بازی‌های زیاد و بسیار جذابی در E3 امسال معرفی شدند و در میان آن‌ها برخی سورپرایز‌ها نیز به‌چشم می‌آمد. با این‌حال یکی از بزرگ‌ترین سورپرایز‌ها برای من معرفی نسخه‌ی بازسازی شده‌ی Resident Evil 2 بود. در ادامه با وینفون همراه باشید.

از زمانی که بازسازی این بازی اعلام شد، زمان زیادی می‌گذرد و من از آن زمان به‌دنبال این هستم که چگونه این نسخه را بازی کنم زیرا در این بازسازی تغییراتی زیادی روی داده‌است و این فراتر از یک بازسازی است. پس این شوخی نیست که طرفداران این مجموعه در رویداد E3 با شوق و فریاد بسیار زیادی از معرفی این بازی استقبال کردند. اگرچه من فکر نمی‌کنم که هیچ یک از سری‌های این مجموعه مانند Resident Evil 4 پرطرفدار باشند، اما من با دیدن پیش‌نمایش این بازسازی کاملا مشتاق بودم که دوباره با زامبی‌ها سر و کله بزنم.

آیا تاکنون بازی قدیمی را بازی کرده‌اید که دوباره بازسازی شده‌باشد؟ سرپرست این بازی در اینباره می‌گوید:

این بازسازی بسیار به سری اورجینال شباهت دارد ولی در این نسخه تغییرات جذابی انجام داده‌اند و آن را متحول کرده‌اند.

این دقیقا همان چیزی است که از بازسازی Resident Evil 2 انظار می‌رود. در پیش‌نمایش ابتدایی، بازی در ایستگاه پلیس آغاز می شود و با همان کارکتری این بازی آغاز می‌شود که شما نیز باید آن را به یاد بیاورید. اما  اگر دقیق‌تر نگاه کنید در می‌یابید که نسخه‌ی بازسازی بسیار متنوع‌تر و واقعی‌تر نسبت به نسخه‌ی اورجینال است. هنگامی که در ابتدا به اطراف نگاه می‌کنید، درها و پنجره های بسته را می‌بینید و نور ملایمی که اتاق را روشن می‌کند به طوری که به سختی می‌توانید ببینید که چه چیزی در مقابل شما قرار دارد. همچنین میز‌هایی به‌هم‌ریخته و خالی از مردمانی که به طرز مرموزی ناپدید شده‌اند. چیزی در این مکان اشتباه است.

لئون کندی دوباره برگشته است و این بار او بسیار متفاوت با قبل به نظر می‌رسد. در نسخه‌ی اورجینال صدای لئون بسیار اندک است و انگار بسیار ناشیانه صداگذاری شده‌است ولی در نسخه‌ی بازسازی شده صدای او بلند‌تر و واضح‌تر است و حتی ترس و لرزش نیز از صدایش احساس می‌شود. فقط صدای این کارکتر نیست که متحول شده‌است. صدای خش‌خش برگ‌ها و صدای پا بر‌ سنگ‌های سرد و صدای محیطی اندکی که همه‌ی این‌ها نشان می‌دهند چیزی در آن محیط درست نیست.

زاویه‌ی دوربین، چیزی که در بازی‌های ابتدایی این مجموعه از آن متنفر بودم، تغییر کرده‌است و به جای آن زاویه‌ی دوربین به مانند سری Resident Evil 4 در‌آمده‌است. همچنین آن‌ها سعی کرده‌اند که ریزدنت ایول 2 را به عنوان یک بازی وحشتناک سوم شخص حفظ کنند تا اینکه آن را به دلیل موفقیت‌های اخیر سری Resident Evil 7 به یک بازی وحشتناک اول شخص تبدیل کنند. مثل بیشتر سری بازی های رزیدنت در این نسخه نیز درهر گوشه اسرار زیادی وجود دارد یرای مثال در ابتدای بازی یک مدال کهنه در کف اتاق و یک سری از سنجاق موی سر که باید برای باز کردن در ها مورد استفاده باشند، چندین مجسمه که کارکتر شما آن‌ها را می‌شناسد و باید با حل معمای این مجسمه‌ها به کلیدی که در پشت ‌آن‌ها قرار دارد برسید.

من در پیش‌نمایشی از این بازسازی که بازی کردم چندین مدال و کدی که در کتابی در آنجا بود، پیدا کردم که گویا همه‌ی آن‌ها برای کمک به حل معما‌هایی در بازی بود. بسیاری از در‌ها قفل شده‌اند و اسرار و راه بازگشایی آن‌ها پشت مجموعه‌ای سه عضویی پنهان شده‌است. منظور از مجموعه‌ی سه عضویی این است که باید برای بازگشایی بیشتر قفل‌ها و یا معما‌های بازی سه چیز یا وسیله یا راه‌حل را بدست‌آورید، انگار کمپانی Capcom، سازنده‌ی بازی‌های ریزدنت ایول، علاقه ی زیادی به عدد 3 دارد! بنابراین هنگامی که در جریان بازی چیزی‌را پیدا کردید زیاد خوشحال نشوید زیرا باید به احتمال فراوان به‌دنبال دو شیء دیگر نیز بگردید تا معما‌را حل کنید. اما این دموی ابتدایی بازی است و شاید این روند و تعداد خاص در ادامه‌ی بازی تغییر‌کند. همان‌طور که قبلا اشاره کردم، استراتژی حل معما‌ها و بازگشایی در‌ها نسبت به نسخه‌ی اورجینال آن تغییر زیادی کرده‌است تا حتی هواداران قدیمی این نسخه‌را نیز به این بازسازی مشتاق کند.

صحنه‌ای از این بازی را از زبان خودم بازگو می‌کنم:

چاقویی که در دست داشتم شکست! و در این‌حال یکی از زامبی‌ها روی من پرید و درست به داخل کادر دوربین وارد شد و تقریبا باعث شد که فکر کنم از صفحه‌ی تلویزیون بیرون آمد. من بدون چاقو وبدون همات و اساحه بودم و دیگر خیلی دیر شده بود و توسط زامبی کشته‌شدم.

در توضیح این صحنه، من به اتاقی رسیدم که پر از زامبی بود و باد با آن‌ها درگیر شدم و امیدوار بودم که گیاهان سبز و گلوله هایی که در طول بازی پیدا کرده‌بودم به من کمک کنند ولی اشتباه می‌کردم. صدای موسیقی بازی در هنگام حمله‌ی زامبی‌ها به طرف من بسیار جالب توجه و هیجان‌انگیز بود. فضای فشرده و کم در هنگام حمله‌ی زامبی‌ها در تمام مدت‌موجب بالا رفتن تپش‌های قلبم می‌شد و اوج هیجان و استرس را احساس می‌کردم.

راهرو‌های محکم و اتاق‌های کوچک بیشتر اجزای این ایستگاه پلیس را تشکیل می‌دهند و فضای کوچکی که برای واکنش و درگیری بازیکنان با زامبی‌ها در‌نظر گرفته‌بودند نیز موجب افزایش هیجان و استرس می‌شود. به طور حتم زامبی‌ها سریع نیستند و مانند حیوانات زخمی راه می روند و یا به‌اطراف می‌خزند ولی وقتی اتاق به اندازه‌ی کافی بزرگ نیست زامبی‌ها می‌توانند با سرعت به شما نزدیک شوند. من توانستم چند تن از زامبی‌هایی که من را دنبال می‌کردند با اسلحه‌ی کمری خودم از پا در‌بیاورم.

اما بعد از مدت کوتاهی دسته‌ی دیگری از زامبی‌ها به من حمله کردند و من زیر راهرویی خزیدم و به چند تن از آن‌ها شلیک کردم‌و…. اوه نه! من دیگه فشنگ نداشتم، ولی خوشبختانه من در طول راه چاقویی پیدا کرده‌بودم و با آن به دوتن از زامبی‌ها ضربه زدم ولی چاقو قدیمی بود و اتفاقی غافلگیر‌کننده افتاد و چاقویی که در دست داشتم شکست و در این حال زامبی روی من پرید و اینچنین بود که توسط دسته زامبی‌ها کشته‌شدم.

فضای هر اتاق همراه با زامبی‌های چالش برانگیز گواهی بر ساخت بی‌نظیر Resident Evil 2 است. این بازسازی یک تجربه ی جدید و نوین ویک احساس کاملاً جدید است اگرچه آنچه که در بازی می بینید کمی برای شما آشنا باشد.

منبع :

GAMING BOLT

88 پست
واحد عثمانی
مطالب مرتبط
در مای نوکیا بخوانید
دیدگاه کاربران
ss
پاسخ دهید چهارشنبه 3 مرداد 1397

تنها نکته منفی که میشه در موردش گفت “چهره و صدای” کاراکترهای اصلی بازی هست که تغییر کرده…😒

    واحد عثمانی
    پاسخ دهید پنجشنبه 1 شهریور 1397

    ممنون از نظرتون

برای نوشتن دیدگاه می توانید به حساب کاربری خود وارد شوید ورود ارسال نظر به صورت مهمان
برچسب ها: , ,