فرانچایز Killzone

فرانچایزهای بسیاری در صنعت بازی‌های ویدویی وجود دارند که ما را در طی سال‌ها و نسل‌های مختلف، سرگرم کرده‌اند. برخی از این فرانچایزها و سری ها آن چنان در میان مردم و بازی‌بازان محبوبیت دارند که نسخه‌ یا شماره‌ای جدید از آن‌ها می توانند روز یک بازی‌باز را بسازند و حس خوشحالی وصف ناشدنی و فوق‌العاده‌ای را برای همه به ارمغان بیاورند. در طول سال‌ها و نسل‌هایی که می‌گذرند، سری‌های بسیاری به وسیله استودیوهای سازنده و توسعه دهنده خلق می‌شوند که محبوبیت آن‌ها به حد باورنکردنی می‌رسد؛ به طوری که شرکت‌های ناشر و تهیه کننده همیشه سعی دارند تا با عرضه نسخه‌های مختلف از این فرانچایزها، بازی‌بازان بسیاری را به سمت بازی خود جذب نمایند. در حالی که چندین سری یا فرانچایز در دستور کار سازندگان و ناشران مختلفی قرار می‌گیرند و هیچوقت فراموش نمی‌‌شوند، برخی از این سری‌ها ممکن است خیلی راحت به دست فراموشی سپرده شوند و تا مدت‌ها هیچ حرف و سخنی از آن‌ها به میان نیاید.

در این مطلب قصد داریم تا به «فرانچایزهای فراموش شده» نگاه دقیقی بیندازیم و نسخه‌های مختلف آن‌ها را در کنار عدم حضور آن‌ها در دنیای کنونی بازی‌های ویدیویی را با هم بررسی نماییم. در این قسمت می‌خواهیم ببینیم که چه بر سر فرانچایز Killzone آمده است و چرا این عنوان که زمانی برای خود نام و آوازه بزرگ و بلند مرتبه‌ای داشت، هم‌اکنون به دست فراموشی سپرده شده است. آیا می‌توانیم در آینده نسخه یا شماره‌ای جدید از سری Killzone را که روزی یکی از مشهورترین و جنجالی ترین فرانچایزهای شرکت سونی بود، مشاهده و تجربه کنیم یا خیر؟ با وینفون در ادامه مطلب همراه باشید.

خیلی سخت است تصور کنیم که سونی به راحتی فرانچایزهای فرست پارتی و بزرگ خود را فراموش می‌کند و سری Killzone نیز دقیقا یکی از همین عناوین است. تا به حال این اتفاق را مشاهده کرده‌ایم که سونی پس از مدتی استراحت دادن به یک فرانچایز، با نسخه‌ای طوفانی و بسیار عالی بازمی‌گردد و آن فرانچایز را باز هم به روزهای خوب خود بازمی‌گرداند (به مانند سری God of War) اما وضعیت برای Killzone، هر سال خطرناک تر و نگران کننده‌تر می‌شود. سری Killzone شاید فرانچایزی باشد که اولین و آخرین نسخه‌ منتشر شده از آن، افراد بسیاری را ناامید کرد اما هیچ وقت نمی‌توان این موضوع را انکار کرد که نام Killzone، هم از نظر محبوبیت و هم از نظر موفقیت تجاری، برای شرکت سونی و برند پلی‌استیشن، یک برگ برنده تجاری و تبلیغاتی محسوب می‌شود. سری Killzone در ابتدا با لقب «Halo کُش» پا به عرصه گذاشت و قدم‌های جاه طلبانه‌ای را برداشت اما شاید اولین قدم برای این فرانچایز، آن چیزی نبود که سونی و بسیاری از بازی‌بازان فکر می‌کردند. با این حال، شرکت سونی هیچگاه امید خود را نسبت به سری از دست نداد و با سرمایه گذار‌ی‌های عظیمی که روی آن‌ انجام داد، سعی در موفق کردن بازی خود داشت. هم‌اکنون که در سال 2019 قرار داریم، بیش از 5 سال است که خبری از نام Killzone نیست و هم استودیوی گوریلا گیمز (Guerrilla Games) و هم شرکت سونی، به شکل تعجب برانگیزی نسبت به این غیبت، ساکت و کم حرف بوده‌اند. شرکت سونی در سال‌های اخیر همیشه سعی کرده تا با ارایه عناوین کاملا تک نفره، داستان محور و سینمایی، طرفداران و بازی‌بازان را به سمت خود جذب کند که البته با اطمینان می توان گفت در این راه، موفق نیز عمل کرده است. با این رویه سونی، به نظر می‌رسد که Killzone در برنامه کاری آن‌ها جایی ندارد و همیشه به زمانی دیگر موکول شده است.

اما اجازه دهید به گذشته بازگردیم و تاریخچه‌ای کوچک از فرانچایز Killzone را بازگو کنیم. این فرانچایز در حالی هم‌اکنون یکی از ماندگار ترین و مشهورترین عناوین فرست پارتی و انحصاری شرکت سونی برای کنسول‌های پلی‌استیشن تلقی می‌شود که شروع کار برای آن آن چنان که باید و شاید خوب و راضی کننده نبود! در زمانی که سونی سعی می‌کرد با همکاری استودیوی گوریلا گیمز، یک بازی شوتر اول شخص قابل قبول تولید کند، شرکت مایکروسافت با همکاری استودیوی بانجی (Bungie)، دنیا را با طوفان Halo تصاحب کرده بود. بازی Halo Combat Evolved در زمان کنسول ایکس‌باکس (اولین نسل از کنسول های شرکت مایکروسافت)، نه تنها نشان داد که بازی‌های شوتر و اول شخص می‌توانند برروی کنسول‌ها به طرز فوق‌العاده‌ای اجرا و تجربه شوند و به محبوبیتی باورنکردنی برسند، بلکه نشان داد که چنین عنوانی می‌تواند به عنوان یکی از بهترین و شاخص ترین عناوین در طول تاریخ صنعت بازی های ویدیویی رخ بنماید. پس از نسخه نخست سری Halo، نسخه دوم، یعنی Halo 2 منتشر شد و مایکروسافت و بانجی حتی پا را نسبت به قبل نیز فراتر گذاشتند. در حالی که مایکروسافت به کمک بانجی در قسمت نخست نشان داده بود که می‌توان روی کنسول‌ها، یک تجربه شوتر اول شخص بی نقص به دست آورد، در نسخه دوم به همه ثابت شد که تجربه چنین سبکی به صورت آنلاین و چند نفره روی یک کنسول خانگی، تا چه حد می‌تواند لذت بخش باشد. بخش چند نفره بازی Halo 2 روی کنسول ها و به صورت کلی، آنقدر ساختار شکن و استاندارد آفرین بود که هنوز که هنوز است، بسیاری از استودیوهای بازی‌‌ساز، از همین فرمول برای طراحی عناوین چند نفره و آنلاین خود استفاده می‌کنند. شرکت بزرگ سونی، یکی از همین شرکت‌ها بود که ترندِ Halo را تعقیب کرد تا بتواند یک عنوان مشابه و به همان مقدار محبوب، بسازد و تحویل مخاطبان خود دهد.

فرانچایز Killzone

هیچ کجا اشاره‌ای رسمی به این موضوع نمی‌شود اما همه ما می‌دانیم که سونی، بازی Killzone را برای رسیدن به موفقیت Halo تولید کرد. درست است که اولین نسخه از فرانچایز Killzone نتوانست آن طور که باید و شاید به موفقیت برسد و به مانند نسخه اول Halo محبوب شود اما هیجان، هایپ و تبلیغات گسترده‌ای که پیرامون این عنوان وجود داشت، نشان می‌دهد که سونی و پلی‌استیشن 2، روی موفقیت و محبوبیت این عنوان حساب ویژه‌ای را باز کرده‌اند. زمانی که رقابت بین سونی و مایکروسافت به صورت رسمی، داغ و پر هیجان دنبال شد، طرفداران سونی و کنسول محبوب این شرکت، به بازی Killzone، لقت «Halo کُش» را دادند و باور داشتند که این شوتر اول شخص می‌تواند به مانند Halo ایکس‌باکس، برای آن‌ها عمل کند. در حالی که انتظارات از نسخه اول Killzone بسیار زیاد بود و همه انتظار یک عنوان بی نظیر را از آن داشتند، ناامیدی بر سر بسیاری از طرفداران کنسول نسل ششمی سونی، سایه انداخت. بازی Killzone در ماه نوامبر سال 2004 میلادی (در واقع، تنها چند روز پیش از انتشار بازی Halo 2)، برای کنسول پلی‌استیشن 2 عرضه شد و به صورت کلی می‌توان گفت که واکنش‌ها نسبت به بازی مورد انتظار استودیوی گوریلا گیمز، ناامید کننده بود.

با تمام این تفاسیر، بازی Killzone به طور کلی و از تمام جوانب، مورد انتقاد قرار نگرفت و برخی از جنبه‌های آن‌، مانند جلوه‌های بصری سطح بالا و ستینگ سخت و حساب شده سای فای (sci-fi) آن مورد ستایش بسیاری از بازی‌بازان و منتقدان قرار گرفت اما زمانی که کار به عواملی کشیده می‌شد که واقعا برای یک شوتر اول شخص اهمیت داشتند، دست Killzone خالی بود و حرف خاصی برای گفتن نداشت. عواملی مانند داستان و روایت ضعیف و هوش مصنوعی احمقانه سبب می‌شدند که ناامیدی اصلی نسبت به بازی Killzone پدید آید و زمانی که به همه این موارد، مشکلات فنی مختلف را نیز اشاره کنیم، نمی‌توان انتظار یک عنوان خوب و با کیفیت، آن هم با تمام آن انتظارات پیرامون را داشت. اولین نسخه از فرانچایز Killzone قطعا یک Halo کُش نبود و حتی نمی‌توانست به Halo نزدیک شود. شاید اگر هایپ و هیجانی که پیرامون این بازی وجود داشت، کمتر بود و اصلا وجود نداشت، می‌توانستیم به این عنوان به چشم یک شوتر اول شخص متوسط یا حتی خوب نگاه کنیم اما تمام این عوامل سبب شد تا برچسب «ناامید کننده» به پیکر Killzone بخورد. با تمام این حرف‌ها، سونی امید خود را از نام Killzone قطع نکرد. درست است که این بازی از طرف منتقدان و بازی‌بازان، واکنش‌ها و نقدهای منفی زیادی را دریافت کرد اما سونی قطعا برنامه‌های بیشتری برای بازی خود داشت و در طرف دیگر، فروش بازی به اندازه‌ای خوب و قابل قبول بود تا سونی را نسبت به هدف نهایی خود، دلسرد و ناامید نسازد. نسخه بعدی فرانچایز Killzone، یک بازی برای کنسول دستی یا قابل حمل PSP بود که Killzone Liberation (عرضه شده در سال 2006) نامیده می‌شد. این عنوان، یک شوتر با زاویه دوربین ایزومتریک بود که از بازی‌بازان می‌خواست علاوه بر شلیک کردن به دشمنان، کمی هم استراتژی و برنامه ریزی داشته باشند. Killzone Liberation با تم استراتژی و حال و هوای خاصی که روی کنسول دستی محبوب آن دورانِ سونی داشت، خود را با یک ماهیت چالش برانگیز به مخاطبان معرفی می‌کرد و کمپین کار شده و قدرتمندی که داشت، آن را به یکی از موفق ترین عناوین فرست پارتی PSP تبدیل می‌کرد. این عنوان با تمام نواقصی که داشت (مانند مدت زمان گیم‌پلی اندک و عدم وجود گزینه‌های مناسب در بخش چند نفره)، توانست نظر بازی‌بازان و منتقدان را به خود جلب کند و تا حدود کمی، خاطره نه چندان خوب نسخه اول سری روی پلی‌استیشن 2 را از یاد ها ببرد.

با این حال، کاملا مشخص بود که Killzone Liberation، تنها یک فصل فرعی برای سری اصلی به شمار می‌رفت و همه می‌دانستند که عنوان شوتر اول شخص بعدی، چیزی بود که برایش انتظار می‌کشند. تمام بازی‌بازان مطمئن بودند که در این فاصله زمانی ایجاد شده، استودیوی گوریلا گیمز از اشتباهات خود بر سر نسخه اول درس گرفته و حالا با کمک کنسول و سخت افزار جدید (پلی‌استیشن 3)، یک بازی فوق‌العاده و به یادماندنی را برای آن‌ها به ارمغان خواهد آورد. پیش از آن که به عملکرد بازی Killzone 2 بپردازیم، بد نیست باز به هایپ و هیجانی که پیش از انتشار این عنوان به راه افتاده بود، اشاره‌ای داشته باشیم. سونی برای معرفی بازی Killzone 2، یک تریلر به شدت هیجان انگیز و با جلوه‌های بصری و گرافیکی دیوانه کننده را به نمایش گذاشت اما مشکل دقیقا از جایی آغاز شد که این تریلر پر زرق و برق و انفجاری، به هیچ وجه به صورت Real Time، با استفاده از موتور و روی کنسول پلی‌استیشن 3 رندر و اجرا نشده بود و البته حرف‌های سونی، خلاف این موضوع را به ما می‌گفت! این تریلر در واقع یک فیلم CG بود که بازی‌بازان و طرفداران را برای مدت کوتاهی هیجان زده نگه داشت اما پس از مدتی دریافتیم که نه تنها این تریلر به صورت کاملا CG و از پیش رندر شده بوده، بلکه برای تجربه بازی Killzone 2 باید بیش از زمان پیش بینی شده، انتظار بکشیم. در حالی که سونی این تریلر «بدنام» را در سال 2005 به همه نشان داد، بازی اصلی در سال 2009 (!) منتشر شد که نکته‌ای تعجب برانگیز را به وجود می‌آورد. با این حال، مدتی پس از آن تریلر مشهور، سونی و گوریلا گیمز تصمیم گرفتند تا یک تریلر Real Time و واقعی به بازی‌بازان نشان دهند که باید گفت همان تریلر ریل تایم نیز همه را انگشت به دهان گذاشت. زمانی که Killzone 2 سرانجام در سال 2009 عرضه شد، همه متوجه شدند که گوریلا گیمز در این مدت در حال ساخت و توسعه چه عنوان بی نظیر و فوق‌العاده‌ای بوده می‌توان گفت که صبر طرفداران، ارزش کار نهایی را داشت! Killzone 2 برخلاف نسخه پیشین خود، از همه نظر چندین مرتبه پیشرفت کرده بود و لحظات به یادماندنی و هیجان انگیزی را برای بازی‌بازان و طرفداران رقم زد.

فرانچایز Killzone

بازی Killzone 2 قطعا یکی از بهترین و صاحب نام‌ترین عناوین در فهرست عناوین کنسول پلی‌استیشن 3 محسوب می‌شود. این عنوان خوش ساخت در زمانی عرضه شد که مایکروسافت به شکل مناسب و قابل توجهی صاحب بازار عناوین انحصاری با کیفیت بالا بود و سونی نیاز بسیار زیادی به یک پیروزی داشت. Killzone 2 در نگاه اول یک دستاورد بی نظیر فنی و بصری بود؛ این بازی توانست به شکل فوق‌العاده‌ای، قدرت سخت افزاری کنسول نسل هفتمی سونی را به رخ بکشد و سخت افزاری که سازندگان و توسعه دهندگان مختلف، همیشه برای پورت کردن و ارایه عناوین خود روی آن مشکل داشتند (بدقلق بودن سخت افزار پلی‌استیشن 3) در آن زمان بسیار درخشان ظاهر شد. در کنار ویژگی‌های فنی و بصری موجود در بازی Killzone 2، این عنوان اکشن و گان پلی بی نظیری را به باز‌ی‌بازان ارایه می‌داد و به جرئت می‌توان از آن به عنوان یکی بهترین عناوین شوتر اول شخص در تاریخ صنعت بازی‌های ویدیویی نام برد. با این که بازی‌بازان و منتقدان، همچنان نسبت به داستان و روایت آن در بازی Killzone 2 نقدهایی داشتند و از آن خرده می‌گرفتند، اما زمانی که بخش چند نفره آن را مشاهده می‌کردیم، متوجه می‌شدیم که چرا Killzone 2 توانسته تا قلب هر فردی را تصرف کند و به یک خرید اجباری برای دارندگان پلی‌استیشن 3 تبدیل شود. کاملا مشخص بود که استودیوی گوریلا گیمز در این مدت زمان قابل توجهی که صرف ساخت و توسعه Killzone 2 کرده بود، به دلیل نبوده و فاصله کیفی بین Killzone 1 و Killzone 2 به شکل باورنکردنی زیاد و قابل توجه جلوه می‌کرد. Killzone 2 همچنین به عنوان یکی از برترین دنباله‌ها نیز در تاریخ شناخته می‌شود که البته این لقب، کاملا برازنده بازی است.

با در نظر گرفتن سطح کیفی فوق‌العاده بازی و همچنین با در نظر گرفتن تمامی پیشرفت‌های صورت گرفته نسبت به نسخه اول، Killzone 2 باز هم نتوانست تا آمار و ارقام بازی Halo را تکرار کند اما موفقیت بسیار خوبی که کسب کرد، باعث شد تا سونی چاره‌ دیگری جز نگه داشتن این سری نداشته باشد. سونی و گوریلا گیمز سعی کردند تا از این فرصت فوق‌العاده‌ای که پیش آمده، نهایت استفاده را داشته باشند و همین باعث شد تا ساخت و توسعه بازی Killzone 3 خیلی سریع کلید بخورد! تقریبا دو سال بعد و در سال 2011، بازی Killzone 3 عرضه شد تا موفقیت نسخه دوم، ادامه دار باشد. بازی Killzone 3 شاید به مانند نسخه دوم، شگفتی آفرین و بی نظیر نبود و به عنوان مثال، از نظر فنی و بصری می‌توان آن را یک قدم رو به عقب کوچک به شمار آورد (تمام جوانب بازی به صورت تک به تک قابل بررسی است که البته از حوصله این مطلب خارج می‌شود). با این حال، شوتینگ و اکشن بی وقفه و خوش ساخت بازی در کنار جلوه‌های صوتی و بصری با کیفیت و مثال زدنی آن، باعث شد تا این عنوان نیز یک موفقیت برای سونی و کنسول نسل هفتمی این شرکت تلقی شود و با این که باز هم نقدهایی به داستان و نحوه روایت آن وارد می‌شد، اما باز هم می‌توان Killzone 3 را یک موفقیت خوب و قابل توجه به شمار آورد. نسخه سوم تقریبا از هر جهت و سمت و سویی، به مانند نسخه دوم بود و سازندگان سعی کرده‌ بودند با ارایه همان فرمول موفقیت آمیز گذشته، یک موفقیت تضمین شده را به دست بیاورند. با این حال، با پیشرفت فناوری، Killzone 3 نیز با فناوری های مود شده‌ی آن دوره درگیر شد. اگر به یاد داشته باشید، در آن زمان شرکت مایکروسافت و تیم ایکس‌باکس با پدید آوردن فناوری‌های حرکتی (حسگر کینکت)، بازار جدید و هیجان انگیزی را به وجود آورده‌ بودند و سونی هم که دوست نداشت از قافله عقب بماند، سعی کرد تا فناوری‌های جدید و همه جانبه‌تری را به مخاطبان خود معرفی کند. تولید حسگر حرکتی Move، اولین حرکت سونی برای پلی‌استیشن 3 بود تا بازی‌بازان بتوانند با تحرک بیشتری به تجربه بازی‌های ویدیویی بپردازند و همچنین قابلیت ارایه تصویر سه بعدی (Stereoscopic 3D) نیز از سیاست‌های آن زمانِ سونی به حساب می‌آمد. سونی در آن زمان روی استفاده از Move و تصویر سه بعدی، تاکید زیادی داشت و تبلیغات بسیاری را برای این فناوری‌ها انجام داد. در نتیجه، بازی Killzone 3 هم که در آن دوره زمانی منتشر شد، از این قابلیت‌ها به نو احسن بهره برد. با این که تجربه معمولی و عادی بازی نیز لذت بخش و ماندگار تلقی می‌شد، اما با استفاده از حسگر حرکتی Playstation Move و تصویر سه بعدی، یک تجربه نو و منحصر به فرد به شما القا می‌شد و تلاش گوریلا گیمز برای گنجاندن این قابلیت‌ها در بازی جدید خود نیز به خوبی نتیجه داد. با این که این فناوری‌های معرفی شده توسط سونی (مخصوصا قابلیت تصویر سه بعدی در زمان محبوبیت این فناوری با تلویزیون‌های سونی) خیلی زود به دست فراموشی سپرده شد و در نسل هشتم، کوچکترین نیازی به استفاده از آن‌ها نبود،‌ اما تجربه‌ای که با کمک آن‌ها در بازی Killzone 3 به دست آوردیم، همیشه در ذهنمان ماندگار خواهد بود.

فرانچایز Killzone

این پایان کار فرانچایز Killzone در نسل هفتم کنسول ها بود و این سری با یک نام مطمئن و شاخص، پا به نسل هشتم کنسول‌ها و کنسول پلی‌استیشن 4 گذاشت. در انتهای نسل هفتم کنسول‌ها، همه به فرانچایز Killzone به چشم یک فرانچایز فوق‌العاده و با اهمیت برای سونی نگاه می‌کردند. این سری با بخش چند نفره عالی و البته بخش تک نفره و گان پلی بی نظیر، توانست جایگاه بسیار خوبی برای خود پیدا کند و شاید پس از سری Uncharted، در مرتبه بعدی فرانچایزهای فرست پارتی سونی محسوب می‌شد. البته بد نیست اشاره کنیم که سونی یک فرانچایز شوتر اول شخص دیگر نیز با نام Resistance داشت که فراموش شدن آن فرانچایز به دست سونی نیز داستان و قضیه خاص خود را دارد. پیش از این که به سراغ کنسول پلی‌استیشن 4 برویم، بهتر است به بازی دیگری اشاره کنیم که روی پلی‌استیشن ویتا عرضه شد. بازی Killzone Mercenary که اولین عنوانی است که به دست استودیوی گوریلا گیمز ساخته نشده (این بازی به دست استودیوی گوریلا کمبریج ساخته شده است)، در ماه سپتامبر سال 2013 برای کنسول دستی جدید شرکت سونی، یعنی پلی‌استیشن ویتا عرضه شد. برخلاف Killzone Liberation که سعی کرده بود تا عناصر استراتژی را به بازی‌بازان معرفی کند، بازی Killzone Mercenary یک شوتر اول شخص تمام عیار بود و شاید بتوان آن را یکی بهترین FPSها در تاریخ کنسول‌های دستی و قابل حمل نیز به حساب آورد. این بازی نه تنها با جلوه‌های بصری و گرافیکی خارق‌العاده خود، قدرت کنسول دستی جدید سونی را نشان می‌داد، بلکه به شکل مطلوب و مناسبی توانسته بود تا حس و حال Killzone را در مقیاس کوچک تر و جمع و جور، به بازی‌بازان منتقل کند. قطعا Killzone Mercenary را نمی‌توان عنوانی بی نقص و بی ایراد دانست اما این بازی دقیقا همان کاری که باید را به بهترین شکل انجام داده بود. در آخر هم بد نیست به این موضوع اشاره کنیم که این عنوان از نظر تجاری و فروش، عملکرد خوبی نداشت که البته دلیل آن را می‌توان جدی نگرفتن پلی‌استیشن ویتا توسط سونی دانست. بسیاری از کارشناسان و منتقدان بر این باور هستند که پلی‌استیشن ویتا، یک پتانسیل هدر رفته برای سونی و همچنین برای بازی‌بازان محسوب می‌شود.

درست به مانند بازی قابل حمل قبلی در سری Killzone، همه به Killzone Mercenary به چشم یک زنگ تفریح برای نسخه اصلی آینده نگاه می‌کردند. نسخه بعدی سری Killzone، بازی Killzone Shadow Fall نام داشت و مانند تمامی عناوین پیشین در سری اصلی، هیجان، هایپ و انتظار برای آن بسیار بالا و وصف ناشدنی بود. بازی Killzone Shadow Fall یکی از عناوین لانچ کنسول نسل هشتمی سونی، یعنی پلی‌استیشن 4 بود که با توجه به موفقیت نسخه‌های پیشین برروی کنسول پلی‌استیشن 3، همه فکر می‌کردند که Shadow Fall به یک خرید اجباری برای دارندگان این کنسول تبدیل می‌شود اما این اتفاق به هیچ وجه رخ نداد. به شکل خلاصه و ساده، می‌توان گفت که Killzone Shadow Fall یک عنوان ناامید کننده برای دارندگان پلی‌استیشن 4 به حساب می‌آید؛ بخش کمپین یا داستانی بازی نسبت به نسخه‌های پیشین، یک افت تمام عیار را تجربه کرده بود و همچنان انتقادها نسبت به داستان و روایت بازی که همیشه پای ثابت نسخه‌های مختلف Killzone بود نیز به اوج خود رسید. با این حال، باز هم‌ نمی‌توان گفت که Killzone Shadow Fall یک شکست تمام عیار به حساب می‌آید و این بازی قطعا در یک سری موارد، خوب و موفق عمل کرده بود. شاید بزرگترین کاری که Killzone Shadow Fall در هنگام انتشار خود انجام داد، نمایش توانایی‌ها و قابلیت‌های کنسول پلی‌استیشن 4 است. این بازی اولین عنوان استودیوی گوریلا گیمز بود که با موتور گرافیکی دسیما (Decima) ساخته می‌شد؛ همان موتوری که گوریلا گیمز برای ساخت عنوان بعدی خود، Horizon Zero Dawn استفاده کرد و هیدئو کوجیما و کوجیما پروداکشنز (Kojima Productions) نیز برای ساخت بازی Death Stranding در حال استفاده از آن هستند.

جدا از سطح خارق‌العاده گرافیکی و جلوه‌های بصری Killzone Shadow Fall که هنوز هم زیبا و چشم نواز است، این بازی از نظر بصری، اولین عنوان در کل سری است که سبک گرافیکی و بصری متفاوتی دارد. طراحان بازی در استودیوی گوریلا گیمز سعی کرده بودند تا محیط‌های موجود در مراحل بازی به مانند نسخه‌های پیشین، یکنواخت نباشد و از محیط‌های جنگلی گرفته و ایستگاه‌های فضایی تاریک و متروک گرفته تا شهرهای پرجمعیت و مدرن را در Killzone Shadow Fall مشاهده می‌کردیم. علاوه بر این، سازندگان سعی کرده بودند تا راه و روش پیشروی در مراحل را به گونه‌ای جدید به بازی‌بازان معرفی کنند و امکان پیشروی در مراحل به صورت مخفی کاری و بدون سر و صدای اضافی نیز وجود داشت. علاوه بر این موارد، حتی داستان و ستینگ بازی نیز بوی تازگی می‌داد و با معرفی شخصیت های کاملا جدید با روحیات و انگیزه‌های متفاوت، دیگر خبری از جو داستانی نسخه‌های پلی‌استیشن 3 نبود. با تمام این تفاسیر، Killzone Shadow Fall به نوعی نتوانسته بود تا هیچ کدام از این موارد جدید را بی نقص و بدون مشکل پیاده سازی کند. با این حال، همه ما فکر می‌کردیم که این بازی، آغازگر یک فصل کاملا جدید برای سری Killzone است و نسخه‌های آینده‌، می‌توانند نسبت به بازی آخر، خیلی بهتر و موفق‌تر عمل کنند؛ درست به همان شکلی که Killzone 2 توانست یک پیشرفت بزرگ و فوق‌العاده برای نسخه اول بازی باشد.

فرانچایز Killzone

در آخر اما خبری از Killzone نشد! بازی Killzone Shadow Fall در تاریخ 15 ماه نوامبر سال 2013 منتشر شد و حالا که تقریبا در اواسط سال 2019 میلادی قرار داریم و بیش از 5 سال از عرضه نسخه آخر گذشته، هیچ صحبتی از بازی Killzone جدید نمی‌شود. توجه داشته باشید که از نظر فروش و عملکرد تجاری نیز نمی‌توان Killzone Shadow Fall را یک عنوان شکست خورده و ناامید کننده تلقی کرد؛ طبق آخرین گزارشی که از فروش جهانی این بازی‌ (در ژانویه سال 2014) منتشر شد، دریافتیم که این بازی بیش از 2 میلیون نسخه فروش داشته است بنابراین عملکرد این عنوان شوتر اول شخص به اندازه‌ای خوب بوده تا سونی و گوریلا گیمز را نسبت به ساخت نسخه بعدی، دلسرد و ناامید نسازد. پس از عرضه بازی Killzone Shadow Fall یا حتی پیش از آن، استودیوی گوریلا گیمز، کار ساخت و توسعه یک بازی کاملا جدید را کلید زده بود که ما امروزه آن را به نام Horizon Zero Dawn می‌شناسیم. زمانی که این عنوان معرفی شد، در کمال تعجب و ناباوری مشاهده کردیم که Horizon Zero Dawn یک عنوان نقش آفرینی، با تمرکز شدید برروی روایت و داستان است! استودیوی گوریلا گیمز که تا به حال به غیر از عناوین شوتر، عنوان دیگری را خلق نکرده بود، حالا قصد داشت یک نقش آفرینی بسازد و در حالی که همیشه به داستان‌ها، روایت‌ها، شخصیت‌ ها و ساختار دنیاهای این استودیو نقد وارد می‌شد، Horizon Zero Dawn یک بازی مبتنی برروی داستان، روایت، دنیای غنی و البته شخصیت‌های پرشمار بود و می‌توان گفت که این موارد در بازی جدید، نقاط قوت اصلی این عنوان شناخته می‌شدند.

اگر بخواهیم دقیق تر به علت ناپدید شدن ناگهانی سری Killzone نگاه کنیم، می‌توانیم به سراغ سیاست‌های سونی در نسل هشتم کنسول‌ها برویم! شرکت سونی در نسل هشتم کنسول ها و با کنسول پلی‌استیشن 4، تاکید بسیاری برروی ساخت و عرضه عناوین داستان (روایت) محور و سینمایی دارد و عناوینی مانند Uncharted و The Last of Us و God of War و Spider Man و Horizon Zero DawnT نیز گواه محکمی بر این گفته هستند. این عناوین انحصاری و داستان محور، موفقیت عظیمی را برای سونی و استودیوهای زیر مجموعه این شرکت به همراه داشته‌اند و سونی دلیلی برای تغییر رویه و سبک و سیاق، نمی‌بیند. تاکید سونی برروی بازی‌های تک نفره و داستان محور در حالی است که عناوین چند نفره و آنلاین (مانند بازی‌های بتل رویال)، هر ساله موفقیت بیشتر و بیشتری را به دست می‌آورند و بسیاری از کارشناسان و منتقدان، از همان حالا به مرگ و سقوطِ آهسته آهسته بازی‌های تک نفره و داستان محور رای می‌دهند؛ بازی‌هایی که خرج و هزینه برای ساخت آن‌ها بسیار بالاتر از عناوین آنلاین است و در مواقعی ممکن است فروش کمتری را نیز نسبت به عناوین چند نفره تجربه نمایند. با نگاه کردن به عناوین انحصاری آینده کنسول پلی‌استیشن 4 (که آخرین موج بازی‌های انحصاری این کنسول نیز محسوب می‌شوند)، مشاهده می‌کنیم که همه‌ آن‌ها داستان محور هستند و به همان جهت چند سال اخیر سونی حرکت می‌کنند و با در نظر گرفتن این قضیه، شاید تصور معرفی یک Killzone جدید، سخت باشد! حالا سوال اصلی این جا است که آیا سونی قصد دارد تا فرانچایز Killzone را به طور کلی از برنامه کاری خود حذف کند؟ آیا آن‌ها از استودیوی گوریلا گیمز، تنها Horizon می‌خواهند؟ پاسخ دادن به این سوال اصلا راحت نیست چرا که استودیوی گوریلا گیمز در گذشته از میل و عشق خود برای کار کردن برروی یک بازی Killzone جدید گفته بود و همچنین اشاره شده بود که وضعیت ساخت یک نسخه جدید از این فرانچایز، اصلا مشخص و معلوم نیست. شاید در گذشته کسی فکرش را نمی‌کرد که سونی با فراموش کردن یک فرانچایز بزرگ و پرطرفدار مانند Killzone، بتواند با موفقیت به راه خود ادامه دهد اما تمام این عناوین پرخرج و روایت محور، کار را برای سونی انجام داده‌اند!

فرانچایز Killzone

با این حال، فراموش کردن فرانچایز Killzone توسط شرکت سونی، می‌تواند یک کار احمقانه و یک اشتباه تلقی شود! درست است که عناوین داستان محور کنونی، موفقیت را برای سونی به همراه آورده‌اند اما واقعا چه کسی می‌تواند از نام و جایگاه و مرتبه‌ی فرانچایز بزرگی مانند Killzone، استفاده نکرده و آن را برای خاک خوردن، درون یک صندوقچه قدیمی بگذارد؟ این نکته نیز قابل ذکر است که استودیوی گوریلا گیمز به تازگی گسترش یافته و تعداد کارکنان آن، تقریبا دوبرابر شده است! این موضوع نشان می‌دهد که این استودیو روزهای شلوغ و پرترافیکی را پشت سر می‌گذارد و شاید طرح‌های مفهومی برای ساخت Killzone جدید، از هم‌اکنون آماده شده باشد. طبق شایعاتی که از گذشته به گوشمان رسیده و البته صحبت های اخیر یکی از صداپیشگان و بازیگران، می‌دانیم که Horizon 2 (با هر نامی که برایش تعیین شود)، در حال ساخت و توسعه است و شایعات حکایت از این موضوع دارند که نسخه بعدی این عنوان، یک بازی لانچ برای کنسول نسل بعدی سونی، یعنی پلی‌استیشن 5 محسوب می‌شود. آیا دوبرابر شدن کارکنان گوریلا گیمز، تنها برای سریع تر شدن روند ساخت Horizon 2 است یا آن‌ها قصد دارند در کنار Horizon جدید، یک Killzone جدید نیز معرفی کرده و طرفداران را به شدت هیجان زده کنند؟ متاسفانه این گفته‌ها، تماما حدس و گمان است و نمی‌توانیم آن‌ها را به قطع بیان کنیم. فرانچایز Killzone پتانسیل‌های بسیار زیادی دارد که می توانند با راه‌های خلاقانه، بیش از پیش شکوفا شوند اما هم‌اکنون می‌توان به قطع گفت که آینده سری و فرانچایز Killzone، خیلی روشن و مطمئن به نظر نمی‌رسد.

منبع : وینفون
23 پست
اشکان عالی‌خانی
مطالب مرتبط
تبلیغات
دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده
برای نوشتن دیدگاه می توانید به حساب کاربری خود وارد شوید ورود ارسال نظر به صورت مهمان
برچسب ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , ,