_ایکس باکس و گیمینگ پنل جدید

15 بازی سبک ترسناک روان‌شناختی

بازی‌های زیادی وجود دارد که هیولاهای ترسناک بسیاری را به سمت بازی‌بازان پرتاب می‌کند و آن‌ها را مجبور می‌کند با نفرت فراوان به هیولاها شلیک کنند. هرچند عناوین دیگری نیز وجود دارد که حس وحشت را از راه‌های معنادارتری منتقل می‌کنند. بله، این بازی‌ها هم خون و خشونت فراوانی دارند، اما هدف‌شان این است که از راه‌های پیچیده‌تری وارد ذهن شما شوند و آزارتان دهند. با وینفون همراه باشید تا نگاهی بیندازیم به ۱۵ بازی ترسناک روان‌شناختی.

تا به حال پیش خود فکر کرده‌اید که ترس و ماهیت وجودی آن چیست؟ در واقع ترس یک احساس ناخوشایند است که به مرور، آن را در خود می‌پرورانیم. این حس زمانی شکل می‌گیرد که از چیزی می‌ترسیم و یا از آن واهمه داریم. علاوه بر این‌ها، ترس در چند دهه‌ی اخیر کلمه‌ای آشنا در صنعت بازی‌های ویدیویی به حساب می‌آید.

کلید تجربه‌های بعضاً شگفت انگیز ترس در مغز ما است. جایی که این عضو بدن به سختی می‌تواند تفاوت بین واقعیت و و موارد تکامل یافته به صورت غیر واقعی را تشخیص دهد. دکتر اندریو، دستیار پروفسور در دانشگاه ایندیانا معتقد است که این پدیده یک واکنش فیزیولوژیکی به عوامل خطرناک و ترسناک است. خواه واقعی باشند و خواه غیر واقعی و در قالب رسانه.

اما بازی‌های ترسناک چه طور ما را می‌ترسانند؟ بازی‌های ترسناک جدا از کیفیتی که دارند، باعث می‌شوند در برخی سطوح و به عنوان مخاطب فراموش کنیم که در حال تماشا و یا بازی کردن چیزی غیرواقعی هستیم. در واقع این مورد بسیار کمک می‌کند خود را در بطن داستانی خیالی و ترسناک ببینیم.

پس از رخداد این واقعه، ارتباط تنگاتنگ ما با شخصیت ماجرا سبب می‌شود دقیقاً تجربه‌ی او از ترس به ما نیز منتقل شود. این دقیقاً همان تجربه‌ای است که در زندگی واقعی نیز رخ می‌دهد. اما سوالی که به وجود می‌آید این است که آیا در اختیار داشتن کنترل یک ماجرا باعث تقویت ترس ما شده یا اثرات آن را کم‌رنگ می‌کند؟

در این باره دکتر جیمی مدیگان، روان‌شناس و نویسنده می‌گوید که به طور معمول داشتن کنترل اوضاع و دخیل بودن در آن باعث کاهش حس ترس می‌شود. در واقع وقتی کنترل را به دست دارید، یا در بازی پیش‌روی کرده و برنده می‌شوید و یا از آن زده شده و به سرعت کنسول بازی خود را خاموش می‌کنید.

به هر حال موضوعی که مشخص است این بوده که قدرت انتخاب و هم‌چنین وقوع اتفاقات غیرقابل پیش‌ بینی در بازی‌های ویدیویی آن قدر قدرت دارد که موجوب ایجاد وحشت و ترس در گیمر شود. در طی دو دهه ی اخیر به رقم پیشرفت‌های این صنعت با بازی‌های زیادی در سبک ترسناک روان‌شناختی همراه بودیم. از این رو در ادامه این مقاله قصد داریم به معرفی 15 بازی ویدیویی با این سبک بپردازیم.

Outlast

بازی Outlast 2 ممکن است از لحاظ جلوه‌های بصری پیشرفت قابل تحسینی داشته باشد، اما نسخه‌ی اول این بازی به شدت ترسناک‌تر است. در تیمارستان Mount Massive هیچ چیز سر جای خود نیست؛ از بیماران روانی ساکن آنجا گرفته تا یکی از اعجوبه‌های کریه منظر به نام Chris Walker که مدام مزاحم‌تان می‌شود. تمرکز اصلی بازی بر روی مخفی کاری و فرار از دشمنان، همراه با یک دوربین دید در شب است که در تاریکی به کمک‌تان می‌آید (هرچند برای شارژ آن نیاز به باتری دارید). از دیوانگی ناب گرفته تا خشونت افراطی در بازی، Outlast تجربه‌ای است که تا مدت‌ها بعد از تمام کردن بازی در ذهن‌تان باقی می‌ماند.

Condemned: Criminal Origins

Condemned: Criminal Origins یک بازی ترسناک روان‌شناختی تاثیرگذار است که شاید کمتر از آنچه لایقش است، مورد توجه واقع شده. بازی Condemned: Criminal Origins ترکیب نابی از روند بازجویی‌های پلیسی و وقایع ماورا الطبیعه، ارائه می‌کرد. هم‌چنین مبارزات تن به تن در بازی بسیار کثیف و خشونت بار بودند. خشونت بازی به حدی بیش از اندازه بود که حتی غیر طبیعی و ناپخته به نظر می‌رسید. ممکن است داستان آن زیاد مخاطب را درگیر خود نکند، اما مطمئناً این بازی از پس کار اصلی‌اش، که ترساندن بازی باز است، به خوبی بر می‌آید.

Amnesia: The Dark Descent

بازی‌های اول شخص ترسناک همیشه در انتقال حس ترس بهتر عمل می‌کردند، اما بازی Amnesia: The Dark Descent از این هم فراتر رفته و مخاطب خود را در دریایی از وحشت غرق می‌کند. نیاز اصلی شما در این بازی پیدا کردن نور و حفظ سلامتی عقلانی خودتان است. روایت داستان قطره‌ای با نوشته‌های کوتاهی که پس زمینه‌ای از داستان بازی ارائه می‌کند، شما را در دنیای گیج کننده و راز آلودی راهنمایی می‌کند. موجوداتی که در قلعه پرسه می‌زنند باعث می‌شوند در هر لحظه حواس‌تان جمع باشد و هم‌چنین حس درماندگی در بازی‌باز ایجاد می‌کند. ممکن است این بازی چیز جدیدی برای ارائه نداشته باشد، اما به خوبی موفق شد با تکیه بر اصول اولیه بازی‌های ترسناک، حس وحشت را به بازی‌بازان ارایه دهد.

SOMA

هر چند استودیوی Frictional Games می‌توانست نسخه‌ی دیگری از بازی ترسناک اول شخص خود، Amnesia، بسازد اما تصمیم گرفت با ساختن SOMA راه متفاوتی را پیش بگیرد. این بازی تنها یک عنوان ترسناک نبود و با فضای تاریک علمی تخیلی فانتزی خود و موجودات شیطانی نیمه مکانیکی موفق شد حس سردرگمیِ راز آلودی در مخاطب ایجاد کند. بازی‌بازان در یک مرکز تحقیقاتی در زیر آب پیش‌روی می‌کنند. در ابتدا آن‌ها به دنبال سر در آوردن از اتفاقات آنجا هستند، اما در ادامه با چیز بسیار جدی‌تری رو به رو خواهند شد. حتی اگر شما این بازی را روی درجه‌ی سختی آسان و بدون رویارویی با هیچ‌ یک از هیولاهای بازی، تمام کنید هم‌چنان داستان عمیق و روان‌شناختی SOMA ارزش تجربه کردن را دارد.

.F.E.A.R

سبک تیراندازی در جنگ جهانی دوم در سال ۲۰۰۵ محبوبیت بسیاری کسب کرد، اما یکی از بازی‌های این سبک موفق شد در میان عناوین دیگر سر بیرون آورد و برجسته شود. بازی F.E.A.R. ساخته‌ی Monolith Productions، به خاطر اکشن جذاب و هوش مصنوعی عالی‌اش شهرت یافت. هرچند هیچ‌ کس نتوانست حس ترسی که با این بازی تجربه کرده بود را فراموش کند. بیشتر این حس ترس از Alma نشات می‌گرفت. او یک دختر بچه‌ی شکست ناپذیر بود که در راهروها پرسه می‌زد و در بدترین شرایط ممکن رو به روی چشم‌تان ظاهر می‌شد. با گذر زمان ما از حالت اصلی Alma و وحشت‌هایی که درون او بود آگاه شدیم، اما در کل F.E.A.R. موفق شد اکشن بازی و نوشته‌های داستانی را بسیار ماهرانه در بازی بگنجاند.

Call of Cthulhu: Dark Corners of the Earth

زمانی که Resident Evil 4 ،Doom 3 و F.E.A.R. در سال ۲۰۰۵ تمام توجه‌ها را به خود جلب کرده بودند، این بازی اول شخص موفق شد در سبک Lovecraftian تجربه‌ای جدید ارائه کند. Call of Cthulhu: Dark Corners of the Earth لبریز از مخفی کاری و مکانیک‌های زنده ماندن است. هم‌چنین اتمسفر سنگین حاکم بر آن شما را به چالش ذهنی می‌طلبد. صدابرداری و فهم اندک مخاطب از طبیعت ترس در این بازی موجب می‌شود آن‌ها هرچه بیشتر و عمیق‌تر غرق آن شوند. مخاطبان با درماندگی می‌خواهند از وحشت‌های این بازی فرار کنند، اما نمی‌توانند از آن روی برگردانند. بله Cthulhu این است.

I Have No Mouth, and I Must Scream

بسیاری از بازی‌های حاضر در این فهرست آزار دهنده هستند، اما هیچ کدام به گرد پای I Have No Mouth, and I Must Scream نمی‌رسند. این بازی براساس داستان کوتاهی از Harlan Ellison، که خود یکی از طراحان بازی است، ساخته شده. داستان بازی بر روی AM تمرکز دارد. این ابررایانه علاقه‌ای غیرمعمول به شکنجه‌ی روانی انسان‌ها دارد و برای ۵ شخصیت بازی، داستانی ساخته است که آن‌ها را با بدترین ترس‌های‌شان رو به رو کند. در ماجرایی درباره‌ی رستگاری و فهم طبیعت انسان، I Have No Mouth, and I Must Scream will محدودیت‌های شما را امتحان خواهد کرد.

The Evil Within 2

نسخه‌ی اول The Evil Within ایده‌های جذاب بسیاری داشت، اما در پیاده سازی آن‌ها نتوانست به خوبی عمل کند. خوشبختانه The Evil Within 2 حتی بیشتر از نسخه‌ی اول موهای تن‌تان را سیخ خواهد کرد و کابوس‌های جدیدی برای زمانی که می‌خوابید، به شما هدیه می‌دهد؛ از Obscura، یک دوربین عکاسی با سه پا، گرفته تا Anima که سریعاً فیلم Mamaی کارگردان سینما Guillermo del Toro را به یادمان می‌اندازد. سرعت پیشرفت بازی و مبارزات آن، بسیار بهبود یافته است. ترکیب سبک زنده ماندن با عجایب خیالی درون بازی حقیقتاً The Evil Within 2 را به تجربه‌ای وحشتناک بدل کرده است.

Eternal Darkness: Sanity’s Requiem

بیشتر بازی‌ها از ایده‌ی سلامت روانی و تاثیرات آن بر شخصیت بازی، به وفور استفاده می‌کنند اما Eternal Darkness: Sanity’s Requiem سطح جدیدی از این ایده را معرفی کرد. این بازی با کشتن بازی‌باز در توهم‌های مختلف، قطع کردن دسته‌ی بازی، خاموش کردن تلویزیون و هر چیز دیگری که در توان داشت سعی می‌کرد شما را از پای در بیاورد. هم‌چنین این بازی موفق شد با داستان عجیب و غریب و ترسناکش که شامل شخصیت‌های فراوان و نسل‌هایی از خونریزی و وحشت بود، احترام بیشتری به دست آورد.

Silent Hill 2

اولین نسخه از مجموعه‌ی Silent Hill ساخته‌ی شرکت کونامی، موفق شد با ترس روان‌شناختی و جلوه‌های بصری سرسام آور خود، به یکی از تأثیرگذارترین بازی‌ها تبدیل شود. Silent Hill 2 یک مرحله از آن نیز فراتر رفت و با غرق کردن بازی‌باز در فانتزی‌های دیوانه‌وار James Sunderland در سرزمینی خیالی، او را سر در گم کند. این بازی به خاطر فضای سنگین خود، معرفی کله هرمی و کند و کاو بخش‌های تاریک روح آدمی، شناخته شده است و البته موسیقی آن که اثر Akira Yamaoka می‌باشد نیز به عظمت این بازی افزوده است.

Sanitarium

Sanitarium یک بازی بی‌نقصی نیست. در هنگام عرضه این بازی باگ‌های فراوانی داشت و کنترل آن بسیار دشوار بود و به مدتی زمان نیاز داشت تا از آن سر در بیاورید. البته این مشکلات با وجود داستان درگیر کننده و طبیعت آزاردهنده‌ی محتوای بازی، بسیار ناچیز محسوب می‌شوند. شخصیت اول بازی، Max در تصادفی حافظه‌اش را از دست می‌دهد و در یک بیمارستان روانی به هوش می‌آید. او هویتش را فراموش کرده و در طول بازی، وارد دنیاهای مختلفی می‌شود و حتی یک سیرک دیوانه‌وار هم بازدید می‌کند. به خاطر جلوه‌ها ویژه‌ی تاریخ مصرف گذشته‌ای این بازی از آن صرف نظر نکنید.

The White Chamber

The White Chamber چی است؟ این رازی است که به این بازی زیبایی می‌بخشد. شما در نقش شخصیتی هستید که در یک ایستگاه فضایی متروکه به جست و جو می‌پردازد. خدمه‌ی این ایستگاه کجا هستند؟ چرا شخصیت اول بازی فلش بک‌های خشونت آمیز را به یاد می‌آورد؟ منظره‌های عجیب و غریبی که ظاهر می‌شوند از کجا آمده‌اند؟ حتی با وجود اینکه The White Chamber یک بازی رایگان است، اما فضای خوفناک و کارگردانی هنری فوق‌العاده‌ی آن باعث شده است بعد از گذشت سال‌ها هنوز این بازی در خاطره‌ها ماندگار باشد.

Fatal Frame 2: Crimson Butterfly

با استفاده از مکانیک Camera Obscura که در نسخه‌ی قبلی این مجموعه هم حضور داشت، بازی Fatal Frame 2: Crimson Butterfly موفق شد با استفاده از افسانه‌های محلی و فضای روستایی ژاپنی که زمینه‌ی حضور ارواح خبیث را فراهم می‌کرد، به این ایده جان دوباره‌ای ببخشد. داستان آن هم زیاد شوکه کننده نبود بلکه با در بر داشتن ماهیت آن‌چه باعث شد فیلم‌هایی مانند Ringu به آثاری به یادماندنی تبدیل شوند، بیشتر غم انگیز و ناراحت کننده بود.

System Shock 2

درست است که نسخه‌ی اول System Shock برای نخستین بار به ما ایده‌ی تیراندازی اول شخص نقش‌آفرینی را معرفی کرد، اما System Shock 2 نشان داد که این دنیا چه‌قدر می‌تواند وحشتناک باشد. بیشتر این موفقیت نیز مدیون صداگذاری محشر و نورپردازی بی‌نقص آن است. این بازی تجربه‌ی قدرت‌مندی است که دشمنان ترسناکش باعث می‌شود بر جذابیت آن افزوده شود. در کل System Shock 2 بازی فنی‌تری بود و سرعت پیشرفت ثابت و خوبی داشت و روی هم رفته با وجود اینکه صحنه‌های آزار دهنده‌ای را روی صفحه‌ی نمایشگرتان نشان می‌داد، اما شما را درگیر خود می‌کرد.

Alan Wake

مدت زیادی بود که عنوان ترسناک استودیوی Remedy در حال ساخت بود. می‌دانستیم این بازی بلاک‌باستر بزرگی نبود و از ابتدا هم قرار نبود جهش عظیمی در بازی‌های ترسناک ایجاد کند، اما موفق شد با نورپردازی، صداگذاری و صحنه سازی فوق‌العاده‌ی خود، داستانی غیرمعمول را برای مخاطب روایت کند. هرچند ممکن است از آن سر در نیاورید یا شاید برای‌تان جذاب باشد به هر حال کابوس بی‌پایان Alan Wake و مشکلات درونی او با نویسندگی و ورود شیاطین ساخته‌ی ذهن او به دنیای واقعی، هنوز هم ارزش تجربه کردن را دارد.


ترسناک‌ترین بازی که تاکنون تجربه‌ کرده‌اید چه نام دارد؟ کدام یک از بازی‌های این لیست شما را بیشتر از همه وحشت زده کرده است؟

منبع : وینفون
373 پست
رسول امینی
I Was Born in 1997 and Played My First Game in 2005 Which it Was Resident Evil 4. A Huge Fan of Video Games, Especially Open-world, Historical and Survival Horror Genre and Spend a Lot of Time on Playing. My Top No-Doubt Games Are Dark Souls 3, The Witcher 3: Wild Hunt, Resident Evil 4, Horizon Zero Dawn, God Of War 2018 and Bloodborne. Most of the Time in My Daily Life, i Write Articles for WinPhone.Ir
مطالب مرتبط
تبلیغات
در مای نوکیا بخوانید
دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده
برای نوشتن دیدگاه می توانید به حساب کاربری خود وارد شوید ورود ارسال نظر به صورت مهمان
برچسب ها: , , , , , , , ,