nadell-5-person-of-year

یک عصر ابری پاییزی جذاب در دابلین…. دانش آموزانی پر هیاهو، معلمانی خلاق در کالج پاتریک! منتظر رسیدن ساتیا نادلا مدیرعامل مایکروسافت، یکی از قدرتمندترین و بزرگترین کمپانی های زمین! درهای شیشه ای باز می شود و نادلا آرام و با متانت وارد می شود… با وینفون برای شنیدن داستان جذاب مرد فوق العاده ی مایکروسافت همراه باشید.

درهای شیشه ای کالج به روی مدیرعامل متین مایکروسافت باز می شود و او دانش آموزان ۱۰-۱۱ ساله ای که منتظر او هستند را می بیند و با معلمان دست می دهد. او کنار چهار دانش آموز می نشیند و با آن ها پدرانه مشغول به صحبت و کار می شود. یک پسر با تبلت خود درباره دنیای فوق العاده ای که در ماینکرفت ساخته صحبت می کند. همان کمپانی ای که اولین تصاحب ساتیا بود و ساتیا در جواب توضیحات کودک می گوید: ” فوق العادس پسر، من یکی از اینارو میخوام”

دوباره ساتیا بر روی زانو می نشیند و با بدن ورزشکاری و موهای تراشیده خود با سنی حدود ۴۹ سال زمان خود را خود با کودکانی می گذراند که شایسته ی این زمان هستند و از آن ها یاد می گیرد. او کودکان را به عنوان مردان و زنان آینده می بیند و نسل بعدی جهان هستند. نادلا بعد از کودکان گروه اول، وقت خود را با دانش آموزان نوجوان دیگری که نابینا هستند می گذراند و برخی از آن ها را در کنار کرتانا دستیار صوتی جذاب مایکروسافت می بیند که به آن ها در خواندن و نوشتن کمک می کند.

satya-with-child

نادلا می گوید: “اشتیاق ویژه ای اطراف این مکان می بینم، و این چیزی است که وقت کمی برای آن صرف کرده ام”. او با اینکه دو دختر و یک پسر دارد اما از حضور در این مکان لذت برده است.

این داستان حضور کوتاه مدت نادلا در سفر به دابلین و کالج پاتریک بود اما راز موفقیت او چیست؟ چرا باید او را متحول کننده مایکروسافت بنامیم؟ در ادامه زوایای بیشتری از فعالیت های او را بیان خواهیم کرد و در سفرهای مهم او به پاریس و لندن با او همراه خواهیم بود.

زمانی که نادلا جایگزین استیو بالمر شد، با شرکتی مواجه بود که به صورت دیپلماتیک احتمال ورود به یک بحران را داشت و غیردیپلماتیک ممکن بود فقط یک حضور صرف باشد. شرکتی که تحلیل گر Global Equities درباره آن نوشته بود: ” مایکروسافت توانایی ارتباط با نسل جدید کاربرانش را ندارد”. جمله ای که برای یک شرکت تکنولوژی بدترین اتفاق ممکن است.

مایکروسافت به عنوان غولی که ویندوز و آفیس را دارد به چهلمین سالگرد خود رسیده است. این شرکت برای رسیدن به رویای افزایش سهام خود باید دیکتاتوری داخل خود را از بین می برد و با محصولات جدید وارد میدان می شد اما هیچ کدام از محصولات جدید مدیرعامل دوم مایکروسافت مثل بینگ، Zune، Kine و موبایل های لومیا نتوانستند حتی به دوران مدیرعامل اول بیل گیتس نزدیک شوند.

مایکروسافت در دورانی که جهان به سمت موتورهای جستجوگر، شبکه های اجتماعی، دستگاه های موبایل و محاسبات ابری حرکت می کرد، وارد غروبی دلگیر با استیو بالمر شد. دهه ی اول قرن ۲۱ مایکروسافت با بیش از ۶۰۰ میلیارد دلار ارزش دوران با شکوهی را سپری کرد که در سال ۲۰۱۰ با حضور جدی اپل و مدیریت مرد افسانه ای استیو جابز به پایان رسید و برای اولین بار در تاریخ، مایکروسافت با کاهش ارزش سهام و کاهش تقاضا در کسب و کار رو به رو شد.

درحالی که ساتیا نادلا مسند رهبری مایکروسافت را برعهده گرفت، این کمپانی از سرگیجه ی زیاد رنج می برد. او تمرکز کمپانی را به سمت محاسبات شخصی در سازمان ها و کسب و کار محاسبات ابری برد و تا حدودی سرگیجه ی این شرکت را بهبود بخشید. در سه سالی که او در این جایگاه قرار داشته، ۹.۴ میلیارد دلار کسب و کار تلفن نوکیا تقریبا از دست رفت و حتی داده های نقشه بینگ به Uber فروخته شد. میلیاردها دلار بر روی ساخت مراکز داده در سراسر جهان برای تامین محصولات ابری سرمایه گذاری شد تا انتقال نرم افزارهای دیجیتال در دنیای ابر صورت گیرد و درآمدزایی قوی این شرکت شروع شود.

jeff-satya-reid

نادلا در این مدت بی پروا دست به معامله ای بسیار بزرگ زد و لینکدین را با قیمت باورنکردنی ۲۶.۲ میلیارد دلار به دست آورد تا بزرگترین خرید این شرکت در دوره ی نادلا رقم بخورد. اگرچه این بزرگترین خرید این شرکت بود اما در آرامش کامل این اتفاق افتاد و جنجال رسانه ای بالایی رخ نداد و بعد از این خرید بالمر که بیشترین سهام مایکروسافت را در دست دارد، لب به تشویق او گشود و او را رهبری فوق العاده برای مایکروسافت خواند؛ او در کنار این لقب، بیان کرد که او کار خود را بسیار خوب انجام داده است و برای پیشرفت این کمپانی سرمایه گذاری های خوبی انجام داده است.

در رقابت با اپل که با در دست داشتن بازار سرمایه ای ۶۰۰ میلیارد دلاری تحت هدایت تیم کوک، مایکروسافت به خوبی می دانست که کار سختی را برای رقابت در پیش دارد و نادلا این موضوع را به درستی فهمید و تغییر سیاست های مناسبی انجام داد. در نتیجه این سیاست ها، در ماه اکتبر، سهام این شرکت تا ۵۹.۵۶ دلار افزایش یافت و با ادامه دار شدن این روند بعد از ۱۷ سال به بالاترین میزان ارزش هر برگ سهام رسید. با اینحال افزایش دوباره ی سهام مایکروسافت شاید اهمیت چندانی نداشته باشد چرا که برای شرکتی که در یک دهه در بازار سهام مثل یک مرده حرکت می کرد و در شب ها آرام آرام و با ترس گام بر می داشت این اتفاق یک شروع برای انتقام به حساب می آید. اما آرامش در مرد لاغر و دانشجوی پرسشگر سال های قابل موج می زند.

nadella-stock-microsoft

حال مایکروسافت در کنگره کاخ فرانسه در مرکز کنواکسیون پاریس، مردی را می بیند که قرار است در فضای ۳۴۴ فوت مربع تجارب مایکروسافت را برای مشتریان خود بگوید و درباره موارد مختلفی مثل بانکداری دیجیتالی و توسعه نرم افزارها صحبت کند. مردی که با دستانش و  و لهجه ی جالب خود و پوشش شیکی که تحسین برانگیز است درباره قابلیت های مختلف بلاکچین و موارد دیگر صحبت می کند. او در دابلین با مشتریان آینده ی خود ملاقات کرد و اینگونه به سراغ فن آوری های آینده رفت ” از بیل به استیو و به من رسیده، نگاه جهانی در دراز مدت به هم مرتبط است، باید کسب و کار تکنولوژی را به اندازه کافی در دست داشته باشی تا بتوانی آن ر از لیگ های بزرگ نجات بدهی”

satya-nadella

وقتی مدیرعامل لینکدین در مقایسه با مدیرعامل اپل، فیس بوک و گوگل درباره نادلا می گوید “او مثل رهبر یک کشور است” شاید باور کردنش سخت باشد، اما وقتی در مسیر کنفرانس ها با او هستی و می بینی که با روسای دولت های ملاقات دارد و با وجه ی خاص به دنبال برنامه ی کمپانی است، متوجه می شوید که صحبت های جف وینر بیراه نیست.

نادلا همیشه لبخند نصف و نیمه ای بر روی چهره دارد تا راه را برای بیان ترسناک تر و با ابهتش فراهم کند و او می داند که باید به سرعت حرکت کند تا درست و به موقع به مراسم برسد. با سرعت وارد سن می شود تا کنترل فضا را بدست بگیرد. نادلا در این سال ها ماموریتی مشخص برای مایکروسافت تبیین کرده است و این را با قدرتی مثال زدنی می گوید به گونه ای که هر بار که آن را می شنوید تحت تاثیر قرار می گیرید:

ماموریت ما، توانمند کردن هر فرد و هر سازمانی بر روی سیاره است تا دستاورد بیشتری داشته باشند

او به خوبی شروع زندگی خود از هند و نشانه های قدرت تکنولوژی برای دموکراسی سازی جامعه را می داند و او به خوبی نقاشی آینده ی دنیای کامپیوترها را ترسیم کرده تا ابر جایگاه ویژه ای در جهان پیدا کند. حتی او فرم های آینده را نیز به جهانیان دیکته کرد ” صفحه نمایش های کوچک، صفحه نمایش های بزرگ، در اتاق های شما و اتاق های کنفرانس هایتان” و بیان با ابهت ” تحول چهارم صنعت”. بعد از مکانیکال، الکتریکال و دیجیتال حالا نوبت اینترنت اشیا بر پایه ی ابر است. او به خوبی آینده را دیده که بر روی واقعیت ترکیب شده و هالولنز سرمایه گذاری کرده، به خوبی جهان اینترنت اشیا را مجسم کرده و به همین دلیل میلیاردها دلار برای آن کنار گذاشته است.

او با اینکه مدت ها در سفر است و شاید اوقات فراغت کمی داشته باشد اما وقتی از او درباره سختی های مسیر و برنامه بسیار سخت کاری او، او با لبخند و خنده جواب ما را می دهد و بقیه مسیر را با او میرویم.

به هر طریقی که فکر کنیم، نادلا یک انتخاب غیرمعمول برای رهبری مایکروسافت و تحول و تغییر بود. او ۲۴ سال در این کمپانی بوده، او مهندس الکتریک بود و نه یک آینده نگر محصولات. اما چیزی که او از خودش نشون داد، یک فرد مدیر و مدبر با شخصیت تیپ الف بود. مهارتی که نادلا را رشد می دهد و ارتقا می دهد. این همان چیزی است که بلیک ایروینگ نیز که از مشاوران ارشد اوست می گوید:

” وقتی می خواهید چیزهایی را توضیح دهید، دو نوع گفتگو در مایکروسافت وجود دارد، یکی از شخصیت منتظر استراحتی در یک جدال و برگشت با یک استدلال دیگر است و دیگری شنیدن برای یادگیری که آن ساتیا بود” با توجه به نوع دیدگاه های مایکروسافت قبل از اینکه او نام نادلا را بر زبان بیاورد می شد متوجه شد که نادلا همان کسی است که گوش می کند و یاد می گیرد. تفاوت زیادی است برای شنیدن به قصد استدلال و مجادله و شنیدن برای یادگیری و این همان چیزیست که باعث تفاوت بزرگ ساتیا شده تا ترکیبی از انرژی و سکوت باشد.

ساتیا متولد حیدرآباد هند در سال ۱۹۶۷ و تک فرزند بوکاپورام نادلا مدیر خدمات کمکی هند است. او در جامعه ای رشد کرد که جنگجویان چریکی کمونیستی به نام Naxalites با دولت ایندیرا گاندی به جنگ می پرداختند.

ناآرامی های مدنی جامعه ی تحت رشد ساتیا به او کمک کرد تا چگونگی حرکت به سمت تغییر را یاد بگیرد و  در کتاب “ارتباط بدون خشونت” تعریف می کند ” یک بعد ظهر من دو عکاس را دیدم که من را شکار می کنند، من عکس هایی از دو نفر را دیدم که به چارپایه ای با دو ترانسیتور رادیویی تکیه داده بودند. در این سال ها، من درک من از این دو نفر بیشتر و بیشتر شد. چیزی که من در آن روز دیدم، دو عکس از انقلابیون کشته شده بود. سال های سخت ۱۹۷۰ منطقه سریکاکولام. آن ها معلمان مدرسه ای بودند که تصمیم به ترک تدریس گرفتند. من درباره  زندگی آن ها و دیگرانی که مسیری مشابه آن ها طی می کنند. من درباره آن چیزی که آن ها با قدرت تکنولوژی و دیگر منابع بدست آوردند فکر می کنم.”

nadella-on-paris

کودکی نادلا در مدرسه ی عمومی حیدر آباد که توسط یک موسسه برای خدمت به فرزندان دولتمردان تاسیس شده بود گذراند. او در سال ۱۹۹۲ با آنوپاما ازدواج کرد تا بعد از مدرک مهندسی الکتریک دانشگاه بچلور تاهل را تجربه کند. بعد از اتمام تحصیل به کالیفرنیا برای کار در سان میکروسیستم رفت تا صعود خود در عصر رایانه ها را رقم بزند و بعد از آن به مایکروسافت پیوست. ریچارد تایت مسئول استخدامش درباره او در مجله ی Puget Sound Business می نویسد، او فوق العاده باهوش است و درک عمیقی از سیستم های رایانه ای مرتبط با کسب و کار دارد، او اسلحه ای مخفی ماست”

او درباره سفرهای اروپایی خود اعتقاد دارد که کمک شایانی به ساخت ابر در اروپا می شود و باعث می شود تا کلمات و عمل همراه هم باشند. اما نادلا یک هدف گسترده تر در سفرهای خارجی خود دنبال می کند و این یکی دیگر از مواردیست که تفاوت او را با دیگر مدیران عامل رقم می زند، او از هر سفر یاد می گیرد و یاد می گیرد و یاد می دهد. او یاد می گیرد و دیگرانی که با او هستند از او یاد می گیرند. نادلا از هر پایتخت اروپایی هوشمندی را استخراج می کند.

” در نقش یک شرکت چندملیتی به یک اساسی معتقد هستم و این احتمالا به محلی که در آن رشد کردم مرتبط است. شما قادر به تفکر درباره مدیریت جهانی باشد. اگر یک نهاد غیرانتفاعی فقط به دنبال سود باشد، در نتیجه شما به یک کمپانی سودده طولانی مدت بدل نخواهید شد. این نوعی از تناقض در کسب و کار است”

او به عنوان فردی که کمپانی اش در ۱۹۲ کشور وجود دارد باید نفرات بسیار خوب و مدیران بادانشی در کنار خود داشته باشد تا بتواند آن چیزی که می خواهد در مایکروسافت تغییر دهد را انجام دهد. او در این مدت مشاوران خوبی همچون تری مایرسون، اسکات گوتری، کی لو (او به دلیل بیماری اش مایکروسافت را ترک کرد) را در کنار خود داشته و با افرادی مثل استفان الوپ مدیرعامل سابق نوکیا نیز خداحافظی کرده است. اما با همه این اوصاف آیا مایکروسافت می تواند از دورن تغییر کند؟ آن وضوح و شفافیت بعد از حدود یک دهه ساخته می شود و واقعا به دستان مردم می رسد؟  جواب تمام سوالات بله است زیرا نادلا به خوبی می داند به دنبال چیست.

nadella

نادلا به دنبال تغییر فرهنگ است و به قول خودش: ” من برای افرادی که می خواهند به عنوان یک تیم کار کنند بهینه شده ام.” برای سال ها رهبران مایکروسافت به دنبال نمایش خود بوده اند و از این به بعد این ماجرا نیست. ” برای نمایش خود باید به صورت یک تیم کار کنید، این در مایکروسافت بسیار مشکل است.” این همان چیزیست که رهبرانی چون نادلا برای شفافیت و وضوح  و ایجاد انرژی و سرکوب ناله و شکایت کردن اجرا می کنند و همه چیز را در دستان خود کنترل می کنند. بعضی مدیران با سرکوب و تخریب کار کنان به دنبال پیدا کردن جایگاه هستند اما او به کارکنان خود می گوید “بیایید، شما یک رهبر هستید. شما همان چیزی هستید که می خواهم. ما در یک جهان محدود زندگی می کنیم و شما نمی توانید در مورد محدودیت شکایت کنید.”

او موفقیت های خود را کوتاه مدت می داند و می گوید: ” بعضی اوقات درباره موفقیت های کسب و کار حس می کنم باید در مسیری بسیار باریک به جشن و پایکوبی اقدام کرد.”

اگر سخنرانی های اخیر ساتیا نادلا را شنیده و دیده باشید، ساتیا با قدرت و اعتماد به نفس بالایی حرف از آینده و بهره وری و توانمند کردن مردم می زند. او به خوبی چشم انداز شرکت تحت امرش را تبیین کرده است و به خوبی کارمندانش را روشن کرده است. در سال سوم هدایت او، مایکروسافت رشد فوق العاده ای را تجربه کرده و تحسین کارشناسان و حتی استیو بالمر را برانگیخته است و اکنون مایکروسافت در دنیای تکنولوژی دوباره به عنوان یک شرکت نوآور و خلاق شناخته می شود و به نوعی زندگی دوباره با نادلا ایجاد شده است. ساتیای امروز، تازه گرم شده است و این را با قدرتی که در صحبت های او و مدیران مایکروسافت می بینید می توان متوجه شد. او به دنبال ایجاد بزرگترین و قدرتمندترین کمپانی سیاره است و حالا به خوبی در مایکروسافت جای پای خود را برای تاختن و پیشرفت آماده کرده است.

او اکنون پنجمین رهبر سال کسب و کار جهان است و با روندی که او در پیش دارد می تواند آرام به سمت و سوی خوشبختی بیشتر برود.

منبع :

FORTUNE

  • یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵ ۲۱:۳۰
  • ۱۱ نظر
  • هادی اکبری زاده
  • بررسی , مقالات
1131 پست
هادی اکبری زاده
هدف ما، غلبه بر کارهای قبلیمان... پیش به سوی آینده با مایکروسافت
مطالب مرتبط
مطالب مشابه
Viatech-Top پنج شنبه با دانش و فناوری پنج شنبه ۶ آبان ۱۳۹۵
Paul allen portrait پل آلن، مرد ایده ها چهارشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه کاربران
💔 0 پاسخ دهید یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵

آقایون این Snapchat چی شود ؟ خبری نیست ؟ یک سوال دیگه app locker چرا در ویندوز موبایل نمیشه استفاده کرد؟

Saber
💔 22 پاسخ دهید یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵

ساتیا نوتلا مردی که برای سوددهی بیشتر و راضی کردن سهامدارا شرکت رو از خدمات دهی به مشتری به یک شرکت اینترپرایز داره تبدیل میکنه
شرکتی که اگه همین مسیر رو بخاد پیش بره تویه چند سال آینده فقط اسمی ازش بین مردم باقی میمونه
مثل آی بی ام، ای ام سی، سیل فورس، آمازون که برای هیچ کس اهمیتی نداره وجود داشته باشن یا نه

    💔 0 پاسخ دهید یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵

    تا حدودی با نظر شما موافقم ولی شما خط تولید سرفیس رو کاملا نادیده گرفتی!
    همچنین هالولنز، اکس باکس، آفیس، ویندوز و….
    تمام این ها خدمات و سخت افزار هایی هستند که مایکروسافت داره به مشتری هاش ارائه میکنه و خیلی زیاد ارزشمند هستند.
    به نظر من دلیل نفرت ما از مایکروسافت این میتونه باشه که اکثر ما از طریق موبایل با مایکروسافت آشنا شدیم و حالا میبینیم که مایکروسافت تمرکز زیادی رو این بخش نداره.
    در حالی که اگه مثلا مشتری خدمات پردازش ابری مایکروسافت بودیم الان عاشقش بودیم و هیچوقت زیر ذره بین قرارش نمیدادیم.
    البته من قصد جسارت به صابر جان رو ندارم و کلی گفتم 😉

      Saber
      💔 6 پاسخ دهید دوشنبه ۱ آذر ۱۳۹۵

      قطعا بخش هایی که شما گفتین سود ده هستند
      منظور من این بود اولویت اول شرکت داره میره سمت خدمات اینترپرایز، این به این معنی نیست اصلا خدمات به مشتری دیگه وجود نخواهد داشت. مثل شرکت آمازون که سود اصلیش از خدمات ابری هست و در کنارش موبایل، هاب، خرده فروشی و … داره که خدمات به مشتریه
      هالولنز که فعلا فقط توی خدمات اینترپرایز و مشاغل استفاده میشه و هنوز خیلی خیلی مونده تا آماده ی مصرف شخصی بشه (البته برخلاف نظر دوستان من به هالولنز زیاد خوشبین نیستم هرچند که مایکروسافت تو این بخش پیشرو هست. دلیل من هم استفاده از پردازنده های اینتل هست که ادامه ی توسعشون متوفق شد. حتی ویندوز هالوگرافیک هم بر پاییه معماری ایکس۸۶ اینتل هست به این معنا که فقط روی همین پردازنده ها قابل استفاده هست و بنظر من باید از معماری آرم استفاده میشد که هم قدرت بیشتری دارن تو این رده هم مصرف کمتر)
      ویندوز ۱۰هم قرار بود به عنوان سرویس درآمد زا باشه، که متاسفانه شاهد این هستیم که قسمت هایی از ویندوز ۱۰ که قرار بودن درآمد زا باشن هیچ سودی رو عاید مایکروسافت نکردن. (آمار ماه قبل رو نگاه کنید رشد ویندوز ۱۰ منفی شده بود پس سودی که از فروش مستقیم ویندوز عاید مایکروسافت میشه داره کم میشه و بازار پی سی ها رو به افوله)
      سرویس هایی مثله استور، سرویس موسیقی گروو، بخش سرگرمی (خرید یا کرایه فیلم که استور از طریق برنامه Movies & TVs اراییه میده، یه چیزی تو مایه های نتفلیکس)، بخش گیمینگ ویندوز و …
      شاید خیلیا بگن هنوز این سرویس ها اول راه هستن ولی کافیه با بقیه سرویس های شرکت های مختلف مقایسه بشن که تو مدت خیلی کمتر تونستن موفقیت عظیمی رو کسب کنن. نمونش سرویس استریم موسیقی اپل در مقابل گروو، سرویس استور اپل واچ که با وجود اینکه یک چیز بی کاربرد بود توسعه دهنده ها روی خوش بهش نشون دادن
      یک چیز هم بعنوان یه گیمر بگم، بخش گیمینگ پی سی به هیج جا نخواهد رسید. نه اینکه روزی مایکروسافت بتونه با استیم یا جی او جی رقابت کنه هیچ، حتی با سرویس های مستقل که فقط بازی های خودشون رو اراییه میدن هم نمیتونه رقابت کنه، مثله ارجین ای ای، یو پلی یوبیسافت و …
      ما شاهد این بودیم حتی مایکروسافت بازی های انحصاری خودش رو مجبور شده رو استیم اراییه بده چون هیچ فروشی روی استور نداشتن، حتی اون هایی هم که خریده بودن اینقد بازی ها باگ داشت (اکثر باگ ها مربوط به پلتفرم یونیورسال و مشکلات خرید و دانلود بازی از استور بودن تا مشکلات نرخ اف پی اس) که مایکروسافت مجبور شد بازی ها رو ریفایند کنه برای مشتری ها
      بخش آفیس هم که شما عرض کردین اکثر سوده کسب شده برای خرید سیستم های اداری دولت ها یا کسب و کار ها بودن تا کاربرای شخصی. گزارش مالی قبلی مایکروسافت رو ببینید از این ۸۰میلیون کاربر آفیس۳۶۵، اکثرشون زیرمجموعه اینترپرایز و ورک بودن تا نسخه ی هوم و استیودنت
      ولی من بخش سرفیس و ایکس باکس رو خوش بین هستم
      سرفیس از چهار مدل دو مودلش برای کاربری مشاغل توسعه داده شده (هاب و استودیو که این جای خوشبینی هست هرچند که سود کسب شده در این بخش طبق گزارش مالی مایکروسافت زیره یک میلیارد دلار بوده و تمامی مدل های سرفیس از آیپد پرو به تنهایی فروش و سود کمتری رو کسب کرده)
      بخش ایکس باکس هم واسه ی اینکه از وقتی اسپنسر اومد خودشون متوجه شدن برای یه گیمر کیفیت یک بازی مهم هست نه اینکه قابلیت های کنسول از ماله رقیب بیشتر باشه.
      در آخر هم بخش موبایل که خودشون رسما اعلام کردن از این به بعد هدف ما بازار اینترپرایز هست

      شما گفتین شاید دلیل نفرت ما از مایکروسافت بخش موبایلش باشه چون اکثرمون با این بخش با مایکروسافت آشنا شدیم
      حداقل این در مورد من صدق نمیکنه
      من از ویندوز موبایل ۶ تا الان گوشیم ویندوزی هست و دلیل فن مایکروسافت بودنم هم پی سی و ویندوز بود
      ولی وقتی الان میبینم بخش هایی رو که دوست داشتم دیگه اونطور که باید بهشون اهمیتی داده نمیشه معلومه که سیاست هایی که مایکروسافت در پیش گرفته رو نقد میکنم.
      چه دلیلی مونده من دیگه فن مایکروسافت باشم؟ به این دلیل فنش باشم که داره تو بخش اینترپرایز سود کسب میکنه و شاید دستگاه هایی مثل هالولنزش ۱۵ سال آینده جیاگزین موبایل و پی سی بشه؟

      آخر هم بگم نظر شما خیلی من رو خوشحال کرد و هرگز ناراحت نمیشم. مگه چن نفر فن ویندور باقی مونده که از نظر هم دیگه ناراحت بشیم؟
      قطعا همه ی ما دیدگاهمون نسبت به یه موضوع مثل هم نیست

        💔 2 پاسخ دهید دوشنبه ۱ آذر ۱۳۹۵

        داداش این متن و خودت نوشتی یا دادی بیرون تایپ کردن؟😉 من پایان نامه ارشدم انقدر نبود

        💔 0 پاسخ دهید دوشنبه ۱ آذر ۱۳۹۵

        دادش ما اگه قرار بود متنهای طولانی رو بتونیم بخونیم همین مطلب پست رو کامل میخوندیم 😀

💔 3 پاسخ دهید یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵

دوستان یه سوالی داشتم.دوربینه گوشیم ۵تا عکس که میگیرم میزنه saving انقدر میمونه تا ریست کنم گوشیو چیکار باید کرد

    💔 2 پاسخ دهید دوشنبه ۱ آذر ۱۳۹۵

    یکی بگه چرا واقعا هنوز توی پست ها سوال میپرسید ؟!!!!!!
    سه سال از تولد وینفون میگذره ! چند وقت دیگه باید بگذره تا این وضع درست بشه !

      💔 1 پاسخ دهید دوشنبه ۱ آذر ۱۳۹۵

      دوست عزیز همین سوال رو نو قسمت پرسش و پاسخ پرسیدم کسی جواب نداد.حالا شما خودتو ناراحت نکن همه مثل شما با فرهنگ نیستن

    ATB
    💔 0 پاسخ دهید سه شنبه ۲ آذر ۱۳۹۵

    باید صب کنی تا saving بره…لومیا ۹۵۰ منم همینطوری میشد ولی یکم ک عکس نمیگرفتم اوکی میشد ک فک کنم مربوط ب الگوریتم پردازش عکسش بود

اسماعیل
💔 0 پاسخ دهید دوشنبه ۱ آذر ۱۳۹۵

این جور که مقاله رو شروع کردی یاد قصه‌های ساعت نه شب برای بچه‌ها که از رادیو پخش می‌شود افتادم!!!
خب حالا بچه‌های گلم با ویندوز فن همراه باشید تا مجرای عمو نادلا و گرگ خبیث رو بگم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

برای نوشتن دیدگاه می توانید به حساب کاربری خود وارد شوید ورود ارسال نظر به صورت مهمان
برچسب ها: , , , , , , ,