انسان‌ از بدو وجود همواره درباره کهکشان و نقش خود در آن تفکر کرده است، در بسیاری از بازی‌ها نیز، برای این‌ که مخاطب بتواند با جهان فانتزی بازی، رابطه‌ عمیق‌تری برقرار کرده و آن‌ را به عنوان یک وجود حقیقی بپذیرد، کیهان به گونه‌ای خاص و قابل باور به تصویر کشیده شده است.

از مثال بارز آن می‌توان بازی The Legend of Zelda: Breath of the Wild را نام برد، عنوانی که آسمان آن توسط ستارگان، ابرها، خورشید و ماهی با رنگ‌های زنده جلا داده شده‌اند. به تصویر کشیدن کیهان در بازی‌های ویدیویی مخاطب را به این باور می‌رساند که جهان این بازی هم‌چون دنیای خود ما، بخشی از یک وجود بسیار بزرگ است که قوانین مخصوص به خود را دارد. از آنجا که کیهان در اکثر بازی‌ها شباهت بسیاری به جهان واقعی دارد، نکته چندان خاصی برای مخاطب در دل آن باقی نمی‌ماند، اما عناوینی هستند که اهمیت بسیاری به این موضوع داده و قوانین مربوط به جهان بازی را از یک موضوع حاشیه‌ای به عنصری مهم در بازی تبدیل می‌کنند. این عناوین نه‌ تنها به صورتی عمیق به جهان خود پرداخته، بلکه اهمیت بالایی به نقش بازیکن در آن نیز می‌دهند.

کیهان شناسی، علمی که سعی در توضیح قوانین و اهداف جهان دارد، با پیشرفت تکنولوژی و ظهور حرفه ستاره‌شناسی به وجود نیامد، بلکه همواره همراه نسل انسان بوده و در راه تاریخ، با افسانه‌ها و اساطیر بسیاری گره خورده است. اقوام مختلف در دوارن باستان هر کدام به شیوه خود و با توجه به شرایط اقلیمی که در آن حضور داشته‌اند سعی در توضیح اهداف و قوانین جهان به وسیله ایده‌پردازی بوده‌اند. ایده‌پردازی‌هایی که طبیعتا برای انسان قرن بیستمی کاملا پوچ و بی‌معنا به نظر می‌رسند. یکی از معروف‌ترین این ایدئولوژی‌ها از منطقه اسکاندیناوی متولد شده، باوری که کیهان را بر روی دوش درختی افسانه‌ای تحت نام Yggdrasil به تصویر می‌کشد. ریشه‌ها و شاخه‌های انبوه این درخت، عالم خدایان و موجودات فانی را به یک‌دیگر پیوند می‌دهند.

درخت Yggdrasi، اثر Friedrich Wilhelm Heine، سال 1886 میلادی

در دیگر فرهنگ‌ها نیز، دانش ستاره‌شناسی با مجموعه‌ای از اعتقادات عرفانی آمیخته شده است. بر اساس یک نظریه در عرفان‌شناسی باستان، هفت سیاره شناخته شده (ماه، عطارد، زهره، خورشید، مریخ، مشتری و زحل) به عنوان شیاطین یا الهه‌هایی شناخته شده‌اند که همگی در خدمت وجودی به نام عقل فعال هستند، وجودی که جهان فیزیکی را به این‌گونه که ما می‌شانسیم به وجود آورده و از طریق قدرت خود باعث می‌شود انسان نتواند به مظهر اصلی پروردگار دست یابد. به این ترتیب، انسان تنها از طرق روحانی و اسرارآلود می‌تواند بر قدرت عقل فعال و سیاره‌ها چیره شده و خود را با پروردگار یگانه پیوند دهد. کیهان‌شناسی هم‌چنین توضیحی دیگر در رابطه با جهان و کرات را در طول تاریخ مطرح کرده بود که در آن به عناصر چهارگانه (اول خاک سپس آب، باد و آتش) اهمیت بسیار بالایی داده شده، چنان‌که عناصر اصلی سازنده زمین و تمامی دیگر‌ سیارات شناخته شده‌اند. هم‌چنین نظریه‌های دیگری از جمله وجود زمین به عنوان مرکز تمام جهان و چرخش دیگر سیاره‌ها به دور آن هم وجود داشته‌اند که حتی تا حدود یک قرن پیش در برخی مناطق کاملا صحیح تلقی می‌شدند. به طور کلی باید گفت تا قبل از ظهور تکنولوژی امروزی که زندگی انسان را کاملا دست‌خوش تغییر کرد نظریه‌های بسیاری در رابطه با دلیل و نوع وجود کیهان مطرح شده بودند که امروزه می‌توان به راحتی تمام‌شان را رد کرد.

هارمونی Macrocosmica، اثر Andreas Cellarius، سال 1660 میلادی

Cosmographia، اثر Peter Apian، سال 1524 میلادی

شاید پردازش به کیهان و کیهان‌شناسی در‌ بازی‌های ویدیویی بسیار سطحی‌‌تر از نمونه‌های تاریخی باشد، اما معدود عناوینی هستند که به نحوی فوق‌العاده و پرجزئیات به توضیح جهان خود می‌پردازند. گل سرسبد این عناوین را می‌توان سری Souls و Bloodborne، ساخته استودیو From Software دانست. در میان‌پرده ابتدایی نسخه اول Dark Souls بازیکن با نقش حیاتی عنصر آتش (که در بسیاری تئوری‌های تاریخی نیز مهم‌ترین نقش را ایفا می‌کند) آشنا می‌شود، عنصری که به نوعی می‌توان آن را شکل‌دهنده و مسیریاب دیگر عناصر جهان بازی دانست به گونه‌ای که تفاوت بین سرما و گرما، تاریکی و روشنایی، زندگی و مرگ توسط آتش به وجود می‌آید. به نوعی می‌توان آتش Dark Souls را به نظریه عقل فعال تشبیه کرد؛ نظریه‌ای که طبق آن عناصر ابتدایی جهان در حالتی بی‌شکل و بی‌معنا وجود داشته و سپس توسط وجودی دیگر، معنا و هدف یافته‌اند. هم‌چنین خورشید نیز در Dark Souls نقش به سزایی را ایفا می‌کند؛ خورشیدی که نماد سمبولیک وجود آن رب‌النوعی است که او را تحت نام Lord Gwyn می‌شانسیم و در حقیقت وظیفه بازیکن نیز پایان دادن به این خورشید رو به غروب است که سرزمین بازی یعنی Lordran را در نوعی فساد و رکود تدریجی و روزافزون فرو برده است.

Dark Souls

Dark Souls

تاریکی و روشنایی کیهانی در Utriusque Cosmi، اثر Robert Fludd، سال 1617 میلادی

تاریکی و روشنایی کیهانی به تفسیر J. Behmen و D.A. Freher، سال 1764 میلادی

در Bloodborne ماه جایگزین خورشید می‌شود. در این عنوان ماه همواره بازیکن را در طی مسیر او همراهی می‌کند، به گونه‌ای که می‌توان از اکثر نقاط جهان بازی آن را مشاهده کرد که به گونه‌ای سرگردان در آسمان می‌درخشد. بیایید نگاهی عمیق‌تر به نقش ماه در این بازی داشته باشیم؛ طی تاریخ، ماه در بسیاری نقاط به عنوان وجودی شناخته شده که موجب بروز جنون در انسان می‌شود، مسئله‌ای که می‌توان آن را در بازی نیز به روشنی مشاهده کرد. هم‌چنین رابطه‌ی مستقیمی که ماه جهان Bloodborne با عنصر زمان دارد نیز بسیار جالب است، از زمان یونانی‌های باستان، تصور می‌شد که زمین در بخش دنیوی کهکشان قرار گرفته است، یعنی تنها بخشی کهکشان که زمان و دگرگونی در آن تاثیر دارند. هم‌چون نقش Gwyn در Dark Souls، ماه در Bloodborne نمایانگر چرخه‌ای بی‌پایان است، کابوسی تمام‌نشدنی. در هر دو بازی، چرخه‌ی تغییر جهان مدام رخ می‌دهد و هیچ راهی برای پایان دادن یا تغییر دادن آن نیست و بازیکن نیز به نحوی مجبور است خود را قربانی این چرخه پایان‌ناپذیر کند. فرام سافت‌ور این‌ گونه بین جهان عناوین خود و نقش بازیکن در آن‌ها رابطه ایجاد می‌کند. یک مسئله جالب دیگر نیز درباره این عناوین خودنمایی می‌کند. در تاریخ، نظریه‌ای بلندپایه وجود دارد که هر انسان را بازتابی از جهان در جلدی متفاوت و کوچک‌تر معرفی می‌کند، چنین چیزی برای دو بازی مذکور نیز کاملا صدق می‌کند، به شیوه‌ای که اعمال هر بازیکن نمایانگر چرخه‌ی بی‌پایان و ابدی کیهان است.

Bloodborne

Bloodborne

تلفیق از عالم کوچک و بزرگ در Utriusque Cosmi، اثر Robert Fludd، سال 1617 میلادی

عنوان Pyre، ساخته استودیو Supergiant Games مثالی دیگر از یک بازی ویدیویی است که در آن شاهد توضیحی دقیق از جهان بازی و ارتباط آن با اعمال بازیکن هستیم. در این عنوان، گروهی تبعیدی که به سرزمینی پست فرستاده‌ شده‌اند بایستی با به دست‌ آوردن میزان مشخصی پیروزی در نوعی بازی سمبلیک راه خود را به جامعه اصلی باز یابند. سرزمینی که تبعیدی‌ها به آن فرستاده شده‌اند جهانی است رنگارنگ، اما خطرناک که تحت نام Underworld (به معنای جهان زیرین) شناخته می‌شود. در این مسیر، ستارگان گروه بازی‌بازان را در زمان درست به سمت هدف بعدی‌شان راهنمایی می‌کنند. هم‌چنان که زمان بگذرد، گروه‌های جدیدی به تبعید فرستاده می‌شوند که بایستی راه خود را باز به جهان بالایی پیدا کنند و ما بار دیگر با چرخه‌ای بی‌پایان رو به رو می‌شویم، چرخه‌ای که هم‌چون طلوع و غروب روزانه‌ی خورشید، همواره تکرار می‌شود و راهی برای پایان دادن به آن، توسط موجودات فانی نیست.

Pyre

Pyre

عناوین بسیار دیگری نیز وجود دارند که به نحوی کیهان‌ بازی خود را به یکی از عناصر اصلی آن تبدیل کرده‌اند. از بین آن‌ها می‌توان The Legend of Zelda: Majora’s Mask را نام برد. عنوانی که در آن ماه نقش وجودی گمراه‌کننده و شیطانی را دارد و از این طریق بسیاری از وقایع جهان بازی را کنترل می‌کند. در طرفی دیگر ما عنوان Planescape: Torment را داریم؛ بازی‌ای که در آن می‌توان شهر افسانه‌ای و پرآوازه Sigil را مشاهده کرد، شهری که پورتال‌ها و دروازه‌های بسیار آن هر کدام به جهانی تازه راه می‌یابند. Sunless Sea نوعی بسیار خاص از کیهان‌ را به تصویر می‌کشد، اقیانوسی زیرزمینی در دوره‌ای ویکتوریایی که ستارگانی دروغین بر فراز آن می‌تابند. جا دارد اشاره‌ای نیز به جهان بزرگ و دقیق Morrowind کرد که البته نیازمند به مقاله‌ای اختصاصی است. با توجه به چیرگی نظریه‌های علمی بر عقاید مذهبی و افسانه‌ای در جهان امروز، طبیعی است که در بازی‌های نیز شاهد کیهان‌هایی هستیم که از نظر علمی چندان غیرمنطقی به نظر نمی‌‌رسند. عناوینی نیز هستند که کیهان را به عنوان پشت‌زمینه اصلی گیم‌پلی خود انتخاب کرده و به بازیکن آزادی قابل توجهی برای گشت‌ و گذار در آن می‌دهند.

Elite: Dangerous از جمله همین عناوین است که شما را در کنترل گونه‌ای سفینه فضایی می‌گذارد؛ سفینه‌ای که با استفاده از آن می‌توانید در همین کهکشان شناخته شده خودمان به سفرهای بلند مدت بین سیاره‌ها مشغول شوید. از بین دیگر عناوین این سبک، می‌توان از Kerbal Space Program نام برد، در حالی که در Elite سفر به دیگر سیاره‌ها کاری بسیار آسان است که تنها با فشار چند دکمه می‌توان انجام‌شان‌ داد، تنها خارج شدن از جو زمین می‌تواند یک چالش بسیار جدی در Kerbal Space Program باشد. شاید این عنوان به جاه‌طلبی دیگر عناوین هم‌سبک خود نبوده و جهان آن نیز وسعت چندانی نداشته باشد، اما یک عنصر بسیار مهم در آن به نحوی عالی پیاده‌سازی شده و آن به تصویر کشیدن خطرات بسیاری است که انسان باید برای سفر در فضا و ترک کردن زادگاه اصلی خود یعنی زمین، متحمل شود. در هر صورت، شما چه در Elite مشغول به سفرهای بین سیاره‌ای طولانی شده یا چندین ساعت در تلاش باشید که بتوانید سرانجام بر روی ماه Kerbal فرود بیایید، به نتیجه‌ای یکسان خواهید رسید. این‌ که می‌توان در فضای خارج از سیاره زادگاه ما حضور داشت و زندگی کرد، چنین مسئله‌ای بدون شک تا چند قرن پیش مانند یک خرافه احمقانه به نظر می‌رسید، اما هم‌اکنون به راحتی موضوع اصلی بسیاری از مدیاهای سرگرمی انسان است.

Elite: Dangerous

Elite: Dangerous

Elite: Dangerous

Kerbal Space Program

Kerbal Space Program

راه‌های دیگری نیز برای به تصویر کشیدن کیهان در بازی‌های ویدیویی وجود دارد، برای مثال برخی از آن‌ها قوائد اصلی کیهان‌شناسی را به شیوه‌ای بسیار ساده و مبتدی ارائه می‌دهند. از بین این عناوین می‌توان به سری Mario اشاره کرد. جایی که می‌توان ستاره‌های کوچک را در جیب یک لوله‌کش ماجراجو جمع‌آوری کرده و به عنوان سوخت یک کلاه ضدجاذبه ازشان استفاده کرد. جاذبه نیز در سری Mario کاملا برای سرگرم‌کننده شدن بازی طراحی شده است، ماریو زمانی که در کهکشان است، می‌تواند بر روی سیارک‌هایی فرود آمده و حتی با پریدن از روی آن‌ها می‌تواند به راحتی بر جاذبه‌شان غلبه کرده و بر روی چیزهای دیگری فرود آید. البته در عنوان Super Mario Odyssey ما با نوعی متفاوت از جاذبه رو به رو هستیم، در این عنوان، جاذبه ماه بدون شک با جاذبه زمین متفاوت بوده و حتی به شما اجازه می‌دهد پرش‌های بسیار بلندتری انجام داده و با سرعت کم‌تری فرود بیایید. شاید قوانین کیهانی Mario ابلهانه باشند، ولی در هر صورت می‌توان با تجربه این سری به این نتیجه‌ رسید که سازندگان برای ارائه‌ یک گیم‌پلی جذاب، ابتدا نیازمند به تعریف یک سیستم کیهانی بوده‌اند.

Super Mario Odyssey

Super Mario Odyssey

لوله‌کش‌های ایتالیایی، فضاپیماها یا رب‌النوع‌های افسانه‌ای، همگی ابزاری مناسب برای به نمایش گذاشتن کیهان‌شناسی در بازی‌های ویدیویی بوده‌اند. با تجربه این عناوین، ما می‌توانیم تکاپوی پایان‌ناپذیر انسان برای تعریف جهان پیرامون خود را مشاهده کنیم، مسئله‌ای که در تمام تاریخ ذهن او را به خود مشغول کرده است. هر چند هنوز بسیاری ایده‌ها و نظریه‌ها هستند که به تصویر کشیده نشده‌اند و بدون شک می‌توان تصویری جذاب و درگیرکننده از آن‌ها را در جلوه یک بازی ویدیویی ارائه داد.

از نظر بسیاری از فلاسفه، وجودی در باطن جهان حضور دارد که بر ذات خود و دیگر مخلوقات آگاه است و دلیل آفرینش را درک می‌کند، این وجود دارای شکل نیست و به همین دلیل عقل نامیده می‌شود و از آنجا که دلیل نظم جهان دانسته می‌شود فعال شناخته می‌شود (تعریف عقل فعال). درباره ذات اصلی عقل فعال نظریه‌های بسیاری طرح شده‌اند که هر کدام توضیحی متفاوت را ارائه می‌دهند.

منبع :

EUROGAMER

373 پست
رسول امینی
I Was Born in 1997 and Played My First Game in 2005 Which it Was Resident Evil 4. A Huge Fan of Video Games, Especially Open-world, Historical and Survival Horror Genre and Spend a Lot of Time on Playing. My Top No-Doubt Games Are Dark Souls 3, The Witcher 3: Wild Hunt, Resident Evil 4, Horizon Zero Dawn, God Of War 2018 and Bloodborne. Most of the Time in My Daily Life, i Write Articles for WinPhone.Ir
مطالب مرتبط
در مای نوکیا بخوانید
دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده
برای نوشتن دیدگاه می توانید به حساب کاربری خود وارد شوید ورود ارسال نظر به صورت مهمان
برچسب ها: , ,