_ایکس باکس و گیمینگ پنل جدید

برترین بازی‌های ژانر فانتزی: قسمت اول

ژانر و سبک فانتزی یکی از بزرگ‌ترین و گسترده‌ترین سبک‌ها در ادبیات و داستان‌سرایی است. سبک فانتزی از آن جایی که از جمله سبک‌های مربوط به داستان به حساب می‌آید، به طور خاص متعلق به رسانه خاصی نیست و علاوه بر ادبیات، در فیلم‌ها و بازی‌های بسیاری نیز شاهد استفاده از این سبک بوده‌ایم. در ادامه ابتدا به طور مختصر این سبک را معرفی می‌کنیم و سپس ۲۰ بازی یا مجموعه بازی برتری که در فضای فانتزی به وقوع پیوسته‌اند را ذکر می‌کنیم؛ پس با وینفون همراه شوید.

به طور کلی رسانه‌های مختلف مثل فیلم و بازی را به شکل‌های مختلفی می‌توان دسته‌بندی کرد. در مورد بازی‌ها معمول‌ترین روش دسته‌بندی بر اساس سبک گیم‌پلی است که بر این اساس بازی‌ها به دسته‌هایی نظیر اکشن، استراتژی، نقش‌آفرینی و… تقسیم می‌شوند. روش دیگری برای دسته‌بندی رسانه‌هایی که در آن داستان نقش اساسی دارد نیز وجود دارد و آن هم بر اساس تِم و فضای داستانی این عناوین است. بر این اساس نیز عناوین به دسته‌های مختلفی تقسیم می‌شوند از جمله ژانر وحشت، علمی تخیلی، تاریخی، جنایی و…. البته این تقسیم‌بندی به این معنی نیست که یک عنوان صرفا می‌تواند در یک دسته خاص قرار بگیرد و عناوین می‌توانند به طور هم‌زمان در چند دسته تقسیم‌بندی شوند. مثلا سری فیلم‌های بیگانه (Alien) هم در ژانر وحشت طبقه‌بندی می‌شوند و هم در ژانر علمی تخیلی.

دنیاهای فانتزی قوانین خاص مختص به خود را دارند. این قوانین باید به گونه‌ای باشند که استفاده از عنصرهای جادویی نباید بی‌حد و مرز باشد. ممکن است که دنیای‌های فانتزی با دنیای واقعی ما تداخل پیدا کنند و یا ممکن است در دنیایی کاملا جدا از دنیای ما اتفاق بیافتند. با اینکه شکل مدرن‌گونه فانتزی به یک یا دو قرن پیش باز می‌گردد، اما شکل گیری گونه‌های خیال پردازی از هزاران سال پیش شروع می‌شود. مجموعه‌هایی مانند شاهنامه، داستان هزار و یک شب، بیوولف، ادیسه هومر و افسانه‌های شاه آرتور همگی جزوی از گونه خیال‌پردازی محسوب می‌شوند.

ژانر فانتزی نیز یکی از سبک‌هایی است که در نتیجه تقسیم‌بندی عناوین بر اساس داستان به وجود آمده است. اصلی‌ترین ویژگی این سبک وجود پدیده‌ها و عناصر فراطبیعی به عنوان یکی از اصلی‌ترین عناصر داستانی است. در اکثر این عناوین شاهد جادو و مواردی نظیر این نیز هستیم. بسیاری از عناوین این سبک در دنیای خاصی اتفاق می‌افتند که جادو و موجودات جادویی به طور طبیعی در آن زندگی می‌کنند؛ هر چند بعضی از آن‌ها دنیایی با موجودات جادویی ندارند و صرفا در دنیایی شهری شبیه به دنیای واقعی به وقوع می‌پیوندد که به طور معدود و خاص یک سری موجودات فراطبیعی و جادویی در آن حضور دارند. ممکن است خیلی‌ها این سبک را همان سبک علمی تخیلی بدانند و یا آن را تا حدودی شبیه به ژانر وحشت قلمداد کنند ولی فانتزی تفاوت‌هایی با دو سبک یادشده دارد. در سبک فانتزی ما شاهد عناصر علمی خیلی زیادی نیستیم و به طور کلی نیز این سبک تمرکزی بر پدیده‌های خوفناک و وحشتناک ندارد و هر چند ممکن است موجودات ترسناکی در آن وجود داشته باشند، ولی داستان کلی آن بر مبنای ایجاد رعب و وحشت در خواننده، بیننده یا بازیکن نیست. تفاوت سبک فانتزی و علمی تخیلی را می‌توان به تعبیر دیگر، این طور توصیف کرد که دنیای عناوین فانتزی از نظر قوانین طبیعی شناخته شده امکان وجود داشتن ندارند، ولی دنیاهای عناوین علمی تخیلی به طور کامل خلاف منطق نیستند و هر چند هم اکنون شاهد چنین فضایی نیستیم ولی امکان وجود داشتن‌شان نیز غیرممکن و محال نیست. به طور کلی سبک‌های فانتزی، علمی تخیلی و وحشت خود زیرسبکی از سبک گسترده‌تری تحت نام ادبیات گمانه‌زن (Speculative Fiction) می‌شوند که خودشان به دلیل گستردگی بسیار بالایی که دارند، با وجود این که در سبکی بزرگ‌تر قرار می‌گیرند، اما به طور کلی یک سبک اصلی و مستقل از سایر سبک‌ها شمرده می‌شوند.

از جمله معروف‌ترین نویسندگان سبک فانتزی در قرن ۲۰ و ۲۱، می‌توان به جی.آر.آر.تالکین، سی.اس.لوئیس، جی.کی.رولینگ و جورج آر.آر.مارتین اشاره کرد. به جز این افراد، افراد خیلی زیادی بودند که داستان‌های فانتزی فوق‌العاده‌ای نوشته‌اند، ولی شاید این چند نفر خیلی بیش‌تر در معرض توجه و شناخت افراد قرار گرفتند. از نویسنده‌های یاد شده هم فیلم و هم بازی‌های زیادی ساخته شده است که البته در این میان، در زمینه بازی شاید موفق‌ترین آثار بازی‌هایی بودند که بر اساس آثار تالکین ساخته شده‌اند. بدون شک تالکین یکی از بزرگ‌ترین نویسنده‌های ژانر فانتزی محسوب می‌شود که با خلق سرزمین میانه و نوشتن آثاری چون هابیت، ارباب حلقه‌ها، سیلماریلیون و… تأثیر غیرقابل انکاری بر ژانر فانتزی گذاشته است و بخش اعظم آثار فانتزی که بعد از آثار او نوشته شده‌اند، به‌وضوح از آثار این نویسنده تاثیر پذیرفته‌اند. البته این تاثیر پذیرفتن صرفا به معنای تقلید نیست و خیلی از موجوداتی که در آثار تالکین حضور دارند، در اصل از افسانه‌های فولکلور مردم اروپا و بیش‌تر افسانه‌های آنگلوساکسون سرچشمه می‌گیرند، اما تالکین نقش قابل توجهی در جلب توجه نسبت به این موجودات و نشان دادن پتانسیل بالای سبک فانتزی داشته است و بعد از آثار او حضور این گونه موجودات در آثار فانتزی افزایش یافته است.

سبک فانتزی خود زیرسبک‌هایی دارد که البته شمارشان حدودا به عدد ۳۰ می‌رسد و توضیح همه‌ی آن‌ها از حوصله‌ی مطلب خارج است؛ از این رو در زیر به طور مختصر به ۲ تا از آن‌ها که شاید دامنه گسترده‌تری دارند، اشاره می‌کنیم؛ اما قبل از آن باید این نکته را نیز یادآور شویم که سبک‌ها و زیرسبک‌ها در زمینه داستان، مرز کاملا تعیین شده‌ای ندارند و خیلی از عناوین، می‌توانند در چند رده‌ی مختلف قرار بگیرند. پس نباید انتظار داشت که با یک تعریف کاملا خاص و مشخص طرف باشیم که یک سبک یا زیرسبک را به طور کامل از سایر بخش‌ها جدا کند.

فانتزی تاریک (Dark Fantasy):

این زیرسبک از فانتزی، دارای عناصری از آثار ترسناک است و دنیاهای این عناوینی عموما تاریک‌تر و خفه‌تر از سایر عناوین فانتزی هستند. در اکثر آثار فانتزی تاریک، با فضاهای افسرده و تاریک رو به‌ رو هستیم و وقایع تلخ و ناراحت‌کننده‌ی بسیاری در این دنیاها اتفاق می‌افتد. مفاهیمی چون افسردگی، قتل و… به طور واضح در این عناوین نمود پیدا می‌کنند. به دلیل همین تعریف و این که عناوین این سبک تمی تاریک و افسرده دارند، می‌توان عناوین فانتزی بسیاری را در این دسته قرار داد که شاید از نظر ظاهری نیز شباهت خیلی بالایی به جز یک سری مفاهیم نداشته باشند و از این رو این تعریف، دامنه گسترده‌ای را می‌تواند در بربگیرد.

فانتزی حماسی یا والا (High / Epic Fantasy):

آثار سبک فانتزی حماسی، همان‌طور که از اسم‌شان نیز معلوم است، داستان‌هایی حماسی و بزرگ دارند. تقریبا تمامی این عناوین دنیاهای خاص و منحصر به فرد خودشان را دارند و انواع موجودات جادویی و جادوهای مختلف در آن وجود دارد. موجوداتی نظیر الف، دوآرف، اژدها، آندِد (Undead)، غول و موارد این‌چنینی در اکثر اوقات در چنین داستان‌هایی وجود دارند. بارزترین و شاید تاثیرگذارترین اثر در این سبک، بدون تردید ارباب حلقه‌ها و سایر آثار مربوط به سرزمین میانه هستند. در بسیاری از آثار فانتزی والا، داستان از دید چند قهرمان روایت می‌شود و صرفا یک نفر همه‌ی بار اصلی وقایع داستان را به دوش نمی‌کشد.

توضیحاتی در زمینه انتخاب عناوین:

در ادامه، لیست و توضیحاتی از ۱۰ بازی یا فرنچایز برتری که در فضای فانتزی به وقوع می‌پیوندند نوشته شده که البته در اصل ۲۰ فرنچایز هستند که در دو قسمت برای شما کاربران گرامی به انتشار خواهند رسید و در هر بخش ۱۰ سری بازی برتر در این زمینه را برای شما معرفی می‌کنم. البته در ابتدا لازم است تا در مورد انتخاب این عناوین نکاتی کلی را ذکر کنیم. همان‌طور که گفته شد، خیلی از بازی‌ها و فیلم‌ها در چند سبک قرار می‌گیرند و به علاوه سبک فانتزی نیز خود زیرسبک‌های فراوانی دارد. اگر بخواهیم همه‌ی این زیرسبک‌ها را در نظر بگیریم، مطمئنا با توجه به این که خیلی عناوین مهم فانتزی وجود خواهند داشت که هیچ کدام را نمی‌توان نادیده گرفت، با فهرستی نزدیک به ۱۰۰ عنوان رو به‌ رو خواهیم شد (البته هرچند مقالاتی از معرفی 100 برتر تاریخ را در وینفون مشاهده کرده‌اید). از این رو از بازی‌هایی که شاید کمی فانتزی باشند ولی این سطح فانتزی بودنشان در حد عناوین دیگر نیست، در لیست صرف نظر شده است. مثلا بازی Dishonored را می‌توان در زیرسبکی از فانتزی که با نام Gaslamp Fantasy شناخته می‌شود قرار داد، اما به راحتی می‌توان دید که سطح فانتزی بودن و موجودات تخیلی این عنوان به مراتب از آثاری چون ارباب حلقه‌ها و… پایین‌تر است و نمی‌توان آن را به معنای عامی که از فانتزی می‌شناسیم، در بازی‌های فانتزی دسته‌بندی کرد. به علاوه بخش عظیمی از بازی‌هایی که بر اساس انیمه ها یا مانگاهای ژاپنی ساخته شده‌اند را نیز می‌توان فانتزی حساب کرد که واقعا باعث می‌شد امکان انتخاب تنها ۲۰ عنوان غیرممکن باشد، از این رو به طور کامل از بازی‌های انیمه‌ای صرف نظر کرده‌ایم (البته با توجه به اینکه اکثر گیمرهای ایرانی علاقه چندانی به بازی‌های ژاپنی ندارند، نادیده گرفتن آن‌ها شاید آن قدر هم بد نباشد. البته با تمام احترام نسبت به طرفداران بازی‌های ژاپنی که من نیز جزئی از آن‌ها هستم).

پس با توجه به این نکات، عناوینی که صرفا کمی جادوگری یا موجودات جادویی یا دیگر عناصر سبک فانتزی در آن‌ها وجود دارد ولی تم واقع‌گرایی آن‌ها بیش‌تر از تم فانتزی‌شان است، در این لیست قرار نگرفته‌اند. این موضوع به معنای بد بودن یا ضعیف‌تر بودن آن بازی‌ها نسبت به بازی‌های لیست نیست، بلکه سطح فانتزی بودن آن‌ها در حدی نبوده است که در میان این عناوین قرار بگیرند. از این رو صرفا عناصر کوچک تخیلی در بازی دلیلی برای قرار گرفتن در میان این بازی‌ها نیست و باید واقعا بازی در سطحی باشد که به‌وضوح بتوان فانتزی بودن و استفاده از عناصر تخیلی فراوان را در آن دید. در آخر در این لیست از بازی‌هایی که چند نسخه‌ی باکیفیت داشته‌اند، به صورت کلی یاد کرده‌ایم و مثلا برای عناوین Dark Souls و Demon’s Souls که فضای آن‌ها خیلی به هم نزدیک است و در کل از سری Souls محسوب می‌شوند یک جایگاه در نظر گرفته شده است. تنها در صورتی ممکن است از یک سری دو عنوان مجزا حضور داشته باشند که اساسا دو نسخه با هم متفاوت بوده و فقط از بعضی لحاظ شباهت داشته باشند. مثلاً سری Warhammer 40000 و Warhammer Fantasy به جز این که نژاد موجودات حاضر در هر دو یکی است، هیچ شباهت دیگری ندارند و حتی محیط یکی فضایی است و دیگری در یک سیاره روایت می‌شود و به طور کامل با هم فرق دارند و از این رو در دو جایگاه مجزا قرار دارند. در ضمن باید حتما نسخه‌ای بعد از سال ۲۰۰۰ از بازی‌های مورد نظر منتشر شده باشد. با این حال خوب بودن این نسخه ملاک نیست و اگر نسخه‌ی بعد از ۲۰۰۰ خیلی تاثیرگذار نبوده باشد، اما نسخه قبلی موفقیت بالایی داشته باشند، بازی می‌تواند در لیست قرار بگیرد.

معیار انتخاب عناوین ابتدا دنیای فانتزی آن‌ها و استفاده از المان‌های سبک فانتزی به شکل مناسب بوده و بعد از آن مواردی نظیر گیم پلی و… در نظر گرفته شده‌اند. در مورد اکثر عناوین نوع فانتزی بازی نیز ذکر شده ولی یک عنوان با وجود فانتزی بودنش، به شکل کلی در زیرسبک‌های معمول فانتزی قرار نمی‌گیرد و برای همین نوعی برای آن ذکر نشده است. در ادامه این شما و این قسمت اول برترین بازی‌های ژانر فانتزی.

مجموعه DarkSiders

  • سازنده: Vigil Games
  • سبک گیم‌پلی: هک اند اسلش
  • نوع فانتزی: Dark Fantasy

سری DarkSiders با داستان خاص و گیم‌پلی جذاب خودشان، از همان ابتدا سر و صدای زیادی کردند. بازی‌های این سری کیفیت بالایی در میان بازی‌های Hack & Slash داشتند و در این میان داستان آن‌ها هم آن‌قدر خوب بود که باعث بشود بازیکن هر طور که شده برای پیش‌روی در بازی سعی کند تا ببیند سرانجام داستان چه می‌شود. متاسفانه بعد از ورشکست شدن شرکت THQ، شرکت Vigil Games و بازی DarkSiders به دست استودیوی Nordic Games افتاد و بعد از آن به جز یک بازسازی از نسخه دوم، شاهد عنوان جدیدی در سری نبودیم. این در حالی است که نسخه اول بازی در نقطه بسیار حساسی به اتمام رسید و نسخه دوم آن هم وقایع پیش از نسخه اول را روایت می‌کرد و همه‌ی کسانی که بازی‌های این سری را انجام داده‌اند، بی‌صبرانه منتظر بودند تا خبری از نسخه سوم آن منتشر شود و بالاخره سرنوشت داستان جذاب سری مشخص شود. خوشبختانه در سال 2018 شاهد نسخه سوم این بازی بودیم و بازیکنان باری دیگر، ولی این بار با کنترل شخصیت خشم (Fury) توانستند پا به دنیای فانتزی این مجموعه بگذارند.

داستان DarkSiders درباره جنگ‌هایی است که میان شیاطین و فرشتگان در گرفته است. در این میان شورایی تحت عنوان شورای سوخته وظیفه برقراری تعادل این نبرد را بر عهده دارد. انسان‌ها نیز کم کم وارد این نبرد می‌شوند. شورای سوخته چهار نفر را نیز که با نام چهار سوار آخرالزمان شناخته می‌شوند، مامور کرده است تا در مواقع لازم در جنگ دخالت کنند. این چهار سوار، جنگ، مرگ، نزاع و خشم (War, Death, Strife and Fury) نام دارند. در زمان حال و در حالی که در سرزمین انسان‌ها نبردی در گرفته است، جنگ ناگهان دخالت می‌کند و بعد از این که وارد نبرد می‌شود، می‌فهمد که هنوز وقت آمدن نبوده و سه سوار دیگر وارد نبرد نشده‌اند. شورای سوخته او را محاکمه می‌کنند و به خاطر شروع زودهنگام آخرالزمان محکوم می‌شود. از طرفی او خود را بی‌گناه می‌داند و از این رو درخواست فرصتی برای یافتن بانیان اصلی این واقعه می‌کند و این گونه، داستان این سری شروع می‌شود. به طور کلی داستان این سری پتانسیل بسیار بالایی دارد و در طول داستان نیز اتفاقات خیلی جالبی رخ می‌دهد و داستان بازی هر لحظه جذاب‌تر می‌شود و در نقطه حساسی به پایان می‌رسد. وقایع داستانی بازی در نسخه دوم نیز بیش‌تر بسط می‌یابند ولی نسخه دوم نیز قبل از وقایع نسخه اول روایت می‌شود و هم‌چنان نیاز به ساخت نسخه بعدی سری برای ادامه دادن داستان آن احساس می‌شد، که البته نسخه سوم با وجود نکات مثبتی که داشت، اما متاسفانه نتوانست آن طور که باید و شاید روایت داستانی درخور این مجموعه را برای‌مان تعریف کند.

مجموعه Castlevania

  • سازنده: Konami
  • سبک گیم‌پلی: اکشن ماجراجویی
  • نوع فانتزی: Dark Fantasy

سری کسلوانیا را به نوعی می‌توان معروف‌ترین فرنچایزی دانست که در مورد دراکولا و ومپایر ها ساخته شده است. اولین نسخه‌های این سری در سال ۱۹۸۶ منتشر شده‌اند و نشان می‌دهند که این سری واقعا پیشینه طولانی دارند. داستان این سری و گیم‌پلی خوب آن از همان نسخ اول باعث محبوبیت این عنوان شده‌اند، هر چند که در نسخه‌ی آخر این سری (Lords of Shadow 2) انتقادات زیادی به خاطر کیفیت پایین گیم‌پلی به آن وارد شد.

داستان این سری همان‌طور که گفته شد در مورد ومپایر ها و دراکولا‌ها است. شخصیت‌های اصلی این سری اعضای خاندان بلمونت هستند که به صورت اجدادی شکارچی دراکولا بوده و وظیفه دارند دراکولا را که معمولا هر صد سال احیا می‌شوند، بکشند. به جز دراکولا، موجودات وحشی و بدذات دیگری نظیر گرگینه ها و سایر موجوداتی که در این گونه آثار حضور دارند نیز سد راه اعضای این خاندان می‌شوند. سلاح اصلی این خاندان نیز شلاقی است که از آن با نام Vampire Killer یاد می‌شود و ویژگی‌های این شلاق و در داستان نقش اساسی دارند. این توضیحاتی به نوعی کلیت داستان این سری را بیان می‌کند، ولی در طول داستان اتفاقات بسیار زیادی می‌افتد که باعث جذابیت آن و رقم خوردن اتفاقات مختلف می‌شود. داستان این سری را می‌توان تا حدودی الهام گرفته از آثار کلاسیک سینمای وحشت و همین طور کتاب‌های برام استوکر دانست. حتی اشاره‌ای به خود برام استوکر نیز در بازی وجود دارد و نام یکی از شخصیت‌های بازی ورام استوکر است. کاملا مشخص است که تنها حرف اول کلمه برام تغییر کرده است. به طور کلی این سری در به وجود آوردن یک فضای تاریک و داستانی مبتنی بر ومپایر بسیار موفق عمل کرده است و هر چند در نسخه‌ی آخر افت شدیدی داشته ولی به طور کلی، از جمله موفق‌ترین و در عین حال قدیمی‌ترین بازی‌های فانتزی محسوب می‌شود.

Bloodborne

  • سازنده: From Software
  • سبک گیم‌پلی: اکشن-نقش‌آفرینی
  • نوع فانتزی: Dark Fantasy

به طور کلی شرکت فرام سافت‌ور و مغز متفکر این شرکت، آقای هیدتاکا میازاکی استاد ساخت بازی‌های نقش‌آفرینی خاص هستند. این بازی نیز از گیم‌پلی شبیه به سری سولز بهره می‌برد و اولین بازی سازندگان بود که به طور اختصاصی برای یکی از کنسول‌های نسل ۸ ساخته شد. همانند سری سولز، این بازی نیز عنوانی سخت است و اصلا قرار نیست که چیزی راحت در آن به دست بیاید.

محیط‌های بازی، فضایی به مراتب خفه‌تر، سنگین‌تر و تاریک‌تر از دارک سولز هستند و برخلاف سری سولز که در مکان‌های مختلفی به وقوع می‌پیوست و از این رو بخش‌های کمی روشن‌تر نیز داشت، Bloodborne تماما در شهری به نام یارنام (Yharnam) روایت می‌شود که کاملا تاریک و خفه است. خون در این عنوان همان‌طور که از نامش هم مشخص است نقشی اساسی ایفا می‌کند و همین موارد باعث شده‌اند که فضای بازی خیلی تاریک‌تر از سری سولز باشد و با چیزی کاملا جدید رو به‌ رو باشیم. موجودات این بازی نیز به مراتب ترسناک‌تر و وحشتناک‌تر از موجودات دارک سولز هستند. همانند سری سولز، این محیط‌ها و موجودات بار اصلی روایت داستان را به دوش می‌کشد و این موضوع به همراه فضای خاص بازی باعث می‌شود که باری دیگر به توانایی استودیوی فرام سافت‌ور در ساخت محیط‌های خاص و منحصر به فرد پی ببریم؛ محیط‌هایی که در جای جای آن، متوجه وسواس سازندگان برای روایت هر چه بهتر داستان از طریق محیط می‌شویم. بی‌گمان این بازی نیز از بهترین بازی‌هایی است که از فضای فانتزی و موجودات تخیلی و عجیب و غریب به نحوی بسیار عالی استفاده کرده است.

مجموعه Souls

  • سازنده: From Software
  • سبک گیم‌پلی: اکشن-نقش‌آفرینی
  • نوع فانتزی: Dark Fantasy

بدون شک سری سولز، یکی از موفق‌ترین بازی‌هایی است که فضایی تخیلی و فانتزی دارد. این سری با وجود سختی بالایش، به دلیل طراحی بسیار خوب گیم‌پلی و همین طور فضای بازی، به سرعت به یکی از پرطرفدارترین بازی‌ها تبدیل شد. این سری سعی نداشته به بازیکن باج بدهد و به او کمک کند تا به راحتی بازی را تمام کند؛ بازیکن باید خودش با زحمت در بازی پیشروی کند و پیشرفت کند.

اما در مورد محیط‌های بازی. این بازی با وجود این که مناظر زیبای بسیاری دارد ولی تمی تاریک و خفه دارد. شخصیت‌هایی که بتوانید با آن‌ها صحبت کنید در بازی بسیار کم هستند و فضای بازی، شکلی فاجعه‌زده دارد. موجودات عجیب و غریب در سرتاسر بازی به چشم می‌خورند که ۹۵ درصد آن‌ها، انسان نیستند. باس‌های بازی طراحی‌های بسیار خاصی و ترسناکی دارند. در عین حال محیط‌های بازی صرفا برای جذابیت ظاهری ساخته نشده‌اند. تک تک موجودات بازی و همین طور اجزای محیط، در جهت روایت داستان در بازی قرار گرفته‌اند و حضور هیچ نوع موجودی در یک محیط بی‌دلیل نیست و هر چیزی که در محیط قرار دارد، هر چه قدر هم که عجیب باشد، نقشی در داستان بازی دارد. در واقع محیط‌های فانتزی‌این بازی با فضای خاص خود، نقش اساسی در شیوه روایت بازی دارند و روایت بخش عظیمی از داستان بازی بر عهده محیط‌های بازی است و خیلی کم پیش می‌آید که داستان بازی به شیوه‌های سنتی سایر عناوین روایت شود. هر سه نسخه‌ی سری دارک سولز از کیفیتی بالا چه در گیم‌پلی و چه در طراحی محیط برخوردار بودند و به طور کامل می‌توان آن‌ها را عنوانی کاملا خاص در زمان عرضه‌شان دانست. حتی بسته‌های گسترش دهنده‌ای که برای این مجموعه منتشر شدند نیز از کیفیت بسیار بالایی در زمینه طراحی محیط برخوردار بودند و به خوبی داستان هر عنوان را بسط داده بودند. سطح توجه بسیار بالای سازندگان به محیط‌های بازی و همین طور استفاده‌ی خوب و به‌جا از عناصر سبک فانتزی برای روایت داستان خاص بازی، بدون تردید سری سولز را تبدیل به یکی از بهترین بازی‌های فانتزی کرده است.

در مورد Demon’s Souls هم وضع به همین شکل است. البته باید توجه داشت که داستان این دو بازی به طور کامل به هم مرتبط نیست ولی فضا و محیط آن‌ها و عناصر حاضر در گیم پلی بی‌تردید شباهت‌های بسیار زیادی به هم دارند و به نوعی، Dark Souls دنباله معنوی Demon’s Souls محسوب می‌شود که هر چند داستان آن‌ها مستقیما به هم ربط ندارد، ولی در سری دارک سولز ارجاعات بسیاری را به Demon’s Souls شاهد هستیم. به دلیل شباهت بالای دنیاهای سری دارک سولز و عنوان Demon’s Souls، این دو عنوان با هم دیگر در لیست نوشته شدند تا امکان قرار گرفتن بازی‌های بیش‌تری در لیست مهیا باشد؛ هر چند هر دو به قدری خوب از فضای فانتزی استفاده کرده‌اند که می‌شود دو رتبه‌ی مجزا به هر کدام اختصاص داد.

مجموعه Devil May Cry

  • سازنده: Capcom و Ninja Theory
  • سبک گیم‌پلی: اکشن ماجراجویی، هک اند اسلش
  • نوع فانتزی: Dark Fantasy

سری Devil May Cry با وجود این که در کل 6 عنوان از آن منتشر شده است ولی در همین 6 عنوان به موفقیت بالایی در سبک Hack & Slash دست یافت و یکی از بازی‌های صاحب سبک و استاندارد هک اند اسلش محسوب می‌شود. داستان این سری نیز پیچ و خم‌های زیادی دارد و در مورد شخصیت‌های آن و نقش آن‌ها نیز بحث‌های فلسفی زیادی می‌توان کرد.

داستان بازی در مورد شخصیتی به نام دانته است که به نوعی نیمه فرشته-نیمه شیطان محسوب می‌شود. هر قسمت بازی داستان‌های متفاوتی دارد که به نوعی به هم مرتبط می‌شوند و بخش اعظم آن‌ها با موضوع کلی شکست یک موجود شیطانی قوی که سعی در ورود به دنیا و نابودی را دارد، پیگیری می‌شود، ولی وقایعی که در این میان اتفاق می‌افتد و پیچش‌های داستانی بازی و همین طور رو شدن هویت‌های واقعی افراد باعث جذابیت بازی می‌شود. داستان بازی را می‌توان تا حدودی الهام گرفته از کتاب کمدی الهی دانته دانست و ارجاعات زیادی به این کتاب در آن دیده می‌شود. مثلا نام خود دانته، شخصیت اصلی بازی، با توجه به نام دانته آلیگیری نویسنده کتاب اتخاذ شده است. در مورد انتخاب نام خود بازی و اصطلاح Devil May Cry و شباهت آن با اصطلاح Devil May Care که به افراد بی‌پروا اطلاق می‌شود، می‌توان بحث‌های زیادی کرد. البته این نام در اصل اسم فروشگاه دانته در بازی است که در قسمتی از بازی به Devil Never Cry تغییر می‌کند، اما در کل می‌توان به طور خیلی مفصلی در مورد دلیل انتخاب این نام برای بازی و ارتباط آن با بخش‌های مختلف این عنوان صحبت کرد. این سری فضای خاص و منحصر به فردی دارد (خصوصا جدیدترین نسخه آن که چند هفته پیش منتشر شد) که در کمتر بازی شاهد آن بوده‌ایم و قطعا شایستگی حضور در لیست را دارد.

مجموعه Diablo

  • سازنده: Blizzard Entertainment
  • سبک گیم‌پلی: اکش-نقش‌آفرینی، نقش‌آفرینی
  • نوع فانتزی: Dark Fantasy

شرکت بلیزرد توانایی بالایی در ساخت بازی‌های فانتزی فوق‌العاده موفق دارد. در کنار سری وارکرفت، مجموعه دیابلو نیز از جمله دیگر بازی‌های موفق این شرکت هستند. این سری از همان ابتدا با گیم‌پلی خوب و داستان جالب‌شان به موفقیت‌های بالایی دست یافتند و این موفقیت در تمامی نسخ بازی وجود داشت. نسخه سوم بازی چه قبل عرضه و چه بعد آن چندین رکورد مربوط به فروش و پیش‌فروش را جا به جا کرد و از این رو متاسفانه در روز اول با مشکلات اتصال به سرور بازی همراه بودیم. ضمن این که این بازی تنها بازی بلیزرد است که زمانی انحصاری رایانه‌های شخصی بوده، ولی هم اکنون برای کنسول‌ها نیز عرضه شده است. نکته جالبی که در مورد این عنوان وجود دارد این است که سطح کیفی گیم‌پلی آن به قدری بالاست که این عنوان به نوعی یک سبک محسوب می‌شود و بازی‌های خیلی زیادی با تقلید از آن ساخته شده‌اند که اصطلاحا به آن‌ها Diablo-like گفته می‌شود.

سری دیابلو در دنیای خاص اتفاق می‌افتد که شیاطین و موجودات اهریمنی به آن حمله کرده‌اند و فضاهایی با تم بهشت و جهنمی در آن زیاد دیده می‌شود. دشمن اصلی شما در این سری، شیطانی به نام دیابلو است. چندین موجود شیطانی دیگر با قدرت‌هایی تقریبا هم اندازه دیابلو نیز در بازی وجود دارند، ولی به هر حال دشمن اصلی دیابلو است. موجودات شیطانی و عجیب و غریب بسیار زیادی در بازی وجود دارند که شاید از نظر ظاهری شباهت‌هایی به سایر آثار فانتزی داشته باشند ولی به طور کلی موجودی هم نام یا کاملا شبیه آن‌ها به جز معدود مواردی در سایر آثار فانتزی یافت نمی‌شود. محیط‌های خونین و وحشتناک نیز در بازی بسیار یافت می‌شوند و در اعماق سیاهچال های خونین آن باس‌هایی وحشتناک و سخت انتظار بازیکن را می‌کشند. به طور کلی سری دیابلو از جمله بازی‌هایی است که توانسته یک دنیای فانتزی خاص و منحصر به فرد را خلق کند و در کنار این با گیم‌پلی نوآورانه‌اش، به نوعی پایه‌گذار سبکی از بازی‌ها نیز باشد. قطعا چنین عنوانی باید در لیست بازی‌های فانتزی موفق قرار داشته باشد.

مجموعه Fable

  • سازنده: Lionhead Studios
  • سبک گیم‌پلی: اکش-نقش‌آفرینی
  • نوع فانتزی: High Fantasy

سری Fable از جمله بازی‌هایی است که نسخه‌های اول و دوم آن، سر و صدای زیادی کردند و نسبت به نسخه‌های بعدی، از کیفیت بالاتری برخوردار بودند. گیم‌پلی بازی نوآوری‌های زیادی داشت و مکانیک‌های نقش‌آفرینی در آن به خوبی پیاده شده بودند. بازی در زمان خود از گرافیک خیلی خوبی بهره می‌برد و از جمله عناوینی بود که به موفقیت کنسول‌های مایکروسافت کمک زیادی کرد.

بازی در حکومتی با نام آلبیون (Albion) به وقوع می‌پیوندد. به مانند همه‌ی بازی‌های High Fantasy، در بازی جادو و موجودات فانتزی و عجیب و غریب نقشی اساسی دارند. مکان‌های بازی نیز تنوع خیلی خوبی دارند و همین موضوع به جذابیت همه‌ی نسخه‌های این عنوان کمک زیادی کرده است. نکته‌ی جالبی که در مورد عناوین اصلی این سری وجود دارد، این است که هر کدام در اصل یک دوره تاریخی از سرزمین آلبیون هستند؛ نسخه اول معادل دوران قرون‌ وسطی است، نسخه دوم معادل دوران رنسانس و عصر روشنفکری است و قسمت سوم هم در دوران انقلاب صنعتی اتفاق می‌افتد. با توجه به همین موضوع، در هر نسخه از بازی شاهد شکل خاصی از ساختمان‌ها بوده‌ایم. مثلا در نسخه‌ی سوم شاهد کارخانه‌ها و محیط‌های صنعتی الهام گرفته از دوران ویکتوریایی بودیم. یکی از نکات جالبی که در مورد این سری وجود دارد، نقش مرغ در آن است. در نسخه‌ی اول لقب ابتدایی شخصیت شما تعقیب‌کننده‌ی مرغ (Chicken Chaser) است و در نسخه سوم هم سینماتیک ابتدای بازی فرار یک مرغ را نشان می‌دهد. به طور کلی در این سری چنین مواردی طنزی به‌وفور یافت می‌شود و همین مورد فضای این سری را منحصر به فرد می‌کند. سری Fable نیز جزو بازی‌های موفق فانتزی محسوب می‌شود که متاسفانه ساخت نسخه‌های چند سال پیش آن با وجود تبلیغات فراوان کنسل شده است.

مجموعه Dragon Age

  • سازنده: BioWare
  • سبک گیم‌پلی: اکش-نقش‌آفرینی
  • نوع فانتزی: High Fantasy و Dark Fantasy

سری Dragon Age قطعا از جمله موفق‌ترین بازی‌های نقش‌آفرینی محسوب می‌شوند که داستان بسیار غنی نیز دارند. بعد از انتشار اولین نسخه‌ای سری با نام Dragon Age: Origins این عنوان به سرعت مورد تحسین منتقدان قرار گرفت و به یکی از موفق‌ترین بازی‌های سال عرضه‌اش تبدیل شد. بعد از آن چندین بسته گسرش دهنده و یک بسته توسعه دهنده (Expansion Pack) نیز برای آن عرضه شد که همگی کیفیت بالایی داشتند. نسخه دوم بازی علیرغم این که کیفیت بدی نداشت، ولی خیلی باب طبع طرفداران نسخه اول سری نبود ولی نسخه سوم با نام Dragon Age: Inquisition دوباره توانست نظر طرفداران را به اندازه نسخه اول به خود جلب کند و موفقیت بسیاری کسب کرد.

داستان این سری در قاره‌ای به نام Thedas به وقوع می‌پیوندد. به مانند بسیاری از بازی‌های فانتزی، انواع اقسام موجودات عجیب و غریب در بازی حضور دارند که بعضی‌هایشان دوست و بعضی‌ها دشمن‌اند. نیروی شر اصلی این سری، موجوداتی با نام Darkspawn هستند که صرفا یک گونه خاص نیستند و یک گروه شیطانی‌اند که قصد تصرف سرزمین Thedas را دارند و برای ورود به سرزمین Thedas باید راه‌های ورودی خاصی برای خود باز کنند. این راه خاص در عناوین مختلف این سری به شکل‌های گوناگونی بوده و مثلا در Inquisition از آن با نام شکاف (Breach) یاد می‌شود. یکی از مهم‌ترین موجودات حاضر در بازی نیز قطعا خود اژدهایان هستند و از نام بازی هم مشخص است که باید نقش اساسی در آن داشته باشند. نبرد با این موجودات در این سری بسیار خوب و حماسی از کار در آمده و نبرد با این موجودات از نقاط قوت اصلی بازی محسوب می‌شوند. از نظر نوع فانتزی نیز این عنوان را می‌توان هم‌زمان High Fantasy و Dark Fantasy به حساب آورد. از طرفی به دلیل تم حماسی و بزرگ‌مقیاس آن و شباهت به عناوین High Fantasy این بازی در این دسته قرار می‌گیرد و از طرفی هم به دلیل تم تاریک و خشن خود در بعضی بخش‌ها و درون‌مایه تاریک داستانی، در زمره عناوین Dark Fantasy قرار می‌گیرد. به هر صورت، سری Dragon Age یکی از موفق‌ترین فرنچایز های بازی‌های فانتزی محسوب می‌شوند و توانسته‌اند از پتانسیل حضور اژدهایان نیز به خوبی در بازی بهره ببرند.

مجموعه Final Fantasy

  • سازنده: Square Enix
  • سبک گیم‌پلی: اکش-نقش‌آفرینی
  • نوع فانتزی: Science Fantasy

سری Final Fantasy از جمله بازی‌های موفق ژاپنی است که نسخه‌های خیلی زیادی برای آن منتشر شده است. بیش‌تر این نسخه‌ها نیز با موفقیت بالایی چه از نظر فروش و چه از نظر نمرات منتقدان رو به‌ رو بوده‌اند. به طور کلی برای این سری تا به حال 15 عنوان اصلی و تعداد بسیار زیادی نسخه‌های فرعی در مجموعه‌های مختلف منتشر شده که نسخه ۱۵ آن سال 2016 منتشر شد. بازی‌های این سری به دلیل داستان پر پیچ و خم و جالب و همین طور گیم‌پلی خاص این سری که به نوعی نماد نقش‌آفرینی‌های ژاپنی محسوب می‌شود، به طور کلی عناوینی بسیار خوب بوده‌اند.

محیطی که این سری در آن به وقوع می‌پیوندد پر از موجودات، گیاهان و خیلی چیزهای عجیب و غریب دیگر است. شهرهایی که این سری در آن به وقوع می‌پیوندد، شکلی خاص و مدرن دارند، ولی در عین حال طبیعت آن پر از حیوانات فانتزی و وحشی است که به طور کلی نظیر آن‌ها را فقط در این سری می‌توان دید. داستان بازی نیز در این محیط فانتزی آن‌قدر پر جزئیات و بزرگ است که اصلا نمی‌توان به این راحتی‌ها همه چیز را در آن کشف کرد و بعد از عرضه این همه نسخه، آن‌ قدر پیچیده شده است که اگر طرفدار قدیمی سری نباشید، برای فهمیدن خیلی از جزئیات داستان باید کلی تحقیق کنید. نسخه ۱۵ام این سری را اگر تجربه کرده باشید، مطمئناً از وسعت دنیای بازی بسیار راضی خواهید شد؛ این نسخه اولین نسخه‌ای است که به طور اختصاصی برای کنسول‌های نسل ۸ منتشر شد و تجربه‌ی هر چه واقعی‌تر و طبیعی‌تر جهان عجیب این سری را در آن شاهد بودیم.

مجموعه God of War

  • سازنده: Sony Santa Monica
  • سبک گیم‌پلی: اکش-ماجراجویی، هک اند اسلش
  • نوع فانتزی: Mythic Fiction

سری God of War به نوعی محبوب‌ترین و موفق‌ترین سری بازی است که بر اساس اساطیر ملل خلق شده است. این بازی از همان ابتدا یکی از مهم‌ترین بازی‌های پلتفرم‌های سونی محسوب می‌شده و هم‌چنان نیز با معرفی نسخه‌ی جدید بازی، یکی از دلایل اصلی خرید پلی استیشن 4 از سال 2016 به بعد محسوب می‌شد. این بازی به نوعی یکی از بازی‌های صاحب سبک در میان بازی‌های Hack & Slash محسوب می‌شود و تبدیل به یکی از استانداردهای این سبک شده است.

داستان بازی در مورد فردی به نام کریتوس است. او فرزند زئوس، خدای خدایان یونانی است. خدای جنگ یونانیان که آرس نام دارد، او را فریب داده و باعث می‌شود که کریتوس همسر و فرزند خود را بکشد. بعد از آن وقایع مختلفی پیش می‌آید و کریتوس در پی انتقام از آرس و خدایان یونانی بر می‌آید و در این میان تقریبا هیچ یک از خدایان یونانی از آتش خشم او در امان نمی‌مانند. دنیای بازی پر از انواع و اقسام موجودات افسانه‌ای و اسطوره‌ای یونان باستان است و کریتوس نیز با یکایک آن‌ها دست و پنجه نرم می‌کند، از سایکلاپس و هیدرا و مدوسا گرفته تا خود خدایان یونان باستان، هیچ یک نمی‌توانند از خشم کریتوس در امان بمانند. بدون شک یکی از مواردی که باعث جذابیت این سری شده است، همین استفاده از موجودات اساطیری است. این موجودات تا به حال در بازی‌های بسیاری مورد استفاده قرار گرفته‌اند و پتانسیل بالای خود را در خلق عنوانی هیجان‌انگیز به خوبی نشان داده‌اند. مورد جالبی که در دنیای God of War وجود دارد این است که فقط موجودات اسطوره‌ای یونانی نیست که در بازی وجود دارند. در آخرین عنوان این سری که تنها با نام God of War شناخته می‌شود و در E3 2016 تریلری مفصل از آن به نمایش در آمد، کریتوس به سرزمین‌های شمالی رفته و در آن جا با خدایان و هیولاهای اسطوره‌ای اسکاندیناوی درگیر خواهد شد. بدون شک God of War 2018 یکی از بهترین‌ عناوین نسل هشتم و تاریخ بازی‌های ویدیویی و هم‌چنین جزو برترین عناوین فانتزی اسطوره‌ای است.

منتظر قسمت دوم این مقاله جذاب و خواندی باشید.

منبع : وینفون
373 پست
رسول امینی
I Was Born in 1997 and Played My First Game in 2005 Which it Was Resident Evil 4. A Huge Fan of Video Games, Especially Open-world, Historical and Survival Horror Genre and Spend a Lot of Time on Playing. My Top No-Doubt Games Are Dark Souls 3, The Witcher 3: Wild Hunt, Resident Evil 4, Horizon Zero Dawn, God Of War 2018 and Bloodborne. Most of the Time in My Daily Life, i Write Articles for WinPhone.Ir
مطالب مرتبط
تبلیغات
در مای نوکیا بخوانید
دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده
برای نوشتن دیدگاه می توانید به حساب کاربری خود وارد شوید ورود ارسال نظر به صورت مهمان
برچسب ها: , , , , , , , , , , , ,