Peggy Johnson

Peggy Johnson اولین شکار ساتیا نادلا در میان مدیران بالارده بود که توانست وی را که در اسنپدراگون کار می کرد، به استخدام خود درآورد. زمانی که صحبت از ارتباط مایکروسافت با سایر شرکت های دنیای فناوری و شرکای حیاتی به میان می آید، نقش Peggy Johnson بسیار پر رنگ می شود.

هنوز یک روز از پیوستن Peggy به شرکت نگذشته بود که با مشاهده اولین ماموریت خود بر روی میز، احساس وحشت وی را فرا گرفت:

اولین ساعات حضورم در مایکروسافت بود که از من خواسته شد کاری را در صدر لیست وظایفم قرار دهم.

برقراری صلح با غول الکترونیک کره جنوبی یعنی سامسونگ در دستور کار قرار گرفته بود. دو شرکت به مدت سه دهه همکاری هایی را با هم داشته اند که با خرید نوکیا توسط مایکروسافت، رقابتی در بازار تلفن های همراه شکل گرفت و نتیجه آن دعوای حقوقی بر سر استفاده از حق ثبت اختراعات بود. مذاکرات برای توافق با شکست مواجه شده بود و با ارجاع پرونده به دادگاه فدرال در منهتن اوضاع کار داشت از کنترل خارج می شد.

Peggy که در شرکت قبلی خود، مدت های مدیدی را با سامسونگ در رابطه با تلفن های هوشمند کار کرده بود، موظف شد تا از روابط حسنه اش بهره جوید. چند ماه بعد اما نتیجه کارهای وی، اعلام غیر منتظره توافق بین دو شرکت بر سر موضوع حق اختراعات و حتی همکاری های تازه در عرصه فناوری بود.

من طرفدار تمرکز بر نقاط مشترک در مقابل اصرار بر چالش ها هستم. زمانی که بر یک موضوع اصرار بورزید، بین دو بازیگر مهم، نزاع رخ می دهد. پس فایده این کار چیست؟ این کار برای هیچ کدام از ما و نه برای صنعت خوب نخواهد بود.

مایکروسافت البته تا پیش از این به عنوان شرکتی یک دنده و لجوج شهره بوده است که حرف خودش را می زند و به اصطلاح مرغ اش یک پا دارد. اما با ظهور تلفن های هوشمند و البته خدمات تحت وب، مایکروسافت از عرشه با ارزش ترین شرکت دنیای فناوری به زیر کشیده شد. آن ها مجبور شدند به ایده های خلاقانه روی بیاورند تا به وسیله این ایده ها، رقبای خود و همچنین شرکای سخت افزاری را تحت تاثیر قرار دهند. شرکتی که اگر از ویندوز آن ها استفاده می کردید می توانستید از خدمات و نرم افزارهای آن ها نیز بهره ببرید، شرکتی که یا از همه امکانات آن استفاده می کردید و یا هیچ چیز نصیبتان نمی شد، تغییر کرد. آن ها اکنون خدمات و نرم افزارهای خود را به سایر پلتفرم ها متصل کرده اند. نادلا، مدیرعامل شرکت، بر روی این راهبرد حساب ویژه ای باز کرده است.

اما یکی از مهمترین فاکتورهای موفقیت این راهکار Peggy Johnson، مدیر توسعه تجاری شرکت. وی یکی از معدود مدیران خانوم رده بالای مایکروسافت نیز هست. او اولین شکار نادلا در میان استعدادهای مدنظر وی بود که در سال ۲۰۱۴ به تیم اضافه شد.

راه اتفاقی

Johnson پنجاه و پنج ساله، دومین فرزند خانواده ۱۵ نفره خود در Alhambra، شرق لوس‌آنجلس بود. او در سال ۱۹۸۰ به دانشگاه San Diego راه پیدا کرد. وی در ابتدا قصد داشت، بازرگانی بخواند اما با دریافت یک ایمیل از واحد مهندسی، همه چیز تغییر کرد. دو خانم که به عنوان دستیاران بخش مهندسی دانشگاه، از حضور یک خانوم دیگر در محیط مردانه آن زمان به وجد آمده بودند، از Johnson دعوت کردند تا به واحد آن ها بپیوندد. روز بعد او رشته خود را به مهندسی الکترونیک تغییر داد. Johnson می گویند آن دو خانم با یک مکالمه کوتاه، مسیر زندگی وی را تغییر داده اند.

بعد از فارغ التحصیلی او توانست در شرکت جنرال الکتریک شغلی در رابطه با فناوری های جنگی ضد زیر دریایی پیدا کند. در سال ۱۹۸۹، خانوم Johnson به استخدام شرکت ۴ ساله و نوپای کوالکام در آمد. پیشرفت او در کوالکام بسیار سریع بود. وی موفق شد سمت مدیر فروش و توسعه بازار را در آن جا تصاحب نماید و در سال ۲۰۰۱ نیز کوالکام بخش تجارت خدمات اینترنتی را با هدایت او، احداث کرد. یک دهه بعد Johnson مسئولیت هدایت و توسعه بازار جهانی کوالکام را که در آن زمان رشد فزاینده ای در تولید پردازنده های تلفن همراه به خود می دید، بر عهده گرفت و با فعالیت های وی امروزه قلب تپنده اکثر دستگاه های قابل حمل را محصولات کوالکام تشکیل می دهند.

حرکت بی وقفه

کار در مایکروسافت، اولین شغل Johnson خارج از جنوب کالیفرنیا بود. او در منطقه مدینا در محلی نزدیک به خانه نادلا ساکن شد و همراه با همسر و یکی از سه فزند خود به آن جا اسباب کشی کرد. او در سال اول با دریافت ۷.۸ میلیون دلار پاداش، دومین فرد از نظر میزان حقوق دریافتی در سال ۲۰۱۵ مایکروسافت محسوب می شود. نقش او در باره محصولات ۲۰۱۳ میاکروسافت، بازسازی ساختار مایکروسافت حول محور عملکرد تجاری به جای ساخت محصولات مستقل رقابتی در گروه های جداگانه بود. تیم اون در پی کشف راهبردی تازه برای ایجاد رشد در تمام سطوح شرکت می گشت.

هدف اصلی آن بود که تیم های مهندسی را به جای رفتن به حالت خلبان خودکار و مسیر ناخواسته بر روی اهداف اصلی شرکت متمرکز نگه دارند. تیم های بزرگ مهندسی این قابلیت را دارند که به دنبال ایده های خود رفته و یا از مسیر اصلی خارج شوند. چنین موقعیتی را در ارائه ویندوز ویستا تجربه کرده بودیم. زمانی که رقبا به ساخت تلفن های همراه و دستگاه های خلاقانه می پرداختند، تیم مهندسی شرکت به صورت بی هدف در دنیای رایانه های رومیزی غرق شده بود.

صداهای نوین

Johnson سعی کرد که صداهای جدیدی را به خط فکری شرکت تزریق نماید، او کوالکام را ترک کرد تا در مایکروسافت ماجراجویی های تازه ای را برای دنبال کردن فناوری های نوین و در حال توسعه به راه بیندازد. گروه او تا کنون ۲۰ سرمایه گذاری مختلف را انجام داده و اخیرا نیز سرمایه گذاری جدید را بر روی هوش مصنوعی انجام داده اند.

ما در حال از دست دادن بازار بودیم. ما توانایی سرمایه گذاری داشتیم اما از سر نخ ها بی اطلاع بودیم. برای همین با همکاری هم سعی کردیم دید مبسوطی از وضعیت فناوری به دست بیاوریم.

در این میان Johnson مذاکراتی را برای همکاری با غول چینی و مشتری سابق خود کوالکام یعنی شیائومی شروع کرده بود. او همچنین تلاش هایی را برای فروش محصولات مایکروسافت به صنایع خودرو سازی آغاز کرد. راهبر او بنا بر گفته خودش این است که کارهای جدید را در مقیاس کوچک شروع کند. در حالی که در شرکت های بزرگ به دلیل وجود سرمایه اقتصادی و نیروی انسانی، میل زیادی به سرک کشیدن به تمام زمینه های فناوری در ابعاد بزرگ وجود دارد. Johnson می گوید»

اگر شما بر روی یک مسئله تنها به خوبی تمرکز کنید، همان مورد برای شما فضاهای بسیار جدیدی برای پیشرفت ایجاد می کند. یک کار را انجام دهید ولی به خوبی انجام دهید و سپس با استفاده از زیرساخت ایجاد شده، بقیه مسائل را بر روی آن بسازید.

البته انجام کارهای کوچک تنها راه رشد یک شرکت نیست. بزرگترین خرید در زمان حضور او، تصاحب لینکدین با مبلغ $۲۶.۲ در زمان او اتفاق افتاد. Johnson می گوید خرید به این بزرگی مایکروسافت را در انجام خرید های بیشتر کم توان نمی کند و گزارش های مالی نیز همین مسئله را نشان می دهد زیرا مایکروسافت با دارا بودن ۱۳۶ میلیارد دلار پول نقد، در این زمینه بین سایر شرکت های فناوری بی نظیر است و باز هم توانایی خرید سایر شرکت ها در صورت نیاز را دارد. او می گوید: “ما به دنبال انجام خرید با معیار بزرگ و یا کوچک بودن آن نیستیم، بلکه به دنبال خریدهایی هستیم که مشکلی را از شرکت حل کنند.”

و فارق از مسئله خریدها، وظیفه او این است که مسیر تعامل با سایر شرکت ها، حتی منفور ترین رقبا را باز نگه دارد:

مشخصا اگر رقیبی داشته باشیم، من برای آن رقیب احترام خاصی قائل هستم، زیرا آن ها حتما شرکت هایی موفق هستند. در عوض ترس از رقبا، می خواهم از آن ها یاد بگیرم، به آن ها احترام بگذارم و راهی پیدا کنم تا ما را در بازار رقابت حفظ کند.

 

 

منبع :

THE SEATTLE TIME

396 پست
حسین محمدزاده
لیسانس مدیریت. گیک، برنامه‌نویس پایتون. دوستدار لینوکس و مایکروسافت به صورت هم‌زمان!!
مطالب مرتبط
در مای نوکیا بخوانید
دیدگاه کاربران
چرا
پاسخ دهید پنجشنبه 30 دی 1395

چرا من هر چی نظر تا حالا تو پست های دیگه گذاشتم را تایید نمی کنید
باند بازی اینجا

ali
پاسخ دهید پنجشنبه 30 دی 1395

به این میگن یک متخصص باهوش و نخبه واقعأ ۷.۸ میلیون دلار حقش بوده بعد رئیس تأمین اجتماعی و رئیس بانک های ایرانی نشستن و ۲۰۰ و۳۰۰ میلیون برای خودشون فیش حقوقی می زنن

برای نوشتن دیدگاه می توانید به حساب کاربری خود وارد شوید ورود ارسال نظر به صورت مهمان
برچسب ها: , , , , , , , , , , ,