در ماه های اخیر اخبار و شایعات متعددی در مورد فعالیت مایکروسافت برای تولید یک گوشی انقلابی شنیده شده است، تاکنون ما جزییات دقیقی از این دستگاه نمی‌دانیم و تمامی دانسته های ما صرفا بر پایه برخی شایعات و البته پتنت های ثبت شده مایکروسافت شکل گرفته است. شاید تنها مسئله ای که با قاطعیت در مورد آن می‌توان حرف زد فعالیت مایکروسافت برای ساخت یک دستگاه جدید است. اما مسئله مهم این است که این دستگاه به چه ویژگی هایی برای موفقیت نیاز دارد؟

مایکروسافت دو سال اخیر را صرف دور کردن طرفداران و توسعه دهندگان از پلتفرم موبایل خود کرده است و صرفا تعداد اندکی گوشی ویندوزی ساخت شرکا این شرکت، تداوم حیات ویندوز ۱۰ موبایل را رقم زده است. جمیع شرایطی که در دو سال اخیر رخ داده باعث شده تا هر فردی با مشاهده شرایط مایکروسافت در عرصه موبایل، قصد بازگشت این شرکت برای حضور مجدد در عرصه گوشی های هوشمند را زیر صفر درنظر بگیرد. دیدگاه تری مایرسون رییس بخش ویندوز مایکروسافت بی شباهت به انیمیشن زیر نیست، در حالی که تمامی پایه های پلتفرم ویندوز ۱۰ موبایل در حال ویرانی است، مایرسون بر تداوم حضور در این بازار تاکید داشته است.

البته با وجود این آشفته بازار هنوز هم دلایل حقیقی دال بر قصد مایکروسافت در جهت ماندن در این عرصه و تلاش برای ارایه محصولی کاملا متفاوت وجود دارد. ما این نوشتار را با فرض حقیقی بودن سرفس فون و قصد مایکروسافت برای عرضه نهایی آن نوشته ایم. پس به ما ملحق شوید تا با هم حدس و گمان منطقی در مورد شرایط این محصول و ویژگی هایی که برای موفقیت نیاز دارد بپردازیم.

تولید محتوا در یک دستگاه موبایل

عرضه برند سرفس از جمله سرفس لپ تاپ، سرفس بوک، سرفس استودیو و سرفس پرو شرایط بسیار متفاوتی با عرضه یک گوشی هوشمند از سوی این شرکت دارد، در نبرد سرفس با رقبا مایکروسافت در ورزشگاه اختصاصی خود یعنی کامپیوتری های شخصی وارد میدان شد و موفقیت در چنین شرایطی در قیاس با بازار گوشی های هوشمند بسیار ساده تر است. مایکروسافت در میان مشتریان سازمانی، شرکت ها، بخش آموزش و پرورش و در نهایت در بازار مشتریان معمولی به‌عنوان بازیگر اصلی کامپیوترهای شخصی کاملا شناخته شده است و از نفوذ کاملا مناسبی در این عرصه برخوردار است. اما بازار گوشی های هوشمند محلی است که میزان نفوذ مایکروسافت و اعتماد مشتریان بدان به‌مراتب کمتر است.

به همین دلیل است که سرفس فون به‌هیچ عنوان نباید به‌عنوان یک گوشی هوشمند معرفی و تبلیغ گردد، در واقع برای موفقیت این دستگاه لازم است تا مایکروسافت آن را به‌عنوان دستگاهی که کاربر در کنار گوشی اندرویدی یا آیفون خود نیاز دارد معرفی کند. عرضه این دستگاه به‌عنوان رقیب این احتمال شکست سرفس فون را افزایش خواهد داد. به بیان دیگر لازم است این دستگاه به قابلیت هایی مجهز شده باشد که آیفون و گوشی های اندرویدی از آن بی بهره باشند یا به‌خوبی قادر به انجام آن وظایف نباشند.

مثالی از این تفاوت را چندی پیش هنگام استفاده از گوشی BalckBerry KEYone لمس کردم، هنگام کار با این گوشی به موردی برخورد کردم که هیچ گوشی هوشمند دیگری قادر به ارایه آن نبود، کیپد فیزیکی این گوشی برای تایپ کردن یک مقاله کامل در قیاس با صفحات لمسی گوشی های ویندوزی، اندورید و ios به‌مراتب بهتر است و تجربه بسیار خوبی فراهم می‌سازد.

سرفس فون می‌تواند بدون وجود اپلیکیشن هایی نظیر اسنپ چت، با تکیه بر برخی ویژگی های خاص خود طیف گسترده ای از کاربران را جذب خود کند.

اپلیکیشن ورد روی گوشی های هوشمند عملکرد بسیار خوبی در تمامی پلتفرم ها دارد، اما حقیقت این است که کلیدهای نرم افزاری برای استفاده طولانی مدت بسیار نامناسب و آزار دهنده هستند. البته در همین ابتدا تاکید می‌کنم که منظور من از این ایده ساخت یک گوشی مشابه گوشی های بلک بری نیست، بلکه مقصود من وجود کیبرد فیزیکی همراه این محصول است، درست مانند آنچه که در سرفس پرو شاهد هستیم و تبلت ها را که پیش از این وسیله ای برای مشاهده محتوا بودند، به وسیله ای برای تولید محتوا بدل ساخته است.

مایکروسافت در حال حاضر کوهی از پتنت هایی در اختیار دارد که نتیجه عملی آنها دستگاهی مشابه ایده من است. پوسته تطبیق پذیر یا CShell عاملی است که می‌تواند ویندوز را برای دستگاه هایی با نمایشگرهای کوچک بهینه سازد.

مطمئنا اندازه سرفس فون بیش از اندازه رایج گوشی های هوشمند که بین 5 تا 6 اینچ است، خواهد بود، چنین اندازه ای در حقیقت مشتریان محصولاتی مانند گلکسی نوت سامسونگ را می‌تواند نشانه قرار دهد.

ویندوز 10 روی آرم این پتانسیل را دارد که درهای جدیدی برای تولید محتوا و افزایش بهره‌وری در گوشی های هوشمند باز کند.

در چنین شرایطی سرفس فون قادر است تا مرزهای فبلت های امروزی را در هم شکسته و تعریف جدیدی از فبلت به دنیای فناوری ارایه کند به‌خصوص که این دستگاه نام گوشی هوشمند را در ابتدا یدک نخواهد کشید و بنابراین اندازه بزرگ آن دیگر مشکلی برای جلب نظر مخاطبان نخواهد داشت. نمایشگر بزرگ‌تر امکان بازکردن چندین پنجره را به‌صورت همزمان خواهد داد (پوسته تطبیقی ویندوز این قابلیت را دارا است)، از سوی دیگر ویندوز اینکینگ با پتانسیل بالای خود امکان جلب نظر کاربران بیشتری را خواهد داشت.

ویندوز 10 روی آرم این پتانسیل را دارد که درهای جدیدی برای تولید محتوا و افزایش بهره‌وری در گوشی های هوشمند باز کند. مایکروسافت تاکنون اجرای نسخه کامل فتوشاپ و مجموعه آفیس را روی پردازنده های آرم نشان داده است. البته اگر شما از طرفدارن قلم های استایلوس و نوشتن و طراحی کردن هستید، ویندوز اینک پاسخگوی نیاز شما در سرفس فون خواهد بود.

در واقع سرفس فون در کنار ویندوز 10 روی آرم قادر به انجام کارهای متعددی در عرصه تولید محتوا است که برای بسیاری از کاربران جذاب خواهد بود، بدین صورت این دستگاه قادر است حتی در نبود اپلیکیشن هایی نظیر اسنپ چت موفقیت بسیار خوبی کسب کند، کار ی که برند لومیا هیچ‌گاه قادر به انجام آن نشد.

آیا سرفس فون می‌تواند در نقش یک اکس باکس دستی ظاهر شود؟

در نمایشگاه IFA 2017 کاملا مشخص بود که توسعه بخش گمینگ برای مایکروسافت اهمیت بسیار زیادی دارد. در نمایشگاه IFA امسال من شرکت داشتم، نکته جالبی که در میان تمامی کنفرانس ها مشاهده می‌شد، صحبت از واقعیت ترکیبی در بیشتر آنها بود. به وقع در هر کنفرانس شاید بیش از نیمی از زمان کنفرانی به مواردی در مورد بازی های کامپیوترهای شخصی و واقعیت ترکیبی ویندوز پرداخته می‌شد. این مسئله اهمیت به‌خوبی موید اهمیت این بخش از دنیای فناوری در آینده نزدیک است. اهمیت واقعیت ترکیبی برای مایکروسافت به حدی است که این شرکت برای تامین محتوای بیشتر پلتفرم واقعیت ترکیبی خود، همکاری با رقیبی دیرینه یعنی شبکه استیم را جهت تامین محتوای واقعیت ترکیبی اعلام کرد.

یکی از موارد بسیار جالبی که در همکاری بین مایکروسافت و استیم وجود دارد، در اظهار نظر بنیانگذار و مدیرعامل این شرکت مشخص است، در حالی که مایکروسافت با راه اندازی ویندوز استور و ترغیب توسعه دهندگان به ارایه بازی های خود در آن، عملا به رقیبی برای استیم که سالها است که در این عرصه فعالیت دارد، تبدیل شده، گیب نیویل مدیرعامل والو در مورد این همکاری عنوان کرده:

والو و مایکروسافت مشغول همکاری با یکدیگر هستند، و به‌نظر می‌رسد یکی از نکات ضروری برای ما کمک به رشد ویندوز است.

شاید شرکت والو درک کرده که رشد ویندوز به معنی رشد والو خواهد بود، چرا که آینده صنعت گیمینگ به آینده ویندوز 10 گره خورده است، به بیان دیگر همکاری این دو شرکت موید تداوم رشد این صنعت خواهد بود. این وضعیت در شرایطی بیشتر اهمیت می‌یابد که هر دو شرکت حضوری در صنعت موبایل ندارند.

همکاری مایکروسافت با استیم برای آوردن محتوای واقعیت مجازی شبکه استیم به واقعیت ترکیبی ویندوز اتفاقی نیست، چرا که علاوه بر همکاری در این زمینه مایکروسافت و والو به‌شدت مشغول همکاری هستند تا قابلیت های بین پلتفرمی را میان استیم و پتلفرم یونیورسال مایکروسافت ایجاد کنند، ظاهرا والو به‌خوبی از اهمیت رشد ویندوز برای تضمین آینده خود آگاه است. پس اگر در آینده نزدیک اپلیکیشن استیم را در ویندوز استور مشاهده کردید اصلا تعجب نکنید. حضور استیم در ویندوز استور بیش از هر چیز به رشد ویندوز 10 روی آرم به‌عنوان آینده کامپیوترهای شخصی کمک خواهد کرد. زمانی که مجموعه این قطعات پازل را کنار هم می‌گذاریم ماهیت این همکاری بیشتر مشخص خواهد شد.درست زمانی که مایکروسافت مشغول ساخت کنسولی با توان گرافیکی 6 ترافلاپس و کیفیت 4K بود، نینتندو تبلتی چند منظوره عرضه کرد، این دستگاه که از نسل پیشین پردازنده های گرافیکی بهره می‌برد و توان آن در قیاس با اکس باکس وان اکس کاملا به شوخی شباهت داشت، توانست در مدت چند ماه به فروش 1.5 میلیون واحدی برسد.

سرفس فونی را تجسم کنید که در حالت تا شده به کنترلر اکس باکس متصل شده و مشغول اجرای بازی های استیم است.

موفقیت تبلت نینتندو در چند زمینه ریشه دارد، در وهله اول غنای محتوای مناسب این تبلت عامل موفقیت آن بود، عامل دیگر ریشه های عاطفی طرفداران این برند است که چندین دهه از عمر خود را همراه آن بوده اند، مسئله آخر حرکت هوشمندانه این شرکت بود که به‌جای رقابت مستقیم با مایکروسافت و سونی، دستگاهی را عرضه کرد که کارکرد متفاوتی نسبت به کنسول های این دو شرکت دارد و در دسته بندی کاملا متفاوتی از دستگاه های بازی قرار می‌گیرد.

ظهور مجدد مایکروسافت در بازار موبایل باید از مسیر مشابهی تبعیت کند. شاید یک تبلت/گوشی 2 در1 که قادر به اجرای بازی های واقعی و نه کندی کراش باشد، بتواند به سرفس فون و دستگاه های مشابه شرکا سخت افزاری این شرکت، امکان جلب نظر بخشی از کاربران امروزی دنیای فناوری را بدهد.

سرفس فونی را تجسم کنید که در حالت تا شده به کنترلرهای اکس باکس متصل است و مشغول اجرای بازی های استیم است. دستگاهی که قادر به اجرای بازی های کلاسیک است و حتی با بهینه سازی های فراوان قادر به اجرای بازی های نسل فعلی نیز است. شاید حتی مایکروسافت قادر باشد صفحه نمایش دوم را به کنترلرهای اکس باکس بدل سازد، چیزی مشابه آنچه که در پتنت های تبلت Microsoft Courier مشاهده کرده ایم.

من شخصا توانستم بازی Overwatch را که از عناوین بسیار محبوب اکس باکس 360 بود روی کامپیوتر جیبی شش اینچی GPD اجرا کنم، دستگاهی که از پردازنده گرافیکی نه چندان قدرتمند اینتل بهره می‌برد. این تجربه البته در نوع خود بسیار جالب و هیجان انگیز بود. البته نکته خوب ماجرا در مورد ویندوز 10 روی آرم، استفاده از چیپ های مجمتع اسنپ دراگون است که قدرت بیشتر و سیستم خنک کننده بسیار پیشرفته تری در قیاس با محصولات اینتل دارند. این مسئله احتمالا دلیل اصلی همکاری روزافزون استیم با مایکروسافت است، چرا که این عناوین در آینده نزدیک قادر هستند تا از پتانسیل بالای دستگاه های مبتنی بر ویندوز 10 روی آرم بهره‌مند شوند.

اجرای بازی جذاب World of Tanks Blitz در ویندوز 10 روی آرم نیز اتفاقی و بدون علت نبوده است. چرا که دستگاهی که قادر به اجرای محتوای استیم باشید مطمئنا با استقبال بالای گیمرهای اکس باکس و کامپیوترهای شخصی مواجه خواهد شد. مایکروسافت به‌خوبی آگاه است که گیمینگ یکی از مهمترین عوامل جذب کاربر در پلتفرم ویندوز است، چرا که بخش مهمی از کامپیوترهای گران‌قیمت را گیمرها تهیه می‌کنند. ارایه پلتفرم واقعیت ترکیبی ویندوز نیز قدمی دیگر در جهت افزایش مخاطبان این پلتفرم محسوب می‌شود.

ته مزه ای از واقعیت ترکیبی

با فرض اینکه سرفس فون دستگاهی با اندازه ای بزرگتر از گوشی های هوشمند و هم اندازه یک تبلت است که از سخت افزاری قدرتمند بهره می‌برد، بنابراین این دستگاه قدرت کافی برای برخورداری از قابلیت های پیشرفته ای نظیر واقعیت ترکیبی را خواهد داشت و به نوعی بخش دستگاه های قابل حمل در پتلفرم واقعیت ترکیبی ویندوز را پر خواهد کرد.

درست در زمانی که مایکروسافت به‌همراه شرکا سخت افزاری خود مشغول ساخت نسخه ارزان قیمت هالولنز یعنی هدست های واقعیت ترکیبی ویندوز است، اپل و گوگل در حال توسعه پلتفرم واقعیت افزوده خود هستند. پلتفرم هایی که بر بستر گوشی های هوشمند توسعه یافته است و در نقطه مقابل مایکروسافت هنوز راهکاری برای ارایه واقعیت ترکیبی خود روی گوشی های هوشمند ندارد.

درست است که هدست های واقعیت ترکیبی ویندوز در قیاس با واقعیت افزوده ای که بر بستر گوشی های هوشمند توسعه داده شده، بسیار قدرتمندتر و با کیفیت تر است، اما واقعیت این است که تعداد کاربران گوشی های هوشمند برگ برنده پلتفرم گوگل و اپل است.

شاید سرفس فون برای موفقیت خود می‌تواند از پتانسیل هوش مصنوعی که نسل بعدی هالولنز از آن بهره خواهد برد استفاده کند. این مسئله می‌تواند باعث برتری آن در عرصه واقعیت افزوده در مقابل رقبای گوگلی و اپلی گردد.

قراردادن یک دستگاه واقعیت ترکیبی ویندوز در جیب، بسیار ساده تر از حمل کردن یک هدست واقعیت ترکیبی است.

تصورش را بکنید که یک کاربر می‌تواند هالولنز را روی صورت خود قرار دهد، کاربر دیگری نیز با استفاده از گوشی واقعیت ترکیبی ویندوز وارد این فضای مجازی شده است، اکنون آنها قادرند تا روی یک پروژه باهم کار کنند، هالوگرام ها را با یکدیگر مبادله ساخته و کارهای خود را پیش ببرند.

هالولنز بیشترین میزان رشد را در بخش سازمانی داشته است، چرا که توانسته این امکان را به شرکت های مختلف بدهد که طرح های سه بعدی مختلف را جایگزین مدل های واقعی کنند، یا اینکه آموزش تعمیر دستگاه های گران‌قیمت را بدون نیاز به دراختیار داشتن دستگاه به پرسنل خود بدهند. اضافه شدن تبلت های به دنیای واقعیت ترکیبی ویندوز دریچه جدیدی را در این فناوری ایجاد خواهد کرد که به‌موجب آن تعاملات در واقعیت ترکیبی ویندوز بسیار ساده تر و در دسترس تر خواهد شد. به هر صورت قراردادن یک دستگاه واقعیت ترکیبی ویندوز در جیب، بسیار ساده تر از حمل کردن یک هدست واقعیت ترکیبی است.

مایکروسافت باید در بازار موبایل حضور داشته باشد

حضور مجدد مایکروسافت در بازار موبایل به‌نوعی تبدیل به زخمی افسانه ای برای این شرکت شده است. پل های ارتباطی نه چندان استوار این شرکت با توسعه دهندگان، عدم پذیرش عموم جامعه از پتلفرم موبایل این شرکت به علت عدم ارتباط نزدیک این شرکت با اپراتورهای موبایل کشورهای غربی و به تبع آن کاهش استقبال آحاد مردم از گوشی های ویندوزی باعث شده اند تا وضعیت ویندوزفون به شرایط فعلی برسد و نام آن معادل شکست در بازار باشد، چنین شرایطی عرضه و موفقیت سرفس فون را به امری بسیار دشوار بدل ساخته است.مایکروسافت مجبور است در بازار موبایل حضور داشته باشد، چرا که حتی دستگاه های آینده که مبتنی بر اینترنت اشیا هستند نیز با محوریت گوشی های هوشمند در حال توسعه هستند. البته این نقش تنها نقش محوری گوشی های هوشمند نیست، چرا که دستیارهای هوشمند نظیر کرتانا، واقعیت افزوده نیز با محوریت گوشی های هوشمند شکل گرفته اند، این نقطه دقیقا به پاشنه آشیل مایکروسافت بدل گشته است.

عدم حضور در بازار موبایل هزینه سنگینی برای مایکروسافت و شرکا سخت افزاری آن خواهد داشت.

مایکروسافت پلتفرم ابری اَژور را در مرکز استراتژی “لبه هوشمند” قرار داده است، این شعار به‌خوبی نشان می‌دهد که درون شرکت چه تفکری حکمفرما است. اما این شرکت به نکته ای ظریف باید توجه داشته باشد که برای هر مشتری این شرکت، یک گوشی هوشمند دستگاهی است که در مرکز توجه قرار دارد، دستگاهی است که محوریت زندگی، کار، تفریحات، ارتباط با دیگران را برای کاربران تشکیل داده است.

عدم حضور در بازار موبایل برای این شرکت و شرکا سخت افزاری آن هزینه سنگینی در پی خواهد داشت. من فکر نمی‌کنم که مایکروسافت اینقدر متکبر و نادان باشد که فکر کند بدون اختیار داشتن دستگاه های موبایل قادر به حفظ پلتفرم خود باشد. چنین دستگاهی در آینده نزدیک مطمئنا یک لپ تاپ یا هدست نخواهد بود. وجود یک دستگاه موبایل برای ارایه و عرضه توانایی های یک پلتفرم کاملا لازم است، اگر مایکروسافت زودتر وارد این عرصه نگردد مجبور خواهد بود که به ساخت اپلیکیشن برای دیگر پلتفرم های قناعت کند، که البته پلتفرم دیگر شرکت ها محل مناسبی برای نمایش قابلیت های نرم‌افزاری مایکروسافت نخواهد بود.

هیچ کسی خارج از کمپ ردموند خبر ندارد که آیا پتنت گوشی تاشو مایکروسافت به یک محصول نهایی تبدیل خواهد شد یا اینکه آیا این شرکت در نهایت کامپیوتر جیبی با برند سرفس را روانه بازار خواهد ساخت یا خیر. اگر این اتفاق به‌وقوع بپیوندد احتمالا با دستگاهی محوری که دسته‌بندی جدیدی در کامپیوترها ایجاد خواهد کرد و دنیایی از موقعیت های تازه برای این شرکت مواجه خواهیم بود.

منبع :

WINDOWS CENTRAL

658 پست
محسن توکلی
او لیسانس میکروبیولوژی از دانشگاه آزاد تهران شمال دریافت کرده است. به ادبیات، عرفان، فناوری علاقه ی وافری دارد و سعی میکند اغلب اوقات فراغت خودش را صرف خدمت به خانواده و مطالعه شعر کند. محسن اکنون یکی از دبیران وبسایت وینفون است.
مطالب مرتبط
دیدگاه کاربران
شهرام
💔 8 پاسخ دهید چهارشنبه 29 شهریور 1396

باید محیط ویندوز 10 موبایل ساده تر و فانتزی تر بشه . این نکته خیلی مهمی هست
اگه دقت کنید محیط اپل و اندروید خیلی شبیه به هم هست و خیلی ساده و فانتزی و این کار خیلی کمک کرده به پیشرفتش این دو

javad
💔 4 پاسخ دهید چهارشنبه 29 شهریور 1396

والا بلا نکات زیاده اما کو گوش شنوا . بحث سرفیس خیالی هم دیگه قدیمی شده ما باید بریم یه فکری واسه لومیاهای خودمون برداریم

سعید
💔 4 پاسخ دهید چهارشنبه 29 شهریور 1396

مایکروسافت هم به سرفیس فون فکر میکنه؟

K1
💔 4 پاسخ دهید پنجشنبه 30 شهریور 1396

بسیار سپاسگزارم,عالی بود

m.j.a
💔 0 پاسخ دهید پنجشنبه 30 شهریور 1396

اگه ویندوزموبایل 10 فعلی رو بازنشسته کنه، گیرم که سرفس فون رو هم ساخت موفق شد، برای گوشی های میانرده چیکار میکنه؟ آیا پروژه ویندوز روی آرم با چیپست های میانرده هم امکانپذیره؟
و تکلیف اینهمه أپ که یونیورسال نیستن و وجودشون صد درصد لازمه و درصورت وجود نسخه دسکتاپ رابط کاربری بهینه سازی شده ندارن چی میشه؟
اگه اطلاع دارین ممنون میشم پاسخ بدین آقای توکلی🤔

    محسن توکلی
    💔 0 پاسخ دهید پنجشنبه 30 شهریور 1396

    سلام دوست عزیز، پیش از هر چیز ممنون که همراه ما هستید، در مورد سوال اولتون در صورتی که مایکروسافت این پروژه رو نهایی کنه درست مثل باقی محصولات سرفس، مایکروسافت صرفا سازنده دستگاه پرچمدار خواهد بود، به نوعی کلیت راه و مسیر رو نشان خواهد شد، ساخت دستگاه های ارزان قیمت تر رو شرکت هایی مثل ایسر، ایسوس، اچ پی و… برعهده خواهند گرفت. نظر شخصی من این هست که اگه مایکروسافت و این شرکت ها که دهه ها است کامپیوتر می سازند، وارد میدان ساخت دستگاه های همراه نشوند آینده همشون در خطر خواهد بود. در مورد سوال دوم در یک کلمه باید بگم CSehll باعث برطرف شدن این مشکل تا حد زیادی خواهد بود. امشب یک مقاله دیگه داریم که پاسخ این مسئله و حتی آینده ویندوز رو تا حد زیادی مشخص کرده.

برای نوشتن دیدگاه می توانید به حساب کاربری خود وارد شوید ورود ارسال نظر به صورت مهمان
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,