_ایکس باکس و گیمینگ پنل جدید

برترین بازی‌های نقش‌آفرینی: قسمت دوم

سبک Role-playing Games یا همان نقش‌‎آفرینی یکی از سبک‌های بسیار پر طرفدار در دنیای بازی‎‌های ویدیویی است که از زمان قدیم تا به امروز و طی این سال‌ها علاقمندان زیادی را در سراسر دنیا به خود جذب کرده است. از این رو تصمیم گرفتم در مقاله‌های چند قسمتی، برترین عناوین این ژانر بزرگ و محبوب را برای شما لیست کنم. در ادامه با من در وینفون همراه شوید تا با بهترین‌های این سبک آشنا شوید.

مجموعه Dragon Age

  • سازنده: BioWare ،Edge of Reality
  • ژانر: اکشن-نقش‌آفرینی
  • پلتفرم‌های مقصد: پلی استیشن 3، پلی استیشن 4، مایکروسافت ویندوز، ایکس باکس 360، ایکس باکس وان
  • بالاترین امتیاز متاکریتیک: 91/100 برای نسخه Dragon Age: Origins

سری Dragon Age با پیشینه قدرتمند و سازندگانی که متخصص ساخت عناوین RPG هستند، یک نقش‌آفرینی بی‌نظیر است. فرنچایزی که توسط استودیو توانمند Bioware ساخته شد و اولین بار با عنوان Dragon Age: Origins در سال ۲۰۰۹ به صنعت و هنر بازی‌های ویدیویی معرفی شد. نسخه اول Dragon Age یک عنوان فوق‌العاده بود که نام این سری را به عنوان یکی از قدرت‌مندترین فرنچایزهای این ژانر مطرح کرد، و در ادامه با انتشار بسته‌های گسترش دهنده عالی برای آن، موفق شد تا بیشتر از قبل نیز بین بازیکنان محبوب شود. به همین دلایل بود که انتظارات از نسخه دوم این سری بسیار بالا رفت و همه انتظار یک عنوان بی‌نقص را داشتند، اما در کمال ناباوری به جای آن، یک بازی ناقص که از هر لحاظ ضعیف‌تر از بازی اول بود را تحویل گرفتند. زمانی که صحبت از انتشار نسخه جدیدی از این فرنچایز مطرح شد، نگرانی‌ها و دغدغه‌های زیادی بین بازیکنان به وجود آمد و با توجه به خاطره بدی که از نسخه دوم داشتند، از این می‌ترسیدند که مبادا باز هم یک عنوان بی کیفیت را شاهد باشند. اما از طرفی دیگر نیز این امید وجود داشت که با توجه به کاربلد بودن سازندگان بازی (که تعداد عناوین فوق‌العاده آن‌ها خیلی بیشتر از بازی‌های ضعیف ساخته شده توسط آن‌ها است)، توسعه دهندگان موفق شوند تا جانی دوباره در کالبد این سری نیمه جان بدمند و بار دیگر آن را مانند دیگر فرنچایز شاهکار خود یعنی Mass Effect بالا بکشند. این عنوان جدید که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد، یک نسخه شماره‌دار نبود و تحت نام Dragon Age: Inquisition به صورت بین نسلی برای کنسول‌های نسل هفتمی پلی استیشن ۳، ایکس باکس ۳۶۰ و همین‌طور کنسول‌های نسل هشتمی پلی استیشن ۴ و ایکس باکس وان در کنار نسخه رایانه‌های شخصی بازی، منتشر شد. خوشبختانه باید گفت بعد از انتشار این عنوان بود که تمامی افراد دست‌اندرکار صنعت گیم، بازیکنان و منتقدان شگفت زده شدند و حتی بازی از چیزی که برخی از آن‌ها فکر می‌کردند نیز بهتر و جذاب‌تر از کار در آمده بود.

خوشبختانه امیدها به بار نشست و Dragon Age: Inquisition یک عنوان تحسین برانگیز بود که موفق شد تا نه تنها خاطره بد نسخه دوم را پاک کند، بلکه ما را به یاد نسخه اول این سری نیز بیاندازد. این بازی توانست تا در سال ۲۰۱۴ جایزه برترین بازی آن سال را کسب کند که واقعا نیز به حق بود. هر چقدر که از زیبایی و جذابیت این سری بگوییم باز هم کم است. تا وقتی آن را تجربه نکرده باشد شاید نتوانید حرف من را قبول کنید و با تجربه آن، خواهید فهمید که نقاط ضعف کوچک عناوین این سری اصلا برای شما مهم نیستند و در برابر عظمت و زیبایی این دنیای پهناور حتی به حساب نمی‌آیند. Bioware با خلق Dragon Age نشان داد که استاد ساخت نقش‌آفرینی است و خوب می‌داند که چه طور عنوانی بسازد که با بیش از ۱۰۰ ساعت گیم‌پلی، هرگز از آن خسته نشده و حتی گذر زمان را نیز احساس نکنید. همان‌طور که قبلا در مورد عناوین قدرتمند نقش‌آفرینی بارها مقاله‌هایی منتشر کرده‌ام، واقعا در دوره زمانه عناوین ۵ ساعته و نخ‌نما، بازی‌هایی مانند Dragon Age به مثابه الماسی گران‌قدر هستند، و برای پولی که خریداران هزینه می‌کنند ارزش قائل شده و به آن‌ها تجربه‌ای کامل از یک بازی را ارائه می‌دهند. در این سری، اولین بازی که Dragon Age: Origins نام داشت برترین نسخه محسوب می‌شود و بالاترین امتیاز متا را در اختیار دارد (امتیاز عالی ۹۱/۱۰۰) که نشان دهنده یک شاهکار است. آزادی عمل فوق‌العاده، تصمیمات مهم و حیاتی، مبارزات جذاب و تاکتیکی، شخصی‌سازی تا ریزترین جزئیات حتی برای تمام شخصیت‌های همراه شخصیت اصلی، دنیای بزرگ و زیبا با تنوع محیطی عالی، مبارزه با اژدهاهای عظیم و پر ابهت، انواع و اقسام دشمنان مختلف و…. همه و همه از نکاتی هستند که در سری Dragon Age وجود دارند و آن را تبدیل به یکی از به یادماندنی‌ترین ‌سه‌گانه های تاریخ بازی‌های ویدیویی کرده‌اند. بدون شک سری محبوب Dragon Age همواره در دنیا به عنوان یکی از برترین فرنچایزهای نقش‌آفرینی شناخته خواهد شد.

World of Warcraft

  • سازنده: Blizzard Entertainment
  • ژانر: MMO نقش‌آفرینی
  • پلتفرم‌های مقصد: مایکروسافت ویندوز، سیستم عامل مکینتاژ، سیستم OS
  • امتیاز متاکریتیک: ۹۳/۱۰۰

واقعا نیازی به توضیح در مورد یکی از بزرگ‌ترین فرنچایزهای تاریخ که توسط یکی از بزرگ‌ترین سازندگان تاریخ خلق شده، وجود دارد؟ کسانی که حتی آشنایی کمی با بازی‌های ویدیویی دارند، نام World of Warcraft را شنیده‌اند؛ یک عنوان بزرگ و بی نظیر که در سال ۲۰۰۴ توسط استودیو بلیزارد ساخته و منتشر شد، و تا به امروز بعد از 15 سال هم‌چنان بازیکنان بی‌شماری در دنیا مشغول هستند و با پشتیبانی فوق‌العاده بلیزارد و عرضه انواع و اقسام بسته‌های گسترش دهنده هنوز هم به مانند یک بازی کاملا جدید به نظر می‌رسد. تعداد بازیکنان این سری محبوب بعد از 15 سال هم‌چنان از بسیاری از عناوین روز دنیا که موفق هم عمل کرده‌اند، بیشتر است و طرفداران سرسخت و بسیار متعصب خود را دارا است. این بازی در سبک نقش‌آفرینی آنلاین چندنفره یا به عبارتی MMORPG قرار دارد و در حقیقت برترین بازی این سبک محسوب می‌شود، که به عنوان مقیاس و میزان برای دیگر عناوینی که در این ژانر هستند شناخته شده است. در واقع همیشه این بازی‌ها با World of Warcraft مقایسه می‌شوند. این عنوان چهارمین بازی منتشر شده بود که در دنیای فانتزی وارکرفت جریان داشت، دنیایی که در سال ۱۹۹۴ توسط Warcraft: Orcs & Humans معرفی شده بود.

World of Warcraft در دنیای ازراث اتفاق می‌افتد و وقایع ۴ سال بعد از Warcraft III: The Frozen Throne را دنبال می‌کند. در طول سال‌ها بسته‌های گسترش دهنده زیادی با کیفیت بالا برای این بازی منتشر شدند که این عنوان را به روز نگاه داشته و کیفیت آن را با گذشت چندین سال نه تنها پایین نیاورده، بلکه بالا برده است. اولین بسته‌ گسترش دهنده بازی، The Burning Crusade بود که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد، سپس Wrath of the Lich King در سال ۲۰۰۸، Cataclysm در سال ۲۰۱۰، Mists of Pandaria در سال ۲۰۱۲، Warlords of Draenor در سال ۲۰۱۴، نهایتا Legion در سال ۲۰۱۶ و نهایتا Battle for Azeroth در سال 2018 برای این بازی عرضه شدند. در سال ۲۰۱۵ بلیزارد تعداد بازیکنان این عنوان را بیش از 5.5 میلیون نفر در سطح جهان اعلام کرد و این بازی به عوان بیشترین تعداد بازیکن در بین بازی‌‎های MMORPG شناخته شد. هم‌چنین یک امار جالب دیگر از بلیزارد در سال ۲۰۱۴ اعلام شد که حاکی از وجود بیش از ۱۰۰ میلیون اکانت ساخته شده در طول سال‌ها برای این بازی بود که یک در نوع خود، عدد خیره کننده و شگفت انگیز است. World of Warcraft همواره از سوی منتقدان نیز تحسین شده است و موفق شد تا امتیاز عالی ۹۳/۱۰۰ را نیز کسب کند.

Bloodborne

  • سازنده: FromSoftware
  • ژانر: اکشن-نقش‌آفرینی
  • پلتفرم مقصد: پلی استیشن 4
  • امتیاز متاکریتیک: 92/100

گویی که هر بار Bloodborne را تجربه می‌کنیم، بازی نکته جدیدی برای ما به همراه دارد و زاویه‌ای دیگر از زشتی و سیاهی و تاریکی دنیای خود و البته زیبایی و کیفیت گیم‌پلی و طراحی خود را برای ما آشکار می‌کند تا هر چه بیشتر به سرنوشت آن بیاندیشیم، و هم‌چنین به سرنوشت شکارچی که کنترل وی را در اختیار داریم. کار طراحان و سازندگان بازی در استودیو فرام سافت‌ور و در راس آن‌ها هیدتاکا میازاکی در طراحی و فضاسازی شهر Yharnam و ساخت بازی و قرار دادن تک تک بخش‌های آن در کنار هم به صورت کاملا هماهنگ، چیزی از خلق یک شاهکار کمتر نیست و خلق این بازی را باید جزو Master Pieceهای این استودیو به حساب آورد. اتمسفر شهر Yharnam به دلیل نوع معماری خاص آن که برگرفته از لندن ویکتوریایی است بسیار تاریک‌تر و مخوف‌تر از اکثر مناطقی است که تاکنون در دیگر عناوین میازاکی مثل سری سولز مشاهده کرده‌ایم و به طور کلی باید گفت فضاسازی و اتمسفر شهر Yharnam به قدری حزن‌انگیز، تاریک، ناامید‌کننده و مرده است که Bloodborne را تبدیل به تاریک‌ترین عنوان میازاکی تاکنون کرده است. کاملا مشخص است که میازاکی قصد داشته تا Bloodborne را تبدیل به برندی کاملا مجزا از سری سولز کند و اولین روشی که در راه رسیدن به چنین منظوری پیاده کرده است، طراحی Yharnam است که شبیه به هیچ یک از عناوین سولز نیست و زمانی که بستر وقوع دو بازی و داستان و پیشینه آن‌ها کاملا با هم متفاوت باشند، خیلی سخت است که بخواهیم آن‌ها را کاملا مانند هم فرض کنیم، حتی اگر المان‌های گیم‌پلی بسیار مشابهی هم داشته باشند. در واقع میازاکی در خلق یک سری جدید و مجزا از عناوین سولز کاملا موفق عمل کرده است و یک فرنچایز انحصاری جدید و عالی را برای سونی و پلی‌ استیشن ۴ به ارمغان آورده است. هم‌چنین از بسته گسترش دهنده این عنوان با نام The Old Hunters نیز نمی‌توان گذشت و باید از آن به عنوان یک کامل کننده و بسته گسترش دهنده فوق‌العاده عالی برای بازی یاد کرد که بازی را مقداری سخت‌تر نیز کرده بود. اکنون بسیاری از دارندگان و طرفداران پلی استیشن ۴ در دنیا شدیدا منتظر معرفی نسخه دوم بلادبورن هستند و بدون شک وقتی این عنوان معرفی شود مانند بمبی عمل خواهد کرد که صنعت گیم را به شور و وجد خواهد آورد. بدون شک عنوان شاهکار و فوق محبوب Bloodborne همواره در دنیا و در تاریخ بازی‌های ویدیویی به عنوان یکی از برترین عناوین اکشن-نقش‌آفرینی شناخته خواهد شد.

مجموعه Deus Ex

  • سازنده: Ion Storm ،Eidos Montréal
  • ژانر: اکشن-نقش‌آفرینی، تیراندازی اول شخص، مخفی کاری
  • پلتفرم‌های مقصد: پلی استیشن 2، پلی استیشن 3، پلی استیشن 4، مایکروسافت ویندوز، ایکس باکس، ایکس باکس 360، ایکس باکس وان
  • بالاترین امتیاز متاکریتیک: 91/100 برای نسخه Deus Ex: Human Revolution – Director’s Cut

یکی از جذاب‌ترین موضوعاتی که در بازی‌های ویدیویی به آن پرداخته می‌شود مسئله رباتیک شدن همه چیز و حتی انسان‌ها است که بدون شک سری عناوین Deus Ex پرچمدار این نوع عناوین هستند و به بهترین شکل در نسخه‌های مختلف خود به این موضوع پرداخته‌اند. زمانی که یک موضوع خاص را زیاد در فیلم‌‌ها، بازی‌‌ها و دیگر رسانه‌‌ها مشاهده می‌کنیم، این یعنی در آن برهه زمانی زیاد به آن موضوع در جامعه فکر می‌شود و اذهان زیادی را درگیر خود می‌کند. حال کسانی که در این بین توانایی به تصویر درآوردن افکار خود را دارند نیز این موضوعات و دغدغه‌های ذهنی را در قالب مولتی‌میدیاها و از طریق رسانه‌های مختلف به عموم مردم و جامعه نشان می‌دهند. همین کار به مانند یک چرخه باعث می‌شود که صحبت در مورد آن موضوع بیش از پیش بشود و ذهن‌های بیشتری به سمت آن مورد سوق داده شوند. فکر می ‌کنید دلیل ساخت این همه بازی و فیلم که بر محوریت موضوع گرفتن گریبان بشر توسط تکنولوژی که خود تولید کرده است یا هوش‌های مصنوعی غیر قابل کنترل بشر، قرار دارند چیست؟ دلیل آن برمی‌گردد به این که ذهن مردم و جامعه با این موضوع درگیر است و دوست دارند تا ببینند اگر این موارد اتفاق بیافتند، زندگی انسان‌ها چه می‌شود. ذهن کنجکاو بشر می‌خواهد کتکاش کند و بفهمد که اگر این موارد به وقوع بپیوندند چه بر سر جوامع انسانی رخ خواهد داد، و به همین دلیل مدام احتمالات مختلف این وقایع را در قالب فیلم‌ها و بازی‌های مختلف مطرح می‌کند تا ذهن کنجکاو و درگیر خود را تسلی بخشد. یکی از همین موضوعات که در سال‌های اخیر زیاد آن را می‌بینیم و به آن پرداخته می‌شود، مسئله ازتقا یافتن فیزیکی و حتی ذهنی انسان‌ها به وسیله تکنولوژی است که از زیر شاخه‌های همان موضوع جنگ تکنولوژی در برابر انسان است و بسیار ذهن ها را به خود درگیر کرده است. اگر تعدادی از انسان‌ها و مثلا نیروهای نظامی و ارتشی ارتقا یابند و دستکاری شوند و ابر سربازها و … خلق شوند چه رخ خواهد داد. شاید در ابتدا به عنوان نیت دفاع از کشور و … مطرح شوند اما در نهایت صدمات جبران ناپذیری به جامعه و خانواده‌ها خواهد زد. به هر حال همان ابر سربازها باید با تمام مشکلاتی که ناشی از دستکاری شدن و ارتقا یافتن فیزیکی و ذهنی به آن دچار شده‌اند به خانواده خود برگردند و در میان مردم عادی زندگی کنند. آیا دیگر کسی به آن‌ها به چشم یک انسان نگاه خواهد کرد یا یک ماشین؟ آیا آن‌ها می‌توانند دوباره آغوش گرم خانواده خود را داشته باشند؟ هزاران اما و اگر دیگر نیز مطرح است که اگر بخواهیم خودمان را گول نزنیم می‌دانیم که جواب همه‌ی آن‌ها منفی است و این قبیل موارد به پایان‌های خوشی ختم نخواهند شد.

سری عناوین زییا و محبوب Deus Ex همواره به بهترین شکل به کنکاش در این موضوع از طریق یک بازی ویدیویی پرداخته است و با اضافه کردن انتخاب‌های مختلف به این شرایط، کاری کرده است تا به فکر فرو برویم و کمی به معنای انسان بودن فکر کنیم. وقتی تمام این موضوعات را کنار هم می‌گذاریم، به نتیجه‌ای جالب و حتی ساده می‌رسیم؛ انتخاب‌های ما است که این شرایط و چگونگی رقم خوردن آن‌ها را تعیین می‌کند. هیچ چیز کامل نیست و همه چیز از قانون نسبیت پیروی نمی‌کند. یعنی یک انسان ارتقا یافته ممکن است تصمیماتی خوب بگیرد و این موضوع را در نظر کسانی که این روی مسئله را می‌بینند خوب جلوه دهد و یا از قدرت خود برای آزار مردم استفاده کند. کسانی که این سمت موضوع را می‌بینند برضد آن می‌شوند اما باید دید که احتمال وقوع کدام مورد بیشتر است. در سری Deus Ex که مشخص است انتخاب‌های منفی و استفاده غلط از این قدرت‌ها خیلی بیشتر رواج می‌یابد و احتمال بدبختی خیلی بیشتر از پایان خوش است، که البته درست نیز به نظر می‌رسد. ما انسان‌ها آماده نابود کردن و ضربه زدن به خودمان هستیم و توانایی گرفتن تصمیمات بد را خیلی بیشتر از تصمیمات درست داریم. اما در نهایت یک موضوع ثابت است؛ ما و انتخاب‌های‌مان تمام این شرایط را می‌سازند. خود انسان و انتخاب‌هایش است که باعث بدبختی و حتی نابودی او خواهد شد. سری نقش‌آفرینی Deus Ex در سل ۲۰۰۰ برای اولین بار با عنوانی به همین نام پای به دنیای بازی‌های ویدیویی گذاشت و اتفاقا مورد توجه جامعه گیمرها و منتقدان نیز قرار گرفت، اما بعد از این نسخه، این مجموعه سال‌ها به سکوت رفت تا این که نسخه بعدی آن با نام Deus Ex: Human Revolution عرضه شد و باز هم بسیار موفق عمل کرد و با کسب امتیاز متای عالی ۹۱ به کار خود پایان داد. چند سال پیش هم که نسخه جدید این سری با نام Deus Ex: Mankind Divided منتشر شد که باز هم موفق عمل کرد و حسن ختامی شایسته بر سه‌گانه دوس اکس بود. بدون شک سری نقش‌آفرینی Deus Ex همواره در دنیا بازی‌ها، به عنوان یکی از برترین فرنچایزهای نقش‌آفرینی شناخته خواهد شد.

مجموعه Diablo

  • سازنده: Blizzard Entertainment
  • ژانر: نقش‌آفرینی، هک اند اسلش
  • پلتفرم‌های مقصد: مایکروسافت ویندوز، پلی استیشن، پلی استیشن 3، پلی استیشن 4، ایکس باکس 360، ایکس باکس وان
  • بالاترین امتیاز متاکریتیک: 94/100 برای نسخه Diablo

باز هم بلیزارد و این بار یک فرنچایز اکشن-نقش‌آفرینی بی‌نظیر از این شرکت قدرتمند و بزرگ. فرنچایزی عظیم و محبوب به نام دیابلو Diablo که در حقیقت یک مجموعه اکشن‌-نقش‌آفرینی هک اند اسلش محسوب می‌شود. این مجموعه فروش بی‌نظیری در دنیا داشته و جالب است بدانید که قبل از عرضه نسخه سوم، این مجموعه در سال ۲۰۱۲ چیزی حدود ۲۵ میلیون نسخه در دنیا فروش داشت. این سری دارای سه عنوان اصلی است که شامل Diablo II ،Diablo و Diablo III است. عناوین فرعی و گسترش دهنده نسخه‌های اصلی این سری شامل Diablo: Hellfire که بازی اول را ادامه می‌داد، Lord of Destruction که بعد از بازی دوم عرضه شد و Reaper of Souls که نسخه سوم را ادامه می‌دهد، هستند. این سری در دنیای Sanctuary اتفاق می‌افتد و هر سه بازی این سری نیز از لحاظ جغرافیایی در یک محدوده واقع می‌شوند. این سری داستان مبارزه انسان‌های ساکن Sanctuary و شیاطین اعظم که توسط دیابلو، آنتاگونیست اصلی بازی، رهبری می‌شوند دنبال می‌کند. انسان‌ها معمولا در این سری توسط فرشتگانی مانند Archangel of Justice با نام Tyrael یاری می‌شوند.

در دنیای Sanctuary شاهد حضور انسان‌ها، فرشتگان و انواع و اقسام کلاس‌های شیاطین و هیولاها هستیم. از این فرنچایز کتاب‌های بسیاری نیز منتشر شده است که بسیار موفق عمل کرده‌اند. همین‌طور کامیک بوکی نیز از این سری منتشر شده که وقایع مختلف این دنیا را دنبال می‌کند. اولین نسخه این فرنچایز در سال ۱۹۹۶ با نام دیابلو منتشر شد که فوق‌العاده عمل کرد و هنوز که هنوز است به عنوان موفق‌ترین بازی این سری از لحاظ امتیاز متا محسوب می شود. دیابلو موفق شد تا نقدهای بسیار مثبتی را دریافت کند و نهایتا امتیاز متای عالی ۹۴/۱۰۰ را کسب کند. نسخه دوم بازی ۴ سال بعد در سال ۲۰۰۰ منتشر شد و سپس بعد از یک انتظار طولانی و سخت، نسخه سوم این سری در سال ۲۰۱۲ عرضه شد که این دفعه برای اولین بار در تاریخ، این سری را برروی کنسول‌های نسل هفتم و بعد از آن، برروی نسل هشتم شاهد بودیم که این، خبر بسیار خوبی برای دارندگان کنسول‌ها بود.فراموش نکنیم که نسخه سوم بازی موفقیت عظیمی را برروی کنسول‌ها کسب کرد.

مجموعه Fallout

  • سازنده: Interplay Entertainment ،Black Isle Studios
  • ژانر: اکشن-نقش‌آفرینی، نقش‌آفرینی
  • پلتفرم‌های مقصد: مایکروسافت ویندوز، پلی استیشن 2، پلی استیشن 3، پلی استیشن 4، ایکس باکس 360، ایکس باکس وان
  • بالاترین امتیاز متاکریتیک: 93/100 برای نسخه Fallout 3

Bethesda Game Studios یکی از بزرگ‌ترین سازندگان بازی‌های نقش‌آفرینی در دنیا محسوب می‌شود. این شرکت دو فرنچایزی را در اختیار دارد که هر کدام از آن‌ها بی‌شک جزو برترین سری بازی‌های نقش‌آفرینی تاریخ هستند و همیشه در بالاترین جایگاه‌های این سبک قرار می‌گیرند؛ منظور من دو فرنچایز فال اوت و الدر اسکرولز است. سری عناوین فال اوت یک فرنچایز نقش‌آفرینی تیراندازی با تم پساآخرالزمانی محسوب می‌شوند که اولین بار توسط Interplay Entertainment خلق شد. دنیای بازی فال اوت Wasteland نام دارد که در واقع عنوانی با همین نام که در سال ۱۹۸۸ منتشر شده بود. در واقع می‌توان گفت که سری فال اوت یک دنباله معنوی برای بازی Wasteland محسوب می‌شد. سری فال اوت وقایع چندین سال بعد از انفجار هسته‌ای در آمریکا را نشان می‌دهد و داستان امید انسان به بقا و دست و پا زدن او برای نجات نوع خود در یک دنیای وحشی پر از هیولاهای جهش یافته، غارتگران و قاتلین بی‌رحم را به تصویر می‌کشد. در این سری می‌توانید بازی را از دید اول شخص و هم سوم شخص دنبال کنید که البته به نظر می‌رسد زاویه اول شخص پایه اصلی ساخت این سری است، زیرا که بازی در این حالت بسیار خوش دست‌تر از زاویه سوم شخص است، درست مانند سری الدر اسکرولز.

از سری عناوین فال اوت تاکنون 9 بازی منتشر شده است که شامل ۵ نسخه اصلی (۴ بازی شماره‌دار و فال اوت نیووگاس) و ۳ بازی اسپین-آف با نام‌های Fallout Tactics: Brotherhood of Steel در سال ۲۰۰۱، Fallout: Brotherhood of Steel در سال ۲۰۰۴ و Fallout Shelter در سال ۲۰۱۵ است. تمامی عناوین این سری جزو تحسین شده‌ترین بازی‌های نقش‌آفرینی تاریخ هستند (البته بیایید نسخه فال اوت 76 را فاکتور نگیریم) و موفق‌ترین آن‌ها بدون شک بازی سوم این سری در نسل هفتم است که تحسین تمام صنعت بازی اعم از منتقدان و بازیکنان را همراه داشت، و موفق شد تا امتیازات عالی را کسب کند. نسخه سوم بازی در سال ۲۰۰۸ به عنوان بازی سال وب‌سایت IGN شناخته شد و جوایز متعددی مانند Xbox 360 Game of the Year و Best RPG را نیز کسب کرد. این بازی سرانجام با متای فوق‌العاده ۹۳/۱۰۰ به کار خود پایان داد. نسخه چهارم این سری نیز بعد از ۷ سال انتظار از نسخه سوم، در سال ۲۰۱۵ برای نسل هشتم منتشر شد و موفق شد تا بازخوردهای عالی را از سوی منتقدان و گیمرها کسب کند، و در لیست ۵ بازی کاندید بازی سال در مراسم گیم اواردز ۲۰۱۵ نیز به همراه غول‌هایی مانند ویچر ۳ و بلادبورن قرار گرفت.

مجموعه The Elder Scrolls

  • سازنده: Bethesda
  • ژانر: اکشن-نقش‌آفرینی، در زاویه‌های اول شخصی و سوم شخص
  • پلتفرم‌های مقصد: مایکروسافت ویندوز، پلی استیشن 3، پلی استیشن 4، ایکس باکس 360، ایکس باکس وان
  • بالاترین امتیاز متاکریتیک: 96/100 برای نسخه The Elder Scrolls V: Skyrim

در این لیست دوباره با یک فرنچایز عظیم دیگر از Bethesda طرف هستیم. فرنچایزی که در طول تاریخ هر گونه افتخاری که شما فکرش را بکنید کسب کرده است؛ از بازی سال گرفته تا ایجاد انقلاب در سبک نقش‌آفرینی، فروش بی‌نظیر، امتیاز متای فوق‌العاده و… همه و همه در پرونده پر افتخار این سری دیده می‌شود. The Elder Scrolls برترین و قدرتمندترین فرنچایزی است که Bethesda در اختیار دارد. سری عناوینی که در سال ۱۹۹۴ با بازی The Elder Scrolls: Arena به دنیای بازی‌های ویدیویی معرفی شد و در طول سال‌ها، خود را به عنوان یکی از دو-سه فرنچایز برتر تاریخ نقش‌آفرینی به دنیا شناسانده است. بدون شک نقطه اوج اصلی این فرنچایز با بازی The Elder Scrolls IV: Oblivion در سال ۲۰۰۶ و در نسل هفتم بود که انقلابی را در سبک نقش‌آفرینی ایجاد کرد و مورد تحسین بازیکنان و منتقدان قرار گرفت. امتیازات عالی که این عنوان کسب کرد شامل امتیاز ۹٫۶ از وب‌سایت گیم‌اسپات و ۹٫۳ از وب‌سایت آی جی ان بود، و در نهایت امتیاز متای فوق‌العاده 94 را کسب کرد. سپس با نسخه بعدی این سری یعنی The Elder Scrolls V: Skyrim موفقیت فوق‌العاده این سری باز هم ادامه پیدا کرد و حتی بیشتر نیز شد. این بازی از جانب تقریبا تمامی وب‌سایت‌ها و منابع معتبر به عنوان بازی سال ۲۰۱۱ نیز انتخاب شد و امتیازات بالایی را کسب کرد، و نهایتا موفق شد تا متای فوق العاده ۹۶/۱۰۰ را کسب کرده و به عنوان یکی از برترین بازی‌های تاریخ شناخته شود.

جدیدترین بازی عرضه شده از این سری نیز نسخه بازسازی شده بازی بی‌نظیر اسکایریم است که برای کنسول‌های نسل هشتمی پلی استیشن ۴ و ایکس باکس وان منتشر شد تا بازیکنان این نسل نیز از تجربه یکی از برترین عناوین تاریخ محروم نشوند. سری The Elder Scrolls همواره و هر جایی که صحبت از بزرگ‌ترین فرنچایزهای نقش‌آفرینی تاریخ باشد، در یکی‌دو جایگاه نخست ان لیست قرار خواهد داشت و همواره در طول تاریخ منتقدان و بازیکنان در سراسر دنیا، آن را تحسین کرده و ستوده‌اند (البته به برخی شبیه منتقدها یا منتقدنماها که در کشور عزیزمان هم یکی دو عدد وجود دارند و برای فراهم آوردن اوقات شادی دیگران و مطرح کرد خود، از این سری با لقب‌هایی زشت و توهین آمیز یاد می‌کنندف کاری نداریم). به امید آن که با جدیدترین نسخه از این مجموعه که تقریبا هیچ اطلاعاتی از آن نداریم، بار دیگر بتوانیم در دنیای فوق‌العاده و عظیم سری الدر اسکرولز یک ماجراجویی بزرگ دیگر را تجربه کنیم. بدون شک سری محبوب The Elder Scrolls همواره در دنیا و در تاریخ بازی‌های ویدیویی به عنوان یکی از برترین فرنچایزهای نقش‌آفرینی شناخته خواهد شد و تاکنون بیش از 45 میلیون نسخه در سراسر دنیا فروش داشته است.

مجموعه Final Fantasy

  • سازنده: Square Enix Co. ،Ltd. ،Square
  • ژانر: نقش‌آفرینی، نقش‌آفرینی ژاپنی
  • پلتفرم‌های مقصد: مایکروسافت ویندوز، پلی استیشن، کنسول قابل حمل پلی استیشن، ایکس باکس وان
  • بالاترین امتیاز متاکریتیک: 94/100 برای نسخه Final Fantasy IX

در دنیای مورد علاقه ما و بحث مربوط به موضوع ما که بازی‌های ویدیویی است، عناوین و فرنچایزهایی وجود دارند که سال‌های زیادی برای ما خاطره‌سازی کرده‌اند. حتی فرنچایزی که بیش از سه دهه برای چندین نسل از بازیکنان خاطره ساز بوده است؛ فرنچایزی با نام Final Fantasy. نامی که حتی کسانی که هیچ علاقه و ارتباطی به بازی‌های ویدیویی ندارند نیز با آن آشنایی دارند. محبوب‌ترین فرنچایز ژاپنی که سال‌ها با نسخه‌های مختلف خود قلب طرفداران را به دست آورده و شاهد شاهکارهایی مثل نسخه هفتم Final Fantasy و چندین شماره دیگر از این فرنچایز بوده‌ایم، که جزو شیرین‌ترین خاطرات بازیکنان مختلف در سراسر دنیا محسوب می‌شوند. همواره و در طول تاریخ سه دهه‌ای فرنچایز Final Fantasy، نسخه‌های این سری جزو برترین و محبوب‌ترین‌ها بوده و دنیایی فانتزی و بسیار زیبا را به بهترین شکل طراحی کرده‌اند تا همگان از شدت زیبایی این عناوین شگفت زده شوند. وقتی به تصاویر عناوین مختلف Final Fantasy نگاه می‌کردم و خاطرات آن‌ها را در ذهنم مرور می‌کردم به واقع‌، طوری بود که گویی کل دوران گیمر بودنم از جلوی چشمانم می‌گذشت. بسیاری از ما با عناوین مختلف این سری نقش‌آفرینی زندگی کرده‌ایم. هر بازی Final Fantasy در زمان انتشار خود یکی از بی‌نظیرترین عناوین بوده است و البته یکی از چشم نواز‌ترین بازی‌هایی بوده که در آن زمان منتشر شده است. حتی هنوز هم گرافیک و زیبایی این بازی‌ها کهنه نشده و حرف‌هایی برای گفتن دارند. سری Final Fantasy از همان ابتدا توسط Square Enix ساخته شد و اولین نسخه ان در سال ۱۹۸۷ توسط این شرکت منتشر شد. جدیدترین عنوان آن نیز در سال 2016 با عنوان نسخه پانزدهم فاینال فانتزی برای کنسول‌های نسل هشتم عرضه شد. عناوین این سری در سبک نقش‌آفرینی ژاپنی و گاها در سبک نقش‌آفرینی قرار دارند که البته در عناوین سال‌های اخیر بیشتر شاهد خارج شدن بازی از حالت ژاپنی بوده‌ایم. به دلیل محبوبیت بسیار بالای بازی‌های این سری و درخواست‌های زیاد طرفداران در سراسر دنیا، همواره عناوین زیادی از این سری محبوب تاکنون بازسازی شده‌اند، و در نسل‌های مختلف برای پلتفرم‌های مختلف منتشر شده‌اند. برای مثال در دسامبر ۲۰۱۳ یک نسخه بازسازی و ریمستر شده از دو عنوان زیبای Final Fantasy X و Final Fantasy X-2 در قالب یک مجموعه ارزشمند به نام Final Fantasy X | X-2 HD Remaster برای پلتفرم‌های پلی استیشن ویتا، پلی استیشن 4، ایکس باکس وان و رایانه‌های شخصی عرضه شد تا دارندگان کنسول‌های نسل هشتم و یا کسانی که به هر دلیلی نتوانسته‌اند این بازی‌ها را تجربه کنند و اکنون می‌خواهند که به این دنیای فانتزی قدم بگذارند، کاملا شرایط برای آن‌ها فراهم باشد و بازی را با یک کیفیت گرافیکی بهتر تجربه کنند. این نسخه از لحاظ بصری و گرافیک حتی از عنوان اصلی نیز زیباتر است، چون‌ که به هر حال بازی با وضوح HD اجرا می‌شود و بهبودهایی در بخش بصری داشته است.

همواره در سری فاینال فانتزی طراحی تک تک جزییات بازی از دنیای آن و محیط اطراف گرفته تا ریزترین جزئیات شخصیت‌های بازی و لباس‌های آن‌ها به زیباترین شکل ممکن انجام شده است و شما را شیفته خود می‌کند. این بازی‌ها همیشه یکی از خوش گرافیک‌ترین عناوینی هستند که منتشر شده‌اند، و با داستان عالی، گیم‌پلی فوق‌العاده و گرافیک چشم نواز موفق شدند تا به یکی از خاطره انگیزترین بازی‌های نقش‌آفرینی بین بازیکنان تبدیل شوند. طوری که تا همیشه در یاد و خاطره ما باقی خواهند ماند. طراحی ظاهری و صورت شخصیت‌ها، لباس‌ها و حرکت موهای آن‌ها همیشه بی‌نظیر بوده است و به قدری شخصیت‌های اصلی بازی زیبا و دوست داشتنی طراحی شده‌اند که هر گیمر را شیفته خود می‌کند. در حقیقت از دلایل اساسی این که شخصیت‌های اصلی این سری تبدیل به یکی از پرطرفدارترین و محبوب‌ترین شخصیت‌ها شده‌اند، همین طراحی هنری و گرافیکی فوق‌العاده زیبای آن‌ها، لباس‌های جالب و جذاب، طراحی چهره زیبا و دوست داشتنی این شخصیت‌ بوده است. دنیای بازی‌های فاینال فانتزی بسیار وسیع و زیبا طراحی شده و انواع و اقسام محیط‌ها و مناظر چشم نواز را می توان در آن‌ها مشاهده کرد. هم‌چنین نورپردازی نیز در این عناوین همواره سطح خیلی بالایی داشته است. همان‌طور که گفته شد، همواره در عناوین مختلف فرنچایز Final Fantasy، جلوه‌های بصری و گرافیک، یکی از برگ‌های برنده این سری محسوب می‌شود و بازی‌های این مجموعه همیشه جزو چشم نوازترین عناوین در زمان خود بوده‌اند. عناوینی که جدا از گیم‌پلی عالی و داستان‌های زیبایی که دارند، تنها به خاطر جلوه‌های بصری فوق‌العاده‌شان ارزش بازی کردن را دارند. در طول تمام این سال‌ها و تعداد بسیار زیادی عناوین مختلف و بسیار باکیفیتی که از این سری عرضه شده است، برترین عنوان لااقل از نظر امتیاز متا بازی Final Fantasy IX است که امتیاز متای بی نظیر و فوق العاده ۹۴/۱۰۰ را کسب کرده است. البته اشاره کنم که کلا عناوین این سری معمولا متای پایینی نداشته‌اند و همیشه یک سطح بالای کیفی را دربر گرفته‌اند. در این میان برخی بیشتر و برخی کمتر موفق به کسب نمره متا شده‌اند. در هر صورت بدون شک سری محبوب Final Fantasy همواره در دنیا و در دفتر تاریخ بازی‌های ویدیویی به عنوان یکی از برترین فرنچایزهای نقش‌آفرینی و نقش‌آفرینی ژاپنی شناخته خواهد شد.

مجموعه Dark Souls

  • سازنده: FromSoftware
  • ژانر: اکشن-نقش‌آفرینی
  • پلتفرم‌های مقصد: مایکروسافت ویندوز، پلی استیشن 3، پلی استیشن 4، ایکس باکس 360، ایکس باکس وان
  • بالاترین امتیاز متاکریتیک: 91/100 برای نسخه Dark Souls II

تمام دنیا و صنعت بازی و افراد حاضر در آن، از گیمرها گرفته تا منتقدان، خوب می‌دانند که سری عناوین سولز داستان شهامت یک سازنده است. مردی که در دوره بازی‌های آسان، گیمرهای ساده‌خواه و بی‌علاقه به چالش، سازندگان ترسو و مقلد، خط‌های سلامتی که بلافاصله بعد از چند ثانیه پر می‌شوند و ذخیره کردن‌های چند ثانیه یک بار، آمد و دل به دریا زد و عنوانی ساخت که تمام این بایدهای عناوین امروزی را دور ریخت و بدون توجه به عواقب آن، خود قالبی جدید را معرفی کرد. تمام تاریخ‌سازان در طول تاریخ همین‌گونه عمل کرده‌اند. دل و جرات به خرج داده‌اند و کاری کرده‌اند که کسی در آن دوران جرات انجامش را نداشته است. Hidetaka Miyazaki نیز همین‌طور عمل کرد و یک شبه راه صد ساله را پیمود و تبدیل به شخصی تاثیرگذار در این صنعت شد. بی‌شک تا همیشه از وی به عنوان یک نابغه بازی‌سازی یاد خواهد شد. قالبی که او به وجود آورد، همیشه توسط دیگر سازندگان حتی در سبک‌های دیگر نیز الهام گرفته خواهد شد. سری عناوین Souls با Miyazaki از همان ابتدا و از زمانی که بازی Demon’s Souls ساخته شد پای در مسیر افسانه شدن، در مسیر جاودانه شدن نهاد. با هر نسخه که از این عناوین منتشر شد شاهد پیشرفت بودیم و آرام آرام این سری تبدیل به یکی از تاثیرگذار‌ترین، پرطرفدارترین و جذاب‌ترین فزنچایز‌های سبک اکشن-نقش‌آفرینی شد و امضای خاص خود را بر این صنعت برجای گذاشت. Dark souls درس گرفتن از شکست است، درس مقاومت در برابر سختی و دشواری، درس استقامت و صبر. Miyazaki با این عنوان نشان داد می‌توان و باید گاهی خلاف جهت آب شنا کرد تا تاریخ‌ساز شد. Dark souls نشان داد که یک بازی می‌تواند به قدری شاهکار باشد که حتی اگر بارها و بارها و بارها کشته شوید و با یک باس شاید ۵۰ بار مبارزه کنید، باز هم چنان عاشق آن شوید که ۱۰ بار آن را به پایان برسانید. Dark souls مفهوم مرگ در یک بازی ویدیویی را تغییر داد و آن را به مفهومی حتی شیرین که باید از آن هر بار درس گرفت تبدیل کرد. Dark souls سختی و چالش را در بازی‌های ویدیویی تبدیل به یک ارزش کرد که نه تنها عاملی بازدارنده برای بازیکن نیست، بلکه کاملا نقشی تشویق کننده و پیش برنده را برای وی بازی می‌کند. عناوین این سری در تمام زمینه‌ها، چه از نظر دنیای بازی، دشمنان و باس‌ها، طراحی منحصر به فرد و یونیکی دارند که تبدیل به برند خاص Dark Souls شده‌اند و به مانند یک کلاس آموزشی برای طراحان و سازندگانی که می‌خواهند عناوینی در این سبک و قالب بسازند عمل کرده و منبع الهامی بسیار با کیفیت محسوب می‌شود.

سری Souls در واقع پرچم دار عناین هاردکور و بسیار سخت در نسل‌های جدید بازی‌های ویدیویی است و عناوین هاردکور و چالش برانگیر که از زمان بازی‌های کلاسیک مثل مگامن و … دیگر زیاد کسی سراغ‌شان نمی‌رفت را مجددا احیا کرد. در واقع سازندگان در نسل‌های اخیر با ترس از این که مبادا بازیکنان ساده طلب امروزی که به عناوین آسان و خط سلامتی پرشونده عادت کرده‌اند، با سخت شدن بازی، دیگر عناوین‌شان را خریداری نکنند، سمت ساخت عناوین چالش برانگیز نمی‌رفتند و یا چند درجه سختی برای بازی قرار می‌دادند. اما Miyazaki با سری Souls آمد و گفت <<این بازی من است. بسیار سخت است. صدها بار خواهید مرد. همه چیز را با مردن از دست خواهید داد مگر دوباره به آن برسید. ذخیره‌های پشت سر هم وجود ندارد. خط سلامتی پر شونده نداریم، درجه سختی مختلف نداریم و تنها یک درجه سختی داریم و آن هم هاردکور است و اجباری. حالا می‌خواهید بخواهید و نمی‌خواهید به سراغ بازی‌های خودتان بروید>>. در واقع شاید خود او نیز باور نداشت که عناوینش تا این حد محبوب شود و حتی بسیاری را به باز‌ی‌های هاردکور علاقمند کند. در بین عناوین سری سولز که شامل ۴ بازی هستند (دیمونز سولز و ۳ نسخه دارک سولز) بالاترین امتیاز متای کسب شده متعلق به عنوان Dark Souls II است که امتیاز متای ۹۱/۱۰۰ را در اختیار دارد و البته با بسته‌های گسترش‌ دهنده‌اش، ارزش آن بسیار هم بالاتر می رود. صادقانه بگوییم، حق امتیاز این نسخه دوم دارک سولز خیلی بالاتر از این‌ها است. به طور کلی هر ۴ بازی این سری امتیازات بالایی دارند و هرگز شاهد یک بازی معمولی و حتی خوب هم در سری سولز نبوده‌ایم، طوری که هر ۴ بازی در حد یک شاهکار در زمان خود بوده‌اند و هستند. برگ‌های دفتر تاریخ ورق خواهد خورد و زمان خواهد گذشت، بسیاری از بازی‌ها خواهند آمد و خواهند رفت و در گرد و غبار صفحه‌های خاک گرفته این دفتر محو خواهند شد و از یادها خواهند رفت. باقی ماندن در این دفتر، جوهر قوی می‌خواهد. نام Dark Souls و مردی به نام هیدتاکا میازاکی تا ابد در کهنه دفتر تاریخ و در صندوقچه خاک گرفته خاطرات ما ماندگار شده است. تاریخ هرگز مردی را که جرات کرد و بر خلاف هنجارها عمل کرد را فراموش نخواهد کرد و من نیز هرگز عنوانی را که بخشی بزرگ از زندگی‌ و خاطراتم محسوب می‌شود را از یاد نخواهم برد. تاریخ فرموشکار است اما برخی چنان‌اند که حتی ذهن شلوغ و پرمشغله تاریخ را نیز یارای فراموش کردن آن‌ها نیست و همواره با عشق و نیکی آن‎ها را به یاد خواهد داشت. Dark souls جاودانه است، یکی از افسانه‌های این صنعت پرزرق و برق. Dark souls معجونی از عشق و مرگ و لذت است که شاید با هم جور درنیایند، ولی همین تضاد تبدیل به نقطه رستگاری این بازی شد. با این اوصاف بدون شک سری محبوب Souls همواره در دنیا و در دفتر تاریخ بازی‌های ویدیویی به عنوان یکی از برترین فرنچایزهای اکشن-نقش‌آفرینی شناخته خواهد شد.

مجموعه Mass Effect

  • سازنده: BioWare ،Edge of Reality ،Demiurge Studios
  • ژانر: اکشن-نقش‌آفرینی، تیراندازی سوم شخص
  • پلتفرم‌های مقصد: مایکروسافت ویندوز، پلی استیشن 3، پلی استیشن 4، ایکس باکس 360، ایکس باکس وان
  • بالاترین امتیاز متاکریتیک: 96/100 برای نسخه Mass Effect 2

بدون شک یکی از برترین سه‌گانه‌های سبک نقش‌آفرینی در تاریخ بازی‌های ویدیویی، شاهکار بایوویر یعنی Mass Effect است. سه‌گانه‌ای که هر سه بازی آن یک شاهکار بی‌نظیر بوده‌اند و به حدی زیبا و بی‌نقص هستند که هنوز هم که هنوز است تجربه هر یک از آن‌ها، به اندازه برترین بازی‌های این نسل نیز لذت‌ بخش است. نقطه اوج این سه‌گانه، نسخه دوم آن است که موفق شد خود را به عنوان یکی از چند بازی برتر در تاریخ بازی‌های ویدیویی و نه فقط در سبک نقش‌آفرینی، مطرح کند. نسخه دوم بازی توانست امتیاز متای عالی ۹۶ را کسب کند که امتیازی در حد بازی‌های بی‌تکرار تاریخ مثل بایوشاک است، و الحق که نسخه دوم این سری شایسته این امتیاز است. البته گمان نکنید که دو بازی دیگر این سری نیز دست کمی از بازی دوم دارند. خیلی کم سراغ داریم سه گانه‌ای را که هر سه نسخه آن متای بالای ۹۰ داشته باشند، اما این سه‌گانه موفق شده تا چنین افتخاری را کسب کند. بازی اول آن با امتیاز متای ۹۱ و بازی سوم آن با متای ۹۳، یک موفقیت عظیم را در کارنامه یکی از برترین نقش‌آفرینی سازان دنیا یعنی بایوویر ثبت کرده است. سری مس افکت از آن دست عناوینی است که تجربه هر سه نسخه آن برای علاقه‌مندان سبک نقش‌آفرینی از واجب نیز واجب‌تر است و قطعا تبدیل به یکی از برترین تجربه‌های هر شخصی که آن‌ها را تجربه کند خواهند شد. در بازی‌های نقش افرینی همیشه شخصیت‌های محبوب زیادی را سراغ داریم که بدون شک، یکی از برترین، قدرتمندترین، جذاب‌ترین و البته دوست داشتنی‌ترین آن‌ها، فرمانده‌ای قدرتمند به نام فرمانده شپرد در سری مس افکت است.

همواره وقتی که صحبت از این سری می‌شود بدون شک اولین کلمه‌ای که به ذهن هر طرفدار و گیمری خطور می‌کند، فرمانده شپرد است و بس. شخصیتی که در یک سه‌گانه عظیم و جذاب مس افکت با او در سراسر کهکشان سفر کردیم، مبارزه کردیم، متحد جمع کردیم، زمین را نجات دادیم، عاشق شدیم و البته گاهی دوستان‌مان را از دست دادیم. حتما می‌دانید که در بازی جدید این سری با نام Mass Effect: Andromeda که در سال 2017 منتشر شد، دیگر شاهد حضور او در این سری نبودیم و بایستی این سری را بدون حضور فرمانده شپرد تجربه می‌کردیم. در حقیقت بسیار سخت است که نام Mass Effect را بدون حضور فرمانده شپرد محبوب و دوست داشتنی تصور کنیم، اما این نکته‌ای بود که از همان اولین روزهای معرفی عنوان جدید این سری فهمیدیم و باید آن را قبول می‌کردیم. قبل از عرضه مس افکت آندرومدا خیلی سخت بود تصور کنیم عنوانی از این سری که برای بار اول قرار است به نسل هشتم بیاید و شاهد حضور کلیدی‌ترین شخصیت کل این سری در ان نباشیم. عنوانی که دارای شماره نبود و یکی بازی اصلی و شماره‌دار از سری اصلی Mass Effect محسوب نمی‌شد و داستانی دیگر را برای ما بازگو کرد. بدون شک سری محبوب Mass Effect همواره در دنیا و در تاریخ بازی‌های ویدیویی به عنوان یکی از برترین فرنچایزهای نقش‌آفرینی شناخته خواهد شد و در دل همه طرفدارانش جایگاه ویژه‌ای دارد.

مجموعه The Witcher

  • سازنده: CD Projekt
  • ژانر: اکشن-نقش‌آفرینی، هک اند اسلش
  • پلتفرم‌های مقصد: مایکروسافت ویندوز، پلی استیشن 4، ایکس باکس 360، ایکس باکس وان
  • بالاترین امتیاز متاکریتیک: 93/100 برای نسخه The Witcher 3: Wild Hunt

بدون هیچ شک و شبهه‎ای، فرنچایز شاهکار استودیو لهستانی CD Projekt یعنی The Witcher و مخصوصا بازی The Witcher 3 Wild Hunt یکی از برترین فرنچایزها و برترین عناوین نقش‎آفرینی است که صنعت بازی‎های ویدیویی تاکنون به خود دیده است. نسخه سوم این مجموعه از نظر اکثر منتقدین و گیمرها در سراسر دنیا، بهترین بازی سال ۲۰۱۵ نیز بود و صدها جایزه بازی سال را از آن خود کرد. همواره و در هر نسخه اصلی این سری محبوب شاهد نقاط قوت بسیار زیادی بوده‌ایم که باعث شده هر شماره این بازی تبدیل به یکی از بهترین نقش‌آفرینی‌های زمان خود شوند (اگر نگوییم بهترین)، که البته در مورد نسخه سوم بحث فرق دارد و نه تنها بهترین نقش‌آفرینی زمان خود بود بلکه به عقیده من و بسیاری دیگر، بهترین نقش‌آفرینی بود که صنعت بازی‌های ویدیویی در دو دهه‌ی خیر به خود دیده است. یکی از اصلی‌ترین دلایل جذابیت عناوین این سری همواره نقش مهم تصمیمات بازیکن در طول بازی و به چالش کشیدن وی برای گرفتن تصمیماتی سخت و دشوار بوده است. تصور کنید که یک بازی بتواند همان استرسی را که شاید در برخی تصمیم‎گیری‎های خود در زندگی واقعی داریم به ما منتقل کند. قطعا کار بسیار سختی است و بسیار کم‎تعداد هستند عناوینی که بتوانند این حس را به ما منتقل کنند و یا باعث شوند کنترلر را زمین بگذاریم و مدتی طولانی به یک تصمیم که می‌خواهیم بگیریم فکر کنیم. عناوینی که بتوانند چنین حسی در ما ایجاد کنند قطعا شاهکار هستند و البته معمولا شاهکاری از سبک نقش‌آفرینی؛ چون انتخاب و رویارویی با عواقب آن یکی از خاصیت‎های بازی‎های سبک نقش‎‎آفرینی هستند و یکی از عوامل اصلی که بسیاری از گیمرها این سبک را با هیچ سبک دیگری قابل مقایسه نمی‌دانند. چون حس زندگی در این سبک جریان دارد و باید پای لرز خربزه‌ای که خورده‌ایم بنشینیم. عناوینی به مانند سری Witcher به معنای واقعی کلمه در بردارنده مفهوم احترام به مصرف کننده هستند و گیمر از ذره‎ ذره پولی که برای خرید آن خرج کرده است با تمام وجود راضی و خشنود است. هفته‌‎ها و شاید ماه‌ها سرگرم کردن یک گیمر کار آسانی نیست که از عهده هر بازی یا هر بازی ‎سازی برآید. در دوره‌ای که بازی‌های ۵-۶ ساعته هم کشش لازم برای به انتها رساندن را در ما ایجاد نمی‎‌کنند، عناوینی مثل Witcher به مانند الماسی درخشان و کمیاب هستند و گاها با بیش از ۱۰۰ ساعت گیم‎‌پلی ما را وادار به دوباره یا سه باره تمام کردن بازی نیز می‌کنند. در این صنعت نیز نوابغ وجود دارند و اگر بخواهیم آن‎ها را نام ببریم بدون شک نام اعضای استودیو Cd Project، جزو صدرنشینان و نام‌هایی هستند که با خلق شاهکار عجین شده‌اند و البته هر گاه که بخواهیم از مشتری مدارترین بازی سازان نام ببریم، نام این استودیو در همان اوایل لیست به چشم خواهد خورد.

بدون شک اصلی‌ترین دلیل قرار گرفتن این لیست، به دلیل ابرشاهکاری به نام The Witcher 3: Wild Hunt است که به شخصه برای من بالاتر از هر عنوان دیگری در تمام زندگی‌ام قرار دارد و برترین بازی است که در طول دوران گیمر بودنم تجربه کرده‌ام. از لحاظ بازخوردهای مثبت بازیکنان و منتقدان نیز نسخه سوم برترین عنوان این سری محسوب می‌شود و علاوه بر انتخاب به عنوان بازی سال ۲۰۱۵، موفق شد تا امتیاز متای ۹۴ را نیز کسب نماید. نسخه‌های اول و دوم این سری نیز در زمان خود چیزی فراتر از فوق‌العاده بودند و هر کدام در دوره خود تاریخ‌سازی شده‌اند، اما به واقع گل سرسبد این فرنچایز قدرتمند، نسخه سوم آن است که برترین و با کیفیت‌ترین حسن ختامی است که می‌توان برای پایان دادن به یک سه‌گانه تصور کرد. The Witcher 3: Wild Hunt پر از سیستم‎های مختلف و متنوع مبارزه و … است و در عین سادگی و پر استرس بودن، پیچیدگی‎های بسیاری نیز دارد که بسیاری از آن‎ها را خود بازی به شما آموزش می‌دهد، ولی یادگیری بسیاری را نیز به عهده خود شما می‌گذارد تا با آزمون و خطا آن‌ها را فراگیرید. استفاده از سیستم‎ها و تاکتیک‎های مختلف مبارزات به خصوص در درجات بالای سختی بازی بسیار حیاتی هستند و در واقع برای آگاهی هر چه بیشتر از زحمتی که سازندگان برای سیستم مبارزات این بازی کشیده‌اند باید بازی را با درجات سختی بالاتر از Normal انجام دهید تا طعم واقعی مبارزه با تاکتیک و استراتژی‎های مختلف را بچشید و متوجه شوید که مبارزات در این عنوان بسیار فراتر از یک بازی Hack and Slash ساده هستند. هم‌چنین بازی Witcher 3: Wild Hunt عنوانی است پر از تصمیمات تاثیرگذار که در واقع بر پایه‎ی تصمیمات شما و عواقب آن‎ها بنا شده است. تصمیماتی اغلب خاکستری که شما را به فکر کردن مجبور می‎کنند و در پایان منجر به شکل گیری ۳۶ پایان مختلف در بازی خواهند شد و باید با نتیجه تصمیماتی که در جای‎جای بازی گرفته‌اید رو به رو شوید. همراه شدن با گرالت در آخرین نسخه از سه‌گانه‌ Witcher به قدری جذاب و دل‌چسب بود که قطعا تامدت‎ها در خاطره‎ ما باقی خواهد ماند و از آن به عنوان تجربه‎ای بسیار شیرین و البته گاهی با حسرت یاد خواهیم کرد. زیرا در آن شاهد پایان ماجراهای گرالت افسانه‎ای ملقب به گرگ سفید هستیم و بعد از سه‌گانه‎‌ای بی‎نظیر، باید با او و داستان‎‌های جذابش خداحافظی کنیم. سری عناوین ویچر به حماسی‌ترین شکل ممکن سه‌گانه خود را به پایان رساند و همان قدر که ما را با کیفیت بی ‌مانند نسخه نهایی خود به عنوان برترین نقش آفرینی تاریخ (از دیدگاه من) خوشحال کرد، به همان اندازه نیز غمگین هستیم از این که دیگر شاید هیچ گاه شاهد ماجراهای گرگ سفید دوست داشتنی‌مان نباشیم. اما در هر صورت، سه‌گانه The Witcher همواره در دنیا و در دفتر قطور تاریخ بازی‌های ویدیویی به عنوان یکی از برترین فرنچایزهای اکشن-نقش‌آفرینی شناخته خواهد شد.

در ادامه مانند قسمت اول مقاله، به معرفی یک بازی در این سبک می‌پردازیم که اگر در بهترین نقش‌آفرینی‌های تاریخ جایی نداشته باشد، قطعا یکی از برترین‌های این سبک در نسل کنونی است.

Monster Hunter: World

  • سازنده: Capcom
  • ژانر: اکشن-نقش‌آفرینی
  • پلتفرم‌های مقصد: مایکروسافت ویندوز، پلی استیشن 4، ایکس باکس وان
  • امتیاز متاکریتیک: 90/100

اما یکی از بهترین بازی‌های نقش‌آفرینی این نسل، اثری نیست جز Monster Hunter: World، ساخته بی‌نهایت جذاب کپکام. شرکت ژاپنی سال 2018 میلادی بازگشتی عالی به روز‌های خوبش داشت و برای سال 2019 هم آثار بسیار موفق و محبوبی را عرضه کرد. اما Monster Hunter: World نه فقط حکم یک اثر فوق‌العاده برای کپکام، بلکه حکم یک بازی اکشن-نقش‌آفرینی بسیار جذاب را برای طرفداران همیشگی این سری یا کلا علاقه‌مندان به بازی‌های ویدیویی دارد. با اینکه Monster Hunter: World حس و حالی شرقی دارد، اما مخصوصا در این نسخه سازندگان کاری کرده‌اند تا طرفداران غربی هم بتوانند ارتباط بهتری با بازی برقرار کنند. مثل روال همیشگی مجموعه Monster Hunter: World هم بازیکنان را به دنیایی سراسر فانتزی می‌برد؛ دنیایی که در آن کشتن هیولا‌ها حرف اول و آخر را می‌زند.

Monster Hunter: World از همان ابتدا امکان ساخت شخصیتی کاملا مطابق میل بازیکن را برایش فراهم می‌کند و پس از آن هم وارد مجموعه بسیار گسترده‌ای از ماموریت‌ها خواهید شد که هرگز خسته‌کننده، تکراری و حوصله‌ سربر نمی‌شوند. تنوع بسیار بالای هیولا‌ها در بازی و منحصر‌ به‌ فرد بودن مبارزه با هریک از آن‌ها، قطعا از بارز‌ترین ویژگی‌های Monster Hunter: World است و چه لذتی از این بیش‌تر که می‌توان این کار را همراه با سایر بازیکنان هم انجاد داد؟ Monster Hunter: World هم‌چنین سیستم لوت بسیار خوبی هم دارد و همیشه در بازی آیتم‌هایی به‌ دست خواهید آورد که کمک شایانی به شما در قوی‌تر کردن شخصیت‌تان می‌کنند و البته که آیتم‌های بازی، از نظر طراحی هم واقعا زیبا کار شده‌اند. در مجموع Monster Hunter: World از آن دست بازی‌هایی است که تقریبا در تمامی بخش‌ها، اثری کامل است و کپکام هم پس از انتشار بازی، پشتیبانی بسیار خوبی از آن داشته که نتیجه‌اش جذب بیش‌تر بازیکنان به این تجربه عالی است.

لیست برترین بازی‌های نقش‌آفرینی در دو قسمت تقدیم شما کاربران گرامی وینفون شد. در آخر به ما بگویید که بهترین بازی یا مجموعه این سبک برای شما، کدام یک از نام‌های آورده شده در این دو مقاله است؟ یا اینکه به نقش‌آفرینی علاقه دارید که در این لیست به آن‌ها اشاره نشده است. در این صورت نام آن عنوان یا فرانچایز را با ما به اشتراک بگذارید.

373 پست
رسول امینی
I Was Born in 1997 and Played My First Game in 2005 Which it Was Resident Evil 4. A Huge Fan of Video Games, Especially Open-world, Historical and Survival Horror Genre and Spend a Lot of Time on Playing. My Top No-Doubt Games Are Dark Souls 3, The Witcher 3: Wild Hunt, Resident Evil 4, Horizon Zero Dawn, God Of War 2018 and Bloodborne. Most of the Time in My Daily Life, i Write Articles for WinPhone.Ir
مطالب مرتبط
تبلیغات
در مای نوکیا بخوانید
دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده
برای نوشتن دیدگاه می توانید به حساب کاربری خود وارد شوید ورود ارسال نظر به صورت مهمان
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , ,