_مایکروسافت پنل جدید

مایکروسافت، نسخه نادلا ویندوز چگونه در جهت هم‌خوانی با همه‌چیز در حال تغییر است؟

گزارشی خواندنی و اختصاصی از The Verge درباره آنچه ساتیا نادلا می‌خواهد و تغییراتی که مایکروسافت را این‌گونه متحول کرده است. با ما همراه باشید.


فارغ از همه چیز، در نهایت ما شرکتِ ویندوز هستیم 


درست یک هفته قبل از کنفرانس توسعه دهندگان به مایکروسافت رفتیم تا ببینیم چه اتفاقاتی در دنیای ویندوز در حال رخ دادن است؟ آیا واقعا مایکروسافت خود را برای یک دنیای بدون ویندوز آماده می‌کند؟ نادلا در این دیدار گفت که ویندوز هیچ‌جا نمی‌رود و البته که ویندوز هیچ‌جا نمی‌رود اما او همچنین می‌خواست که برنامه‌های آینده خود را برای ما روشن سازد. هوش مصنوعی و فضای ابری هوشمند .

گرچه ممکن است که ویندوز پاینده باشد اما نادلا روشن ساخت که برنامه‌های آینده مایکروسافت، دیگر مانند گذشته حول محور آن شکل نخواهد گرفت. به جای آن‌که تلاش کنیم همه چیز را بر روی ویندوز بیاوریم ( کاری که بالمر پیش از نادلا در صدد آن بود ) نادلا قصد دارد اطمینان یابد که ویندوز با همه‌چیز سازگار است.

البته که این تغییر جهت بزرگی محسوب می‌شود. مایکروسافتِ نادلا کمتر در حال جنگ است و بیشتر سعی می‌کند باز باشد. ویژگی‌های جدید ویندوز ۱۰ از جمله تایم‌لاین که در دستگاه‌های مختلف ( غیر ویندوزی ) پشتیبانی می‌شود و سیستم “Your Phone”‌ که در تلاش است، ویژگی پیامک و انتقال اطلاعات بین تلفن‌های همراه و ویندوز را فراهم کند، نشان دهنده مقادیر زیادی از عمل‌گرایی ( در برابر ایده‌آل گرایی بالمر ) یا حتی فروتنی مایکروسافت است. البته که این باز نمودن فضا هم حد و حدود خاص خود را دارد. مایکروسافت هنوز هم کاربران را به سمت استفاده از دسیار کرتانا و مرورگر وب اِج در ویندوز هل می‌دهد.

اکنون مایکروسافت زیر نظر نادلا نسب آن‌چه که در گذشته بود، متفاوت شده است. هم‌اکنون در حال کار بروی هوش مصنوعی در پهباد‌ها، پشتیبانی از شرکت‌های حوزه فناوی با فضای ابری و بهبود نرم‌افزارهای تجاری است. مشتریان عام دیگر دغدغه اصلی اولیه این شرکت نیستند. امروز مایکروسافت بیشتر در مسیر آی‌بی‌ام قرار گرفته است تا اپل.

محصولاتی که اکنون مایکروسافت بر رویشان کار می‌کند مثال‌های خوبی برای این تغییر جهت هستند. من در اتاق “غار خفاش” مایکروسافت نگاهی به چند نمونه از آن‌ها انداختم. اتاقی پر از کابل‌های پیچ در پیچ، لپ‌تاپ، پهباد و دستگاه‌های فوق گران سرفیس‌ هاب. این اتاق در همان ساختمانی است که اتاق نادلا و سایر مدیران اجرایی شرکت در آن قرار دارد. محلی که ایده‌های اولیه را به محصولاتی قابل نمایش بر روی صحنه و در نهایت تجاری تبدیل می‌کند.

در یکی از نسخه‌های پیش‌نمایش، یک پهباد متعلق به کمپانی DJI ( معروف‌ترین شرکت سازنده پهباد‌های تجاری ) مجهز به نرم‌افزار مایکروسافت شده بود تا بتواند بدون اتصال به اینترنت، خرابی‌های خط لوله نفتی را تشخیص دهد. پهباد از رده خارج دیگری هم بود که می‌توانست، تصاویر گرفته شده را مستقیم بر روی لپ‌تاپ ویندوزی نمایش دهد. در هر دوی این موارد مایکروسافت در فکر است که اگر مشتریان آن‌ها از ابزار خاصی استفاده می‌کنند، اطمینان یابد که آن ابزار با ویندوز سازگاری دارد. آن‌ها به این باور رسیده‌اند که ویندوز مهم است، اما همه‌چیز نیست.

اما اگر شما در یک محیط مایکروسافتی باشید، آن‌ها اطمینان می‌یابند که بهترین تجربه ممکن را در میان دیگر پلتفرم‌ها داشته باشید. آن‌ها کرتانا را در نرم‌افزار رقیب Slack یعنی مایکروسافت تیمز ( Teams – جهت ارتباطات درون سازمانی ) ادغام کرده‌اند. کرتانا می‌تواند مثلا در مواقعی که در حال بحث خاصی در یک چت هستید، کارمندان مرتبط با آن مبحث را به شما پشنهاد داده، تا شما آن‌ها را وارد بحث کنید.

البته من در پیش‌نمایش یک کنفرانس از جنس آینده نیز شرکت کردم. یک بلندگو آن‌جا در آن محل قرار گرفته بود و یک دوربین ۳۶۰ درجه هم بر روی میز نصب شده بود که به محض ورود من را تشخیص داد و از بلندگو به من خوش‌آمد گفته شد. گفت‌وگوها در کنفرانس به صورت خودکار در قالب نوشته ثبت می‌شد ( البته مایکروسافت می‌گوید این قابلیت وجود دارد که متن صحبت‌ها از زبان‌های مختلف ترجمه و ثبت شود ) و زمانی که جمله “آن موضوع را با شما پیگیر خواهم کرد” را گفتم، یک شرح وظیفه به صورت خودکار برای من در رابطه با موضوع صحبت، ثبت گردید.

البته هالولنز هم در طول کنفرانس حضور داشت. مایکروسافت در پی راه‌هایی است تا هدست واقعیت افزوده خود را مفیدتر از پیش کند و به تصویر کشیدن اجسام سه‌بعدی یکی از این راه‌ها است. به عنوان کسی که فرصت پیدا کرد تا با استفاده از هالولنر، نقشه حسگرهای حرارتی ساختمانی را بررسی کند، می‌توانسم ببینم ما در حال مشاهده داده‌های مشترک، از طرق مختلف هستیم. این داده‌ها به صورت هم زمان در قالب واقعیت مجازی به وسیله هالولنز و در قالب تصویر در نمایشگر، نشان داده می‌شد و شخص سومی هم بر روی یک دستگاه سرفیس از راه دور می‌توانست آن‌ها را ببیند.

پیش‌نمایش در واقع شامل چندین دستگاه متعلق به مایکروسافت بود که به طرز اعجاب انگیزی در هماهنگی با هم کار می‌کردند و هیچ مصداقی بهتر از این برای جمله نادلا وجود ندارد:

در عوض این‌که ساده‌انگارانه امید داشته باشیم تا در همه زمینه‌ها سلطه بیابیم، بر روی مواردی کار می‌کنیم که در آن‌ها خوب هستیم و به‌جای قول دادن آینده‌ای که می‌دانیم به این زودی‌ها در دسترس نخواهد بود، هم‌اکنون را می‌سازیم.

امروز مایکروسافتی متفاوت با گذشته را شاهد هستیم. امروز مایکروسافت کم‌تر در چشم است اما شانس بسیار بیش‌تری برای موفقیت در آینده دارد.

مصاحبه با نادلا:

من به تازگی کتاب شما را بازخوانی کردم و باید بگویم در باره تلاش شما در جهت تغییر فرهنگ مایکروسافت کنجکاو هستم. همان‌طور که گفتید حرف C در کلمه CEO ( به معنای مدیرعامل) از کلمه Culture (به معنای فرهنگ- در واقع CEO مخفف Chief executive officer است اما نادلا در کتاب خود با نام “Hit Refresh” به کنایه از اهمیت فرهنگ سازی یک مدیر از ریشه کلمه Culture می‌داند – مترجم) گرفته شده است. کنجکاوم بدانم در این زمینه به کجا رسیده‌اید؟

یکی از موارد ضروری برای هر شرکت، از جمله شرکت ما، نیاز به اطمینان خاطر بر پایه هدف و هویت است. یک فرهنگ که به شما اجازه می‌دهد آن هویت و هدف را در طول تغییرات دنیای فناوری حفظ کنید. در واقع کنفرانس توسعه‌دهندگان یک محل خوب برای شروع است زیرا اگر خوب به آن فکر کنید، هویت ما خلاصه در آن چیزی که خلق می‌کنیم. ما در ابتدا یک شرکت فراهم کننده ابزار بودیم. بیل گیتس و پل آلن در ابتدای راه یک رابط میانی برای شرکت آلتیر توسعه دادند. این یعنی توسعه فناوری‌هایی که دیگران به وسیله آن بتوانند فناوری‌های خود را بسازند، در ذات شرکت ما است.

این اشاره به توانمندسازی مردم و سازمان‌ها در ماموریت ما بسیار پرنگ است و بهترین کار برای شروع چنین حرکتی، صحبت در باره توسعه دهندگان است.

سپس در زمینه فرهنگ، به چیزی نیاز دارید که به شما اجازه یادگیری داده و در برابر ایده‌های نوین گشاده باشد. هر چیزی غیر از این در کار ما کشنده خواهد بود. اگر شما در زمینه فناوری فکر می‌کنید، بایستی پس زمینه‌ای را در خود تقویت کنید که ما به آن “تفکر رشد” می‌گوییم. بایستی حتما با تفکر مقاوم در برابر تغییر مقابله نمایید. بازخورد جامعه توسعه‌دهندگان به شرکت‌های صاحب پلتفرم، احتمالا همان چیزی که به ما در به‌روز نگاه داشتن این فرهنگ کمک می‌کند.

می‌توانید بگویید چه نو تفکر مقاوم به تغییر را به وسیله این بازخورد می‌توان تغییر داد؟

با این فرهنگ چه نوع تغییراتی را می‌توان ایجاد کرد؟

ما در طول حیات خود سیستم‌عامل ساخته‌ایم اما حقیقتا سیستم‌عامل چیست؟ در دنیایی که هر فرد از چندین دستگاه مختف استفاده می‌کند و با گروه‌های مختلف در خانواده و محل کار در ارتباط است اصلا ساخت یک پلتفرم چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟

امروز نیاز داریم که مفهوم سیستم‌عامل را بازتعریف کنیم. باید آن را برای شخص بسازیم نه برای دستگاه. در واقع وجود سرویسی مانند آفیس ۳۶۰ در همین مورد است تا به همگان اجازه دهد فارغ از نوع دستگاه، از آن بهرمند شوند.

فارغ از همه چیز، در نهایت ما شرکتِ ویندوز هستیم. ویندوز و تجربه یکسان از سرویس‌ها در دستگاه‌های غیر ویندوز در خلاف هم نیستند. در واقع می‌خواهیم هر اپلیکیشن ویندوزی را تبدیل به اپلیکیشنی قابل استفاده در چندین پلتفرم کنیم.


ویندوز و تجربه یکسان از سرویس‌ها در دستگاه‌های غیر ویندوزی در خلاف هم نیستند.


همین‌طور آژور. ما در نقطه درخشانی هستیم. ما در مورد کاربرانی حرف می‌زنیم که آژور را انتخاب کرده‌اند. آژور در ۵۰ منطقه جغرافیایی در دسترس است و تماشای بالندگی و ابعاد آن غرورآفرین است. اما همان‌طور رایانش ابری به جریان قالب تبدیل می‌شود اما رایانش اِج ( نوعی رایانش که برخلاف رایانش ابری اطلاعات و پردازش آن‌ها به جای ابَر سرورها در سرورهای متوسط اما با فاصله کمتر از کاربر نهایی انجام می‌شود. این نوع پردازش بسیار سریع‌تر و به صرفه‌تر از پردازش ابری در مواردی که سرعت انتقال داده اهمیت دارد، خواهد بود – مترجم ) محلی است که کار بسیار باید در آن صورت بگیرد. در بسیاری از کارخانه‌ها و بیمارستان‌ها، این رایانش اِج است که مورد نیاز است. 

هم‌اکنون ما در حال تاب خودردن بین ابری و اِج هستیم اما اِج در واقع چیزی نیست جز رایانش محلی. آیا این‌طور فکر نمی‌کنید؟ آیا فکر نمی‌کنید دچار یک حرکت پاندولی شده‌ایم؟

می‌توان گفت بله به شکلی در حال برگشت نسبی ( به سرورهای محلی‌تر ) هستیم اما این قضیه با بازگشت کامل به سرورهای شخصی و محلی متفاوت است. این فناوری تفاوت آشکاری در نحوه اداره و رایانش توضیعی دارد که پشتیبانی از آن نیازمند تجربه گران است.

وقتی شما یک پهباد خودران دارید که قابلیت دیدن مناظر را دارا است، حجم داده‌های تولید شده توسط این دستگاه و میزان قدرت رایانشی که برای پردازش آن نیاز دارید، به معماری رایانشی متفاوتی محتاج است. این با اتصال یک رایانه یا تلفن به یک سرور محلی متفاوت است.

پس بله می‌توان گفت بین این‌دو ( ابری و اِج ) در حرکت هستیم ولی این بازگشت به سرورهای محلی به خاطر نیاز به قدرت و سرعت پردازشی و رایانشی بیش‌تر است.

شما به تازگی بخش ویندوز را سازماندهی مجدد انجام داده و در یادداشتی دلایل آن را به خوبی برای افراد داخل مایکروسافت شکافتید. اما می‌توانید همان دلایل را به زبان ساده برای مشتریان متوسط که به فروشگاه‌های مایکروسافت می‌آیند تا یک محصول مانند سرفیس خریداری کنند، شرح دهید که چه بر سر ویندوز قرار است بیاید؟

آخرین به‌روز رسانی ویندوز را به عنوان مثال در نظر بگیرید. این نسخه کاربر ویندوز را فردی در نظر می‌گیرد که اتفاقا به صورت هم‌زمان از یک تلفن همراه هم استفاده می‌کند. این کاربر یه دستگاه ویندوزی و به احتمال زیاد یک دستگاه غیر ویندوزی در اختیار دارد. حال ما چگونه می‌توانیم به کاربر کمک کنیم تا دو دستگاهی که در اختیار دارد آنقدر هماهنگ باشند تا وی بتواند بیش‌ترین بازدهی را از ویندوز دریافت کند؟

پس ما می‌خواهیم در ساخت دستگاه‌هایی مانند سرفیس‌بوک یا سرفیس‌پرو و یا هالولنز، خلاقیت به خرج داده، آن‌ها را با ویژگی‌هایی مانند Your Phone یا تایم‌لاین غنی کنیم و در صدر همه اطمینان یابیم که کاربر در نظر ما فردی با چندین دستگاه مختلف است و از منظر آن‌ها یک کار وجود دارد که باید انجام شود و یک پیوستگی در نحوه انجام آن کار در دستگاه‌های مختلف را برای وی فراهم کنیم.

این چرخش گویای آن است که شما ویندوز را دیگر در مرکزیت محصولات مایکروسافت در نظر نمی‌گیرید. ما در ابتدا بحث راجع به ماهیت یک سیستم‌عامل حرف زدیم. سوال منطقی هم‌اکنون این است که: ویندوز چیست؟ ویندوز در یک یا دو سال آینده چگونه خواهد بود؟ 

اگر شما به قابلیت‌های ما نگاه کنید. چه آن ظرفیت‌هایی که در محصولات عمومی و چه آن‌هایی که در بخش تجاری در اختیار داریم خواهید دید که هم‌اکنون بیش‌از هر زمان دیگری مایکروسافت قابلیت دارد.

پس از نظر مفهومی ویندوز چیست؟ همیشه وسیله‌ای بوده است تا با آن یک دسته سخت‌افزار را کنترل می‌کردیم. یا بر روی سرور یا رایانه شخصی. اگر این مفهوم را در نظر بگیرید، اکنون بیش‌ از همیشه در آن موفق هستیم. اما چیزی که ما تلاش داریم درک کنیم این است که یک بخش ابری نیز وجود دارد.

ما از ابتدای ورود به این مفهوم، نگفتیم ما آژور را به وجود می‌آوریم برای ویندوز سرور. بلکه همیشه آغوش ما در این سرویس بر روی لینوکس باز بوده است و حتی برای جاوا. وقتی بحث کاربر می‌شود، تنها چیزی که برای مایکروسافت اهمیت دارد، خدمات‌دهی به آن‌ها فارغ از نوع دستگاهی که استفاده می‌کنند است.

پس بحث این نیست که چیزی را از ویندوز صلب کنیم. بلکه می‌خواهیم به ویندوز قابلیت بدهیم تا از دستگاه‌های بیش‌تری پشتیبانی کند. و این دقیقا دلیلی است که در مورد آفیس ۳۶۰ حرف می‌زنیم. ما در مورد خودمان سردرگم نشده‌ایم بلکه وظیفه‌ای تعریف کردیم تا خدماتمان در بر روی همه دستگاه‌ها گسترش دهیم.

شما در کتابتان اشاره کردید که دنیا را در حال عظیمت از ویندوز به سمت وب و از وب به سمت هوش مصنوعی می‌بینید. اما این حرف دقیقا چه معنایی دارد؟

شیائومی را برای مثال در نظر بگیرید. دستگاهی را با استفاده از ماشین تشخیص گفتار ما ساخته است که داری قابلیت ترجمه  است. مسافران چینی در سراسر دنیا در واقع بزرگترین جمعیت مسافران جهان هستند. فقط تصور کنید آن‌ها بتوانند دستگاهی را در جیب خود حمل کنند که به وسیله آن توانایی صحبت با شما در دو زبان کاملا متفاوت ماندرین و انگلیسی  را پیدا کنند. این نمونه واقعی از اپلیکیشن هوش مصنوعی است.

پهباد DJI را در نظر بگیرید که بروی خط لوله نفت پرواز می‌کند. ما یک برنامه یادگیری ماشین بر روی آن نصب کردیم که می‌تواند به صورت خودکار هرگونه خرابی در این خط لوله‌ها را تشخیص دهد. این یک نمونه واقعی از کاربرد رایانش اِج است. یا شرکت اوبر از فناوری تشخیص چهره ما برای شناسایی رانندگان سود می‌برد و توییتر از توانایی یادگیری ماشین که ما در اختیارشان قرار دادیم در جهت ترجمه استفاده می‌کند. این‌‌ها نمونه‌های کاربردی است.

هوش مصنوعی در برخی شرکت‌ها به کنار رانده شده است. همه می‌دانیم در طول انتخابات ( آمریکا ) چه بر سر فیسبوک آمد. اوبر سابقه خوبی در برخودر با مشتری ندارد. شما چه مسئولیتی بر دوش خود در رابطه با احتیاط در به کارگیری توانایی‌های هوش مصنوعی، حس می‌کنید تا مردم را از عواقب ناخواسته آن چیزی که در اختیار توسعه‌دهندگان قرار می‌دهید، حفظ کنید؟ 

باید بگویم که ما به عنوان یک شرکت فناوری و شرکتی که پلتفرم در اختیار دارد به خصوص، مسئولیت سنگینی بر دوش داریم.


حریم خصوصی یکی از حقوق بشر است و شما باید این مسأله را درک کرده و با آن به همان شکل برخورد کنید.

 


من فکر می‌کنم در این زمین سه مشکل عمده وجود دارد که شما باید با استفاده از قواعد صفت و سخت از آن‌ها دوری کنید. اول مسأله حریم خصوصی است. به صورت بنیادی، در دنیای ما حریم خصوصی یکی از حقوق بشر است و شما باید این مسأله را درک کرده و با آن به همان شکل برخورد کنید.

دوم امنیت و امنیت سایبری را به جهت اهمیتی که دارد، در نظر قرار دهید. و سوم نباید فقط بپرسیم “رایانه‌ها چه قابلیت‌هایی دارند؟” بلکه همچنین باید پرسید “رایانه‌ها چه قابلیت‌هایی باید داشته باشند؟”.

به عنوان مثال در مورد امنیت و امنیت سایبری، برخی از کارهایی که کردیم منتج به توافق Tech Accord شد و شرکت‌ها را متحد کرد تا اطمینان پیدا کنیم، کسی به دیگری حمله نخواهد کرد. مخصوصا شهروندان و کسب و کارهای کوچک در امان خواهند بود. این یک پیشرفت عظیم بود.

( Tech Accord شامل توافقی میان شرکت‌های بزرگ فناوری است که آن‌ها را از کمک به دولت‌ها از جمله دولت ایالات متحده مخصوصا در خصوص حمله ( سایبری ) به شهروندان و شرکت‌های تجاری، منع می‌کند. – نویسنده )

در مورد مسائل اخلاقی به گمانم هنوز راه زیادی در پیش داریم اما ما قبل از این که در موارد مورد نیاز قوانین تبیین شوند، می‌توانیم انتخاب کنیم. به عنوان یک شرکت به عنوان یک طراح هوش مصنوعی بایستی خودمان خط مرز‌های اخلاقی تعریف کنیم. به همین منظور ما خودمان در هیأت‌مدیره مرزهای اخلاقی را رسم کرده ایم.

منظورتان AETHER است؟

دقیقا. گروهی را متشکل از افراد مختلف تشکیل دادیم تا طراحانمان را در مسیر درست راهنمایی کنند تا از اقدامات دارای عواقب جلوگیری شود.


نباید فقط بپرسیم “رایانه‌ها چه قابلیت‌هایی دارند؟” بلکه همچنین باید پرسید “رایانه‌ها چه قابلیت‌هایی باید داشته باشند؟”.


زمانی که کار بر روی هوش مصنوعی را آغاز کردید، چه میزان مسئولیت در مورد محدود کردن آن ( به حدود اخلاقی ) بر دوش خود حس می‌کردید؟ 

بودن در یک تجارت خاص در همه این سال‌ها در مایکروسافت، به ما این قابلیت و تجربه را داده است تا افراد را در  زمینه انتخاب‌های درست در طراحی محصول راهنمایی کنیم. در واقع منظورم این است که یک رابط کاربری خوب را در نظر بگیرید. ما کتاب‌های بسیاری در زمینه طراحی یک رابط کاربری خوب داریم. به همین صورت هوش‌مصنوعی هم تنها یک فیلد کاری در فناوری نیست، آن نیز باید از اصولی برای خوب بودن پیروی کند و این مسأله‌ای است که باید بر روی آن کار کنیم.

منبع :

THE VERGE

396 پست
حسین محمدزاده
لیسانس مدیریت. گیک، برنامه‌نویس پایتون. دوستدار لینوکس و مایکروسافت به صورت هم‌زمان!!
مطالب مرتبط
تبلیغات
دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده
برای نوشتن دیدگاه می توانید به حساب کاربری خود وارد شوید ورود ارسال نظر به صورت مهمان
برچسب ها: , , , , , , , , , ,