داستان‌های آینده شرح حال یکی از هم‌وطنان ما در سال ۱۴۱۲ خورشیدی است. در هر قسمت از این داستان طنزآلود با ماجراها و مصائب این هم‌وطن در دنیای فن‌آوری همراه می‌شویم.

  • جمعه 6 مرداد 1396 ساعت 22:00
  • 11
  • مهدی محمدی
ادامه مطلب

داستان‌های آینده شرح حال یکی از هم‌وطنان ما در سال ۱۴۱۲ خورشیدی است. در هر قسمت از این داستان طنزآلود با ماجراها و مصائب این هم‌وطن در دنیای فن‌آوری همراه می‌شویم.

  • پنجشنبه 29 تیر 1396 ساعت 22:00
  • 14
  • مهدی محمدی
ادامه مطلب

داستان‌های آینده شرح حال یکی از هم‌وطنان ما در سال ۱۴۱۲ خورشیدی است. در هر قسمت از این داستان طنزآلود با ماجراها و مصائب این هم‌وطن در دنیای فن‌آوری همراه می‌شویم.

  • پنجشنبه 22 تیر 1396 ساعت 22:00
  • 13
  • مهدی محمدی
ادامه مطلب

داستان‌های آینده شرح حال یکی از هم‌وطنان ما در سال ۱۴۱۲ خورشیدی است. در هر قسمت از این داستان طنزآلود با ماجراها و مصائب این هم‌وطن در دنیای فن‌آوری همراه می‌شویم.

  • پنجشنبه 15 تیر 1396 ساعت 22:00
  • 3
  • مهدی محمدی
ادامه مطلب

داستان‌های آینده شرح حال یکی از هم‌وطنان ما در سال ۱۴۱۲ خورشیدی است. در هر قسمت از این داستان طنزآلود با ماجراها و مصائب این هم‌وطن در دنیای فن‌آوری همراه می‌شویم.

  • پنجشنبه 8 تیر 1396 ساعت 22:00
  • 5
  • مهدی محمدی
ادامه مطلب

داستان‌های آینده شرح حال یکی از هم‌وطنان ما در سال ۱۴۱۲ خورشیدی است. در هر قسمت از این داستان طنزآلود با ماجراها و مصائب این هم‌وطن در دنیای فن‌آوری همراه می‌شویم. بخشی از این دنیا را مایکروسافت و ویندوز رقم خواهند زد.

  • پنجشنبه 1 تیر 1396 ساعت 22:00
  • 10
  • مهدی محمدی
ادامه مطلب
_اختصاصی پنل جدید

نبرد نزدیک است…

مه سنگینی همه جا را فرا گرفته بود، علاوه بر مه، ظلمت شب نیز دید ما را محدود کرده بود. تنها، صدای نفس نفس بریده سربازان و گهگاهی صدای قدم های ریز آنها شنیده می شد. برگشتم و پشت سر خود را نگاه کردم همه در جای خود ایستادند و به من چشم دوختند. حس اضطراب را در تک تک چشمانشان می توانستم ببینم. من به عنوان فرمانده وظیفه سنگینی را بر روی دوش خود احساس میکردم. عرق سردی بر روی صورتم نشسته بود. میلرزیدم نه از سرما بلکه از ترس!

  • پنجشنبه 22 خرداد 1394 ساعت 18:00
  • 69
  • رضا درویش زاده
ادامه مطلب