در هفته‌ها و ماه‌های گذشته، اخبار زیادی از اندرومدا، محصول جدید مایکروسافت به بیرون درز کرده بود. اما در این میان، شایعه‌ای مبنی بر لغو شدن کامل این پروژه منتشر شد. در این مقاله، لزوم عرضه‌ی اندرومدا بررسی خواهد شد.

این مقاله به قلم “ریچ وودز” در پایگاه Neowin منتشر شده است و آنچه پیش روی شماست، ترجمه‌ی این مقاله می‌باشد.

تقریبا سال 2014، من برای یک شرکت توی منهتن کار می‌کردم و صاحب شرکت نظر من را در مورد خریدن لپ تاپ خواست. مثل اکثر مردم در هنگام خرید لپ تاپ، فکر می‌کرد تمام کارهایش به چک کردن ایمیل و فیسبوک خلاصه می‌شد. همچنین، فکر می‌کرد که کامپیوترهای شخصی به کالایی عمومی تبدیل شده‌اند و اگر ارزان ترین آنها را خریداری کند، با مشکلی مواجه نخواهد شد.

وقتی از من پیشنهاد گرفت، چند دستگاهی که در آن زمان عالی بودند را معرفی کردم، دستگاه هایی مانند Acer Aspire S7 و سرفیس پرو 3. وقتی که قیمت این دستگاهها را به او گفتم، پاسخی داد که هرگز فراموش نمی‌کنم: “اگر قراره اینقدر خرج کنم، چرا مک نخرم؟”.

مشاهده می‌کنید که چهار سال قبل، اینکه کامپیوترهای پریمیوم ویندوزی ارزشمند باشند حتی به ذهن او نیز خطور نکرد. از نظر او، مک پریمیوم بود و کامپیوتر های ویندوزی فقط کامپیوترهای ارزان قیمت چند صد دلاری بودند. طبیعتا، نهایت ارزانترین لپ تاپی که پیدا کرد را خرید و پس از چند روز به من بابت آن غر میزد.

بازار تغییر کرده

از آن زمان، برخی چیزها عوض شدند. اگر شما در استارباکس یا مکانی مشابه نشسته باشید، احتمالا یک دستگاه پریمیوم ویندوز 10 را خواهید دید، همانگونه که یک مک را مشاهده می‌کنید. بخش بزرگی از احیای صنعت سخت افزار ویندوز ناشی از سخت افزار های سرفیس مایکروسافت است.

با معرفی فرم فکتورهای جدید، سرفیس بازار PC را هیجان انگیزتر از سال‌های پیش کرده است. سرفیس پرو تبلتی بود که می‌توانست جایگزین لپ تاپ شما شود و سرفیس بوک نوعی لپ تاپ بود که می‌توانست جای تبلت شما را بگیرد.

این اتفاقات به این دلیل هیجان انگیز بود که برای اولین بار، دستگاه‌های اصلی ویندوز با صفحه نمایش لمسی، قلم، لولای 360 درجه و در فرم فکتور های مختلف عرضه می‌شدند.

اندرومدا وارد می‌شود

آخرین دستگاه سرفیسی که [قبل از سرفیس Go] معرفی شد، فرم فکتور جدیدی نبود. سرفیس لپ تاپ، همانطور که از نامش پیداست، یک لپ تاپ است. پس در یک سال آینده، طرفداران منتظر اندرومدا هستند، دستگاهی که غالبا از آن به عنوان سرفیس فون یاد می‌شود.

دستگاهی با دو صفحه نمایش و قابلیت خم شدن که در جیب شما جا می‌شود. قابلیت تماس دارد، پس از لحاظ فنی تلفن است، اما یک PC کامل با پشتیبانی از قلم و چیزهای بیشتر است. دستگاهی که بر اساس شایعات، قدرت خود را از یک چیپست ARM که احتمالا اسنپدراگون 950 کوالکام است، می‌گیرد.

این دستگاه اولین فرم فکتور جدید پس از سرفیس استودیو که در 2016 معرفی شد، خواهد بود. البته شایعاتی حاکی از تاخیر در عرضه و حتی لغو شدن کامل پروژه‌ی آن بود اما نهایتا عرضه شد. مایکروسافت با سرفیس استودیو به ساخت تخته‌ی طراحی برگشت، پس در حال حاضر هرچیزی ممکن است. شاید نوعی لپ تاپ با دو صفحه نمایش باشد، معلوم نیست.

بله، اندرومدا ممکن است با عقل جور در نیاید

من یکی از افرادی بودم که واقعا سرفیس مینی را می‌خواستم. دستگاهی که از چیپست ARM قدرت می‌گرفت و در لحظه‌ی آخر قبل از معرفی سرفیس پرو 3 لغو شد. ترجیح من بر یادداشت دست نویس است، به همین دلیل این دستگاه مناسب من بود.

در حقیقت، من عاشق دستگاهی هستم که هم قلم دارد و هم در جیبم جا می‌شود. راستش، من در یک چشم بهم زدن گلکسی نوت سامسونگ را می‌خریدم، اگر به جای S Note، برای استفاده از وان نوت ساخته شده بود.

اما همه مثل من نیستند. پس آیا اندرومدا با عقل جور در میاد؟ شاید، شاید نه. این مورد برای تمام فرم فکتورهایی که تفاوت‌های زیادی با دستگاه‌های روزمره‌ی ما دارند، صدق می‌کند. هیچکس واقعا نمی‌داند آن‌ها موفق می‌شوند یا نه.

سرفیس پروی مایکروسافت موفق ترین محصول سرفیس است، اما شرایط همیشه این‌گونه نبود. دستگاهی که در کنار سرفیس RT شکست خورده معرفی شد، اولین سرفیس، خیلی کوچکتر از آن بود که به عنوان لپ تاپ عمل کند، و خیلی سنگین‌‌‌تر و ضخیم‌تر از آن بود که به عنوان تبلت استفاده شود. پردازنده‌ی نسل سوم اینتل هم باعث 3 ساعته شدن عمر باتری بود.

این دستگاه با هدف مهمی عرضه شد. در آن زمان، مردم در دوراهی بین لپ تاپ و آیپدهای جدید (باز هم یادآوری می‌کنم که زمانی وجود داشت که مردم خود را متقاعد می‌کردند که فقط نیاز به چک کردن ایمیل و فیسبوک دارند) مانده بودند. با یک تبلت ویندوزی، انتخاب از قبل مشخص بود. دو دستگاه در یک جا جمع شده بودند.

پس از چند دفعه امتحان، سرانجام سرفیس پرو 3 متولد و تبدیل به گزینه‌ای قابل قبول برای جایگزینی لپ تاپ شد.

به خاطر دارید که مایکروسافت با ویندوز 10 موبایل، کانتینیوم را معرفی کرد. قابلیتی که تجربه‌ی دسکتاپ را با اتصال مانیتور، کیبورد و موس فراهم می‌کرد. مایکروسافت حتی دستگاه‌هایی مانند Elite x3 که تولید اچ‌پی بود را نیز به عنوان دستگاه‌های 3 در 1 تبلیغ می‌کرد. اما ایده‌ی دستگاه‌های فرا قابل حمل هیچ‌گاه موفق نشد. نه تنها برای مایکروسافت، بلکه برای رقبایی که تکرار آن را امتحان کرده بودند، مانند سامسونگ و هواوی.

من انتظار ندارم اندرومدا از روز اول موفق ظاهر شود، اما مانند هرچیزی، در طول زمان قابلیت تبدیل شدن به محصولی موفق را دارد. اگر به صورت مناسب تولید شود، می‌تواند بالاخره یک پی‌سی all-in-one واقعی باشد، تلفنی که به تبلت تبدیل می‌شود و با اتصال به مانیتور، تجربه‌ی لپ‌تاپ/دسکتاپ را عرضه می‌کند.

مایکروسافت نیاز به ریسک کردن دارد

به نظر من مایکروسافت نیاز به بخت آزمایی‌های بیشتر دارد، همچنین تمایل به شکست در برخی مواقع. به عنوان مثال، سرفیس RT یک شکست فاجعه‌بار بود، شکستی که تقریبا یک میلیارد دلار به شرکت ضرر زد، اما اگر بخاطر شرط بندی بزرگ مایکروسافت روی ARM با ویندوز RT نبود، احتمالا هیچوقت سرفیس پرو متولد نمی‌شد.

آمازون نیز در چنین موقعیتی قرار داشته. فایر فون را به خاطر می‌آورید؟ تلفن همراهی که در سال 2014 عرضه شد و یک شکست فاجعه‌بار دیگر بود. اما به جای خروج از بازار سخت افزار، جف بزوس، مدیر عامل آمازون، در یک نقل قول مشهور در سال 2016 گفت:

آمازون در حال کار بر روی شکست‌های خیلی بزرگتر است.

البته که منظور بزوس ساخت محصولاتی با هدف شکست خوردن نبوده است. منظور او این است که شما قادر به تصاحب بازار نیستید، مگر اینکه تمایل به ریسک کردن و شکست خوردن کامل برخی از آنها داشته باشید.

وقتی آمازون اکو را با دستیار مجازی الکسا معرفی کرد، آن محصول نیز در واقعیت کاربردی نبود. در بهترین حالت، یک چیز تازه در خانه‌ی خود داشتید که می‌توانستید از آن سوال بپرسید، در حالی که ممکن بود گهگاه پاسخ را بداند. اما آمازون از الکسا ناامید نشد، و با رشد محبوبیت دستگاه‌های هوشمند خانگی، کاربرد خود را نشان داد.

در حقیقت، بازار اسپیکرهای هوشمند مسلما اتفاق بزرگ بعدی‌ست. پس از تبلت‌ها، همه در مورد دسته‌ی بزرگ بعدی بازار تکنولوژی کنجکاو بودند. اکثرا فکر می‌کردند که ساعت های هوشمند این دسته‌ی بزرگ خواهد بود، و پس از آن واقعیت مجازی. اما در نهایت، اسپیکرهای هوشمند این جایگاه را تصاحب کردند، و مایکروسافت این فرصت را دوباره از دست داد. هارمن کاردن اسپیکری با کورتانا عرضه کرد اما مایکروسافت تلاش خیلی کمی برای کاربردی کردن کورتانا در آن انجام داد.

فراموش نکنید که کامپیوترهای ویندوز 10 تنها بخش از بازار تبلت‌هاست که در حال سقوط نیست و کامپیوترهای تبدیل شونده یکی از معدود بخش های بازار PC هستند که در حال رشد هستند. این اتفاقات به این دلیل در حال افتادن هستند که مایکروسافت شانس خود را با سرفیس RT و سرفیس پرو امتحان کرد. یکی از آنها شکست خورد و دیگری به موفقیت عظیمی دست یافت.

اگر عرضه‌ی اندرومدا با شکست همراه باشد، مشکلی ندارد. مایکروسافت با نسل دوم یا سوم آن موفق خواهد شد، یا می‌تواند درس جدیدی از آن گرفته و برای موفق شدن، آن را در دسته‌ی جدید دیگری از دستگاه‌ها قرار دهد.

مصمم در از دست دادن فرصت

دنبال کردن مایکروسافت، تماشای داستان طولانی از دست دادن اتفاق بزرگ بعدی‌ست. ویندوز فون احتمالا بزرگترین مثال در این رابطه است، شکست خوردن در عرضه‌ی سیستم عاملی مناسب صفحات لمسی تا 2010، سپس ریبوت کردن چندین باره‌ی پروژه تا تسلیم شدن کامل.

یک مثال دیگر، همانطور که اشاره شد، اسپیکرهای هوشمند است. وقتی کورتانا در سال 2014 با ویندوز فون 8.1 عرضه شد، بسیار جلوتر از بقیه‌ی رقبای خود بود. ولی این آمازون بود که با ارائه‌ی آپدیت‌های هفتگی الکسا، از کورتانایی که توسط مایکروسافت در آپدیت‌های فصلی از آن پشتیبانی می‌کرد، جلو افتاد.

مایکروسافت حتی در زمینه‌ی واقعیت مجازی و افزوده هم کار زیادی انجام نمی‌دهد. در پایان 2016 و با معرفی پر سر و صدای هدست‌های واقعیت مجازی 299 دلاری که از ویندوز 10 نیرو می‌گرفتند، مانع کوتاه‌تری نسبت به رقبای خود به مشتری پیشنهاد می‌داد. اما تقریبا 2 سال بعد، در این زمینه چیزی تغییر نکرده است، در حالی که رقبای مایکروسافت در حال عرضه‌ی محصولات ارزانتر و هدست‌های بی‌سیم هستند.

هالولنز را فراموش نکنید، زمینه‌ی که اگر مایکروسافت دست نجنبد، آن را هم از دست خواهد داد. اپل و گوگل به ترتیب با ARKit و ARCore تجربه‌ی واقعیت افزوده را به موبایل‌ها آورده‌اند و مایکروسافت هنوز فقط یک هدست واقعیت افزوده دارد. البته که این اوضاع عوض خواهد شد، و اگر اپل هدستی عرضه کرد و اعلام کرد که اپ‌های ARKit فقط “کار می‌کنند”، تعجب نکنید.

مایکروسافت در مورد نوآوری و کشف دستگاه‌ها و فرم فکتور های جدید زیاد صحبت می‌کند. روشن است که آنها نمی‌خواهند اتفاق بزرگ بعدی را از دست بدهند، همانطور که آنها بازار گوشی را از دست دادند و هم اکنون در حال از دست دادن اسپیکرهای هوشمند هستند.

اما تنها راه انجام آن، آزمایش چیزهای جدید است. همچنین، تکرار آزمایش‌ها تا زمانی که واقعا جواب دهد، گرفتن بازخورد از مشتریان و پیاده‌سازی آن برای تولید محصولی بهتر است. محصولات جدید می‌توانند باعث موفقیت آنی شوند، اما نیاز به کار بیشتر دارند. اندرومدا می‌تواند یکی از آنها باشد، محصولی که بدون توجه به موفق شدن یا نشدن آن، محصولی هیجان انگیز است.

نظر شما در رابطه با اندرومدا چیست؟ آیا اتفاق بزرگ بعدی را رقم خواهد زد یا به سرنوشت پروژه‌هایی مانند ویندوزفون دچار خواهد شد؟

منبع :

NEOWIN

15 پست
علیرضا قنواتی
مطالب مرتبط
در مای نوکیا بخوانید
دیدگاه کاربران
win
پاسخ دهید سه شنبه 16 مرداد 1397

اسپیکرهای هوشمند و دستگاه های واقعیت افزوده وسیله هایی غیر کاربردی هستند که در حال حاضر به هیچ دردی نمیخورند. دستگاه های واقعیت افزوده میتونن انقلابی در دستگاه ها باشن ولی با پردازنده های کنونی نمیتوانند کاربردی باشن چون پردازنده ها برای این دستگاه بشدت ضعیف هستند و بخاطر به بن بست رسیدن قانون مور بنظر نمیاد آینده ای در انتظار این دستگاه باشد مگر هدست های واقعیت ترکیبی که قدرت خود را از سیستم های رومیزی ولپتاپ میگیرن که باز هم عملکرد ضعیفی دارند.

sadegh
پاسخ دهید چهارشنبه 17 مرداد 1397

نه

برای نوشتن دیدگاه می توانید به حساب کاربری خود وارد شوید ورود ارسال نظر به صورت مهمان
برچسب ها: , , ,