_ایکس باکس و گیمینگ پنل جدید

سفر در زمان | چه بلایی به سر Need For Speed آمد؟

از همان روزهایی که صنعت بازی‌های ویدیویی در حال شکل گرفتن بود، بازی‌های سبک ریسینگ یکی از مورد احترام‌ترین و محبوب‌ترین سبک‌های موجود در بازار بودند که آن‌ها را تبدیل به یکی از بهترین کانسپت‌های بازار کرده بود. عده زیادی از افراد که به این سبک علاقه دارند و در زمان تولد این سبک آن را دنبال می‌کردند، Atari را به خاطر آغاز کردن این سبک با Gran Track 10 مورد تمجید خود قرار می‌دهند اما شاید عده زیادی از ما این سبک با سری Need For Speed شناخته باشیم. در ادامه نگاهی خواهیم داشت به دلایل افول این سری.

همانطور که گفتم در حقیقت این آتاری بود که با عنوان Gran Track 10 باعث شکل گیری این سبک شد. این بازی یک مجموعه آرکید بود که با ویژگی‌های شاخص خود عده زیادی را تحت تاثیر قرار داد. این بازی با ارایه چرخ‌های فرمان پذیر، پدال و همینطور دنده قابل تعویض باعث شگفتی همه در آن دوران شده بود که یک عنوان چقدر می‌تواند واقع گرایانه باشد. پس از آن عده زیادی از شرکت‌های دیگر مانند Taito سریعا به این سبک اضافه شدند و بازی‌های رایانه‌ای ریسینگِ خودشان را به بازار عرضه کردند که در طی گذشت یک سال یا دو سال بازی‌های سبک ریسینگ بازار را اشباع کرده بودند طوری که هر گوشه‌ای را که نگاه می‌کردیم می‌توانستیم اثری از آثار این بازی‌ها در این صنعت مشاهده کنیم که بازی‌بازان نیز مشتاقانه منتظر تکرار آن و عرضه بازی‌های جدیدتر بودند که خودش نشان از این داشت که این سبک وارد دوره تازه‌ای شده و باید نیاز مخاطب را برطرف کند.

تا سال ۱۹۸۳ که عنوان Pole Position به انتشار رسید، سبک بازی‌های ریسینگ و مسابقه‌ای واقعا هنوز وارد آن دوره و عصر طلایی خودش و همینطور آن تکاملی که ما امروز از آن سراغ داریم، نشده بود و این بازی بود که برای اولین بار توانست مخاطبانی را به این بازار اضافه کند که ترتیب دهنده مسیر رشد و تکامل بازی‌های ریسینگ شده بود. در واقع اگر چه این بازی اولین بازی ریسینگی نیست که تا آن زمان عرضه شده بود اما همیشه به خاطر این که مخاطبان زیادی را به این سبک اضافه کرده بود، مورد تعریف و تمجید قرار می‌گرفت. این بازی باعث به وجود آمدن بازاری شد که ما امروز در آن بازی‌های کلاسیکِ مدرنی را می‌بینیم که باعث عرضه و تکرار منظم و عادی عناوین بزرگی نظیر Gran Turismo, Forza و همینطور Need For Speed و سایر عناوین این سبک شده است. نسخه‌های بعدی این سری‌ها برای اولین بار در سال ۱۹۹۴ روی 3DO و ویندوزهای رایانه شخصی پدیدار شدند و مسلما راه را برای آن دو و احتمالا تعداد بی شماری از فرانچایزهایی که بعدها در این سبک به بازار عرضه شدند، هموار کرد. در سال‌های مابعد آن، اولین نسخه از سری Need For Speed روی Saturn و همینطور پلی‌استیشن پورت شد و به یک باره به آن استقبال عظیمی که همه ما از این سری سراغ داریم، دست پیدا کرد و کاری کرد که دیگر بازی‌های سبک ریسینگ حتی موفق به جمع کردن گرد و خاک  آن نیز نشدند چرا که یکی از دلایل موفقیت آن برای مخاطبانی که در آن دوره داشت، کنترل محکم، دقیق و قاطعانه‌ای بود که داشت که باید به آن قطعات موسیقی پرانرژی و هیجان انگیز، گرافیک چشم نواز و واقع گرایانه و همینطور تصویر بسیار با کیفیت را هم اضافه کرد که از دیگر دلایل موفقیتی بودند که اولین نسخه‌های Need For Speed موفق به کسب کردنشان شد.

دیگر نیازی به گفتن نیست که سری Need For Speed نه تنها در سبک بازی‌های ریسینگ یک موفقیت بود بلکه تغییر و تحول‌های زیادی را به کل این صنعت هم وارد کرد که به تعداد بی شماری از نسخه‌های مختلف نیز تقسیم بندی شده است و اکنون به بیش از ۲۰ سال قدمت رسیده که روی نسل‌های متعدد کنسول‌های ویدیویی نیز به انتشار رسیده و میلیون‌ها نفر تا به حال در گوشه گوشه‌ی کره خاکی اگر آن را تجربه نکرده باشند، اما حتما نام آن را شنیده‌اند.

اولین نسخه از سری Need For Speed هم دارای پیست‌های مسابقه بسته بود و هم مسیرهای عادی که نقطه شروع و پایان مجزایی از هم داشتند که حقیقتا چیزی نبود که بتوانیم آن را انقلابی به حساب بیاوریم اما در عین حال هم نمی‌توان منکر این شد که در زمان خودش دارای محتویات بسیار جذاب و خوبی بود که واقعا توجه مخاطب را می‌توانست به خودش جلب کند. نسخه‌های Saturn و پلی‌استیشن این بازی شامل سه قطعه موسیقی اضافی نیز می‌شدند، اگر چه بعدها به دلیل انجام همین کار باعث گله و شکایت کسانی که این بازی را انجام داده بودند یا انجام نداده بودند شده بود چون روی تجربه‌ای که ارایه می‌کرد، تاثیر زیادی گذاشته بود. خودروهای عادی که به دلیل به وجود آمدن ترافیک در بازی حضور داشتند و کنترل آن‌ها را هوش مصنوعی برعهده داشت که همان نقش NPC را در بازی ایفا می‌کردند، به همراه تعقیب و گریز با پلیس نیز از جمله ویژگی‌های کلیدی و مهم گیم‌پلی این بازی بودند که آن را از سایر رقیبانش جدا می‌کرد و کاملا مسیر تازه‌ای را برایش تعریف می‌کرد. علاوه بر این، افزودن مقدار زیادی تنش، فشار و هیجان و همینطور انگیزه برای این که همیشه با نهایت سرعت ممکن در حرکت باشید نیز از جمله سایر ویژگی‌های شاخص این بازی بودند که در آن زمان به وسیله این سری به سبک ریسینگ معرفی شده بود تا نشان دهد کارهای متنوع‌تری از صرفا عبور کردن از خط شروع و پایان نیز می‌توان انجام داد. این ویژگی‌ها را می‌توان اولین تجربه‌های انقلابی به حساب آورد که Need For Speed نه تنها به سبک ریسینگ وارد کرد بلکه تعریف جدیدی از آن به کل صنعت بازی‌های ویدیویی ارایه کرد تا آغازگر مسیر تازه‌ای باشد که پیش از این هیچ وقت کسی آغاز نکرده بود. یک سری تقلب‌ها نیز می‌تواند وارد شود تا این المان‌ها و ویژگی‌ها برای آن دسته از افرادی که یک تجربه سنتی‌تر می‌خواهند، حذف بشود که البته بعید است کسی از آن‌ها استفاده کند یا تا به حال استفاده کرده باشد چرا که Need For Speed به خاطر داشتن همین ویژگی‌ها زبان زد بود وگرنه سایر خصوصیات آن را که سایر بازی‌های بازار در این سبک نیز داشتند. همچنین ویژگی بازپخش به بازی‌بازان اجازه ذخیره کردن و تماشای یک مسابقه بسیار جذاب را به طور مشخص می‌داد که برای انجام این کار نیز می‌توانستید از زوایای مختلف دوربین، مسابقه خود را دوباره تماشا کنید که از سایر تنظیمات آن نیز می‌توان به قابلیت پلی بک کردن و همینطور جهت یابی ویدیو نیز اشاره کرد که راه‌ها و گزینه‌های بسیار بیشتری در اختیار بازی‌بازان قرار می‌داد تا زمان بیشتری را در این بازی صرف کنند.

دیگر نیازی به گفتن نیست که سری Need For Speed نه تنها در سبک بازی‌های ریسینگ یک موفقیت بود بلکه تغییر و تحول‌های زیادی را به کل این صنعت هم وارد کرد که به تعداد بی شماری از نسخه‌های مختلف نیز تقسیم بندی شده است و اکنون به بیش از ۲۰ سال قدمت رسیده که روی نسل‌های متعدد کنسول‌های ویدیویی نیز به انتشار رسیده و میلیون‌ها نفر تا به حال در گوشه گوشه‌ی کره خاکی اگر آن را تجربه نکرده باشند، اما حتما نام آن را شنیده‌اند. تیم‌های توسعه دهنده متعددی شانس اداره و پیشروی این سری را تا به حال داشته‌اند که اغلب به جز چند مورد انگشت شمار، از انجام این وظیفه با سربلندی بیرون آمده‌اند و نتایج آن بسیار راضی کننده بوده است. در حقیقت انحراف‌های بسیار جزئی در فرمول کلی این سری و همینطور تاکید کردن فقط روی بهبود بخشیدن و بهتر کردن این سری و پایه و اساس آن و همینطور عدم ریسک و خطر پذیری Need For Speed را همیشه برای اغلب بازی‌بازان در یک جایگاه ارجمند و با ارزش قرار داده که تا سال‌های اخیر نیز ادامه پیدا کرده تا ارادت بازی‌بازان به این سری همیشه به قوت خودش باقی بماند و در عین حال هم تضمین کننده جایگاه امن آن باشد. اکنون Need For Speed برای همه ما به عنوان یک سری بی نظیر و بی نقص شناخته می‌شود که نه تنها به اندازه سایر فرانچایزها ارزش پول و زمانی که صرف آن می‌شود را دارد، بلکه به این‌زودی‌ها نه تکراری می‌شود و نه قدیمی؛ مسیری که فرانچایزهای بسیار زیادی آن را اشتباه رفتند تا امروز دیگر برایمان قابل شناسایی نباشند چون در یک دوره کوتاهی آمدند و جنجالی به راه انداختند و رفتند تا دیگر نه نامی از آن‌ها باقی بماند و نه اثری. اما اگر بخواهیم از دریچه عدل و انصاف نگاه کنیم، درست است که تا امروز Need For Speed یادآورد خاطرات بسیار خوشی از گذشته است اما حقیقتا امروز به فرانچایزی تبدیل شده که واقعا به اندازه سایر فرانچایزهایی که در این سبک وجود دارند، دیگر نه ارزش صرف پول را دارد و نه زمان. فرانچایزهایی که نه آنچنان برایمان نام آشنا هستند و نه قدیمی. اما چرا این طور است؟ چرا دوست داران بازی‌های ریسینگ باید پدر بزرگ و پیشکسوت تمام بازی‌های ریسنگ را کنار بزنند تا فرانچایزهای جدیدتر و بی رنگ و بو تر در این سبک را تجربه کنند؟ چرا باید چنین معامله‌ای انجام دهند تا نو ظهورهای این سبک را به پیشکسوت‌های آن ترجیح دهند؟ هر چه باشد این Need For Speed بود که باعث محبویت فرانچایزهای مدرن این سبک شد و مخاطبان آن را فوج فوج به سمت این بازی‌ها کشاند. واقعا چه بلایی به سر Need For Speed آمد؟ فرانچایزی که شاید تمام کودکی و خاطرات خوش ما را در خودش جای داشته باشد که اکنون در حال غرق کردن و از بین بردن تمام آن خاطرات خوشی است که ما با آن داشتیم.

EA وظیفه نشر و عرضه این سری را همیشه داشته و دارد و ساده‌ترین و آسان‌ترین پاسخ برای این که چه بلایی به سر Need For Speed آمده، ممکن است این باشد که این اتفاقات به خاطر EA رخ داده است و مسئولیت‌ همه آن‌ها بر عده او است اما درست مانند هر موقعیت دیگری نظیر این که به وجود می‌آید، کار از این که همه تقصیرها را به گردن یک شخص یا یک ارگان یا سازمان یا هر چیز دیگری بیاندازیم، کمی پیچیده‌تر است.

مجرم اصلی که همه کاسه کوزه‌ها اینجا سر آن شکسته می‌شود، الکترونیک آرتس (EA)، به عنوان یک شرکت است. بله درست است! EA وظیفه نشر و عرضه این سری را همیشه داشته و دارد و ساده‌ترین و آسان‌ترین پاسخ برای این که چه بلایی به سر Need For Speed آمده، ممکن است این باشد که این اتفاقات به خاطر EA رخ داده است و مسئولیت‌ همه آن‌ها بر عده او است اما درست مانند هر موقعیت دیگری نظیر این که به وجود می‌آید، کار از این که همه تقصیرها را به گردن یک شخص یا یک ارگان یا سازمان یا هر چیز دیگری بیاندازیم، کمی پیچیده‌تر است بنابراین بیایید با هم نگاه ریزتر و دقیق‌تری به دلیل وقوع این موضوع داشته باشیم. حقیقت این است که Need For Speed به عنوان یک فرانچایز مشکلاتی با نقد‌های مثبت و منفی زیادی که می‌گرفت، داشت و به همین ترتیب نیز هویت این سری پیش از این که کشتی EA به گل بنشیند، در حال کم‌ رنگ شدن بود. عنوان Need For Speed: The Run به عنوان اولین نسخه سینمایی از این سری، هجدهمین نسخه از این سری به حساب می‌آید در سال ۲۰۱۱ به انتشار رسید که به خاطر داشتن خط داستانی غیر ضروری و همینطور ناقص و خام خود و همچنین انتخاب طراحی‌های نامناسب و ناشیانه، از طرف بسیاری از منتقدین و منابع بزرگ و اصلی نمره‌هایی به دست آورد که در بهترین حالت ممکن می‌توان آن‌ها را نمراتی متوسط یا میان رده خواند و این بازی را به مقصد نرسیده، در میانه راه به حال خود گذاشته بود چون این بازی را نه می‌توان یک عنوان تماما ریسینگ دانست و نه یک بازی داستان محور. اغلب نمراتی که این بازی از منتقدین و منابع بزرگ دریافت کرده بود آن را در حوالی نمره ۶۰ از ۱۰۰ قرار داده بود.

دنباله این سری که در سال ۲۰۱۳ به انتشار رسید یعنی Need For Speed: Rivals این سری را در مسیر بهتری قرار داد تا امیدها به آن زنده شود. در حقیقت این عنوان توانست با مرور و نگاهی دوباره به مکانیزم‌ها و ویژگی‌های نسخه‌های پیشینِ درخشان این سری، ضمن تاکید مجدد و شدید روی آن‌ها و همنیطور کمپین‌های جذابی که هم به عنوان مسابقه دهنده می‌شد انجام داد و هم به عنوان پلیس، خاطرات خوب نسخه‌های گذشته این سری را به صورت مدرن و جدید در اختیار بازی‌بازان قرار داده بود. در حقیقت این بازی را می‌توان ریبوت جدیدی از عناوینی مثل Most Wanted دانست. این نسخه از این سری حتی توانست به تیراژ مجدد نیز برسد تا به صورت نسخه دوم و هماهنگ شده، برای کنسول‌های نسل هشتمی سونی و مایکروسافت یعنی پلی‌استیشن ۴ و ایکس‌باکس وان نیز به انتشار برسد که هنوز هم تا امروز ادامه پیدا کرده و در حال تجربه کردن فروش بسیار خوبی است. استودیوی Ghost Games کار ساخت و توسعه Rivals را بر عهده داشت که در زمان خودش ایده بسیار خوبی به نظر می‌رسید چرا که تقریبا از هر لحاظی که بخواهیم مقایسه کنیم، از The Run برتری داشت و نسخه بهبود یافته‌تری از آن بود که نشان می‌داد وقت و هزینه بیشتری برای ساخت آن انجام شده است و امیدی به احیای دوباره این سری را در دل طرفدارانش به وجود آورد. به هر حال یکی از دلایلی که Need For Speed امروز به این روز افتاده می‌تواند این باشد که روال تکراری و روتین موفقیت‌های این سری باعث به وجود آمدن این خیال در ذهن سازندگان و استودیوهای مختلف توسعه دهنده آن شد که بله! Need For Speed هر چه باشد، Need For Speed است و ما هر چه بسازیم، فروش خواهد رفت و همان موفقیت‌های قبلی را تکرار خواهد کرد. اما امروز می‌بینیم که این طور نیست و این سری بیشتر از هر زمان دیگری از چشم طرفدارانش افتاده. به هر حال Ghost Games پس از Rivals نیز کار خود را با ساخت نسخه بعدی این سری ادامه داد که منجر به ساخت و عرضه Need For Speed (بدون هیچ پسوند و پیشوند) در سال ۲۰۱۵ شد. این نسخه از این سری لیست بلند بالایی از تغییرات مختلف و متفاوتی که تا به حال هیچ کس در این سری ندیده بود و در آن سابقه انجام شدن نداشت، در برابر مخاطبان قرار داد که کلا از مسیر خارج شد و طرفداران را به بیراهه برد. این بازی آمده بود تا با تغییرات بنیادین مسیر این فرانچایز را تغییر دهد، اما در نهایت شد آنچه شد! به جز یک عنوان آزار دهنده که فقط پریشان حالی و گیجی به روند دنباله دار این سری وارد کرده بود، این بازی یک عنوان جهان آزاد و تمام آنلاین بود که نیاز به اتصال دائمی به اینترنت برای اجرا شدن داشت که خودش تبدیل به بزرگ‌ترین ایراد این بازی شده بود و به جز این‌ها از عدم داشتن چشم اندازی برای آینده این سری نیز به شدت رنج می‌برد چون این بازی به هیچ وجه شبیه عنوانی نبود که بخوهد این سری را دوباره به دوران طلایی خودش بازگرداند و معلوم نبود که پس از آن چه خواهد شد. و همینطور یک حالت داستانی غیر ضروری نیز داشت که گهگداری سر و کله‌اش پیدا می‌شد و همچنین به خاطر اتصال دائمی آن به اینترنت از مشکلات عدیده اجرایی نیز رنج می‌برد. این بازی باعث به وجود آمدن دلهره و اضطرابی در دل طرفداران قدیمی این سری شده بود که شاید نسخه‌های بعدی نیز قرار باشد نیاز به اتصال دائم به اینترنت داشته باشند چرا که در این صورت این اشتباهات و ایرادهای بازی دوباره تکرار می‌شد. ولی EA خواب‌های بیشتری برای این سری دیده بود که هنوز اجرا نشده بودند.

این جا دقیقا جایی است که شما ممکن است بگویید “تقصیر EA بود” که قطعا درست همان مسیری است که EA با سایر فرانچایزهای خود نیز در حال پیشروی است که دیگر نیازی به گفتن نامشان نیست. نتیجه این کار فقط برای به دست آوردن پول بیشتر بوده و خواهد بود چون هیچ دلیل دیگری وجود ندارد که هر شخص حقیقی یا حقوقی به هر دلیل، باعث افول یک فرانچایز چندین و چند ساله شود که شجره نامه آن از کل شرکت سازنده و ناشرش پر بار‌تر و درخشان‌تر بوده است.

یک سری ویژگی‌های مثبت انگشت شمار نیز در آن به چشم می‌خورد؛ مثل جلوه‌های بصری و گرافیک بسیار بی نظیر،‌ طوری که هنوز هم پس از گذشت حدودا ۴ سال از عرضه آن، می‌توان آن را یکی از گرافیکی‌ترین بازی‌های بازار دانست و همینطور قابلیت شخصی سازی بسیار جالب و پرامکانات که توسط ویژگی اتصال دائمی این بازی به اینترنت، به جذابیتی بیشتری نیز رسیده بود چرا که شما برای رنگ آمیزی و اجرای طرح‌های مختلف روی خودروی خود، می‌توانستید از طرح‌های ذخیره شده و به اشتراک گذاشته شده سایر بازی‌بازان استفاده کنید که خودش به چند دسته مختلف مثل محبوب‌ترین‌ها و پرکاربردترین‌ها تقسیم بندی می‌شد. زمانی که به نقدها و نمرات این بازی نگاهی داشته باشیم، می‌بینیم که ۶ یا ۷ پرتکرارترین نمراتی هستند که این بازی دریافت کرده است. می‌توان گفت که در تلاش برای احیای مجدد این فرانچایز Ghost Games و الکترونیک آرتس با ساخت و عرضه این بازی، تقریبا فرسنگ‌ها مسیر را اشتباه رفتند و در همین راستا نیز مخالفت و عدم استقبال طرفداران قدیمی این فرانچایز و همینطور سبک ریسینگ فقط با عرضه نسخه بعدی این سری یعنی Need For Speed: Payback ترکیب شد تا آینده این فرانچایز تا حد زیادی به آن متکی باشد. Payback با در اختیار گذاشتن یک حالت آفلاین باعث برداشتن یک قدم مثبت شد. این چیزی بود که چند سال پیش نیز می‌توانست ارایه شود اما الان بیشتر حس یک پس انداز را برای این سری داشت که زمان استفاده از آن رسیده بود. اما این پایان مسیر تکرار اشتباهات گذشته نبود. انگار سازندگان این سری قرار نبود از اشتباهات گذشته خود هیچ عبرتی بگیرند. Payback نیز با اضافه کردن یک خط داستانی غیر ضروری به این بازی و همینطور شخصیت‌هایی که واقعا هیچ کس دوست نداشت با هم ترکیب شده باشند، و همینطور گردش داستان بازی حول این محور دقیقا همان اشتباهاتی را تکرار کرد که در گذشته تجربه کرده بود و هیچ درسی هم نگرفته بود که به جای آن می‌توانست اول تمرکز خود را روی ارایه گزینه‌های مختلف ریسینگ و مکانیزم‌های مختلف قرار دهد تا این که بیاید داستانی در بازی قرار دهد که هیچ ارزش دنبال کردنی ندارد و بدون هیچ هدفی فقط در بازی قرار گرفته. در واقع از قرار دادن خط داستانی غیر ضروری، بدتر این است که سه شخصیت برای بازی‌باز در نظر گرفته بود که واقعا از هر جنبه‌ای که که نگاه کنیم، کار بیهوده‌ای بود.

علاوه بر این‌ها و از همه مهم‌تر، مکانیزم‌ لوت باکس‌ها و استفاده از آن‌ها تیر خلاص بر پیکره بازی‌بازان بود چرا که آن‌ها مانعی برای پیشروی بازی‌باز بودند که ما را از آن طور پیشرفتی که دلمان می‌خواست، منع می‌کردند که دقیقا همان راهی بود که همه از آن استفاده می‌کردند و هنوز هم پس از گذشته مدتی طولانی، در بازی‌ها می‌خواهند که پیش از این که این سیستمِ تشویق کننده برای پرداخت‌های درون برنامه‌ای از طریق پیشروی در بازی خریداری شود، به طور غیر قابل تحملی سرعت بازی‌بازان را کم می‌کرد و از انجام پیشروی طبق میل و اراده آن‌ها جلوگیری می‌کرد. این جا دقیقا جایی است که شما ممکن است بگویید “تقصیر EA بود” که قطعا درست همان مسیری است که EA با سایر فرانچایزهای خود نیز در حال پیشروی است که دیگر نیازی به گفتن نامشان نیست. نتیجه این کار فقط برای به دست آوردن پول بیشتر بوده و خواهد بود چون هیچ دلیل دیگری وجود ندارد که هر شخص حقیقی یا حقوقی به هر دلیل، باعث افول یک فرانچایز چندین و چند ساله شود که شجره نامه آن از کل شرکت سازنده و ناشرش پر بار‌تر و درخشان‌تر بوده است. واقعا ناامید کننده است که چنین فرانچایز بزرگ و ارزشمندی امروز به دست چنین افرادی رسیده که به جز کسب درآمد بیشتر به هیچ چیز فکر نمی‌کنند.

دلایل زیادی برای افول و شکست یک فرانچایز قدیمی و بزرگ وجود دارد که برای وقوع آن همه آن‌ها باید دست به دست هم بدهند. متاسفانه درمورد Need For Speed همه چیز دست به دست هم داد و با هم ترکیب شد تا این فرانچایز امروز به چنین جایگاهی برسد که چند نسخه اخیرش را در سایت Metacritic با نمره‌ای بالاتر از ۸۰ نتوان پیدا کرد.

اشتباهات و خطاهای اخیر Need For Speed تا حد زیادی نتیجه حرص و طمع‌هایی است که EA نه تنها با این فرانچایز، بلکه با تمام فرانچایزهای خود داشته است. اما اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم، شما نمی‌توانید همه مسئولیت‌های این سری که برای رسیدن به این جایگاه بر دوش خود احساس می‌کند که آن را به این جا کشانده، فقط به گردن ناشر آن بیاندازید و سایر دلایل را نادیده بگیرید. به هر حال همانطور که در ابتدای این متن نیز اشاره کردم، دلایل زیادی برای افول و شکست یک فرانچایز قدیمی و بزرگ وجود دارد که برای وقوع آن همه آن‌ها باید دست به دست هم بدهند. متاسفانه درمورد Need For Speed همه چیز دست به دست هم داد و با هم ترکیب شد تا این فرانچایز امروز به چنین جایگاهی برسد که چند نسخه اخیرش را در سایت Metacritic با نمره‌ای بالاتر از ۸۰ نتوان پیدا کرد. اکنون ۱۰ سال است که این فرانچایز به این سرآشیبی رسیده که خودش به تنهایی از مجموع طول عمر لوت‌ باکس‌ها و پرداخت‌های درون برنامه‌ای و ویژگی‌های تمام آنلاین که ناگهان سر از نا کجا آباد بیرون آوردند، بیشتر است. قطعا EA نقش پررنگی درمورد افکارش برای بازگرداندن ویژگی‌ها و المان‌های سنتی این سری به نسخه‌های اخیر این فرانچایز دارد که آمده بودند که بمانند اما یکی دیگر از دلایلی که این فرانچایز بزرگ خودش را در چنین جایگاه پستی امروز می‌بیند، به خاطر تاریخ برخی از نسخه‌های گذشته این سری است که هویت خود را گم کردند و جایگاهی که در این سبک به آن تعلق داشتند را فراموش کردند.

با وجود تمام این مسائل و تمام دردسرهایی که این فرانچایز تا امروز کشیده، متاسفانه به نظر می‌رسد که این درس هنوز کاملا توسط توسعه دهندگان و سازندگان عنوان پیش رویِ Need For Speed: Edge نیز آموخته نشده است چرا که طبق حرف و حدیث‌هایی که شنیده شده، این عنوان قرار است یک بازی ریسینگِ Free-to-play MMO باشد که بسیاری از طرفداران این سری و همینطور بازی‌های ریسنگ را گیج کرده که چطور چنین چیزی ممکن است. بنابراین به نظر می‌رسد که بازگشت به اصول پایه‌ای و اساسی این سری در حال حاضر یکی از گزینه‌های روی میز برای این فرانچایز نیست و در دستور کار سازندگان آن قرار ندارد. به نظر نمی‌رسد که بازگشت به ویژگی‌های قدیمی، برای تجدید حیات در بازی‌های مدرن امروزی برای سر پا کردن دوباره آن‌ها، مورد نیاز باشد اما این کاملا برای سازندگان و توسعه دهندگان لازم است که بدانند چه ویژگی‌هایی باعث شد که نسخه‌های اولیه این سری مورد استقبال و توجه قرار بگیرند و در زمانی که آن‌ها در حال بررسی و بالا و پایین کردن فرمول ساخت بازی هستند، چه چیزی باعث می‌شود که تا حد ممکن از هدر رفتن و قربانی کردن عناوین جلوگیری شود. ممکن است که در حال حاضر Need For Speed به سرعت در حال دور شدن از ریشه‌های خود باشد اما در نهایت اگر نمراتِ نقدها و بررسی‌های عناوین پیش روی این سری و همینطور فروش آن‌ها همچنان در حال رنج کشیدن باشند، این فرانچایز ممکن است که یک دور ۱۸۰ درجه‌ ای کامل، از چیزی که بود بزند و به سرعت به سمت نابودی و زوال پیش برود.

منبع :

GAMINGBOLT

561 پست
عرفان رحیمی صادق
مطالب مرتبط
در مای نوکیا بخوانید
دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده
برای نوشتن دیدگاه می توانید به حساب کاربری خود وارد شوید ورود ارسال نظر به صورت مهمان
برچسب ها: , , , , , , ,