فارغ از این که شما طرفدار چه نوع سرگرمی هستید، هیجان و هایپی که برای برخی از عناوین آن برایتان پیش می‌آید، گاهی اوقات می‌تواند به حدی برسد که شما را از پا دربیاورد. ما در نسل اخیر در صنعت بازی‌های ویدیویی شاهد عرضه بازی‌های بسیار زیاد و متنوعی بوده‌ایم که برخی از آن‌ها نظیر Mass Effect: Andromeda هیچ انسجامی نداشتند و برخی دیگر نظیر Destiny آغازگر مسیر تازه‌ای بودند. من در این مقاله قصد دارم بررسی کنم که آیا RDR2 می‌تواند بالاترین نمرات نسل هشتم را به دست بیاورد یا خیر.

نمرات Red Dead Redemption 2 امروز منتشر می‌شود و همه‌ی ما منتظریم تا عملکرد مورد انتظارترین بازی نسل را ببینیم. همانطور که پیش‌تر هم اشاره کردم در این نسل شاهد عرضه بازی‌های بسیار متنوعی بوده‌ایم که برخی خوب، برخی بد و برخی هم زشت بودند که در این بین The Witcher 3: Wild Hunt را شاید بتوان جزو خوب‌های این نسل به حساب آورد که یک جور تعهد برای خوب بودن بین خودش و طرفدارانش به وجود آورد. همانطور که گفتم هایپ و هیجان می‌تواند خطرناک باشد اما با تمام خطرات و اشتباهاتی که این کار به دنبال دارد، برای هر محصول سرگرمی واجب است که نسخه‌های بیشتری به فروش برساند، سرمایه گذارهای بیشتری پیدا کند و به طور نامحدود به تکرار این چرخه بپردازد. تعداد بسیار کمی از بازی‌ها با عاقده و بهتر است بگوییم فایده‌ی هایپ غریبه هستند اما Red Dead Redemption 2 قطعا خلاف این روند عملکرده است و می‌شود گفت تنها کاری که با ما کرده، هایپ کردن بوده است، پس این بازی را نمی‌توان بین عناوینی گذاشت که با اصول و قواعد هایپ ناآشنا بوده است.

شاید از چندین و چند نفر که دستی بر آتش دارند و در زمینه بازی‌های ویدیویی حرفی برای گفتن دارند، شنیده باشید، مهم‌ نیست که نقد و نمرات یک بازی چه می‌شود. تمام اشتباهات و خطاها ممکن است در زیر نور زرق و برقِ یک بازی به چشم نیایند و گاهی هم برعکس، یک بازی داران جنبه‌هایی از سرگرمی باشد که یک ایده‌آل بسیار مطلوب برای شما است.

اما این بازی چطور ما را هایپ کرده است؟ Red Dead Redemption 2 از سال ۲۰۱۰ در دست توسعه و ساخت بوده است. یک سناریوی ۲ هزار صفحه‌ای، حضور هزاران صدا پیشه، هزاران هزار انیمیشن، یک دنیای وسیع که همراه شده با محتویات فرعی بی‌شمار و به چندین و چند دلیل دیگر، هیجانی که برای تجربه Red Dead Redemption 2 به وجود آمده را به یک نمونه بارز از هایپ تبدیل کرده است طوری که هر کسی که تا به حال با این مقوله غریبه بوده، دیگر به خوبی آن را می‌شناسد. این همان چیزی است که به بحث درمورد بهترین بازی‌ سال تبدیل می‌شود و همینطور بحث‌های دیگری که این بازی را تبدیل به بهترین بازی نسل از نظر میانگین نمرات تبدیل می‌کند؛ افتخاری که فعلا با عنوان Grand Theft Auto V به دست خود راکستار (Rockstar) است.

قبل از این که آخرین تیر خلاص راکستار زده شود، تا به حال شاید از چندین و چند نفر که دستی بر آتش دارند و در زمینه بازی‌های ویدیویی حرفی برای گفتن دارند، شنیده باشید، مهم‌ نیست که نقد و نمرات یک بازی چه می‌شود. تمام اشتباهات و خطاها ممکن است در زیر نور زرق و برقِ یک بازی به چشم نیایند و گاهی هم برعکس، یک بازی داران جنبه‌هایی از سرگرمی باشد که یک ایده‌آل بسیار مطلوب برای شما است طوری که شاید سال‌های سال به خاطر شما سپرده شود. در این نقطه، چنین عنوانی فارغ از نمراتی که کسب کرده و نقدهایی که دریافت کرده، ممکن است تمام چیزی باشد که طرفدارانش از آن انتظار دارند. این را گفتم تا شما هم مانند من بدون هیچ توجهی به نمرات و نقدهای این بازی که امروز منتشر می‌شوند، آن را تجربه کنید و با هر ویژگی تازه‌ای که توجهتان را جلب کرده، خودتان را برای تجربه این بازی متقاعد کنید.

زمانی که درمورد “بالاترین نمره در نسل هشتم” صحبت می‌کنیم، یک چیزهایی برای اشاره به عرضه‌ی Red Dead Redemption 2 در این لحظه باقی می‌ماند که باید گفته شود. کنسول‌های نسل هشتمی مایکروسافت و سونی یعنی ایکس‌باکس وان و پلی‌استیشن ۴ دیگر حدود پنج سال است که عرضه شده‌اند و در بازار به فروش می‌رسند که اکنون دیگر در زمان عرضه RDR2 شاید کنسول‌های قدیمی و منسوخ شده‌ای به حساب بیایند و شاید کسی زیاد روی جلوه‌های بصری این بازی که روی این کنسول‌ها ارایه می‌شوند، حساب نکند. Red Dead Redemption 2 اولین عنوان مستقل و کاملی است که راکستار در نسل فعلی ساخته (بدون در نظر گرفتن ریمسترها و نسخه‌های بازسازی شده) و می‌توان آن را اولین محک جدی راکستار دربرابر سخت افزار کنسول‌های فعلی دانست. این بازی به راحتی می‌تواند خود را به عنوان بزرگ‌ترین و بهترین بازی جهان آزاد در نسل هشتم معرفی کند که با وجود محدودیت‌های کنسول‌های نسل فعلی لایق همه‌ی موفقیت‌هایی است که به دست خواهد آورد چرا که کاری که بسیاری از توسعه دهندگان فکر می‌کنند نمی‌توان با کنسول‌های نسل هشتم و محدودیت‌هایشان انجام داد را به ثمر نشاندند تا به همه ثابت کنند راکستار از پس همه چیز برمی‌آید. این بازی از پتانسیل‌هایی برخوردار است که می‌تواند آن را به معیار و آرزویی که نسل‌های آینده می‌توانند به آن دست پیدا کنند، تبدیل کند. یعنی درست مانند Grand Theft Auto V این بازی را هم عنوانی فارغ از هر بازی ویدیویی دیگری بدانیم؛ کاری که تنها از دست راکستار برمی‌آيد.

بزرگ‌ترین چالش این بازی شاید این باشد که ما چطور از زحمات هنرمندان و به طور کلی همه کسانی که روی این بازی کار کرده‌اند و زحمت کشیده‌اند، قدردانی می‌کنیم. هنرمندان، برنامه نویسان، نویسندگان، طراحان، کارآموزان، تهیه کنندگان، آزمایش کنندگانِ Q&A و بسیاری پست و مقام دیگر در پشت ساخت و توسعه این بازی قرار دارند.

با این حال این بزرگ‌ترین چالشی نیست که بر سر راه RDR 2 قرار دارد. احتمال زیادی وجود دارد که این بازی بالاترین نمرات بین بازی‌های نسل فعلی را به دست بیاورد و از بازی‌هایی نظیر God of War, The Legend of Zelda: Breath of The Wild, Super Mario Odyssey و همینطور Bloodborn هم بالاتر قرار بگیرد. این بازی به احتمال فراوان موفق به فروش میلیون‌ها نسخه، حتی تا قبل از پایان سال ۲۰۱۸ می‌شود. بحث فروش و میزان فروش این بازی قطعا یکی از بحث‌هایی است که در روزهای آتی درموردش به طور مفصل صحبت خواهد شد و همینطور به لطف Red Dead Online، همچنان خودش را در نسل فعلی حفظ خواهد کرد و درست مانند ماندگاری Grand Theft Auto Online که تا امروز باقی مانده، Red Dead Online هم ماندگار خواهد شد. اما به هر جهت این که یک عنوان توسط گروهی از مردم برچسب بهترین بودن بخورد، شاید زیاد هم چیز خوبی نباشد حال چه این گروه از افراد منتقد باشند چه بازی‌بازان و کاربران عادی چون که به هر حال کیفیت از نقطه نظر هر کسی یک معنی دارد و معنی کیفیت از نظر و تعریف من با تعریفی که شما از کیفیت دارید، متفاوت است و چیزی که در این میان بیش از هر چیز دیگری اهمیت دارد سرگرمی و لذت بردن از یک بازی است. پس با در نظر گرفتن این نکته بهتر است که پیش از هر چیز خودمان این بازی را تجربه کنیم، و فارغ از نمره‌ای که می‌گیرد، از آن لذت ببریم و نگذاریم کسی افکار ما را تحت تاثیر قرار دهد.

بزرگ‌ترین چالشی که پیش روی Red Dead Redemption 2 قرار دارد این نیست که وقتی نامش به میان می‌آید، چطور باعث تسخیر و جذب توجه و هیجان مردم می‌شود و با شرایط خاصِ خودش منتشر شود بدون این که هیچ رقیب دیگری نداشته باشد که حتی به آن نزدیک شود. بزرگ‌ترین چالش این بازی شاید این باشد که ما چطور از زحمات هنرمندان و به طور کلی همه کسانی که روی این بازی کار کرده‌اند و زحمت کشیده‌اند، قدردانی می‌کنیم. هنرمندان، برنامه نویسان، نویسندگان، طراحان، کارآموزان، تهیه کنندگان، آزمایش کنندگانِ Q&A و بسیاری پست و مقام دیگر در پشت ساخت و توسعه این بازی قرار دارند که چالش اصلیِ این بازی را به وجود می‌آورند که چطور ما از آن‌ها قدردانی کنیم. این کار مانند چیزی است که با سی دی پراجکت رد (CD Project Red) انجام شد و همه آن را استاد بازی‌سازی لقب دادند. زمانی که این استودیو اظهار کرد که قرار است چند تن از بهترین کارمندان خود را برای ساخت The Witcher 3: Wild Hunt به کار بگیرد، باعث خوشحالی همه‌ی مردم شد تا این کار را به عنوان یک از خودگذشتگی از طرف یک استاد بدانند. به هر حال این دیدگاهی است که شاید همه با آن موافق نباشند اما در طول تاریخِ این صنعت، هنر و رنج کشیدن همیشه با هم درآمیخته بوده‌اند و هرگز از هم جدا نشده‌اند. اما آیا واقعا می‌توان بدون رنج کشیدن هنر داشت؟ حتی شادترین رمان‌ها و زیباترین نقاشی‌ها هم گاها قصه‌ها و آرزو‌ها و تلاش‌های غیر قابل تحمل و تسخیر ناپذیر دارند که با درد و رنجی بی حد و حصر همراه شده است.

بدون در نظر گرفتن این که شما چه حسی به بازی‌های راکستار دارید، چه این شرکت تا مغز استخوان از کارمندان خود کار کشیده باشد یا خیر، حرف‌هایی برای گفتن درمورد تلاش و کاری که صرف ساخت و توسعه Red Dead Redemption 2 شده است، وجود دارد. هر ذره‌ی گرد و غبار، هر چین و چروکی که به سختی رندر شده است و هر خط آتشی که با دقت از دهانه‌ی انحنا یافته‌ی هر اسلحه بیرون می‌آید، تقریبا به وسیله تعداد بی ‌شماری سیستم مختلف گرد هم جمع شده است که پشت سر هم اجرا می‌شوند. همه‌ی این‌ها نتیجه تلاش‌های شبانه روزی همه اعضای استودیو‌های راکستار و همه‌ی لحظات خوب و بد، اشک و لبخند و رنج و سختی همه آن‌ها است. این‌ها نتیجه کار در هفته‌هایی است که باید در کنار خانواده‌هایشان سپری می‌کردند، نتیجه به خطر انداختن سلامتی برای کار بیشتر، مهمانی‌ها و مراسم‌هایی که به خاطر کار روی این بازی از دست دادند، روابط از بین رفته و بی‌خوابی‌های شبانه و هفته‌های پر استرس که در طی سال‌ها انزوا و تنهایی به جان خریدند، است.

صرف نظر از هر چیزی که امتیازها و نمرات Metacritic نشان بدهند، یک نمره و امتیاز دیگر را به خاطر داشته باشید. فداکاری‌ها و از خود گذشتگی‌هایی که تیم توسعه دهنده این بازی و همه‌‌ی کسانی که در ساخت و توسعه این بازی، حتی کوچک‌ترین نقشی را بر عهده داشتند را به خاطر بسپارید. به واقعیت تبدیل شدن یک رویا را به خاطر بسپارید. به این فکر کنید که سال‌ها منتظر تجربه یک لذت ناب بوده‌اید و بدون این که بدانید هر کسی درمورد این بازی چه می‌گوید، اکنون در دست شما قرار داد. حتی اگر ساخت و توسعه چنین پروژه‌ای برای جنبه مالی و کسب درآمد آن بوده باشد، از رویایی که این افراد برایتان خلق کرده‌اند قدردانی کنید و آن را بشناسید. قبول کنید که شاید برخی چیزها ناقص باشند و یا می‌توانستند بهتر و لذت بخش‌تر باشند اما این همان چیزی است که شما سال‌ها منتظرش بودید.

من می‌توانم تا هر وقت که دوست داشته باشید از موسیقی‌های این بازی برای شما بگویم و ادعا کنم که از سال ۲۰۱۳ تا به حال عده بسیاری در حال ساخت قطعات موسیقی این بازی بوده‌اند اما این قرار نیست حسی که وقتی در یک کافه شلوغ و پرجمعیت نشسته‌اید و به نت‌های پیانوی سالن گوش می‌کنید را به شما دیکته کند.

رتبه بندی‌ها می‌توانند عواقب بسیار خوب و قدرتمندی برای توسعه دهندگان به همراه داشته باشند. نمرات این بازی چه به شما بگویند که این بهترین عنوانی است که تا به حال در طول تاریخ ساخته شده، یا بگویند یک بازی عالی است که نیاز به کمی پولیش دارد و یا حتی اگر بگویند یک بازی متوسط است که ورای فهم و درک است، نمره، همیشه نقش فرعی در نقطه نظراتی است که درمورد این بازی داده می‌شود و جز نکته انحرافی هیچ حساب دیگری نمی‌توان روی آن کرد. اگر نقدهای این بازی می‌توانند آینه تمام نمای خوبی از کیفیت و هیجانی که برای این بازی به وجود آمده است باشند، پس قطعا همینطور است. به هر حال هیچ وقت فراموش نکنید که برخی چیزها هیچ وقت نمی‌توانند رتبه بندی شوند و یا به یک سری عدد نسبت داده شوند. مهم نیست که چقدر طرح‌های اولیه گرافیک، موسیقی، داستان پردازی و گیم‌پلی که بخش‌های مورد بررسی در هر نقد هستند، کیفیت چیزی را تعیین می‌کنند؛ مهم حس و حالی است که شما از تجربه این بازی کسب می‌کنید.

هر کسی می‌تواند از زرق و برق Red Dead Redemption 2 برایتان صحبت کند اما هیچ کس نمی‌تواند به طور واضح و روشن حسی که خودتان با گذر از کوهستان‌های پوشیده از برف با اسب خود به دست می‌آورید را برایتان شرح دهد. من می‌توانم تا هر وقت که دوست داشته باشید از موسیقی‌های این بازی برای شما بگویم و ادعا کنم که از سال ۲۰۱۳ تا به حال عده بسیاری در حال ساخت قطعات موسیقی این بازی بوده‌اند اما این قرار نیست حسی که وقتی در یک کافه شلوغ و پرجمعیت نشسته‌اید و به نت‌های پیانوی سالن گوش می‌کنید را به شما دیکته کند. هر کسی می‌تواند اندازه و مقدار محتویاتی که این بازی ارایه می‌دهد را مورد تقدیر و ستایش قرار دهد اما هیچ کس نمی‌تواند دقیقا توضیح دهد که وقتی همه‌ی این‌ها در غالب یک تصویر بزرگ با هم تلفیق می‌شوند چه حسی دارد و درک آن را به شما بدهد. شما خودتان باید با انجام این بازی به این درک برسید. برخی چیزها فقط باید لمس شوند تا باور پذیر جلوه کنند.

بنابراین چه شما قبل از پرداخت پول، نقد و بررسی‌ها را می‌خوانید، چه ساعت‌ها استریم‌های آن را تماشا می‌کنید و یا ساده‌تر از همه برای دریافت نسخه خود صبر می‌کنید، به خاطر داشته باشید که Red Dead Redemption 2 یک پدیده است. این بازی به دلیل تلاش بی وقفه و غیر طبیعی سازندگان خود یک پدیده است، نه به خاطر هایپ مفرط که قبل از عرضه خود به وجود آورد و یا حتی جایگاهی که ممکن است پس از عرضه خود به دست بیاورد و از همه رقیب‌های خود بالاتر قرار بگیرد. کنسول‌های جدید می‌آیند و می‌روند و یک بازی جدید به عنوان پدیده‌ای تازه معرفی می‌شود اما بی شک Red Dead Redemption 2 توسط احساسی که الهام بخش بوده است، تعریف خواهد شد؛ هم از طرف بازی‌بازان و هم از طرف سازندگانش.

منبع :

GAMINGBOLT

964 پست
عرفان رحیمی صادق
مطالب مرتبط
تبلیغات
در مای نوکیا بخوانید
دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده
برای نوشتن دیدگاه می توانید به حساب کاربری خود وارد شوید ورود ارسال نظر به صورت مهمان
برچسب ها: , , , , , , , , ,