اخبار

داستان فعالیت یک مدیر زن در مایکروسافت فناوری، دنیایی مردانه

دونا ملایری مدیر پروژه ای است که در تیم اَژور مایکروسافت مشغول به فعالیت است. وی اخیرا مقاله بسیار جالبی در مورد مشکلات زن بودن در صنعت فناوری نوشته است. دنیای فناوری را باید یکی از مردانه ترین محیط های کاری دانست. حتی تعداد بیشتر فارغ التحصیلان مرد رشته های کامپیوتر نشان می‌دهد که این فضا چه شرایط سختی را برای یک زن می‌تواند ایجاد کند.

دونا ملایری مدیر پروژه ای که در بخش مایکروسافت اَژور فعالیت دارد، اخیرا مقاله ای را در مورد سختی های کار کردن یک زن در محیط مردانه دنیای فناوری منتشر ساخته است. وی در مقاله خود از قضاوت ها و برخوردهای نا آگاهانه در طی سال های حضور در دنیای فناوری سخن گفته است و در ادامه توصیه هایی برای حرکت بهتر به‌سوی اهداف مطرح ساخته است. یکی از نکات برجسته مقاله وی تاکید زیاد بر رها کردن کاری است که از انجام آن نفرت دارید.

وی در توییتی انتشار مقاله خود را اطلاع رسانی کرده است:

من اخیرا مقاله ای با نام مدیر پروژه زن بودن در مایکروسافت را منتشر کرده‌ام.

این مقاله نوشتاری بسیار خوب برای هر زنی است که در محیط کاری پرتنش مشغول کار است و حتی برای افرادی که برای شناخت متعصبینی که در بین همه ما زندگی می‌کنند نیاز به کمک دارند. ملایری توانسته به خوبی مشکلات ناشی از جنسیت یک نیروی کار را که شاید زیاد بدان پرداخته نشده، به خوبی توضیح داده و آشکار سازد. وی در مقاله خود به تفصیل در مورد اهمیت انتخاب یک تیم مناسب برای انجام پروژه های بزرگ صحبت کرده است. در این قصه به خوبی شرح داده می‌شود که چگونه یک مدیر بد می‌تواند تمامی تلاش های شما را در به حالت تعلیق درآورد. در ادامه داستان دونا ملایری را از زبان خودش می‌خوانید.

من مدرک دکتری زبان های برنامه نویسی را از دانشگاه Carengie Mellon کسب کردم. در ادامه به مدت دو سال در تیم اسکالا بخش تحقیقاتی دانشگاه کار کردم. پس از مدتی دریافتم که بیشتر مایل به ورود به گود عمل هستم، پس تصمیم گرفتم محیط دانشگاه را به قصد فعالیت در صنعت ترک کنم. شش سال پیش به عنوان مدیر پروژه وارد مایکروسافت شدم. من نسبت به خروجی کار و تیمی که بدان ملحق شده بودم کاملا رضایت داشتم و هیجان زده بودم.

پس از مدتی دریافتم که بازده تیم چندان رضایت بخش نیست و عملکرد مناسبی ندارد. این مشکل البته ناشی از کم کاری آن‌ها نبود؛ بلکه مسئله از جای دیگری منشا می‌گرفت. آن‌ها یک سال بود که یک مدیر اجرایی تمام وقت را حتی به مدت یک روز به خود ندیده بودند. آن‌ها همچنین مدیر بخش آزمایش خود را از دست داده بودند و پس از دو ماه که به این تیم ملحق شدم. مدیر بخش توسعه نیز تیم را ترک کرد. آن‌ها قادر به پیدا کردن جایگزینی برای وی نبودند چرا که سازمان دهی امور بیش از حد برمبنای این مدیر انجام گرفته بود و اداره تیم بیش از حد وابسته به وی بود. در مجموع روحیه تیم بسیار بد بود.

داستان من در مایکروسافت از اینجا شروع شد. من عضوی تازه وارد در مایکروسافت بودم و در شغل خود یعنی مدیریت پروژه نیز تازه‌کار بودم. قسمت بدتر ماجرا تیمی از هم پاشیده بوده که به من سپرده شده بود. به زودی دریافتم که سازمان دهی، مشکلات ریشه ای خاص خود را دارد: مدت کوتاهی پس از پیوستن من به این تیم، مدیر بخش توسعه و مدیر اجرایی شرکت را ترک کردند. پس از مقداری پرس و جو دریافتم که علت رفتن این دو مدیر چه بوده است. این دو مدیر چندین پروژه را به شکل نامطلوبی هدایت و مدیریت کرده بودند و در نتیجه مدیرعامل به آن‌ها حکم عدم صلاحیت داده بود.

در بیان این هرج و مرج من تلاش کردم تا مدیر اجرایی خوبی باشم. من برای انجام و اثبات محصولات تیم خود جنگیدم (گاهی به شدت) و به صورت پیوسته با واکنش منفی دیگر تیم ها مواجه می‌شدم. این شیوه چندان موثر نبود، چرا که عده کمی اعتقاد داشتند که کارهای تیم من ارزش وقت گذاشتن دارند. ما مشغول کار روی یک محصول جدید بودیم که طبیعتا در قیاس با محصولات جا افتاده در بازار، مشتریان کمتری دارند، دیگر تیم ها این محصول را بهانه ای برای بی اعتنایی به تیم ما قرار دادند.

در تیم ما هنوز جای یک مدیر توسعه خالی بود؛ بنابراین شخصا بخش بیشتری از نقش مدیریتی را برعهده گرفتم. برای بهبود شرایط فرهنگی و کاری تیم و نظارت دقیق بر روند کارها، جلسات مداومی را با اعضای تیم برگزار می‌کردم. در گذر زمان شرایط بهتر شد. زمان به ما کمک کرد تا به کیفیت مطلوبی دست پیدا کنیم. بالاخره توانستیم جامعه خوبی در تیم خود بسازیم که هنوز هم بسیار فعال هستند؛ اما رسیدن به این نقطه اصلا آسان نبود. من تحت فشار عصبی دائم بودم و حس می‌کردم که در تله افتاده ام. حس می‌کردم که بار تمام پروژه روی شانه های من است.

فکر می‌کردم که مدیر من درک خواهد کرد که من در چه موقعیت سختی قرار دارم و پیشبرد کارها درست مانند دیگر تیم ها برای چنین تیمی بسیار سخت است. متاسفانه با اینکه او (او یک زن بود) متوجه شد که تیم من تیمی ایده‌آل نیست، مدام تاکید داشت که من باید بیشتر تلاش کنم تا شرایط را بهبود بخشم. او کارهای من را با دیگر مدیران هم رده مقایسه می‌کرد و به این حقیقت مهم توجهی نداشت که این مدیران سال ها است که در مایکروسافت پست های مدیریتی داشته اند و روی محصولاتی کار کرده اند که برای شرکت بسیار مهم بوده اند. هنگامی که با وی در مورد مشکلات تیم خود صحبت کردم، هیچ گونه احساس همدردی از خود نشان نداد و به گونه ای رفتار کرد که گویی من صرفا غر می‌زنم!

در بررسی عملکرد سالیانه من، بازخوردهای زیادی در مورد نحوه مدیریت من به من گوشزد شده بود، از دید آن‌ها من بسیار گستاخ، سخت گیر و بسیار سمج بودم.

در عملکرد سالیانه من، بازخوردهای زیادی در مورد نحوه مدیریت به من گوشزد شده بود. از دید آن‌ها چگونگی بسیار مهم بود و این مسئله را به من تاکید کردند. از دید آن‌ها من بسیار گستاخ، سخت گیر و بسیار سمج بودم. شاید این نظرات درست بودند؛ اما من به تنهایی نظارت بر همه امور را در دست گرفته بودم. از سوی دیگر، هیچ‌گونه حمایتی از من در مدیران بالارده وجود نداشت. فشار عصبی احتمالا باعث شده بود تا در محیط کاری، به چیزی بدتر و خشن تر از آن چیزی که حقیقتا بودم تبدیل شوم. اما من شک دارم که یک مدیر مرد چنین بازخوردی را دریافت کند.

هنگامی که در دانشگاه کار می‌کردم بازخوردها در مورد کار من ارائه می‎شد، نه شخصیت من. دانشگاه محیط رقابتی نبود: همکاران در دانشگاه دید مسابقه زمان محدود را به کار نداشتند.

هنگامی که در بررسی عملکرد سالیانه خود این مسایل را دیدم شگفت زده شدم. هنگامی که در دانشگاه کار می‌کردم بازخوردها در مورد کار من ارایه می‌شد، نه شخصیت من. دانشگاه محیط رقابتی نیود: همکاران در دانشگاه دید مسابقه زمان محدود را به کار نداشتند، مضاف به این‌که در محیط دانشگاه همه افراد با استعداد بودند.

در نهایت تصمیم گرفتم تا این تیم را به قصد تیم دیگری در مایکروسافت ترک کنم. در ابتدا این تصمیم امیدوار کننده به‎نظر می‎‌رسید. در ادامه دریافتم که محصول تیم جدید من در حال شکست خوردن است. در حقیقت این کار هیچ موقع به خوبی انجام نشده بود. مدیر من انتظار داشت که خصوصیات من باعث موفقیت محصول شود. این دیدگاه قابل قبول نبود؛ اما خوب خصوصیات فردی از نظر وی عامل شکست یا پیروزی یک پروژه بود. در آن زمان خصوصیات فردی، مبنای سنجش هر کاری بود و این خصوصیات بودند که ترفیع گرفتن فرد را تعیین می‌کردند. (من ترفیع نگرفتم)

علی‌رغم درخواست های من برای انجام کارهای بزرگ‌تر، شاهد بودم که قطار پروژه‌های خوب به جای من، به همکارانم داده می‌شد.

من نمی‌خواهم به این مدیران برچسب تبعیض جنسیتی بزنم؛ اما نمی‌توانم قبول کنم که با یک مرد نیز مثل من رفتار می‌شد. شاید تبعیض ناخودآگاهی در جریان بود، شاید من به گونه ای که یک زن باید رفتار کند رفتار نمی‌کردم و این مسئله همکاران را آزرده می‌ساخت. علی‌رغم درخواست های من برای شرکت در انجام کارهای بزرگ‌تر، من شاهد بودم که قطار پروژه های خوب به جای من به همکارانم داده می‌شد. بدون وجود موقعیت مناسب برای انجام کارهای بزرگ، به لحاظ کاری در حال درجا زدن بودم.

اگر بخواهم شفاف بگویم، باید عنوان کنم که در تمامی بخش ها این تبعیض جنسیتی وجود نداشت؛ چرا که بسیاری از زنان در مایکروسافت جایگاه خوبی دارند و شرایط کاری خوبی را تجربه می‌کنند، اما فکر می‌کنم آن‌هایی که افرادی که بیش از حد مثبت اندیش هستند واقعیات را مشاهده نمی‌کنند. برای مثال مدیر اول من زیاد رک نبود و در کار خوب موفق است.

با مرور گذشته درمی‌یابم که باید بیشتر به فکر خودم می‌بودم، باید بیشتر از خودم دفاع می‌کردم به خصوص هنگام مواجه با مدیر اول. من باید این تیم ها را ۶-۱۲ ماه زودتر ترک می‌کردم. من در این تیم ها ماندم چون فکر می‌کردم که اوضاع بهتر خواهد شد؛ اما در حقیقت نفهمیدم که چقدر بیچاره بودم.

در نهایت تیمی بسیار خوب با مدیری بسیار عالی پیدا کردم و البته کار فعلی خود را بسیار دوست دارم. دیگر هنگام اعلام یک تغییر سازمانی عصبی و استرس زده نمی‌شوم. کارهایم به خوبی پیش می‌روند، اما اکنون کاملا درک کرده ام کاری که دوستش ندارید به هیچ عنوان ارزش زحمت و ماندن ندارد، به خصوص زمانی که در عرصه فناوری مشغول فعالیت هستید. مورد دیگری که درک کرده ایم این است که تبعیض ناخواسته در هرجایی وجود دارد و من خودم نیز در بروز این تبعیض مقصر هستم. من یادگرفته ام که کمتر سلطه جو باشم؛ اما همچنان برای احقاق حق خود می‌ایستم. من با غرور لیست کارهای تمام شده خود را در انتهای سال خواهم نوشت و تلاش خواهم کرد تا دیگران را از آن‌چه انجام داده ام مطلع سازم.

آن‌چه من یاد گرفته‌ام

مردم به ندرت از جایگاه خود خارج می‌شوند تا اهمیت و سختی کارهای دیگران را درک کنند. پس لازم است هر فردی برای رشد خود شخصا تلاش کند و اهمیت کار خود را نشان دهد. زنان در این زمینه ضعف بیشتری دارند، چرا که فکر می‌کنیم که این کار فخر فروشی است، این تفکر را کلا فراموش کنید. فخر فروشی بی‌معنا است؛ چرا که کسی نسبت به آن‌چه شما در میزکار خود انجام داده اید و از اهمیت آن آگاه نیست، مگر آن‌که خودتان به دیگران اعلام کنید. این کار صرفا برای جایگاه شغلی شما مناسب نیست چرا که اعلام شرح کار شما عموما حاوی اطلاعات مفیدی است که برای دیگران نیز مفید خواهد بود. با این کار همکاران شما از توانایی های شما آگاه خواهند شد و زمانی که نیاز به کمک داشته باشند به سراغتان خواهند آمد.

مطمئن باشید که اطرافیان خود را خوب می‌شناسید و آن‌ها را درک می‌کنید، به خصوص آن‌هایی که بیشتر ساکت هستند. این مسئله صرفا در مورد زنان نیست، من مردان ساکت زیادی را در مایکروسافت دیده ام که به لحاظ شغلی ترفیع نگرفته اند. تلاش کنید تا دیگران را در جمع تحسین کنید. اگر شما در تیم خوبی مشغول کار هستید همکاران شما احتمالا درست مانند شما عالی هستند. می‌دانم که همکاران من این‌گونه‌اند و بسیار عالی هستند.

من نفهمیدم که چه میزان بدبخت بودم تا این‌که کاری را که عاشقش بودم پیدا کردم

در نهایت، هر هفته از خود بپرسید: «آیا کار من جذاب و سرگرم کننده است؟ آیا من از بودن در این محیط لذت می‌برم؟» اگر پاسخ علی رغم گذر هفته های متوالی منفی است، شاید لازم است که به یک تغییر فکر کنید. من نفهمیدم که سر کار چه میزان بدبخت بودم تا این‌که کاری را که عاشقش بودم پیدا کردم. شما نیز لایق کاری هستید که عاشقش هستید.

پس از انتشار این مقاله، کاربران زیادی در توییتر و صفحه ای که مقاله منتشر شده شروع به پاسخ به دیدگاه های وی و بیان نظرات خود کرده اند. یکی از نکاتی که به محض مطالعه نظرات کاربران مقاله ملایری به چشم می‌خورد حضور بیشمار مردانی است که سعی دارند به وی اعلام کنند که در محیط کاری با هیچ گونه تعصب و تبعیض مواجه نشده است.

به نظر شما در محیط های کاری برابری وجود دارد؟ آیا نسبت به زنان تبعیض وجود دارد یا این‌که این دیدگاه صرفا یک باور رایج اما اشتباه است؟

منبع :

MEDIUM

642 پست
محسن توکلی
او لیسانس میکروبیولوژی از دانشگاه آزاد تهران شمال دریافت کرده است. به ادبیات، عرفان، فناوری علاقه ی وافری دارد و سعی میکند اغلب اوقات فراغت خودش را صرف خدمت به خانواده و مطالعه شعر کند. محسن اکنون یکی از دبیران وبسایت وینفون است.
مطالب مرتبط
دیدگاه کاربران
HaMeD
💔 1 پاسخ دهید جمعه 16 تیر 1396

فامیلیش ملایریه😄 احتمالا باباش ایرانی بوده
______
ب نظر من باید تو محیط کار تبعیض بین زن و مرد باشه، چون اصولا زن ها نمیتونن خیلی از کارایی که مردا انجام میدنو، انجام بدن
فقط درصد کمی از زن ها همچین قابلیتی رو دارن که هم سطح مردها یا بالاتر باشن تو راندمان کاری، که خب، میشه فقط با اون تعداد محدود، برخورد مناسب با شخصیت و عمل خودشون رو داشت

برای نوشتن دیدگاه می توانید به حساب کاربری خود وارد شوید ورود ارسال نظر به صورت مهمان
برچسب ها: , , , , , , , , , , ,