمت مقصد هُل می‌دهند، اثری در اختیارش قرار می‌دهد که ذهن مخاطبش را به‌چالش بکشد و باعث شود تا هر شخصی، برداشت منحصر‌به‌فرد خودش از بازی را داشته باشد.

لوکاس پوپ، سازنده بازی Papers Please، در سال 2018 ساخته جدید خودش را در دسترس طرفداران قرار داد و توانست تا حد خیلی زیادی موفقیت‌های بازی قبلی خودش را تکرار کند. Return of the Obra Dinn، اثری که توانست در The Game Awards 2018 هم جایزه بهترین طراحی را دریافت کند، یکی از عجیب‌ترین و متفاوت‌ترین بازی‌های سال گذشته است که شاید نمونه‌اش را حتی در بازی‌های چندین سال گذشته هم نتوان پیدا کرد. اوبرا دین در اصل نام یک کشتی است که مدتی پس از آغاز سفر، غیبش می‌زند اما پس از گذشت مدتی در حالی که همه خدمه آن مرده‌اند، دوباره به نزدیکی ساحل برمی‌گردد. حال بازیکن در نقش شخصیت اصلی بازی وارد این کشتی می‌شود تا از رمز و راز‌های آن پرده بردارد. این وسط ساعتی جیبی در اختیار بازیکن قرار می‌گیرد که وقتی از آن در کنار یک جسد استفاده شود، می‌تواند تصویری از ثانیه‌های آخر زندگی آن شخص را در اختیار بازیکن بگذارد. از اینجا به بعد گیمر باید با جستجوی کشتی و استفاده از ساعت مذکور روی اجساد موجود در آن، از سرنوشت شخصیت‌ها مطلع شود و با وارد کردن آن‌ها در یک کتاب، آن را تکمیل کند. Return of the Obra Dinn از هر نظر تجربه متفاوتی است و البته که این متفاوت بودن، از جنبه مثبت آن است و نه اینکه بازی صرفا یک تافته جدا بافته باشد که نمی‌توان لذتی از آن برد. اوبرا دین داستانش را به شیوه خاصی روایت می‌کند که باعث می‌شود تا بازیکن نهایت تعامل را در روایت داستان داشته باشد. معما‌های بازی هم به‌ شکلی طراحی شده‌اند که کاملا برای شعور مخاطب ارزش قائل هستند و البته که این مساله گاهی بازی را به تجربه‌ای سخت تبدیل می‌کند، اما در نهایت به‌ نفع آن تمام شده است و یادآور دوران طلایی بازی‌های ماجراجویی است.

12. Dead Cells

  • سازنده: استودیوی Motion Twin
  • پلتفرم‌های مقصد: رایانه‌های شخصی، ایکس‌ باکس وان، پلی‌ استیشن 4 و نینتندو سوییچ
  • سبک: مترویدونیا
  • امتیاز متا: 89 از 36 نقد ثبت شده روی نینتندو سوییچ

۲۰۱۸ سالی عالی برای هر سلیقه‌ای بود؛ هم طرفداران بازی‌های بزرگ در این سال آثار بسیار باکیفیتی دریافت کردند و هم عاشقان بازی‌های مستقل توانستند برخی از بهترین ساخته‌های مستقل سال‌های اخیر را در ۲۰۱۸ تجربه کنند. یکی از بهترین بازی‌های مستقل سال بدون شک Dead Cells بود؛ اثری که وقتی اولین بار شانس تجربه نسخه Early Access آن را پیدا کردیم، همه‌ چیز خبر از یک تجربه فوق‌العاده در سبک مترویدونیا می‌داد که بازی کردنش واقعا لذتی معادل با بازی کردن آثاری چون Castlevania داشت. با این حال سازندگان بازی در استودیو موشن تویین به بهترین شکل از فرصت موجود در حالت ایرلی اکسس بازی بهره گرفتند و با رفع نواقص موجود توانستند در نهایت در سال ۲۰۱۸ نسخه نهایی بازی را بهتر و کامل‌تر در اختیار مخاطبان قرار بدهند.

استودیوی مستقل موشن توین (Motion Twin)، با خلق بازی Dead Cells بسیاری از طرفداران سبک مترویدوانیای را شگفت زده کرد. عنوان Dead Cells بازی سختی‌ست و در آن بارها مرگ را تجربه خواهید کرد، مکانیکی که تحت نام « Perma Death» معرف حضور سبک هیبریدی بازی در سبک «Rouge Like» است. با هربار مردن به ابتدای بازی باز خواهید گشت و به جز یک سری ارتقاها و الگوهای ساخت تجهیزات، هر آن‌چه را که در طول مراحل به‌دست آورده‌اید را از دست خواهید داد و باید به نوعی از صفر شروع کنید. پس از طی کردن مراحل از ابتدا، با تجربه‌ی بیشتر باید سعی کنید تا مسیر بهتری را انتخاب کنید و قابلیت‌ها و سلاح‌های بهتری را به دست آورید. راز موفقیت در Dead Cells همین سفر ادیسه‌وار پیکسلی شماست که باید در طولش آمادگی هرچه بیشتر را کسب کنید. گیم‌پلی سریع و اکشن جذاب با وجود سادگی در ظاهر یکی دیگر از ویژگی‌های مثبت این عنوان زیبا محسوب می‌شود. مطمئنا طرفداران این سبک، با تجربه Dead Cells لحظات سخت، چالش برانگیز و اعصاب خردکنی (البته از نوع خوبش طوری که بعد از هر بار مرگ با خود خواهید گفت، فقط یک بار دیگر و این یک بار مدت‌ها شما را ساعت‌ها پای بازی خواهد نشاند) را در دنیای دوبُعدی آن سپری خواهند کرد.

در Dead Cells بازیکنان کار را از یک زندان آغاز می‌کنند و به مرور باید محیط‌های جدید بازی را که هرکدام طراحی بی‌نظیر و خیره‌ کننده‌ای دارند کشف کنند و در این راه مبارزاتی با دشمنان متنوع بازی داشته باشند که به‌واقع نفس‌گیر و چالش‌ برانگیز هستند. در Dead Cells هیچ‌ چیز ساده نیست و به همین دلیل هم بارها و بارها در بازی کشته خواهید شد و باید کارتان را از ابتدا آغاز کنید؛ اما جذابیت بالای هسته مرکزی گیم‌پلی بازی و در کنار آن پاداش‌هایی که سازندگان برای تجربیات چندین‌ باره شما از بازی قایل می‌شوند، باعث شده‌اند تا مرگ و شروع مجدد در این بازی هم لذت‌ بخش باشد. به این‌ها باید موسیقی فوق‌العاده Dead Cells را هم اضافه کنیم؛ موسیقی که حتی اگر قصدی برای تجربه کردن خود بازی هم نداشته باشید پیشنهاد می‌کنم گوش دادن به آن‌ها را از دست ندهید.

11. Tetris Effect

  • سازنده: استودیوی Monstars
  • پلتفرم: پلی استیشن 4
  • سبک: پازل
  • امتیاز متا: 89 از 71 نقد ثبت شده

شرکت سونی سال گذشته رویه نسبتا متفاوتی برای نمایشگاه E3 در پیش گرفت و برای مثال پیش از آغاز رسمی نمایشگاه، شاهد انتشار روزانه یک خبر از جانب این شرکت بودیم. معرفی Tetris Effect یکی از همین اخبار بود که چند روز مانده به E3 منتشر شد و البته که خیلی هم استقبال جالبی از جانب طرفداران را در پی نداشت و افرادی که منتظر رونمایی‌های بزرگ سونی بودند، از معرفی شدن یک نسخه تتریس برای پلی‌استیشن 4 راضی به‌ نظر نمی‌رسیدند. با این حال نظر خیلی از همین افراد پس از انتشار Tetris Effect کاملا عوض شد و استودیو مون استارز (Monstars) و رزونار (Resonair) توانست در بین تمام آثار بزرگ، یکی از بهترین انحصاری‌های پلی‌استیشن 4 در سال ۲۰۱۸ را روانه بازار کند. هسته اصلی بازی، همان هسته گیم‌پلی آشنای تتریس است که در آن باید با کنار هم قرار دادن اشکال مختلف خطوط کاملی را ایجاد کنید و باعث ناپدید شدن آن شوید. با این حال سازندگان تعداد زیادی ویژگی جدید در Tetris Effect به این هسته همواره جذاب اضافه و از این طریق یکی از بهترین‌های سال را خلق کرده‌اند.

در Tetris Effect به مرور زمان شاهد چالش‌های جدیدی هستیم که باعث می‌شوند بازی هرگز یکنواخت و خسته‌کننده نشود. جدا از این یک سری ویژگی‌های جدید هم در بازی وجود دارند که مثلا امکان قرار دادن همزمان چندین شکل و حذف همزمان تعداد زیادی خط را فراهم می‌کنند. به این‌ها باید گرافیک رنگارنگ و مملو از افکت‌های چشم‌نواز بازی و صدالبته موسیقی‌های کاملا مناسب آن را هم اضافه کنیم. Tetris Effect برای پلی‌استیشن VR هم در دسترس است و به‌استناد منتقدین یکی از بهترین بازی‌های این هدست به‌شمار می‌رود.

 

10. Bayonetta + Bayonetta 2

  • سازنده: استودیوی PlatinumGames
  • پلتفرم: نینتندو سوییچ
  • سبک: هک اند سلش
  • امتیاز متا: 90 از 27 نقد ثبت شده روی نینتندو سوییچ

طرفداران سبک هک اند اسلش، بدون شک با سری بازی بایونتا آشنا هستند. مجموعه بازی‌هایی با اکشن‌های سریع و نفس‌گیر که نسخه اول آن برای پلتفرم‌های مختلف و نسخه دوم آن پیش از این فقط برای Wii U منتشر شده بود. با این حال نینتندو در جریان یکی از مراسم‌های نینتندو دایرکت خود، از انتشار نسخه اول و دوم این سری برای نینتندو سوییچ با گرافیک HD و بهبود‌ یافته خبر داد و خب این آثار در نهایت هم توانستند به یکی از بهترین بازی‌های این کنسول در سال ۲۰۱۸ تبدیل شوند. با اینکه نسخه مجزای بازی‌ها هم نقد شده و امتیازات خوبی هم دریافت کرده‌اند، اما در این لیست Bayonetta + Bayonetta 2 را در نظر گرفتیم. پس از گذشت چهار سال از انتشار نسخه دوم برای Wii U، حال بایونتا در نسخه سوییچ با گرافیک بهبود‌ یافته در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است تا با اکشن‌های نفس‌گیر و هیجان‌انگیز آن، دشمنان را تکه‌ پاره کنند و از یک لذت غیرقابل وصف در قالب تجربه‌ای هک اند اسلش سیراب شوند.

نسخه سوم مجموعه Bayonetta در حال حاضر در دست ساخت است و اگر پیش‌تر شانس تجربه این بازی‌ها را نداشته‌اید و از قضا از کاربران نینتندو سوییچ هم هستید، بهترین فرصت است که یکی از بهترین بازی‌های سال ۲۰۱۸ را بازی کنید و آماده نسخه سوم این سری شوید.

9. Astro Bot Rescue Mission

  • سازنده: استودیوی SIE Japan Studio
  • پلتفرم: پلی استیشن 4
  • سبک: پلتفرمر
  • امتیاز متا: 90 از 50 نقد ثبت شده

پلتفرم‌های واقعیت مجازی آنطور که باید و شاید مورد استقبال قرار نگرفتند و با اینکه ایده جذابی داشتند، اما در نهایت حداقل در حوزه بازی‌های ویدیویی شاهد آثار خیلی با‌کیفیتی که بتوانند لذت زیادی در حین تجربه با این هدست‌ها به بازیکن منتقل کنند، نبودیم. این وسط البته استثنا‌هایی هم وجود دارند که یکی از آن‌ها، همین بازی Astro Bot Rescue Mission است که نه‌ فقط یک تجربه عالی واقعیت مجازی، که یکی از بهترین بازی‌های سال 2018 بود. ایده ساخت Astro Bot Rescue Mission در اصل از یک مینی گیم به نام Robot Rescue که در Playroom VR وجود داشت و با استقبال خوب کاربران هم مواجه شده بود، به‌ دست آمد و استودیو خوش‌نام ژاپن سونی یک تجربه مجزا با نام Astro Bot Rescue Mission با محوریت ربات‌های با‌مزه این مینی گیم ساخت. در این بازی پلتفرمر هدف نجات دادن ربات‌ها است که در موقعیت‌های بدی در دنیای بازی گرفتار شده‌اند. Astro Bot Rescue Mission به بهترین شکل ممکن از قابلیت‌های هدست واقعیت مجازی سونی استفاده می‌کند و به همین دلیل هم در نقد‌هایش، شاهد هستیم که خیلی‌ها آن را به بهترین بازی واقعیت‌ مجازی خلق‌ شده تا به امروز خطاب می‌کنند.

جدا از این، Astro Bot Rescue Mission به‌ عنوان یک بازی پلتفرمر هم واقعا تجربه جذابی است و سازندگان اجازه نداده‌اند تا ساخت بازی صرفا برای هدست پلی‌استیشن VR جنبه‌های دیگر اثرشان را محدود کند. البته متاسفانه امکان تجربه این بازی بدون هدست فراهم نیست ولی در صورتی که جزو دارندگان پلی‌استیشن VR هستید، Astro Bot Rescue Mission را اصلا و ابدا از دست ندهید.

8. Into the Breach

  • سازنده: استودیو Subset Games
  • پلتفرم‌های مقصد: رایانه‌های شخصی و نینتندو سوییچ
  • سبک: استراتژی
  • امتیاز متاکریتیک: 90 از 56 نقد ثبت‌ شده روی رایانه‌های شخصی

در سال 2018 شاهد بازی‌های انحصاری با‌کیفیتی برای پلتفرم رایانه‌های شخصی بودیم که یکی از این بازی‌ها هم Into the Breach است. البته این اثر استراتژیک نوبتی پس از گذشت مدتی برای نینتندو سوییچ هم عرضه شد. این بازی توسط استودیو سابست گیمز (Subset Games) ساخته شده که آن‌ها را با بازی با‌کیفیت Faster Than Light می‌شناسیم. داستان Into the Breach از این قرار است که موجوداتی بیگانه به نام Vek به زمین حمله کرده و باعث نابودی آن شده‌اند. اما این وسط گروهی از سربازان از آینده، به ماشین‌های زمان‌شان سوار می‌شوند و با سفری به گذشته به جایی می‌روند که Vek‌ها هنوز در حال حمله به زمین هستند. Into the Breach داستانی نسبتا ساده و معمولی دارد اما چیزی که آن را به تجربه‌ای ارزشمند تبدیل می‌کند، گیم‌پلی بسیار جذاب و سرگرم‌کننده بازی است.

در مجموع با یک بازی استراتژیک نوبتی و تاکتیکی رو‌ به‌ رو هستیم اما سازندگان آنقدر المان‌های جدید و متنوع به Into the Breach اضافه کرده‌اند که بتوانند اثری منحصر‌ به‌ فرد در این سبک داشته باشند. محیط‌های بازی به‌ شکل تصادفی ایجاد می‌شوند و عناصر محیطی مختلفی مثل کوه‌ها یا دریا در آن‌ها دیده می‌شوند که جدا از داشتن جنبه بصری، روی گیم‌پلی هم تاثیر می‌گذارند و مثلا کوه‌ها می‌توانند نقش یک سپر را در برابر شلیک‌های دشمن ایفا کنند. بازی تعداد مراحل نسبتا زیادی دارد و با پیشروی در آن، می‌توانید به نیرو‌های جدیدی دسترسی داشته باشید که هرکدام ویژگی‌های خاص خود را دارند و از این رو تعویض گروه نیرو‌ها، باعث می‌شود تا کلا مکانیزم‌های بازی و تاکتیک‌هایی که می‌توانید در آن اتخاذ کنید هم عوض شوند و همین مساله عاملی است که ارزش تکرار Into the Breach را به شکل عجیب و غریبی بالا می‌برد. در مجموع ساخته سابست گیمز یک اثر سرگرم‌کننده است که می‌توان مدت زمان بسیار طولانی از تجربه کردنش لذت برد و به همین دلیل هم با شایستگی در بین بهترین‌های سال 2018 قرار می‌گیرد.

7. Monster Hunter World

  • سازنده: شرکت Capcom
  • پلتفرم‌های مقصد: رایانه‌های شخصی، ایکس‌ باکس وان و پلی‌ استیشن 4
  • سبک: نقش آفرینی
  • امتیاز متاکریتیک: 90 از 93 نقد ثبت‌ شده روی پلی‌ استیشن 4

شرکت کپکام در سال‌های اخیر روندی سینوسی داشته و گاهی بازی‌های با‌کیفیتی چون Resident Evil 7 را روانه بازار کرده و گاهی هم آثار ضعیفی را از آن‌ها شاهد بودیم. با این حال به‌ نظر می‌رسد که این شرکت توانسته دوباره به روز‌های اوجش و آن چیزی که ازش انتظار داریم برگردد و سال 2018 چند بازی با‌کیفیت داشت و قرار است در سال ۲۰۱۹ هم آثار جذابی چون نسخه جدید Devil May Cry از آن‌ها شاهد باشیم. اما یکی از بهترین بازی‌های سال ۲۰۱۸ بازی Monster Hunter World از شرکت کپکام بود که توانست جایزه بهترین بازی نقش آفرینی سال را هم در The Game Awards 2018 دریافت کند. مثل نسخه‌های پیشین سری مانستر هانتر، در Monster Hunter World هم بازیکنان به نبرد با انواع و اقسام هیولا‌ها می‌روند و امکان همراه شدن با سایر بازیکنان در شکار این موجودات هم باعث شده است تا تجربه این بازی بیش از پیش لذت‌بخش باشد.

اگر هشت نسل بازی‌های ویدیویی را کنار هم گذاشته و بازی‌های ژاپنی را در این هشت نسل مقایسه کنیم، می‌بینیم که کاربران از نسل هفتم به بعد پوست عوض کردند و سلایق‌شان متفاوت شد. دیگر کم پیش می‌آمد که شخصی سمت بازی‌های نقش آفرینی شرقی با مبارزات نوبتی برود. البته در این میان باید بازیکن‌های ژاپنی را فاکتور گرفت زیرا همیشه از محصولات خود پشتیبانی می‌کنند اما صنعت بازی‌های ویدیویی تنها به شرق ختم نمی‌شود؛ اگر سازنده‌ای شرقی می‌خواهد اثرش به‌ بهترین بازی تبدیل شود، باید نگاهش را وسیع‌تر کرده و تمامی مخاطبان این صنعت را ببیند. چند سالی است که شاهد تغییراتی در مجموعه‌های ارزشمند ژاپنی هستیم که در نسخه‌های پیشین خود، علاقه‌ای به تغییرات و تحولات در سبک و سیاق خود نداشتند و سعی می‌کردند همان المان‌های قدیمی را در نسخه‌های جدید خود به‌نمایش بگذارند. اما حال به نقطه‌ای رسیده‌ایم که همان مجموعه‌ها نیز دست به تغییرات زده‌اند. نمونه‌ی بارز را می‌توان بازی Final Fantasy XV دانست یا بازی Persona 5 که با تمام حس و حال شرقی خود، سعی کرده نوآوری‌های جدیدی را قرار داده و مخاطبان زیادی را جذب کنند. یکی دیگر از مجموعه‌هایی که تصمیم گرفت متحول شود، مجموعه Monster Hunter بود که شرکت کپکام (Capcom) با معرفی بازی Monster Hunter: World، سعی بر پیاده سازی یک ایده بسیار جاه‌طلبانه را داشت و اتفاقا موفق هم شد.

داستان بازی Monster Hunter: World، حول یک Guild تحقیقاتی هیولاها می‌چرخد و شما در نقش یک شکارچی به‌ همراه گروهی تحقیقاتی می‌بایست روی گونه‌های مختلف هیولاها تحقیق کرده و الدر دراگون‌ها و انرژی حاصل از آن‌ها را شناسایی کنید تا بهتر از قبل بتوانید دنیای جدید (New World) را بشناسید. بازی Monster Hunter: World یک اثر نقش آفرینی و MMO است که داستانش، صرفا مقدمه‌ای برای شروع بازی است. با اینکه برای تمام کردن بخش داستانی باید بازی را 70 الی 80 ساعت تجربه کنید اما پس از داستان، با دنیای دیگری رو به‌ رو خواهید شد که پایه و اساس بازی اصلی یعنی شکار هیولاها را تشکیل می‌دهد. به‌عبارتی ساختار بازی به خاطر MMO بودن آن به‌نحوی است که حتی پس از تمام کردن نیز همیشه ماموریت‌هایی وجود دارند که شما را سرگرم کرده و در این راه داستان بازی به شکلی روایت می‌شود که حتی اشخاصی که از دنیای Monster Hunter هیچ ایده‌ای ندارند، می‌توانند با آن ارتباط برقرار کرده و با سبک و سیاق بازی آشنا شوند. روایت داستانی Monster Hunter: World ساده و شخصیت‌هایش دوست داشتنی هستند و نباید انتظار یک اثر داستان محور عمیق را داشت. با این حال کپکام کار خود را در این بخش به‌خوبی انجام داده و سعی کرده در همان ابتدا به شما بگوید که Monster Hunter: World شاید نسخه‌ای کاملا متفاوت نسبت به نسخه‌های پیشین باشد اما هنوز سبک خود را دارد.

6. Shadow of the Colossus

  • سازنده: استودیو Bluepoint Games
  • پلتفرم: پلی‌استیشن 4
  • سبک: اکشن ماجراجویی
  • امتیاز متاکریتیک: 91 از 100 نقد ثبت‌ شده روی پلی‌استیشن 4

Shadow of the Colossus در جریان نمایشگاه E3 2017 به‌عنوان یک نسخه ریمستر برای کنسول پلی‌استیشن 4 تایید شد اما پس از این رویداد، سازندگان آن در استودیو بلوپرینت اعلام کردند که امکان دسترسی داشتن به کد‌های نسخه اصلی بازی وجود نداشته و به همین دلیل هم این بازی، بیش‌تر یک بازسازی تمام‌عیار است تا یک ریمستر. به هر حال Shadow of the Colossus در اوایل سال 2018 برای پلی‌استیشن 4 منتشر شد و خب با وجود گذشت سال‌های زیاد از انتشار نسخه اصلی، کماکان توانست به همان میزان اثرگذار و با‌شکوه ظاهر شود. ساخته‌های فومیتو اوئدا همواره آثاری هستند که در آن بازیسازی با هنر تلفیق می‌شود و خب Shadow of the Colossus در بین آثار این بازی‌ساز هم جایگاه ویژه‌ای دارد. حال به لطف قدرت گرافیکی بالاتر کنسول نسل هشتمی سونی عظمت و شکوه این بازی بهتر از هر زمان دیگری به‌ تصویر کشیده شد و همان تماشای هیبت اولین کلوسی بازی کافی بود تا خیلی زود دوباره عاشق این اثر شویم.

Shadow of the Colossus البته در کنار جنبه هنری فوق‌العاده، مبارزاتی پازل‌مانند با کلوسی‌هایش را هم در اختیار مخاطبان می‌گذارد که البته گاهی مشکلات آزاردهنده دوربین باعث می‌شوند نتوانیم لذت کافی را از آن‌ها ببریم. همچنین حرکت کردن با اسب بسیار دوست‌ داشتنی شخصیت اصلی در دنیای بازی هم خود یکی دیگر از ویژگی‌های خوب این بازی است که لذت آن را فقط با تجربه کردن Shadow of the Colossus می‌توان چشید. به هر حال بلوپرینت گیمز با بازسازی این اثر، باعث شد تا یک تجربه بسیار با‌کیفیت از این ساخته فراموش‌نشدنی فومیتو اوئدا داشته باشیم که نمره‌هایش هم کیفیت بالایی آن را تضمین می‌کنند.

5. Celeste

  • سازنده: استودیو Matt Makes Games
  • پلتفرم‌های مقصد: رایانه‌های شخصی، ایکس‌ باکس وان، پلی‌ استیشن 4 و نینتندو سوییچ
  • سبک: پلتفرمر
  • امتیاز متاکریتیک: 92 از 36 نقد ثبت‌ شده روی نینتندو سوییچ

گاهی در بین بازی‌های بزرگ و مورد انتظار یک سال، آثار مستقلی ظاهر می‌شوند که شاید کم‌تر بازیکنی پیش از عرضه خیلی اطلاعی از آن‌ها داشته باشد اما در برخی موارد مثل Celeste، همین بازی‌ها تبدیل به اثری فوق‌ العاده و بی‌نهایت سرگرم‌ کننده می‌شوند. بازی Celeste از حیث طراحی مراحل کیفیت بالایی دارد و واقعیت هم این است که اگر سلست را به‌ نوعی کلاس طراحی محیط و مرحله نام‌ گذاری کنیم، اصلا و ابدا اغراق نکرده‌ایم. بدون شک مهم‌ترین ویژگی این بازی تنوع فوق‌ العاده آن است و سازندگان موفق به خلق اثری شده‌اند که در هر یک از مراحل آن، اتفاقی جدید انتظار بازیکن را می‌کشد؛ اتفاقی که می‌تواند تمام و کمال توانایی‌های یک گیمر را و حتی حرفه‌ای‌های سبک پلتفرمر را به‌ چالش بکشد و باعث شود بارها و بارها طعم مرگ و شکست را در این بازی بچشید؛ اتفاقی که البته اصلا و ابدا آزاردهنده نمی‌شود و برعکس، باعث می‌شود تا در دفعات بعدی با دقت و تمرکز بیش‌تری به سراغ رد کردن آن تله بروید.

Celeste یک بازی پلتفرمر است؛ بازی‌ای که داستان شخصیتی به نام مدلین را که در تلاش برای صعود به کوه سلست است، به تصویر می‌کشد. در ابتدای بازی، اطلاعات خیلی زیادی از این شخصیت به مخاطب داده نمی‌شود و می‌توان گفت Celeste هم از آن دست بازی‌هایی است که صرفا مخاطبش را بدون مقدمه‌ چینی زیاد وارد دل ماجرا می‌کند و در ادامه، از طریق یک داستانگویی عالی و شخصیت‌ پردازی قوی، ماجرا را برایش شرح می‌دهد. در واقع از یک بازی پلتفرمر، بیش‌تر از هر چیزی انتظار یک گیم‌پلی مناسب را داریم که Celeste، از این منظر هم واقعا عالی است. اما آنچه که باعث شده Celeste چیزی فراتر از بازی‌های پلتفرمر رایج و حتی خیلی خوب داشته باشد، توجهی است که سازندگانش نه فقط به گیم‌پلی، که به تمام بخش‌های بازی از داستان و شخصیت‌ پردازی گرفته تا گرافیک و صدا داشته‌اند و همین هم Celeste را به اثری بی‌نقص تبدیل کرده است.

Celeste البته در جنبه‌های دیگر هم فوق‌العاده است؛ از گرافیک پیکسلی زیبای بازی گرفته تا موسیقی‌های بی‌نهایت گوش‌ نواز آن که از قضا نامزد دریافت جوایز مختلفی هم شده‌اند. همچنین سلست در پس تجربه پلتفرمرش، داستان بسیار غنی و تاثیرگذاری هم روایت می‌کند و به همین دلیل هم یکی از نامزد‌های جایزه تاثیرگذار‌ترین بازی سال در مراسم The Game Awards 2018 بود.

4. Forza Horizon 4

  • سازنده: استودیو Playground Games
  • پلتفرم‌های مقصد: ایکس‌ باکس وان و رایانه‌های شخصی
  • سبک: ریسینگ
  • امتیاز متاکریتیک: 92 از 88 نقد ثبت‌ شده روی ایکس‌ باکس وان

Forza Horizon 3 آنقدر تجربه ریسینگ کامل و بی‌عیب و نقصی بود که کم‌تر کسی تصور می‌کرد استودیو پلی‌گراند گیمز بتواند در نسخه بعدی این مجموعه روی دست خودش بلند شود و این بار اثری حتی بهتر و کامل‌تر در اختیار طرفداران بازی‌های ریسینگ قرار بدهد. اما خب این اتفاق در Forza Horizon 4 به بهترین شکل ممکن خودش رخ داد. با افول مجموعه بازی‌هایی مطرح این سبک مثل Need for Speed در سال‌های اخیر، سری فورتزا تبدیل به کامل‌ترین و بهترین مجموعه بازی ریسینگ شده است که یک سال با نسخه شبیه‌ ساز موتور اسپرت بازیکنان را سرگرم می‌کند و سال دیگر هم با نسخه آرکید‌تر هورایزن. اما فورتزا هورایزن 4 بی هیچ اغراقی یکی از بهترین بازی‌های تاریخ این سبک به‌ شمار می‌رود که با بردن بازیکنان به نقشه‌ای وسیع که شامل مناطق زیادی از بریتانیا می‌شود، امکان رانندگی در برخی از بهترین جاده‌های دنیا را برای بازیکنان فراهم می‌کند. فورتزا هورایزن 4 همچنین تنوع بسیار بالایی از ماشین‌ها را شامل می‌شود و البته که سازندگان همه این ماشین‌ها را با نهایت دقت به جزئیات بصری یا صوتی آن‌ها طراحی کرده‌اند و به همین دلیل می‌توان لذت نشستن پشت فرمان برخی از لوکس‌ترین ماشین‌های روز دنیا را با تمام وجود در این بازی لمس کرد.

در نسخه چهارم بازی Forza Horizon به لندن سفر می‌کنیم، با نقشه‌ای بسیار وسیع‌تر و محیط‌های متنوع‌تر. در نگاه اول شاید نقشه بازی به جز وسعتش فرق چندانی با نقشه استرالیای نسخه سوم نداشته باشد. از سواحل گرفته تا جاده‌‌های کوهستانی و جنگل‌ها. اما پلی‌گراند گیمز برای رفع این ایراد، کار بزرگ و هیجان‌انگیزی انجام داده است. این استودیو که حالا در ساخت بازی خود به درجه استادی رسیده، برای ایجاد تنوع بیشتر، تغییرات آب و هوایی را در بازی گنجاده است و می‌توان گفت عالی عمل کرده است. پاییز بارانی با پوشش نارنجی و طلایی درختان، زمستان‌های برفی که محیط لباسی سفید برتن می‌کند و بهاری و تابستانی که هر کدام حس خاص خود را دارند، از بزرگ‌ترین ویژگی‌های بازی Forza Horizon 4 محسوب می‌شوند. استودیو پلی‌گراند گیمز توانست با بازی Forza Horizon 4 نشان دهد که هیچ چیز مانع پیشرفتش نمی‌شود. زمانی که فکر می‌کردیم ایده‌های سری Horizon ته کشیده، آن‌ها تنها با قرار دادن تغییر فصل که تاثیر مستقیمی رو گیم‌پلی و تجربه بازی می‌گذارد و یک سیستم آنلاین یکپارچه‌ای که به دنیای بازی پویایی خاصی می‌بخشد، نفسی تازه به این مجموعه دمیدند و با تعداد وسیعی ماشین در هر کلاس و مدلی، با صدها مسابقه متنوع و ده‌ها آیتم هیجان‌انگیز، Forza Horizon 4 را به بهترین نسخه مجموعه بازی‌های Forza تبدیل کردند.

3. Super Smash Bros. Ultimate

  • سازنده: استودیو Sora Ltd و Bandai Namco
  • پلتفرم: نینتندو سوییچ
  • سبک: مبارزه‌ای
  • امتیاز متاکریتیک: 93 از 98 نقد ثبت‌ شده روی نینتندو سوییچ

یکی از بازی‌هایی که در روز‌های پایانی سال ۲۰۱۸ روانه بازار شد و به همین دلیل هم جایی در مراسمی مثل The Game Awards 2018 نداشت، Super Smash Bros. Ultimate بود. بازی‌های بزرگ انحصاری نینتندو سوییچ اکثرا عملکرد بسیار خوبی در همه زمینه‌ها داشتند و برای مثال سال گذشته هم جدید‌ترین نسخه زلدا گل سرسبد مراسم‌های بهترین‌ها بود. Super Smash Bros. Ultimate هم از این قاعده مستثنی نیست و نمره متای 93 هم این موضوع را ثابت می‌کنند. کاربران سوییچ در این بازی مبارزه‌ای، دوباره همان فرمول‌های همیشگی سری سوپر اسمش را تجربه خواهند کرد و باید در رقابتی مفرح و البته پرجزییات، دشمنان را از میدان نبرد خارج کنید. وجود یک بخش داستانی پرجزئیات که در آن باید با شخصیت دوست‌ داشتنی کربی سایر شخصیت‌های گرفتار‌شده بازی را آزاد کنید در کنار مواردی مثل تنوع بسیار بالای محیط‌های بازی و شخصیت‌های قابل‌انتخاب، از جمله ویژگی‌هایی هستند که Super Smash Bros. Ultimate را به تجربه‌ای ضروری برای همه گیمر‌ها بدل می‌کنند. اما یک نکته بسیار مهم در رابطه با Super Smash Bros. Ultimate، این است که برای لذت بردن از این بازی اصلا و ابدا نیاز نیست که از کاربران قدیمی و همیشگی آن باشید و مکانیزم‌هایش به‌ شکلی هستند که همه می‌توانند به راحتی به سراغ بازی بروند و به مرور در آن حرفه‌ای‌تر شوند.

Super Smash Bros. Ultimate میراث این مجموعه را در یک جا به طرز هنرمندانه‌ای جمع کرده و در جاهای دیگری نیز به طرز هنرمندانه‌ای خود را توسعه داده و در نتیجه در فرمول همواره موفق بازی‌های Brawler تبدیل به نقطه اوجی شده که هر چند کمی جای کار دارد ولی هنوز مانند قله‌ای بیش از حد درخشان است. و این دقیقاا مثل یک نقطه‌ی انتهایی است. مثل نقطه‌ای است که همه چیز در آن جمع شده و خود را پایان می‌دهد. قطعاً Ultimate آخرین نسخه Super Smash Bros نیست و تا وقتی نینتندو زنده است می‌توان انتظار سوپر اسمش‌های دیگر را نیز داشت. ولی می‌توان با اندکی اطمینان گفت این آخرین اسمشـی است که ساکورایی و تیم‌اش Sora.Ltd می‌سازند. آخرین Super Smash Bros که این شکلی است. از این جا به بعد اگر مجموعه همین شکلی باقی بماند در جا می زند. این مجموعه با Ultimate به اوج قاطع خود نرسیده و خب بی‌نقص نیست ولی کلید نهایی خود را زده و به چیزی تبدیل شده که با بهبودهای ریز، دیگر مانند گذشته جلو نمی‌رود. این حقیقت تلخ باعث می شود ارزش Ultimate را بیشتر درک کنیم. ارزش بازی‌ای که پدرانش با شجاعت تمام شاخه کاملی را ژانر عظیم فایتینگ ایجاد کرده و پرورش داده‌اند و حال Ultimate با اقتدار آن را از هر لحاظ به بلوغ کامل رسانده و همزمان آن را به طور کامل و بی اغراق به یکی از بزرگ‌ترین کراس اور تاریخ صنعت هنر و سرگرمی تبدیل کرده است.

2. God of War

  • سازنده: استودیو SIE Santa Monica
  • پلتفرم: پلی‌ استیشن 4
  • سبک: اکشن ماجراجویی
  • امتیاز متاکریتیک: 94 از 118 نقد ثبت‌ شده روی پلی‌استیشن 4

در رتبه دوم بهترین‌های سال 2018، بازی God of War با نمره متای ۹۴ قرار گرفته است. کوری بارلوگ و تیمش در طول توسعه این بازی، بارها به اعمال تغییرات بیش از حد روی آن و تغییر دادن فرمول موفق همیشگی سری گاد آف وار و صد البته الهام گرفتن از بازی‌های دیگر محکوم شدند اما در نهایت، توانستند اثری را روانه بازار کنند که تاثیرش دقیقا به اندازه ضربات کریتوس محکم و فوق‌ العاده بود. ماجراجویی جدید کریتوس این بار با پسرش همراه شده است و ما را به سرزمین‌های نورس می‌برد که در آن‌ها، افسانه‌هایی کاملا جدید و بی‌نهایت جذاب در مقایسه با چیز‌هایی که قبلا در نسخه‌های مربوط به یونان دیده‌ایم انتظارمان را می‌کشند. مکانیزم‌های بازی هم دست‌ خوش تغییرات بسیاری شده‌اند و God of War از بازی که در آن صرفا باید دکمه‌ها را با نهایت سرعت پشت هم فشار می‌دادیم تا کریتوس دشمنانش را تکه‌ پاره کند، به اثری تبدیل شده است که مبارزاتی بسیار منطقی‌تر دارد و دشمنانش دیگر مثل یک تکه چوب خشک در برابر کریتوس قرار نمی‌گیرند تا به ساده‌ترین شکل ممکن کشته شوند. ساخته جدید استودیو سانتا مونیکا که با نهایت لیاقت توانست جایزه بهترین بازی سال از The Game Awards 2018 را دریافت کند، در زمینه‌های دیگری مثل صداگذاری، موسیقی و گرافیک هم آنقدر زیبا و حماسی است که هر عاشق بازی‌های ویدیویی، بتواند با تجربه آن لذت زیادی ببرد.

بخش اعظم بازی God of War در میدگارد جریان دارد و طی اتفاقات داستانی، طی ماجراهایی که کریتوس و آترئوس باید به بلندترین قله دنیای نورس برسند، به قلمروهای دیگر این بازی سفر خواهید کرد. طراحی مراحل بازی هوشمندانه و جذاب است. گفتنی است این اثر یک بازی جهان‌باز نیست، اما بزرگی آن اصلا اجازه نمی‌دهد که حس کنید با یک بازی نسبتا خطی طرف هستید. وجود مناطق گسترده، آزادی عمل بسیار زیاد و اینکه مراحل بازی به گونه‌ای طراحی شده‌اند تا قادر باشید بین آن‌ها سفر کنید، یکی از مهم‌ترین تغییرات بازی به شمار می‌روند. در طول مراحل بازی اتفاقات زیادی رقم می‌خورند و موانع زیادی سر راه‌تان خواهد بود. از جمله این موانع می‌توان به پازل‌های بازی اشاره کرد. پازل‌ها در این بازی نقش اساسی دارند و تنها به عنوان مینی‌گیم‌های ساده در نظر گرفته نشده‌اند. پازل‌های بازی که تمامی آن‌ها با رون‌ها و روایات نورسی ادغام شده‌اند، هم در خدمت داستان هستند و مراحل از طریق آن‌ها پیش خواهد رفت و هم در خدمت رسیدن به آیتم‌های مختلف در گوشه و کنار بازی. اگر بگوییم طراحی این پازل‌ها خوب نیست در حق بازی ظلم کرده‌ایم. شاید گاهی این پازل‌ها شکل ساده‌ای داشته باشند، اما نمی‌توان آن‌ها را پازل‌های معمولی قلمداد کرد. برخی از این پازل‌ها، تنها به یافتن برخی از رون‌های نورسی در گوشه و کنار بازی ختم می‌شوند. با یافتن آن‌ها می‌توان مثلا به صندوق‌هایی رسید که حاوی آیتم‌های فوق‌العاده ارزشمندی هستند. برخی از پازل‌ها هم با ترتیب کردن یک سری عناصر نورسی پیش می‌روند که به کمک آترئوس انجام می‌شوند و حتی برخی‌های دیگر، موانعی هستند که درست انجام ندادن آن‌ها می‌تواند شما را به کشتن دهد. در این بازی، با هیچ پازلی رو به رو نخواهید شد که بی‌دلیل سر راه‌تان قرار گرفته باشد. کوری بارلوگ با ساخت این بازی ثابت کرد که می‌شود با تغییر دادن فرمول‌های ثابت و همیشگی یک مجموعه، اثری حتی بهتر و ارزشمند‌تر از نسخه‌های پیشین خلق کرد. حال همه بی‌صبرانه منتظر نسخه بعدی این سری و ادامه ماجراجویی‌های کریتوس هستیم.

1. Red Dead Redemption 2

  • سازنده: Rockstar Games
  • پلتفرم‌های مقصد: ایکس‌ باکس وان و پلی‌استیشن 4
  • سبک: جهان‌باز
  • امتیاز متاکریتیک: 97 از 98 نقد ثبت‌ شده روی پلی‌ استیشن 4

اما در نهایت بهترین بازی سال ۲۰۱۸ در لیست متاکریتیک، چیزی نیست جز Red Dead Redemption 2، ساخته تحسین‌ شده راکستار گیمز. ساخته‌های راکستار همیشه توانسته‌اند نمره متای بالایی کسب کنند و Red Dead Redemption 2 هم این رویه را تکرار کرده است. در این بازی با آرتور مورگان همراه می‌شویم؛ شخصیتی که در نسخه قبلی بازی حضور نداشت و همین هم برای برخی از طرفداران سوال شده بود که چرا راکستار به‌جای پرداختن به شخصیت‌های شناخته‌ شده‌تری مثل جان مارستون سراغ این شخصیت رفته است. با این حال پس از انتشار بازی و تجربه آن، همه تقریبا هم‌نظر بودند که آرتور مورگان توانسته به یکی از بهترین شخصیت‌ها در بین بازی‌های راکستار و حتی بازی‌های ویدیویی در مجموع تبدیل شود. علاوه بر این Red Dead Redemption 2 در بقیه جنبه‌ها هم عالی ظاهر می‌شود؛ از داستان بازی گرفته که شاید در ابتدا کمی کُند شروع شود اما به مرور اوج می‌گیرد و در فصل‌های پایانی به اوج قله هیجان و جذابیت می‌رسد. یا از گرافیک بازی بگوییم که بی‌نهایت چشم‌ نواز است و راکستار موفق شده دنیای بی‌نهایت پویا و پرجزئیاتی را به لطف موتور گرافیکی قدرتمند بازی خلق کند که در هر گوشه و کنار آن، اتفاقی غیرمنتظره انتظار بازیکن را می‌کشد. Red Dead Redemption 2 همچنین ماموریت‌های متنوعی هم دارد و البته که در کنار این ماموریت‌ها، فعالیت‌های جانبی دیگری مثل شکار، ماهیگیری یا صرفا گشت و گذار در دنیای بازی هم انتظار بازیکن را می‌کشند.

جهان Red Dead Redemption 2، در هر لحظه پتانسیل شگفت‌زده کردن مخاطبش را دارد و این، موردی است که باعث می‌شود جهان بازی را بی‌نقص خطاب کنیم. تصور کنید که هدف‌تان رسیدن به نقطه‌ای است که در آن بتوانید ماموریت جدیدی دریافت کنید. برای این منظور سوار اسب‌تان می‌شوید و پس از تعیین کردن مسیری مشخص برای خودتان سفر را آغاز می‌کنید. در طول این سفر، ممکن است اتفاقات مختلفی برای‌تان رخ بدهند که شاید از قبل حتی تصورشان را هم نمی‌کردید؛ برای مثال ممکن است مورد حمله گرگ‌ها قرار بگیرید یا ناگهان چند جایزه‌بگیر از نقطه‌ای ظاهر شوند و به سمت‌تان شیلک کنند. جدا از این حتی ممکن است اسب‌تان به دلیل دیدن یک مار یا هر حیوان وحشی دیگری دچار وحشت شود و شما را به زمین پرت کند. اصلا جدا از همه این‌ها، ممکن است در طول مسیر به غریبه‌ای برخورد کنید که دچار مشکل شده است و پس از کمک کردن به وی، یک ماموریت فرعی جذاب برای‌تان فعال شود که کلا بی‌خیال ماموریت اصلی خودتان شوید و به سراغ آن بروید. دنیای Red Dead Redemption 2 مملو از شگفتی‌های این‌چنینی است و به همین دلیل هم هر سفر و ماجراجویی در آن، می‌تواند به تجربه‌ای سورپرایز‌کننده و فراموش‌نشدنی تبدیل شود و این دقیقا همان حس زنده و پویا بودن دنیای بازی است که راک‌استار از قبل هم وعده‌های زیادی برای محقق کردن آن داده بود و کاملا هم در این کار موفق ظاهر شده است. این مساله همچنین یک تاثیر مهم دیگر هم روی بازی دارد و ارزش تکرار بسیار بالایی به آن می‌بخشد. چون اولا همیشه اتفاقات غیر‌منتظره‌ای در دنیای بازی هستند که حتی در دومین تجربه‌تان از بازی هم می‌توانند شما را شگفت‌زده کنند و هم اینکه راک‌استار،‌ آزادی‌عمل زیادی به‌تان داده است تا خودتان سبک و سیاقی را برای بازی کردن دوست دارید انتخاب کنید. Red Dead Redemption 2 بیش‌تر از اینکه صرفا یک بازی ویدیویی باشد، شبیه به دنیایی مجازی است که هرکسی فارغ از علاقه‌ای که ممکن است به سبک آن داشته یا نداشته باشد، باید تجربه‌اش کند.

از دیگر بازی‌های سال ۲۰۱۸ که نمره‌های خوبی دریافت کرده‌اند، می‌توان به آثاری مثل Monster Boy and the Cursed Kingdom ،Spider-Man ،Dragon Ball FighterZ ،Okami HD و Subnautica اشاره کرد که البته نمره آن‌ها برای قرار گرفتن در جمع ۱۵ بازی برتر کافی نبود. امیدواریم از مقاله معرفی 15 بازی برتر 2018 براساس نمره متا لذت برده باشید. نظرات ارزشمند خود را در رابطه با این بازی‌ها با وینفون به اشتراک بگذارید.

منبع :

METACRITIC

373 پست
رسول امینی
I Was Born in 1997 and Played My First Game in 2005 Which it Was Resident Evil 4. A Huge Fan of Video Games, Especially Open-world, Historical and Survival Horror Genre and Spend a Lot of Time on Playing. My Top No-Doubt Games Are Dark Souls 3, The Witcher 3: Wild Hunt, Resident Evil 4, Horizon Zero Dawn, God Of War 2018 and Bloodborne. Most of the Time in My Daily Life, i Write Articles for WinPhone.Ir
مطالب مرتبط
در مای نوکیا بخوانید
دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده
برای نوشتن دیدگاه می توانید به حساب کاربری خود وارد شوید ورود ارسال نظر به صورت مهمان
برچسب ها: , , , , , , , , , , , ,